پایان نامه با موضوع 
سلامت روان، موفقیت ها، ادبیات تحقیق، سبک اسنادی

پایان نامه با موضوع سلامت روان، موفقیت ها، ادبیات تحقیق، سبک اسنادی

ای تنیدگی زا گردیده و انرژی روانی را در مسیر کنش وری مؤثرتر، متمرکز سازد.

۱-۴ اهداف تحقیق
۱-۴-۱ هدف های کلی
بررسی رابطه بین سبک های حل مسئله و سلامت روان دانش آموزان دوم دبستان پسرانه تربیتدر سال ۱۳۹۳
۱-۴-۲ هدف های جزئی
۱. بررسی رابطه بین سبک های حل مسئله و افسردگی دانش آموزان دوم دبستان پسرانه تربیت در سال ۱۳۹۳
۲. بررسی رابطه بین سبک های حل مسئله و اضطراب دانش آموزان دوم دبستان پسرانه تربیتدر سال ۱۳۹۳
۳. بررسی رابطه بین سبک های حل مسئله و سلامت اجتماعی دانش آموزان دوم دبستان پسرانه تربیتدر سال ۱۳۹۳
۱-۵ فرضیه های تحقیق
۱-۵-۱ فرضیه کلی
بین سبک های حل مسئله و سلامت روان رابطه معناداری وجود دارد.
۱-۵-۲ فرضیه های جزئی
۱. بین سبک های حل مسئله و افسردگی رابطه معناداری وجود دارد.
۲. بین سبک های حل مسئله و اضطراب رابطه معناداری وجود دارد.
۳. بین سبک های حل مسئله و سلامت اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد.
۱-۶ تعاریف علمی و عملیاتی واژه ها
۱-۶-۱ تعاریف علمی:
حل مسئله:
حل مساله، راهبرد مقابله ای مهمی است که توانایی و پیشرفت شخصی و اجتماعی را افزایش و تنیدگی و نشانه شناسی روانی را کاهش می دهد (دزوریلا و شیدی،۱۹۹۲، به نقل از آقایوسفی و شریف، ۱۳۹۰).
سلامت روان:
سلامت روان مفهومی است که چگونگی تفکر، احساس و عملکرد ما را در مواجهه با موقعیت های زندگی نشان می د هد و به درک ما از خود و زندگی مان بستگی دارد. همچنین بسته به میزان برخورداری از سلامت روان عملکرد ما در کنترل استرس، برقراری ارتباط با دیگران، ارزیابی ها و انتخابمان متفاوت است. آنچه مسلم است حفظ سلامت روان نیز مانند سلامت جسم حائز اهمیت است. شاید اقداماتی در این زمینه صورت گیرد اما خدمات بهداشت روان عمدتا به گروه کوچکی ازافراد که مشکلات جدی و آشکار دارند اختصاص می یابد و به همه کسانی که از مشکلات طولانی روانی طولانی مدت رنج می برند یا افرادی که معمولا افسردگی و اضطراب را تجربه می کنند، کمک نمی کند. ممکن است تشخیص و ریشه یابی مشکلات مربوط به سلامت روان دشوار باشد اما متخصصان بهداشت روان با آگاهی از علائم، این مشکلات را تشخیص می دهند(محسنی، ۱۳۸۹، ۳۳۰).
۱-۶-۲ تعریف عملیاتی واژه ها:
حل مسئله:
نمراه ای است که آزمودنی از پرسشنامه حل مسئله بدست می آورد.
سلامت روان:
نمراه ای است که آزمودنی از پرسشنامه GHQ سلامت روان بدست می آورد.

فصل دوم:
ادبیات و پیشینه تحقیق

بخش اول: سبک های حل مسئله
۲-۱ سبک حل مسأله
افراد اغلب به این دلیل در مشکلی می مانند که سرسختانه تنها یک راه حل را برای مشکل خود به کار می برند، هنگامی که این راه حل عمل نمی کند آنها با تلاش بیشتر و با همان راه حل، کارشان را ادامه می دهند(واتز لاویک۱، ویکلند۲، و فیش۳، ۱۹۷۴). رشد تحقیقات درباره نقش واسطه ای ارزیابی و سبک شناختی در سال های اخیر موجب گسترش و توسعه دانش و کاربرد این نقش در عرصه سلامت روان گردیده است. یکی از جنبه های ارزیابی شناختی که در ادبیات تحقیق مطرح شده است سبک حل مسأله است (هپنر و پیترسن۴، ۱۹۸۲؛ نزو و پری۵ ۱۹۸۹) .
نزو ( ۱۹۸۷) سبک حل مسأله را بعنوان فرایندی شناختی- رفتاری تعریف می کند که افراد بواسطه آن راهبردهای موثری برای مقابله و کنار آمدن با موقعیت های مشکل زا در زندگی روزمره را شناسایی و کشف می کنند.
هاگا (۱۹۹۵) شیوه حل مساله را وسیله ای مفید برای مقابله با مشکلات موقعیتی تعریف می کند که به صورت فرایندی شناختی یا رفتاری، انواع پاسخ های بالقوه مؤثر را به موقعیت های مشکل آفرین ارائه می کند واحتمال انتخاب موثرترین پاسخ را از میان این راه حل های مختلف افزایش می دهد(کسیدی و لانگ، ۱۹۹۶۶).
نزو( ۱۹۸۷) یک فرایند پنج مرحله ای را پیشنهاد می کند که اگر به نحو مؤثری به کار گرفته شود، فرد نسبت به استرسورهای بیرونی مقاومت بیشتری نشان می دهد و کمتر مستعد افسردگی خواهد شد (کسیدی و لانگ، ۱۹۹۶).
الف) موقعیت یابی مشکل۷ – تشخیص این که مشکل وجود دارد.
ب) تعریف و فرمول بندی مسأله۸ – ارزیابی حیطه مشکل و تعیین اهداف واقع گرانه.
ج) ایجاد راه حل های گوناگون ۹ .
د) تصمیم گیری۱۰ – انتخاب راه حلّی برای اجرا.
و) اجرا و ارزیابی راه حل انتخاب شده ۱۱ . نظارت و ارزیابی موفقیت های حاصله از انجام راه حل برگزیده شده و تقویت خود برای موفقیت ها.
بر طبق این نظر حل مسأله مقدمتاً یک فرایند مقابله ای آگاهانه، منطقی، پر تلاش و هدفمند است که می تواند توانایی فرد را برای مقابله سودمند با انواع وسیعی از موفقیت های استرس زا افزایش دهد (دزوریلا و چانگ۱۲، ۱۹۹۵). الگوی سبک حل مسأله با تأکید بر نظریه سبک اسنادی افسردگی ابداع شده که می توان آن را به طور گسترده ای در مورد فرایند استرس نیز به کار برد. در تحقیقاتی که در ادبیات روان شناسی بر روی عنوان حل مسأله، استرس و اختلالات عاطفی بین سال های ۱۹۹۱ – ۱۹۸۵ صورت گرفته است پیش از ۸۶ مطالعه متفاوت شناسایی گردید که در تحقیقات اولیه توجه بر مهارت های حل مسأله۱۳ با استفاده از یک چارچوب مشخص رفتاری تأکید بیشتری داشته است. هر چند در مطالعات اخیر تاکید از نگاه رفتاری به سوی فرایند شناختی با عنوان سبک های حل مسأله تغییر کرده است. با این حال در ادبیات روان شناسی بین مفاهیم مهارت های حل مسأله و سبک های حل مسأله توافق کاملی وجود ندارد. نزو ( ۱۹۸۹) از شواهدی که از بررسی های خود به دست آورده بود اظهار می دارد که سبک های حل مسأله یک مفهوم واحد نیست(نزو و دزوریلا، ۱۹۸۹).
در تأئید این یافته مطالعات هپنرو و پترسون (۱۹۸۲) و هپنر، کامپا و برونینگ ( ۱۹۸۷) نیز طبیعت چند بعدی ساخت حل مساله را شناسایی و تأئید کرده است(کسیدی و لانگ، ۱۹۹۶). همچنین از شواهدی که از تحقیقات به دست آمد، مشخص شد که سبک های حل مسأله و طیفی از سایر متغیرها از قبیل سبک اسنادی، انگیزه پیشرفت، منبع کنترل، و واکنش های عاطفی در فرایند استرس مداخله دارند. مطالعات بیشتر نشان داد که بین این متغیرها تعامل وجود دارد. برای نمونه دیکسون، هپنر واندرسون (۱۹۹۱) رابطه بین سبک حل مسأله، درماندگی و میزان استرس وارده را با میزان پیش بینی خودکشی دانشجویان دانشگاه در مطالعه خود به دست آوردند(کسیدی و لانگ، ۱۹۹۶).
تعداد زیادی از مطالعات سودمندی مداخلات حل مسأله را در چندین حوزه تأیید می کنند. مثلاً دنهام۱۴ و آلمدیا۱۵ (۱۹۸۷) گزارش می کنند که ارتباطی عمیقی بین مداخلات مهارت های حل مسأله و سازگاری رفتاری در کودکان وجود دارد(کسیدی و لانگ، ۱۹۹۶). دوبو۱۶ و همکارانش (۱۹۹۱) در بررسی بر روی کودکان دریافتند، که تغییرات مثبت در مهارت های حل مسأله اجتماعی۱۷ با تغییرات مثبت در شاخص های سازگاری در طی زمان ارتباط دارد. تیسدیل و لارنس۱۸ ( ۱۹۸۶) در مرور ادبیات تحقیق نتیجه گرفتند که این رویکرد در مورد کودکان ناسازگار، نوجوانانی که اختلال هیجانی۱۹ دارند و بیماران روانپزشکی بزرگسال موفق بوده است و حاکی از این است که مهارتهای حل مساله به طور کلی پیش بینی کننده سازگاری موفقیت آمیز در زندگی هستند(کسیدی و لانگ، ۱۹۹۶).
بررسی های همه جانبه گرد آوری شده توسط کسیدی و لانگ (۱۹۹۶) برای دستیابی به توصیف کامل به جای مقایسه و هم چنین نقش یکپارچه کلیه متغیرها در یک ساخت، طرح یک ساخت ، طرح یک مقیاس چند عاملی را موجب شد. این مطالعه دو هدف رادر نظر گرفت. ۱) جمع آوری ابعاد شناخته شده که عمدتاً در کارهای هپنروپترسون (۱۹۸۲)، هپنرات، ال ( ۱۹۸۷- ۱۹۸۵)، نزو (۱۹۸۹ و ۱۹۸۷) منعکس شده بود. ۲) تدوین مقیاس برای ارزیابی متغیر فوق. نتیجه این کار تهیه پرسشنامه سبک حل مسأله گردید که در تحقیقات بعدی برای توضیح و روشن ساختن نقش سبک های شناختی در ارزیابی و پاسخ به استرس به کار رفته است(کسیدی و لانگ، ۱۹۹۶).
لازاروس ( ۱۹۶۶) اهمیت مطالعه پاسخ به استرس و رشد یک چهارچوب تبادلی را در مطالعه نقش فرد در ارزیابی تهدید و مشکل همراه با استرسورها و مقابله فعال در مقابل آنها شناسایی کرد. بر طبق نظر لازاروس مقابله فرد، تلاش های شناختی و رفتاری جهت اداره تقاضاهای بیرونی یا درونی و تعارض های بین آنها است به نحوی که فرد میزان تقاضاها را بیشتر از منابع خود ارزیابی می کند. لذا تئوری مقابله، به فراتر از مفهوم خودکارآمدی وخودآگاهی۲۰ می رود و بر ارزیابی شناختی بعنوان جزو ذاتی فرایند مقابله تاکید می کند(لازاروس،۱۹۹۱: به نقل از فرایدنبرگ).
در ادبیات تحقیق یک تمایز مهم، تمایز بین مقابله مساله مدار۲۱ با انواع دیگر مقابله است (فولکمن، ۱۹۸۴، فولکمن و لازاروس، ۱۹۸۵). افرادیکه از مقابله مساله مدار استفاده می کنند سبک های ویژه ای را رشد می دهند که عبارت از رفتارهایی است که برای کاهش یا حذف مشکل مورد بحث طرح ریزی شده اند. بنابراین مقابله مساله مدار وسیله سودمندی برای کاهش عواطف منفی مانند افسردگی، اضطراب و خشم است (فولکمن و لازاروس، ۱۹۸۸). بر عکس افرادی که از مقابله هیجان مدار استفاده می کنند تحت تاثیر عواطفشان قرار می گیرند. این افراد در مجموعه ای از رفتارها درگیر می شوند که در ابتدا جهت کاهش یا حذف این واکنشهای هیجانی منفی طرح ریزی می شوند، به جای اینکه مستقیماٌ مشکلاتی که این هیجانات منفی را ایجاد کرده اند هدف قرار دهند. چنین تلاشهایی جهت کاهش حالتهای هیجانی غیر سودمند هستند و اغلب حتی منجر به عواطف منفی بیشتری می شوند (بلانک استین۲۲ فلت۲۳ و واتسون۲۴ ، ۱۹۹۲) .
ویندل۲۵ و ویندل (۱۹۹۴) نیز در بررسی سبک حل مسأله نوجوانان دریافتند که سبک مقابله هیجان مدار پیش بینی کننده خلق افسرده است. در نظر گرفتن چندین احتمال ممکن است به توضیح ارتباط قوی بین مقابله هیجان مدار و نشانه های افسردگی کمک کند: اول اینکه هم مقابله هیجان مدار و هم خلق افسرده با ویژگی هایی مانند نشخوارکردن ۲۶ یا سرزنش خود ۲۷ مشخص می شوند. هم چنین ممکن است ارتباطشان تا حدی انعکاس ارتباط دو جانبه آنها با نوروزگرایی کلی یا عاطفه منفی۲۸ باشد(کارور، شایر و وینتراب۲۹، ۱۹۸۹؛ مک کیر۳۰ و کوستا ۳۱، ۱۹۸۶). احتمال دوم این است که نوجوانانی که از مقابله هیجان مدار استفاده می کنند ممکن است مستعد نشخوار در مورد استرسورها و عاطفه منفی همراه با این استرسورها باشند، که بدینوسیله وجود احساسات افسردگی را تشدید و طولانی می کند(نولن _ هوکسما، ۱۹۹۱).
۲-۲ ساختار شناختی حل مسأله
در سال های اخیر پیگیریهای منظم در مورد ساختار شناختی که درحل مسئله درگیر است از طرف روان شناسان شناختی به عمل آمده است. در مدل های ارائه شده تأکید زیادی بر دانش موجود در ساختار حافظه و نیز بسیاری از شبکه های معنایی مربوط شده است. از جمله این مدلهای می توان از مدل حافظه

مطلب مرتبط :   منبع مقاله درباره رضایت زناشویی، دانشجویان، رضایتمندی زناشویی، رضایتمندی

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu