پایان نامه با موضوع 
منبع کنترل، عزت نفس، منبع کنترل درونی، رضایت از زندگ

پایان نامه با موضوع منبع کنترل، عزت نفس، منبع کنترل درونی، رضایت از زندگ

حل مساله و ۴) تحمل پایین برای ناکامی بهنگام مواجهه با مشکل است ( چانگ و دزوریلا ،b1996؛ میدو – الیورز و دزوریلا ، ۱۹۹۶) [۳۱].
کانت ، دزوریلا و میدو – الیورز(۱۹۹۷) اظهار می دارند بعلت اینکه جهت یابی منفی مشکل به معنی این است ، که مشکلات روزانه از نظر روانی معنی تهدید کننده و بدبینانه برای فرد دارندانتظار می رود ، که این بُعد علاوه بر تاثیر غیر مستقیمی که از طریق حل مناسب مساله ( مانند استفاده از تکنیک های حل مساله ) بر سلامت فرد دارد ، تاثیر مستقیم بلاواسطه بر سلامت روان شناختی داشته باشد.
نتایج مطالعه پریستر و کلام (۱۹۹۳) اهمیت ارزیابی حل مساله بویژه عامل اعتماد ۱۳۱ را بعنوان تعدیلگر ارتباطات استرس – افسردگی و استرس – ناامیدی تایید می کند.
مطالعه دیکسون و همکاران ( ۱۹۹۱) نیز نشان داد که عامل اعتماد نسبت به عامل کنترل یا عامل گرایش – اجتناب به طور قابل اطمینانی با افسردگی و نا امیدی ارتباط دارد ( پریستر و کلام ، ۱۹۹۳).
هم چنین نتایج تحقیق کسیدی و لانگ ( ۱۹۹۶) نیز حاکی از این است که افراد مبتلا به اختلالات خلقی در حل مساله فاقد اعتماد هستند.
دیکسون ، هپنر و آندرسون ( ۱۹۹۱) دریافتند، که از عوامل ارزیابی حل مساله ( اعتماد حل مساله ، شیوه گرایش – اجتناب و کنترل شخصی۱۳۲ ) عامل اعتماد در حل مساله قویترین ارتباط را با فکر خودکشی و نا امیدی داشت. بنابراین ارزیابی اعتماد که سطح کلی خودکارآمدی فرد را می نمایاند ( هپنر، ۱۹۸۸) ممکن است انعطاف پذیری کلی که منبع مهمی درمقابله با ناامیدی و فکر خودکشی است را منعکس کند.
بررسی کوین ۱۳۳ و همکارانش ( ۱۹۸۱) نشان داد که افراد افسرده تمایل به ارزیابی موقعیت های مساله زا دارند. به گونه ای که در مرحله ارزیابانه مقابله نیاز به اطلاعات بیشتری دارند ، در تلاش بیشتری برای جستجوی توصیه های دیگران و حمایت عاطفی هستند و از مقابله اجتنابی بیشتری استفاده می کنند. ( کویکن ۱۳۴ و بروین ۱۳۵ ، ۱۹۹۴).
بیلینگز و موس ( ۱۹۸۱) دریافتند اشخاصی با افسردگی بالا تمایل به استفاده بیشتر از مقابله اجتنابی و هیجان مدار دارند. در حالیکه مقابله مساله مدار با میزان پایین تر نشانه های افسردگی ارتباط دارد ( کویلن و بروین ، ۱۹۹۴) .
همچنین بیلینگز و همکارانش ( ۱۹۸۳۹) دریافتند که کمتر احتمال دارد اشخاص افسرده از مقابله مساله مدار استفاده کنند. آنها به احتمال بیشتر درگیر جستجوی اطلاعات ومقابله هیجان مدار می شوند ( کویلن و بروین ، ۱۹۸۴).
فولکمن و لازاروس ( ۱۹۸۶) نیز دریافته اند ، که مقابله فرار – اجتناب با نشانه های افسرده سازتر ارتباط دارد( کویکن و بروین ، ۱۹۹۴)
بررسی کویکن و بروین ( ۱۹۹۴) نیز حاکی از این است که افراد افسرده در مقایسه با افراد غیر افسرده به هنگام مواجهه با رخدادهای استرس زا بیشتر از روش فرار – اجتناب ۱۳۶ استفاده کردند ۱۳۷ . فولکمن و لازاروس ( ۱۹۸۶) استدلال کرده اند، که اشخاصی با افسردگی بالا در موقعیت های استرس زا نسبت به تهدید آسیب پذیرترند و باندورا (۱۹۹۷) عنوان می کند، که ممکن است ارزیابی تهدید منجر به مقابله اجتنابی تر شود. بنابراین اگر بیماران افسرده موقعیت بین فردی استرس زا را تهدید کننده تر درک کنند ( ارزیابی اولیه ) و از توانایی شان برای مقابله نامطمئن تر باشند ( ارزیابی ثانویه ) این ممکن است افزایش مقابله اجتنابی و کاهش رویکرد گرایش را در این مطالعه توضیح دهد ( کویکن و بروین ، ۱۹۹۴).
بررسی کسیدی و لانگ ( ۱۹۹۶) نیز نشان داد ، که افراد مبتلا به اختلالات خلقی کمتر احتمال دارد که از شیوه گرایش به حل مساله استفاده کنند.
نتایج پژوهشی هیلی ۱۳۸ و همکاران ( ۱۹۹۶) نیز حاکی از این است ، که گرایش به حل مسئله با میزان بالاتر رضایت از زندگی و میزان پایین تر افسردگی در آینده ارتباط دارد؛ بر عکس ، استفاده از مقابله اجتنابی با میزان بالاتر افسردگی و میزان پایین تر رضایت از زندگی ۱۳۹ در آینده ارتباط دارد. در تحقیقات اولیه شیوه های حل مساله از چارچوب های مشخص رفتاری تبعیت می نمود ولی در حال حاضر تاکید از نگاه رفتاری به سوی فرایند شناختی با عوامل سبک های حل مساله تغییر جهت داده است هر چند در ادبیات روان شناسی در مورد مفهوم مهارت حل مساله و سبک های حل مساله تفاوت وجود دارد ( تیسدیل و لارنس ، ۱۹۸۶) . در همین راستا یکی از جنبه های ارزیابی شناختی کاربرد آن در سبک حل مساله است ؛ که بعنوان فرایند شناختی – رفتاری که در آن افراد راهبردهای مؤثری برای مقابله و کنارآمدن در موقعتیت های استرس زا شناسایی و کشف می کنند پیشنهاد شده است . ( هیپنرو ، تپرسون ، ۱۹۸۲ ، نزو، نزوپری ۱۹۸۶ ، نزو ، ۱۹۸۷) . در مطالعات متعدد سبک حل مساله متغیر بسیار مهمی در تفسیر بیماری روانی ، فهم و درک فرایند استرس شناخته شده است ( هپنر ، کامپا و برونینگ ، ۱۹۸۷؛ بروین ، ۱۹۸۸؛ نزو، ۱۹۸۹) .
۲-۱۳ حل مسأله / عزت نفس / منبع کنترل
در تحقیقی که توسط “ریدلورن ۱۴۰” ( ۱۹۹۵) انجام شد، رابطه مثبت و قوی بین عزت نفس بالا و منبع کنترل درونی در افراد مشاهده شد . همچنین بین منبع کنترل درونی ، عزت نفس ، انگیزش و حل مسئله نیز رابطه معنی دار و مثبت وجود دارد.(تیلر، کندی۱۴۱ و دیگران ۱۹۹۵ به نقل از میرهاشمیان، ۱۳۷۷).بیابانگرد (۱۳۷۰) طی تحقیقی، رابطه بین عزت نفس، منبع کنترل و پیشرفت تحصیلی را مورد بررسی قرار داد و بین سه متغیر مذکور رابطه مثبت و قوی پیدا کرد.
تحقیقات متعدد انجام شده بیانگر تاثیر بسیار زیاد توانایی حل مسائل افراد در جلوگیری از بروز ناهنجاری های رفتاری بوده است. در تحقیقی توسط ترزا ( ۱۹۹۵) ۱۴۲ ، این توانایی در پیشگیری از خودکشی مؤثر نشان داده شد.
مطالعات بور۱۴۳ ( ۱۹۷۸) نشان داده است، که میزان خودکشی با سطح متوسط بیرونی بودن۱۴۴ همبستگی مثبت دارد ( جلی و زیگلر) .
نتایج بررسی نزو ( ۱۹۸۵) نیز حاکی از این است ، که افرای که مهارتهای حل مساله شان را سودمند ارزیابی کردند در مقایسه با گروهی که مهارتهای حل مساله شان را غیر سودمند ارزیابی کردند جهت یابی کنترل درونی بیشتری گزارش نمودند.
سیگل ۱۴۵ و گریفین ۱۴۶ ( ۱۹۸۴) در مطالعات خود نیز دریافته اند که میزان بالاتر افسردگی با کانون کنترل بیرونی بیشتر ارتباط دارد.
نتایج بررسی سولومون ۱۴۷ ، میکولینسر۱۴۸ و آویتروز ۱۴۹ (۱۹۸۷) نیز حاکی از این است ، که بین سبک های سازشی و کانون کنترل درونی – بیرونی رابطه وجود دارد و افراد بیرونی در مقایسه با افراد درونی بیشتر به سازگاری هیجان مدار متوسل می شوند ( صباغ ، ۱۳۷۳) .
در تحقیقات متعددی که توسط سیلور ۱۵۰ و آیورباخ ۱۵۱ (۱۹۸۶) ، ویشنیارسکی ۱۵۲ و کاپلوویتز ۱۵۳ (۱۹۸۶) و استریکلند۱۵۴ (۱۹۸۷) انجام گرفت شواهد مهمی به دست آمد مبنی بر اینکه افراد درونی به فرآیندهای سازگاری مساله مدار و افراد بیرونی بیشتر به فرآیندهای هیجان مدار متوسل می شوند ( لفکورت و دیویدسون ۱۵۵ ، ( ۱۹۹۱).
پارکیز ۱۵۶ ( ۱۹۸۴) اظهار می دارد یکی از دلایل اینکه بیرونی بودن همراه با سازگاری ضعیف است می تواند این باشد، که افراد هنگامی که معتقدند سرنوشتشان تحت کنترل شخصی است تمایل دارند که به نحو مؤثرتری کار کنند. این به نوبه خود منجر به سازگاری بهتر درونی ها می شود . به طور خلاصه به نظر می رسد که درونی ها نسبت به بیرونی ها اعتماد بیشتری در توانایی حل مشکلاتشان داشته باشند و از این رو تمایل دارند که مستقل از خواسته های دیگران قضاوت کنند(جلی و زیگلر ، ۱۹۹۲).
برنامه ارتقای تواناییهای اجتماعی(یل – نیوهون)۱۵۷ ، از جمله کنترل استرس ، حل مسئله ، تصمیم گیری و مهارت های ارتباطی آموزش داده شده حاکی از پیشرفت چشمگیر دانش آموزان گروه آزمایشی بود. توانایی برنامه ریزی و انتخاب راه حل های مناسب برای زندگی ، ارتباط و سازگاری با همسالان ، کنترل خود و اجتماعی شدن آنان به طور معناداری افزایش یافت ( کاپلان و همکاران ۱۹۹۲).
تلادو ۱۵۸ و همکاران ( ۱۹۷۴) دریافتند که توانایی بیشتر در حل مسئله با افزایش عزت نفس و پایگاه کنترل درونی رابطه دارد. ” شور۱۵۹ ” (۱۹۹۱) در پژوهش خود به این نتیجه رسید، که مهارت حل مسئله بین فردی با روابط اجتماعی مثبت ، همسالان ، امیدواری و همدلی رابطه مثبت دارد.
” کلی ” (۱۹۸۲) پیشنهاد کرد : سازگاری روانی باید در ارتباط با عملکرد ماهرانه اجتماعی در نظر گرفته شود. به طور مشابه گینترو ” بونی۱۶۰ ” ( ۱۹۹۳) پیشنهاد کردند، که رشد رفتارهای بین فردی یک رابطه مستقیم با کاهش اختلالات رفتاری و افزایش اعتماد به نفس دارد.
در تحقیقی که توسط میلر ۱۶۱، لفکورت، هولمز ۱۶۲، ویر ۱۶۳ و صالح ۱۶۴ ( ۱۹۸۰) بر روی ۸۸ زوج صورت گرفت مشخص شد، که افراد درونی در مقایسه با افراد بیرونی از هشیاری بیشتری برخوردار بوده و به هنگام گرفتاری و درگیری به نحو بهتری مشکلات خود را حل می نمایند ، از سوی دیگر افراد درونی به علت سازگاری متمرکز بر مشکل نسبت به افراد بیرونی از آمادگی بیشتری برای فهم و درک همسر و رفع مشکلات اساسی او برخوردار می باشند ( لفکورت و دیویدسون ؛ ۱۹۹۱) .
۲-۱۴ استرس/ عزت نفس/ منبع کنترل
بعضی صفات شخصیتی مانند برونگرایی / درونگرایی ۱۶۵، وبعضی ویژگی های شناختی مانند بدبینی / خوش بینی درکاهش یا تعدیل اثرات استرس تأثیر دارد.
صفات فوق پاسخ به استرس زاهای بالقوه و در نتیجه آسیب پذیر را تحت تأثیر قرارمی دهد. از آنجا که سطح فعالیت کورتیکال۱۶۶ در افراد درونگرا ، بالاست ، حالت برانگیختگی بیشتری در موقعیت های استرس زا را نشان می دهند. همچنین آنها در مقایسه با افراد برون گرا نسبت به تحریک حساس تر می باشند. از طرف دیگر ، درون گراها تحمل کمی نسبت به تنش یا محرک های دردآور دارند. آزمایشات نشان می دهد برون گراها سطح بالاتری از نور و صدا را تحمل می کنند تا درونگراها و توانایی بیشتری جهت تحمل محرک های درد آور و آزارنده دارند ( ساترلند و کوپر ، ۱۹۹۰) .
افراد با منبع کنترل ۱۶۷ درونی ، بهتر با موقعیت استرس زا مدارا می کنند و در نتیجه تهدید و تنش کمتری را تحمل می کنند. افراد با منبع کنترل بیرونی ، در موقعتیت های ناکامی ، سازگاری و توان مقابله کمتری دارند.
از آنجا که افراد با منبع کنترل درونی ، به دنبال اطلاعات و شناخت بیشتری درباره محیط و سلامتی خود می باشند، نتایج اکثر پژوهش ها نشان می دهد که این افراد احتمال بیشتری دارد ، به رفتارهای پیشگیرانه و سلامتی آور روی آورند ( رایس ، ۱۹۹۲؛ ساترلند و کوپر ، ۱۹۹۰) . همچنین افراد بامنبع کنترل درونی استرس شدیدتری د رموقعیت ” غیر قابل کنترل ” در مقایسه با شرایط ” کنترل پذیر ” تجربه می کنند . در حالیکه افراد با منبع کنترل بیرونی ، استرس کمی در موقعتیت های کنترل ناپذیر نشان می دهند تا

مطلب مرتبط :   منبع مقاله درباره رضایت زناشویی، دانشجویان، رضایت از زندگ، رضایت از زندگی

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu