منبع تحقیق درباره 
حمایت اجتماعی

منبع تحقیق درباره حمایت اجتماعی

دانلود پایان نامه

ن آمریکا (2010)، سرطان سینه یکی از سه نوع سرطان است که باعث تاثیر اقتصادی 88 میلیارد دلار می‎شود.

2-1-2- انواع سرطان سینه
انواع مختلفی سرطان از سرطان سینه وجود دارد. نوع سرطان سینه بستگی به سلول هایی دارد که سرطانی شده اند. سرطان سینه در نواحی مختلف سینه از قبیل مجرای سینه و … رخ دهد. انواع معمول سرطان سینه شامل کارسینوم داکتال و کارسینوم لوبولار می‎شود. در کارسینوم داکتال مجاری حمل شیر و در کارسینوم لوبولار غدد شیری سرطانی می‎شوند(نیکلسون، گی، 2000).
2-1-3- عوامل خطرزا
سابقه فامیلی احتمال ابتلا به سرطان سینه را 5 برابر افزایش می‌دهد، از این رو پیشگیری از این سرطان بسیار حائز اهمیت است تا این بیماری در مراحل ابتدایی تشخیص داده شود. نازایی و عدم شیردهی زنان از عوامل ابتلا به سرطان سینه به شمار می‌رود، زنانی که پس از بارداری شیردهی نداشته یا نازا هستند، یکی از فاکتورهای خطر برای ابتلا به این سرطان را دارا هستند. سن بالا، سابقه فامیلی ابتلا به سرطان، اولین حاملگی بالای 30 سال، قاعدگی زیر 12 سال، یائسگی بالای 55 سال، عدم حاملگی، عدم شیردهی و هورمون‌ درمانی بعد از یائسگی از عوامل خطر در ابتلا به سرطان سینه هستند. بنابراین عوامل خطرزا را می‎توان بصورت زیر دسته بندی کرد:
سن بالا
سطح بالای فاکتور رشد شبه انسولینی در خون زنان پیش از یائسگی

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

سطح بالای استروژن در خون زنان قبل از یائسگی
سابقه سرطان سینه در فامیل در بسیاری از مبتلایان به سرطان‌های سینه و تخمدان وجود داشته است.
سابقه قبلی ابتلا به سرطان سینه و یا برخی موارد غیر طبیعی دیگر در بافت سینه
افزایش مواجهه زنان با هورمون استروژن که در شرایط زیر رخ می‌دهد: بروز اولین دوره قاعدگی قبل از ۱۳ سالگی، یائسگی بعد از ۵۱ سالگی، استفاده از درمان جایگزینی هورمون با استروژن، افرادی که در طول زندگی باردار نشده‌اند و یا اولین بارداری آنها بعد از ۳۰ سالگی بوده‌است.
اضافه وزن و چاقی خصوصاً بعد از یائسگی
مصرف الکل
زندگی بی تحرک و فعالیت بدنی کم(نیکلسون، گی، 2000).
2-1-4- علائم سرطان سینه
دردهای شایع سینه به دو دسته دوره‌ای و غیردوره‌ای تقسیم می‌شود که دردهای دوره‌ای در زنان 30 تا 35 ساله در نیمه دوم قاعدگی یا در صورت مصرف هورمون دیده می‌شود. دردهای دوره‌ای غالبا دو طرفه هستند و به علت شدت درد به زیر بغل منتشر می‌شوند و همچنین با مصرف کافئین یا در صورت اضطراب و افسردگی تشدید می‌شوند و عموما علت این دردها تغییرات هورمونی است. این دردها بدون ارتباط با قاعدگی هستند، معمولا در افراد بالای 40 سال دیده می‌شود و ماهیت سوزنی یا کششی دارند. علت دردهای غیردوره‌ای عموما کیست‌های ناحیه سینه، دردهای قلبی و عضلانی، توده‌های خوش خیم یا بدخیم سینه هستند. گاهی اوقات نیز به علت بزرگی بیش از حد تومور در یک سینه، سینه ‎ها از حالت متقارن خارج شده و به طور واضح سینه یک طرف بزرگ‎تر از طرف مقابل می‎شود. البته اندازه دو سینه در افراد سالم نیز کاملاً مشابه نیست، اما بزرگی یک سینه نسبت به طرف دیگر که اخیراً ایجاد شده باشد، باید مورد توجه قرار گیرد(نبولتز و همکاران، 2000).
بطور کلی علائم سرطان سینه موارد زیر می‎باشند:
وجود توده و یا افزایش ضخامت در سینه و یا ناحیه زیر بغل
ترشح شفاف یا خونی از سینه
پوسته‌ریزی در نوک سینه
فرورفتن نوک سینه به داخل
فرو رفتگی پوست سینه که در آن پوست، حالتی شبیه به پوست پرتقال پیدا می‌کند.
وقوع تغییر شکل سینه که موجب متفاوت شدن آن با سینه دیگر شود.

تحریک پوست یا تغییراتی مثل چروک شدن، فرورفتن، پوسته پوسته شدن، یا چین و چروک
گرمی، قرمزی، و تورم همراه با جوش و دانه دانه شدن پوست سینه
زخم در پوست سینه که بهبود پیدا نکند(نبولتز وهمکاران، 2000).
2-1-5 -مراحل بیماری سرطان سینه
بیماری سرطان سینه مانند سایر بیماری‌های سرطان 4 مرحله اول تا چهارم دارد، مرحله اول آن کاملا قابل علاج قطعی است، مرحله دوم و سوم، مرحله کلینیکی است که بیمار باید تحت درمان‌های خاص و عمدتا جراحی و شیمی‌درمانی قرار گیرد؛ اما مرحله چهارم زمانی است که بیماری خیلی پیشرفت کرده است و کار زیادی برای آن نمی‌توان انجام داد. در سرطان سینه، مبتلایان شانس بالایی برای زنده ماندن داشته و پس از درمان، احتمال بازگشت و عود مجدد بیماری وجود دارد. سرطان سینه نیز یکی از انواع سرطانی است که به راحتی می‌توان با تشخیص زودرس از آن پیشگیری کرد و تنها شرط آن، هوشیار بودن مردم بخصوص زنان است(نیکلسون، گی، 2000).
2-2 – سبک‎های مقابله‎ای
درد مرتبط با سرطان از شایع‎ترین و پر اهمیت‎ترین پیامد روانی، اجتماعی سرطان است، که راهبرد مقابله‎ای مناسب را می‎طلبد، عوامل پزشکی نظیر راجعه بودن غده، محل غده، نوع درمان و زمان شروع درمان با خصوصیات و شدت درد بیماران سرطانی همراه هستند. اگر چه عوامل مربوط به غده و درمان می‎توانند سبب شناسی فیزیولوژیکی درد مرتبط با سرطان را تبیین کنند. درک و شدت تجربه درد تحت تاثیر عوامل شناختی، هیجانی، رفتاری و اجتماعی قرار می‎گیرد. بیمارانی که درد را به عنوان نشانگر پیشرفت بیماری تفسیر می‎کنند ممکن است درد را بسیار شدید و آشفته کننده‎تر نسبت به بیمارانی تجربه نمایند که درد را به عنوان یک رخداد خوش خیم تفسیر نمایند(رحیمیان بوگر، 1388).محققان عوامل روانشناختی سهیم در سازگاری با درد را بررسی کرده اندآنها فاجعه سازی درد، اضطراب و ترس مرتبط با درد و درماندگی را به عنوان عوامل همراه با سطوح بالای درد و ناتوانی شناسایی کرده‎اند در حالی که نشان داده‎اند استفاده بیشتر از راهبردهای سازگارانه مقابله با درد و برخورداری از خودکارآمدی بالا با آمادگی برای تغییر و پذیرش کاهش درد همراه است(کیف، رامبل، اسکیپو، جیوردانو، پری، 2004).
بررسی‎ها نشان داده‎اند که واکنش‎های طبیعی نسبت به بحران سرطان شامل سه مرحله است مرحله اول در بردارنده واکنش‎های همراه با ناباوری به تشخیص درست بیماری؛ انکار وشوک است این مرحله به طور طبیعی نزدیک به یک هفته طول می‎کشد، مرحله دوم احساس درماندگی است که طی آن بیمار به آرامی واقعیت تشخیص بیماری را پذیرفته و معمولا یک تا دو هفته به درازا می‎کشد(هولند، گوان پایلز، 2000). در مرحله سوم که هفته‎ها یا ماه‎ها پس از تشخیص رخ می‎دهد بیماران راهبردها و سبک‎های گوناگون مقابله‎ای را به کار می‎گیرند. این راهبردها می‎توانند روش‎های اختصاصی برای مشکلات این بیماری باشند(رولند، 1989).
وضعیت اجتماعی، اقتصادی، باورهای شخصی در مورد بیماری، عوامل فرهنگی مقابله سبکهای مقابله‎ای معنویت و مذهب و حمایت اجتماعی از مهمترین عوامل روانشناختی هستند که سرطان و درمان آن را تحت تاثیر قرار می‎دهند(بایر، پاهریا، 2008). سبکهای مقابله‎ای نقش مهمی در سازگاری روانشناختی با سرطان ایفا می‎کنند. سرطان می‎تواند سازگاری زندگی را بهم بریزد در فرد مبتلا به سرطان، دسترسی به مراقبت پزشکی مناسب ممکن است بر فرآیند سازگاری با بیمار اثر بگذارد. مسایل مالی، دسترسی به مراقبت پزشکی مناسب و منابع فردی و اجتماعی، سطوح آشفتگی سازگاری با سرطان را تحت تاثیر قرار می‎دهد. منابع فردی شامل؛ عوامل شخصیتی، دانش، تجارب گذشته و سبک‎های مقابله‎ای می‎باشند و منابع اجتماعی در برگیرنده طیف وسیعی از حمایت اجتماعی از جانب افرادی است که با بیمار تعامل دارند. به عقیده محققان منابع فردی و اجتماعی برسازگاری جسمی و روان شناختی بیماری اثرات گوناگونی دارند و بیمارانی که منابع فردی غنی تری دارند نسبت به بیماران منابع فردی ضعیف تر، سطوح بالاتری از عملکرد جسمانی و روان شناختی را دارا می‎باشند(هلگسون، کوهن، اسچوانز، یسکو، 2000).
در سال‎های اخیر روان شناسان بیشتر مطالعه جنبه‎های روانی، رفتاری سرطان را آغاز کرده‎اند و به طور خاص، روان شناسی سلامت نقش مهمی در پرداختن به پیشگیری، تشخیص، درمان، بهبود، عود، مرگ و مردن بازی کرده است(بابارا، 1989). همچنین درمان روان شناختی پیش گیرانه می‎تواند به افرادی که از سرطان غیر قابل جراحی رنج می‎برند کمک کند که نسبت به گروه کنترل، عمر طولانی تری داشته باشند (ایزنک، 1991). مقابله یکی از متغیرهایی است که به صورت گسترده در چارچوب روانشناسی سلامت مطالعه شده است (هوبفول، شوارتز، چون، 1998). که در این بخش بدان پرداخته می‎شود.
2-2-1 – تعریف سبک‎های مقابله ای
مفهوم مقابله: تلاشهایی که برای کنترل و اداره کردن موقعیتهای خطرناک و استرس زا انجام می‎پذیرد و این مفهوم دارای سه ویژگی است که لازم است در زمان کاربرد آن، توجه کامل داشت: 
مقابله کردن مستلزم تلاش و برنامه‎ریزی است.
نتیجه نهایی واکنشهای مقابله ای را همیشه مثبت تلقی کرد.
مقابله کردن را یک مهارت فرآیندی در نظر گرفت که در طول زمان اتفاق می‎افتد(کریز، بی تا، ترجمه کریمی و اسماعیلی، 1383).
سبک‎های مقابله‎ای مجموعه‎ای از فعالیت‎ها و فرایندهای رفتاری و شناختی برای ممانعت، مدیریت یا کاهش استرس است(شاملو، 1384).
در رویکردهای اولیه سبکهای مقابله‎ای را به سه سبک اصلی تقسیم کرده اند: سبک مقابله مسأله مدار: که عملکرد مستقیم برای کاهش استرس و یا افزایش مهارتهای مدیریت استرس است.سبک مقابله اجتناب محور: که مشخصه آن اجتناب از مواجهه با عوامل استرس زا است وسبک مقابله هیجان محور: که شامل راهبردهای شناختی می شود که حل یا حذف عامل استرس زا را با دادن نام وتعبیر جدید به تأخیر می‎اندازند(بیلینگز وموس,1981 زیدنروعندلر,1996).
به عقیده هاونس، سولیوا، تیلشن (1991) سبکهای مقابله‎ای، فرآیند مقابله فرد برای مدیریت تنش هستند. لیونه و ویلسون (2003) مقابله را کنترل مطالبه‎های خارجی وداخلی که افزون بر توانایی فرد تصور می‎شود می‎دانند.مقابله به کارگیری روشها است، این روشها، روش های سازگارانه (سودمند) و ناسازگارانه (غیرموثر) توسط فرد در جهت سازگار شدن با یک تهدید برای ایجاد تعادل روانی در او است را شامل می‎شود (فورتیناش، هالیدی، 2004). مقابله تلاش‎های شناختی و رفتاری به منظور کنترل موقعیتهای تهدید آمیز است(سارافینا، 2002، تانکی، موسابک، انجین و کوتلا ,2008). در کل سبکهای مقابله‎ای شامل تلاشهایی است که افرادبرای حل وفصل شرایط استرس زا می‎کنند( لازاروس، 1998).
آنچه تحت عنوان مهارت‎های مقابله‎ای مطرح می‎شود در واقع همان روش‎های برخورد با مسائل است که از طرف فرد به طور آگاهانه انجام می‎شود و نتیجه آن حل مشکل و دور ماندن از آسیب‎های ناشی از بحران‎های روحی پیش آمده است. در این میان مقابله‎های ناکارآمد نیز تلاش هایی هستند که اگرچه برای مقابله با شرایط دشوار به کار گرفته می‎شوند ولی نوعا به بدتر شدن اوضاع و پیچیده‎تر شدن وضعیت منجر می‎شوند مانند افرادی که برای کاستن از استرس به مواد مخدر روی می‎آورند(پاری، 1991، ترجمه مقدسی، 1385).
برای حل تنش‎های موجود و ارائه راه حل‎های مناسب ۳ عامل اساسی یعنی فهم و درک موقعیت استرس زا، انجام دادن راهکارهای مناسب و بالاخره توانایی در جهت کنترل هیجانات ناشی از این فشار نقش مهمی را ایفا می‎کنند. این تقسیم بندی اغلب تحت عنوان کلی مقابله‎های متمرکز بر هیجان و مقابله‎های متمرکز بر مساله (مشکل) طبقه بندی می‎شود. مقابله‎های متمرکز بر هیجان شامل عملکردهایی همچون درخواست حمایت از دیگران، تلاش فرد برای نگران نبودن و توجه به موضوعات مثبت به منظور کاهش هیجانات منفی ناشی از آن استرس است و مقابله‎های متمرکز بر مساله شامل جستجوی اطلاعات، جستجوی حمایت اجتماعی و کوشش برای عمل کردن به روش دیگر جهت حل آن مشکل و در نهایت دوری از موقعیت‎های استرس زاست. در حقیقت افراد با بهره گرفتن از روش‎های مقابله‎ای هیجان مدار ابتدا بر هیجانات ناشی از یک استرس غلبه می‎کنند و سپس در شرایط مساعد با بهره گرفتن از روش‎های مقابله‎ای مساله مدار این مشکلات را از میان برمی دارند(شاملو، 1384).
2-2-2 – استرس و مهارت‎های مقابله ای
وقایع تنش زا و استرسهای ناشی از آن به عنوان علت بیماری‎های بسیاری در نظر گرفته می‎شود، با این حال مهمتر از آن ویژگی‎های شخصیتی و نحوه‌ی مقابله افراد با چالشهای زندگی میباشد. مهارت مقابله با استرس شیوهای چند مرحله‌ای است که فرد را قادر میسازد با به کار بردن آن مراحل، مدیریت موقعیت تنش زا را بر عهده بگیرد. نتایج بدست آمده در پژوهش جانگ، توردارسون، استین، چان، تایلور، (2007) حاکی از آن است که متعاقب یک رویداد فشارزا، بیماری به وقوع میپیوندد. هرچند در مورد همه آزمودنیها مشاهده نمی شود، ولی به طور کلی افرادی که منابع مقابله ضعیف و ناکارآمد در مواجهه با فشار روانی دارند، بیشتر احتمال بروز بیماری در آنان وجود دارد. بعضی از راهبردهای مقابله‎ای نه تنها در تغییر موقعیت مشکلزا نقش ندارند بلکه ممکن است به طولانی شدن آن منجر شوند که به تداوم نشانه های بیماری‎ها دامن میزند. بنابراین زمانی که فرد تحت استرس قرار میگیرد، باید مهارتهای مقابلهای لازم را داشته باشد تا بدین وسیله بتواند اثرات استرس را بر جسم و روان کاهش دهد. چنانچه استرس مدیریت شود و مهارت مقابلهای موثر موجود باشد، قطعاً فرد بهتر قادر خواهد بود تا با نیازها و چالشهای زندگی مقابله کند و اثرات مخرب استرس را بر جسم و روان خویش مهار کند(جانگ و همکاران2007).
یکی از عواملی که در پژوهش‎های متعددی موثر بودن آن مورد تایید قرار گرفته، سبک‎های مقابله‎ای است. امروزه تنیدگی و استرس به بخش مهم و اجتناب ناپذیری در زندگی آدمی تبدیل شده است. بررسی‎ها در زمینه تنیدگی بر این نکته تاکید دارند که آنچه سلامت رفتار را با خطر روبرو می‎سازد خود تنیدگی نیست بلکه شیوه ارزیابی فرد از تنیدگی و روش‎های مقابله و مدیریت تنیدگی می‎باشد(اندرسون، رامو، 2006).
لازاروس و فولکمن(1984الف) دو شیوه مقابله عمومی، مقابله متمرکز بر مشکل و مقابله متمرکز بر هیجان را برای مهار استرس مشخص نموده اند. مقابله متمرکز بر مشکل، مهارتی است که بر پرداختن به خود مسئله یا موقعیت تمرکز می‎کند مثل ارزیابی مجدد مثبت و مقابله هیجان مدار معطوف به ناراحتی هیجانی بوده و به عواطفی که با آن موقعیت مرتبط است می‎پردازد نه کنترل خود موقعیت مثل اجتناب از مشکل. افرادی که از راهبرد مقابله‎ای هیجان مدار استفاده می‎کنند به جای تمرکز بر مشکل و حل آن بیشتر در پی آن هستند تا پیامدهای هیجان منفی عامل استرس زا را مهار کنند این افراد تحت تاثیر این راهبرد به جای مقابله از کنار مشکلات رد می‎شوند. راهبردهای مقابله‎ای هیجان مدار در کوتاه مدت برای کاهش تنش موثر هستند اما در بلند مدت اثرات منفی دارند ( پنلی، 2002، به نقل از موسوی، 1388).
بعضی از پژوهشها نشان داده‎اند که سبک‎های مقابله‎ای هیجان محور، ارتقاء سلامت

مطلب مرتبط :   مقاله رایگان درمورد وضعیت اقتصادی و اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu