مقاله رایگان درمورد  
سوء مصرف مواد

مقاله رایگان درمورد سوء مصرف مواد

دانلود پایان نامه

همان اندازه بیشتر از جلو چشمانمان ناپدید می شوند مانند سیاهی جنگل که زیر خورشید صبحگاهی به تدریج ناپدید می شود و زیبایی های آن آشکار می شود. بعد از آن هر زمان که هیجانات فوران کنند، آنها باعث زنجیره ای از افکار که ما را به اقدام مجبور می کنند، نمی شود. مراقبۀ ذهن آگاهی، ممکن است منجر به تسهیل رشد بینشِ فراشناختی شود، زیرا در این مراقبه (مانند بینش فراشناختی)، افکار و حوادث به صورت گذرا، ذهنی و غیر واقعی درک می شوند تا تجلی دقیق حقیقت (بیشاپ و همکاران، 2004).
با تمرین مهارت های ذهن آگاهی که نوعی آگاهی لحظه به لحظه می باشد، فرد به الگوهای افکار، احساس و تعاملاتش با دیگران بینش پیدا می کند و در نتیجه می تواند ماهرانه و بطور ثمربخش، نه اینکه به صورت اتوماتیک و ازروی عادت و ناهوشیارانه، پاسخ مناسب دهد (تیزدیل و همکاران، 2000). ناگفته نماند که این مهارت احتیاج به تمرین دارد. دیویس و همکاران (2007) بیان می دارند که ذهن آگاهی یک مهارت است و مانند یادگیری یک آلت موسیقی، نیاز به تمرین روزانه و تکراری دارد. از دیدگاه روانشناسی غرب، وقتیکه ذهن آگاهی هم از طریق مراقبه رسمی و هم با تمرین روزانه یاد گرفته می شود یک فرایند بیداری اتفاق می افتد( کابات-زین، 1999).
پژوهشگرانی از قبیل دیویدسون و همکاران (2003)، مالیبوف- هرتیوباس (2013)، نریمانی و همکاران (1389)، نجاتی و همکاران (1390)، موسویان و همکاران (1389)، صادقی و همکاران (1389)، بساک نژاد و همکاران (1390)، و حناساب زاده اصفهانی و همکاران (1388، 1389) در پژوهش های خود به نقش مثبت ذهن آگاهی یا درمان های بر پایۀ ذهن آگاهی بر سلامتی پی بردند.
2-2-4 اعتیاد
ارتباط بین اعتیاد و ذهن آگاهی و چگونگی تأثیرپذیری آن از ذهن آگاهی و همچنین ارتباط اعتیاد با استرس در زیر شرح داده می شوند.
2-2-4-1 اعتیاد و ذهن آگاهی
تحقیقات زیادی نشان می دهند که تمرین های مراقبه از قبیل ذهن آگاهی برای جلوگیری از اعتیاد و نیز در درمان آن موثر هستند. بوئن و همکاران (2009) بیان می دارند که ذهن آگاهی از طریق افزایش آگاهی، تنظیم و تحمل عوامل بالقوه ای که منجر به عود مصرف می شوند، توانایی مقابله با محرک های برانگیزانندۀ مصرف مواد منتهی به عود را افزایش می دهد و چرخه اتوماتیک قبلی رفتارهای سوء مصرف مواد را قطع می کند. لارمیر و همکاران (1999) بر این عقیده اند که ذهن آگاهی یعنی قبول زمان حال، در حالیکه اعتیاد خواسته تکراری برای اجتناب از زمان حال است که منتهی به برانگیختن انگیزه برای سوء مصرف مواد می شود. در جریان عود مصرف، آگاهی و قبولی که به وسیله ذهن آگاهی تقویت شده است ممکن است به تشخیص و کاهش سرزنش، احساس گناه، و تفکر منفی که باعث افزایش خطر عود مصرف می شود، کمک کند (برزلین و همکاران، 2002).
در تحقیقی که توسط تیزدیل و همکاران (1999، به نقل از برزلین و همکاران، 2002) صورت گرفت، یک تحلیل پردازش اطلاعات از عود مصرف مواد به صورت زیر ارائه شده است:

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

تمرین های ذهن آگاهی از طریق افزایش آگاهی و توجه یا حساسیت زایی به الگوهای افکار و هیجاناتی که به صورت بالقوه باعث هدایت به عود مصرف می شود و همچنین حساسیت زدایی از محرک های برانگیزانندۀ مصرف مواد به خصوص عاطفۀ منفی (از طریق درگیری کامل با محرکهای عاطفه منفی) به جلوگیری از عود مصرف کمک می کنند. در واقع این تحلیل پردازش اطلاعات، دو مسیر اساسی را برای مصرف مواد تشخیص می دهد: 1- نیمه هوشیار (فعال شدن شبکۀ حافظه مرتبط به مواد) 2- هوشیار (خودکارآمدی و انتظارات پیامد)؛ دو روشی که به وسیلۀ آنها ذهن آگاهی می تواند توانایی پاسخ دادن به صورت انعطاف پذیر و با آگاهی بالا در چالش با عاطفۀ منفی را افزایش و احتمال عود مصرف را کاهش دهد. این مطلب بدین معنی است که حساسیت زایی توجه به فرایندهای نیمه هوشیار و حساسیت زدایی هیجان (تحمل عاطفۀ منفی و شناخت های منفی) که هوشیار است، منجر به جلوگیری از عود مصرف مواد می شود.
بر اساس گفتۀ بلیک و همکاران (2011)، مراقبۀ ذهن آگاهی از انواع عملکردهای شناختی سطح بالاست که می تواند سوء مصرف مواد را تحت الشعاع خود قرار دهد. امروزه درمان بر پایۀ ذهن آگاهی در انواع مختلفی از اختلالات روانی راه پیدا کرده است، این درمان ها شامل افسردگی اساسی، اختلال اضطراب منتشر، اختلال شخصیت مرزی، اختلال خوردن، اختلال استرس پس از سانحه، و سوء مصرف مواد است (کومار و همکاران، 2008). چندین مطالعه کارآمدی مداخلات روانی بر پایۀ ذهن آگاهی را در جلوگیری از افسردگی اساسی، اضطراب، روان پریشی، مشکلات تصویر بدن، و سوء مصرف مواد را هم در جمعیت بالینی و هم غیربالینی نشان داده اند (چمبرز و همکاران، 2009).
مراقبۀ ویپاسانا ، تمرینی بودایی بر پایۀ ذهن آگاهی، جایگزینی است برای افرادی که نمی خواهند در درمانهای اعتیاد سنتی شرکت جویند و یا در این درمانها موفق نبوده اند (بوئن و همکاران، 2006). به طور کلی، امروزه از مهارت های ذهن آگاهی به عنوان روشی برای مقابله کردن با تحریکاتی که باعث عود مصرف می شوند، استفاده می شود.

2-2-4-2 اعتیاد و استرس
در بین عواملی که در شروع مصرف مواد و عود ذکر شدند، بعضی مهمتر از بقیه می باشند به عنوان مثال استرس که از فاکتورهای خطرزا می باشد، عامل مهمی در عود مصرف مواد است. محققان مختلفی نقش مهم استرس را در روی آوری به اعتیاد و عود مصرف آنها به اثبات رسانده اند. به عنوان مثال نتایج تحقیقی که توسط سینها و همکاران (2008) انجام گرفت، نشان داد که مکانیزم هایی که به استرس مربوطند در ابتلا به اعتیاد و عود آنها به عنوان اختلالات مزمن، سرنوشت سازند. به طور طبیعی، فعال شدن دو سیستم مرتبط یعنی سیستم نورواندوکرین و سیستم عصبی خودمختار در پاسخ بیولوژیکی به استرس در انسانها عمل می کند بدین صورت که این دو سیستم بدن را برای عمل مهیا می کند؛ جزء اصلی برای کنترل استرس در سیستم نورواندوکرین، محور هیپوتالاموس- هیپوفیز- آدرنال HPA است (پاتچو و پاتچو، 2006). به گفتۀ بِرِوِر و همکاران (2009)، استرس در «اختلالات سوء مصرف مواد» عامل مهمی به شمار می رود. حوادث استرس زا و آشفتگی های روانی مکرر در بین افرادی که «اختلالات سوء مصرف مواد» دارند، به عنوان دلایل عود مصرف مواد ذکر شده اند (والاس، 1989، به نقل از بِرِوِر و همکاران، 2009). در کل، مدارک قابل ملاحظه ای وجود دارند که بیان می دارد زمانی که افراد پاک شده از مواد، در معرض استرس قرار می گیرند حالت برانگیختگی رو به گسترشی مانند القاء شدن به وسیلۀ محرک های برانگیزانندۀ مصرف مواد، در آنها به وجود می آید (بِرِوِر و همکاران، 2009). در کل به خوبی مشخص شده است که استرس، پیش آگهی آشفتگی های روانی می باشد (چنگ، 2001، به نقل از موریسون و اُکانر، 2005).
2-2-5 درمان «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» یا MBSR
درمان «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» توسط جان کابات- زین ابداع شده است. این درمان هم اکنون در بیش از 240 بیمارستان و کلینیک در آمریکا و کشورهای خارجی آموزش داده می شود (آپل و کیم آپل، 2009). رویکرد کابات- زین برای درمان سوء مصرف مواد شامل وارسی بدن (فن آگاهی از بدن)، یکسری از تغییرات عمدی را در بر می گیرد که در آغاز بر کل بدن و سپس بر هر بخشی از بدن در یک شیوۀ بدون داوری متمرکز می شود (کابات- زین، 1990، به نقل از زگیرسکا و همکاران، 2009 ). این درمان یک مداخلۀ درمانی 8 هفته ای است که شرکت کنندگان هفته ای یکبار برای تقریباً 5/2 ساعت به اضافۀ یک روز کامل ملاقات می شوند. در این درمان گرچه تکنیک ذهن آگاهی به صورت خالص و بدون کاربرد دیگر درمان های تکمیلی استفاده می شود، اما در خود مداخلات شناختی، رفتاری و آموزشی- روانی را دارا است (دیمیدجیان و لینهان، 2003؛ رومر و اورسیلو، 2003).
کابات- زین تعریف خود از ذهن آگاهی را به صورت مفهوم سازی کیفی ارتقا بخشید و نشان داد که چگونه یک فرد از سلامت خود در فرایند ذهن آگاهی مراقبت کند (کابات-زین، 1990). کابات زین در 1990 ذهن آگاهی را به عنوان آگاهی قضاوتی لحظه به لحظه تعریف می کند، او در سال 1994 توجه کردن به اهداف در حال حاضر به شیوه خاص و به صورت غیر قضاوتی را ذهن آگاهی می داند و در سال 2003 تعریف خود را کامل تر کرده و ذهن آگاهی را نوعی از آگاهی می داند که از طریق توجه به اهداف واقعی و بودن در زمان حال، بدون قضاوت راجع به تجربیات آشکار لحظه به لحظه پدیدار می گردد (کابات-زین، 2003). شاپیرو و همکاران (1998) با افزودن 5 کیفیت به 7 کیفیت مطرح شده از سوی کابات زین، مجموع آن ها را به 12 کیفیت رسانیدند، این کیفیت ها عبارتند از: غیر قضاوتی، پذیرش، صبر، اعتماد، بازبودن، رها سازی، آرامی، سخاوت، همدلی، سپاسگزاری، مهربانی عاشقانه، و ملایمت (به نقل از آذرگون و همکاران، 1388).
هیمل اشتین (2011) بیان می دارد که درمان «کاهش استرس بر پایۀ ذهن آگاهی» تاریخی طولانی از تحقیق دارد و در کاهش استرس و افزایش سلامتی روانی در جمعیت های مختلف در طول 3 سال گذشته، ثبات نشان داده است. همچنین ثابت شده است که کاربرد این درمان باعث کاهش یافتن کورتیزول بزاق (که نوعی واکنش به استرس می باشد) شده است ( کارلسون و همکاران، 2004). در کل، مطالعات جدید مراقبۀ ذهن آگاهی بر اساس رویکرد اصلی کابات- زین را برای درمان سوءمصرف مواد و نیز افسردگی، اضطراب و درد به کار برده اند (کابات-زین، 1990).
محققانی دیگری از قبیل گراسمَن و همکاران (2004)، گریسون و همکاران (2011)، اسپکا و همکاران (2011)، و گرامر و همکاران (2012) هم در پژوهش های خود به نتایج مثبت درمان MBSR بر افزایش سلامتی در آزمودنی ها دست یافتند.
2-2-6 نشخوار فکری
تفکر در بارۀ مشکلاتمان، بدون شک، روشی مؤثر در حل مسائل است. اگر ما در پی آن هستیم که با یکی از جریانات زندگیمان انطباق پیدا کنیم، در بارۀ آن فکر می کنیم، راه حل های مختلف را مرور می کنیم، و سپس یکی از آنها را انتخاب می کنیم. ولی بعضی اوقات، ما در مرحلۀ تفکر در بارۀ مسئله باقی می مانیم و دورتر نمی رویم و این امر بیشتر زمانی می افتد که افکار ما منفی باشند. واتکینز و مولدز (2005) نشخوارفکری را افکار مربوط به احساس غم می دانند و از آن تحت عنوان نشخوار فکری غم یاد می کنند.
نشخوار فکری با افکار منفی تفاوت دارد، پاپا جورجیو و ولز در سال 2001 در مطالعه ای نشان دادند که افکار خودآیند منفی، ارزیابی های کوتاه و مختصری از شکست ها در بیماران افسرده اند، در حالی که نشخوار فکری، زنجیره ای طولانی از افکار تکراری، چرخان، و خود متمرکز و پاسخی به افکار منفی اولیه است (پاپاگورجیو و ولز، 2001). نالن هاکسما عوامل نشخوار فکری را در والدین بیش کنترل کننده، وجود سابقه آزار جنسی، هیجانی و جسمی از دوران کودکی به عنوان عوامل معنادار در شکل گیری سبک نشخوار فکری معرفی کرده اند (نالن- هاکسما و دیویس، 1999، به نقل از آذرگون و همکاران، 1388).
نشخوار فکری بر روی توانایی های طبیعی و انطباقی ذهن تأثیر می گذارد و منجر به مشکلات روانی بیشتر می شود، به عنوان مثال هولگین (2010) بیان می دارد که نشخوار فکری فرایندی توانا است که بر روی ظرفیت شناختی افراد تاثیر می گذارد و چالشی می شود که بعضی از افراد نمی توانند از اثرات منفی آن (از قبیل خستگی، استرس و اضطراب) بهبود یابند و یا بنا به گفتۀ آپتون (2011)، نشخوار فکری باعث شدید شدن و ماندگاری خلق منفی، تخریب تمرکز، تخریب حافظه و اختلال در حل مسئله می شود و انگیزه را برای رفتار ابزاری کم می کند و پیش بین شروع دوره های افسردگی در آینده است. مطالعات دیگری نشان داده اند که نشخوار فکری باعث خلق منفی پایدار، گسترش شناختهای منفی، و کاهش توانایی حل مسئله در آزمودنی های افسرده می شود (واتکینز و مولدز، 2005). بدبینی فزاینده به زندگی از دیگر عواقب نشخوار فکری است به عنوان مثال آزمایشات تجربی نشان داده اند که زمانی که به آزمودنی ها نشخوار فکری القاء می شود، آنها برای حوادث زندگی و یا مشکلات بین فردی توضیحات منفی بیشتری ارائه می دهند و همچنین در باره حوادث مثبت آینده بدبین تر هستند تا افرادی که «حواس پرتی» به آنها القا می شود (لیوبومیرسکی و نالن هاکسما، 1995، به نقل از موریسون و اُکانر، 2008).
نشخوار فکری از زمرۀ سبک های انطباقی شمرده می شود که بیشتر به منظور انطباق با هیجانات به کار برده می شود. اسپایکر (2011)، سبک های انطباقی را به سبک انطباقی متمرکز بر هیجان، سبک انطباقی متمرکز بر مسئله، و استراتژی انطباقی اجتناب تقسیم بندی کرد و در تحقیقش به این نتیجه رسید که سبک انطباقی متمرکز بر هیجان به صورت مثبت با نشخوار فکری هم پوشی دارد. البته ناگفته نماند که نشخوار فکری متمرکز بر هیجان ویژگی انطباقی و غیر انطباقی دارد. ترینور و همکاران (2003، به نقل از رود، 2011) بیان می دارند که جزء انطباقی نشخوار فکری «به اندیشه فرو رفتن» می باشد که به معنی تلاش شناختی و ارادی روی حل مسئله به منظور حفظ و برگرداندن خلق است و جزء غیرانطباقی آن «منفعلانه نشستن و فکر کردن» و یا تمرکز بر علائم افسردگی می باشد.
2-2-6-1 نشخوار فکری و استرس
در مورد ارتباط نشخوار فکری (متغیری در تحقیق) و استرس باید گفت که در واقع ایندو لازم و ملزوم یکدیگرند. در توضیح این لازم و ملزوم بودن، گاستلا ، 2006 (به نقل از اسپایکر ، 2011) بیان می دارد که نشخوار فکری، افکاری تکراری هستند که روی موقعیت های مشکل ساز تمرکز می کنند و خود به طور اختصاصی منبعی برای استرس در زندگی فرد می شود و یا ونزلاف و لوکستان (2003) بیان می دارند که تلاش برای اجتناب از افکار ناخوشایند در مواجهه با عوامل استرس زا، باعث عود این افکار و نشخوار فکری بیشتر و بدخلقی می شود.
در رابطه با ارتباط بین نشخوار فکری و استرس تحقیقات زیادی صورت گرفته که همگی نشان دهندۀ ارتباط تنگاتنگ این دو متغیر می باشند. گفته می شود که نوعی از نشخوار فکری در پاسخ به استرس شکل می گیرد و نشخوار فکری هم متعاقباً منجر به استرس بیشتر می شود. بنا به گفتۀ آپتون (2011)، انواع متفاوت نشخوار فکری شامل نشخوار فکری با محتوی عصبانیت، نشخوار فکری با محتوی افسردگی، نشخوار فکری در پاسخ به استرس، نشخوار فکری با محتوی اضطراب، نشخوار فکری با محتوی درگیری های بین فردی، و نشخوار فکری پس از حادثه است.
مفهوم نشخوار فکری در پاسخ به استرس به این موضوع اشاره دارد که نشخوار فکری (بصورت استنتاج منفی از حوادث) که بدنبال حوادث استرس زای زندگی شکل می گیرد، منجر به سبک شناختی منفی (عامل شروع سوء مصرف مواد و افسردگی) می شود (روبینسون و آلوی، 2003، به نقل از رود، 2011).
مطالعات دیگر، ارتباط تجربی بین نشخوار فکری و طولانی شدن

مطلب مرتبط :   پروتکل الحاقی

دیدگاهتان را بنویسید

بستن منو