مقاله رایگان درباره 
قرارداد بیع متقابل

مقاله رایگان درباره قرارداد بیع متقابل

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

سرمایه گذار نتواند منابع نفتی یا گاز را اکتشاف کند، باید کلیه هزینه‌های سرمایه گذاری شده را بپذیرد. قرارداد مشارکت در تولید در حقیقت نوع همراه با ریسک قراردادهای مشارکتی به شمار میرود. در قراردادهای مشارکت در تولید در صورتی که اکتشاف لازم باشد، تأمین کلیههزینه های مورد نیاز برای اکتشاف به عهده طرف خارجی است.
در صورتی که عملیات اکتشاف به نتیجه نرسد، کلیههزینه ها همان طور که گفته شد، بر عهده سرمایه گذار خواهد بود، اما در صورت کشف نفت به مقادیر تجاری، ادامه فعالیت از طریق سرمایه گذاری مشترک شدنی است. در قرارداد مشارکت در تولید چون بازاریابی برای کشورهای نفتی به طور معمول دشوار است و در متن قرارداد امور بازاریابی به شرکت خارجی سپرده میشود. قراردادهای مشارکت در تولید هم اکنون نیز زمینه پذیرش فراوانی دارند و به تازگی انواع جدیدی از این قراردادها به عنوان قراردادهای مشارکت و قراردادهای خدمات همراه با ریسک رواج یافته است. شکل دیگری از این نوع قراردادها موسوم به مشارکت در سود است که در آن یک یا چند شرکت سرمایه گذار در هزینه های عملیاتی سهیم میشوند و در پایان کار به جای تسهیم تولید، سود حسابداری حاصل از فروش میان شرکت ها تقسیم می شود. از ویژگیها و تفاوتهای اساسی بین قراردادهای مشارکت در تولید و قراردادهای بیع متقابل می توان به باز پرداختهزینه های پیمانکار اشاره نمود، بدین توضیح که در قراردادهای مشارکت در تولید محصول به دست آمده از پروژه تا پیش از رسیدن به مقدار معین و مورد توافق در قرارداد مشارکت متعلق به کارفرما (دولت صاحب مخزن) میباشد اما همین که تولید به سقف معین در قرارداد رسید، پیمانکار مخارجی را که در رابطه با اکتشاف و توسعه و اداره پروژه متحمل گردیده از طریق تصرف آزادانه و مشارکتی و مالکانه در نفت خام تولیدی برداشت مینماید، به عبارت دیگر از آن پس کشور صاحب مخزن و پیمانکار، شریک میشوند. اما در قراردادهای بیع متقابل بدون اینکه کمترین مالکیتی برای پیمانکار ایجاد شود، هزینه ها و سود و حق الزحمه وی از طریق فروش سهمی از نفت استحصالی بر اساس توافق نامه طولانی مدت جبران خواهد شد.
از دیگر تفاوتهای بین این دو قرارداد مدت زمان دوره تولید و مدت قرارداد می باشد، دوره تولید نفت و گاز در قراردادهای مشارکت در تولید بسیار طولانی تر از قراردادهای بیع متقابل می باشد، در نتیجه در قراردادهای مشارکت، پیمانکاران انگیزه بیشتری برای بدست آوردن اقتصادی ترین نرخ تولید از طریق استفاده از تکنولوژی پیشرفته، دانش فنی و مهارتها دارند؛ ولی در قراردادهای بیع متقابل نگرانی و دغدغه عمده پیمانکاران عبارتست از رسیدن به یک نرخ متعارف محصول در طول سالهای بازپرداختهزینه های انجام شده و نیز رسیدن به سطح تولید معین در قرارداد که این دوره بسیار کوتاهتر از قراردادهای مشارکت میباشد. بنابراین در قراردادهای بیع متقابل این نگرانی وجود دارد که پیمانکار بر اهداف کوتاه مدت و نه اقتصادی و بهینه تمرکز کند. در حالی که در قراردادهای مشارکت در تولید، تولید صیانتی که عبارتست از تولید بهینه با توجه به عمر مخزن، بهتر رعایت میشود؛ چون پیمانکار نیز در تولید شریک کارفرما است و همانند قراردادهای بیع متقابل تنها یک پیمانکار و خدمتکار و مجری صرف برای توسعه میدان نفتی نمی باشد.
تفاوت بعدی بین این قراردادها در ریسک آنها میباشد؛ بدین صورت که در قراردادهای مشارکت در تولید ریسک هزینه های تولید و سود حاصل از فروش نفت هر دو تابعی از سطح تولیدات و قیمت نفت یا گاز میباشند. به عبارت دیگر تولید بالاتر مساوی است با سود بیشتر اما در قراردادهای بیع متقابل، ریسک پیمانکار، افزایشهزینه های سرمایهای به منظور رسیدن به اهداف مندرج در قرارداد برای تحقق سطح تولید است. در این صورتهزینه های سرمایهای پیمانکار تنها تا میزان سقف مورد توافق در قرارداد توسط کارفرما باز پرداخت میشود و بیش از آن قابل مطالبه نیست. بنابراین، اگر اینگونههزینه ها بالا رود کارفرما وظیفهای در پرداخت ندارد و این به ضرر پیمانکار است.
قراردادهای مشارکت در سرمایه گذاری:

قراردادهای مشارکت در سرمایهگذاری، نوع پیشرفتهتری از قراردادهای مشارکتی به شمار میآیند. براساس این قراردادها، کشور صاحب نفت و شرکت عامل در سود و ریسک توافق نامه های نفتی سهیم می شوند. میزان مشارکت در عقد قراردادهای مختلف متفاوت است. در این قرارداد دولت همانند شریک در تولیدی که بر اساس قرارداد انجام میشود، سهیم است. سهم هزینه دولت مستقیم و یا از طریق اختصاص بخشی از سهم تولید به شرکت نفتی پرداخت میشود. در قراردادهای مشارکت در سرمایه گذاری، کشور میزبان افزون بر مالیات درصدی از سود واقعی سرمایهگذاری را نیز به خود اختصاص خواهد داد. در این نوع قرارداد در صورت موفق نبودن عملیات اکتشاف یا نبود امکان بهره برداری تجاری از آن، هزینه‌ها به عهده سرمایهگذار خواهد بود.
عدهایی از حقوقدانان از این قراردادها به قراردادهای، مشارکت انتفاعی نام بردهاند. زیرا جوینت ونچر همواره به شکل شرکت نبوده و سرمایه گذاری نیز یکی از فعالیتهای ناشی از آن می باشد. جوینت ونچر دو شکل عمده دارد: قراردادی و شرکتی و از آنجا که شکل شرکتی معمول تر است، معادل فارسی (شرکت مشترک) برای آن برگزیده شده است.
قراردادهای خدماتی:
قراردادهای خدماتی از قدیمی ترین شکل های روابط قراردادی شناخته شده میان افراد از یک سو و جوامع از
سوی دیگر به شمار میآیند. قراردادهای خدماتی به سه دسته قراردادهای صرفاً خدماتی، قراردادهای خرید خدمات همراه با ریسک و قراردادهای خدماتی بیع متقابل تقسیم می شوند.
قراردادهای خرید خدمات همراه با ریسک در قیاس با انواع دیگر قراردادها کاربرد کمتری دارد و تنها زمانی که ریسک در میان باشد، به آن توجه می شود که ریسک مربوط به کشف میدانهای نفت و گاز باشد. اگر کشفی صورت نگیرد، قرارداد به خودی خود لغو خواهد شد، اما اگر نفت یا گاز کشف شود، شرکت ملزم است آن را به مرحله تولید برساند. در این نوع قرارداد تولید در اختیار کشور میزبان قرار خواهد گرفت و شرکت عامل طبق شرایط قرارداد یا از مبلغی مقطوع به عنوان بازپرداخت سرمایه به همراه نرخ بهره و ریسک بهرهمند خواهد شد و یا براساس درآمد حاصل از میزان نفت تولید شده پس از کسر مالیات سهم خواهد برد. در قرارداد بیع متقابل، شرکت سرمایه گذار خارجی کلیه وجوه سرمایهگذاری همچون نصب تجهیزات، راه ‌اندازی و انتقال فناوری را برعهده می گیرد و پس از راه اندازی به کشور میزبان واگذار می کند. بازگشت سرمایه، همچنین سود سرمایه شرکت سرمایه گذار از طریق دریافت محصولات تولیدی انجام می شود. علت طبقه بندی قرارداد بیع متقابل در رده قراردادهای خرید خدمت این است که انجام بازپرداخت اصلی و سود سرمایهگذاری از محل مایعات گازی، نفت خام و فرآورده های نفتی صورت می گیرد.

این نوع قراردادها در کشورهایی که قوانین آن ها هرگونه مالکیت بخش خصوصی و یا خارجی را بر صنعت نفت منتفی میدانند، استفاده میشود. در این قراردادها، پیمانکار وظیفه تأمین مالی طرح، مسئولیت اجرایی و مهندسی، مسئولیت سفارشها، ساخت و نصب، تصویب خواهی از کشور میزبان به وسیله کمیته مشترک مدیریت، انتقال فناوری، آموزش و راه اندازی و تحویل میدان پس از توسعه آن به کشور میزبان را دارد و همه مراحل یاد شده با نظارت فنی و مالی کشور میزبان صورت می گیرد.
به طور کلی هیچ یک از قراردادها به خودی خود، خوب یا بد نیست. نوع قرارداد تنها چارچوب و ظرفی برای تقسیم منافع ناشی از همکاری است. از این نظر، این که چه نوع قراردادی در چه شرایطی بتواند منافع طرفین قرارداد را تأمین کند و ظرف قرارداد با چه مظروفی پر شود، به عوامل متعدد بستگی دارد. شرکت های نفتی و کشورهای میزبان با توجه به شرایط متفاوت، به انواع گوناگون قرارداد علاقه نشان میدهند، اما این گرایش عمومی به این معنا نیست که نوع انتخاب شده، بهترین نوع قرارداد است و می تواند منافع طرفین را تضمین کند. مناسبات سیاسی در عرصه های بین المللی و قوانین داخلی کشورهای میزبان از جمله عواملی است که ممکن است عقد شکل خاصی از قرارداد را شدنی یا به عکس از عقد شکل دیگری از قرارداد جلوگیری کند. میتوان گفت که نوع قرارداد به کاری بستگی دارد که میخواهد انجام شود. عامل ریسک یکی از متغیرهای بسیار مؤثر در نوع عقد قرارداد و نرخ های آن است. پیچیدگی های سیاسی اقتصادی همگی در تعیین قرارداد و نوع آن اثر گذار است. میزان توانمندیهای یک کشور عامل اساسی به شمار می رود؛ به گونه ای که کشورهای ضعیف به قراردادهایی تن میدهند که هزینه فرصت بیشتری برای آنها دارد؛ بنابراین عوامل انسانی، غیر انسانی و مدیریتی خاص در قرارداد نهفته است.
قراردادهای خدماتی که به قراردادهای خرید خدمت نیز مشهور هستند، به موجب قانون نفت سال 1353 و به نام قراردادهای پیمانکاری بدین گونه تعریف شدهاند: «قراردادی که به موجب آن طرف قرارداد مسئولیت اجرای برخی از عملیات نفتی را در ناحیه معینی از طرف شرکت ملی نفت ایران و به نام آن شرکت بر طبق مقررات این قانون بر عهده می گیرد». بر اساس بند 2 ماده 3 همین قانون «شرکت ملی نفت ایران می تواند به منظور عملیات اکتشاف و توسعه نفت … قراردادهایی را … بر مبنای پیمانکاری …. امضاء نماید.» بنابراین عملیات بالادستینفت تنها میبایست در قالب قرارداد خرید خدمت باشد و بر اساس بند 3 ماده 3 همین قانون قرارداد مشارکت تنها در عملیات پایین دستینفت مجاز می باشد. در این نوع قراردادها هیچ گونه حق انحصاری و امتیاز ویژه به پیمانکار داده نمیشود، بلکه همه حقوق و مزایا در اختیار کشور صاحب مخزن است و پیمانکار تنها حق الزحمه خود را به صورت بخشی از محصول تولیدی همان مخزن دریافت می دارد.
قراردادهای خدماتی خالص: نوع ساده این قراردادها به صورت پرداخت حق الزحمه مقطوع برای ارائه خدمات مشخص میباشد و بابت دریافت کمک های تکنیکی که کشور میزبان به آن نیاز دارد، هیچ سهمی از نفت خام تولیدی پیش بینی نشده است. طبق این قرارداد، پیمانکار در هر حال چه عملیات حفاری موفقیت آمیز باشد چه نباشد دستمزد مقطوع خود را میگیرد به عبارت دیگر پیمانکار کاری به تجاری بودن میدان نداشته و تنها عملیاتی را که بر اساس قرارداد بر عهده او گذاشته شده انجام می دهد.
قراردادهای خدماتی خطر پذیر: در این قراردادها خطر و ریسک عملیات بر عهده پیمانکار گذاشته میشود. به عنوان نمونه اگر در عملیات اکتشاف منجر به کشف نفت به میزان تجاری نشود، قرارداد خود به خود منحل شده وهزینه های پیمانکار قابل استرداد نمی باشد. اما در صورت کشف، پیمانکار موظف به انجام عملیات تولید و بهره برداری می باشد و هزینه ها و دستمزد او پس از آغاز تولید بازپرداخت می شود. این نوع از قراردادها به مجموعه ای ازروش های معاملاتی اطلاق می شود که به موج آن پیمانکار تعهد مینماید، ضمن تامین منابع مالی (نقدی و غیر نقدی) مورد نیاز صرفاً به اتکای عواید طرح اقتصادی، نسبت به ایجاد، توسعه، نوسازی، بازسازی، اصلاح و یا روز آمد کردن طرح مذکور اقدام کند و اقساط باز پرداخت پس از اجرای طرح توسعه پیمانکار پرداخت خواهد شد.
قراردادهای خدماتی عملیاتی: در این نوع قراردادها که نوع جدید و پیشرفتهای از قراردادهای خدماتی سابق به شمار میآیند و نخستین بار کشور کویت در حوزه نفتی مورد استفاده قرار داد، به لحاظ پذیرش ریسک و خطرات تجاری در عملیات نفتی از جمله قراردادهای خطر پذیر بوده با این تفاوت که ریسک و خطر در مراحل مختلف عملیات بالادستی بین دولت میزبان و شرکت پیمانکار تقسیم می شود. بنابراین در قراردادهای مزبور نیز مانند سایر قراردادهای خدماتی شرکت پیمانکار هیچ مالکیتی بر مخازن نفت و گاز پیدا نکرده و تنها حق خرید میزان مشخصی از نفت و گاز تولید شده از همان مخزن را دارد.
ه- قراردادهای پیمانکاری براساس شکل و ماهیت:
در این قسمت قراردادهای پیمانکاری براساس شکل تعهدات پیمانکاران بهروش های ذیل تقسیم بندی میشود.
قراردادهای مهندسی، تهیه کالا و تجهیزات و نصب(EPC):
این قراردادها مشتمل بر سه قسمت اساسی شامل مهندسی و طراحی، تأمین کالا و تجهیزات و مصالح، نصب و اجرا می باشد که در بعضی مواقع به صورت قراردادهای که شامل راه اندازی نیز می باشد منعقد گردد. در این قراردادها پیمانکار موظف است کلیۀ مراحل اعم از طراحی و مهندسی و خرید کالا و نصب و راه اندازی را به صورت یک پکیج انجام دهد و مسئولیت کل پروژه بر عهدۀ وی میباشد. به بیان دیگر «به پروژه‌هایی اطلاق می‏شود که درآن تمام فعالیتها از طراحی پروژه گرفته تا خرید تمامی اقلام مورد نیاز، نصب، اجرا، پیش راه اندازی و راه اندازی آن به طور کامل به عهده پیمانکار بوده و به طور خلاصه پیمانکار پس از عقد قرارداد و طی زمان معین شده، پروژه را باید به صورت کامل به کارفرما تحویل دهد. در این بین کارفرما با تسهیل کار خود و محول کردن انجام تمام کارها به پیمانکار عملاً نقش مدیریتی و نظارتی پروژه را ایفامی کند.»پس همانطور که مشاهده می شود در اینگونه قراردادها از ابتدا تا پایان پروژه پیمانکار مسئول انجام کار میباشد و از تقسیم کار و به تبع آن تقسیم مسئولیتها جلوگیری می شود و مسئولیتها مستقیماً متوجه خود پیمانکار میباشد مثلاً پیمانکار نمی تواند به دلیل اینکه پروژه راه اندازی نمیشود مسئولیت آن را متوجه طراحی یا کالاهای خریداری شده برای پروژه نماید، چون پیمانکار خود مسئول تهیه کالاها و مهندسی پروژه بوده است. بدیهی است مسئولیتهای فوق در صورتی قابلیت انتساب به پیمانکار را دارد که کارفرما ضمن دادن اختیار تام به پیمانکار اطلاعات صحیح و کارشناسی شده در اختیار پیمانکار قرارداده باشد.
قراردادهای خرید، نصب و راه اندازی(PC):
در این قرارداد پیمانکار موظف است نسبت به تهیۀ کالاها و مصالح مورد نیاز و همچنین نصب و راه اندازی اقدام نماید. در اینگونه قراردادها، وظیفۀ مهندسی و طراحی بر عهدۀ کارفرما بوده و پیمانکار بر اساس طراحی و مهندسی کارفرما اقدام به تهیۀ کالا، نصب و راه اندازی اقدام مینماید. پس مشاهده میگردد مسئولیت کارفرما در اینگونه قراردادها حساس و مهم می باشد و درصورت به وجود آمدن مشکلاتی در اجرای پروژه که ناشی از مهندسی و طراحی غلط کارفرما باشد، نمیتوان مسئولیتی را متوجه پیمانکار دانست. به طور کلی در این قراردادها کارفرما میبایست تیم مهندسی کارآمدی داشته و در این زمینه دارای تجربه بسیار باشد، چه بسا کوچکترین اشتباه مهندسی در اینگونه قراردادها باعث بروز هزینه های سرسام آور و شکست پروژه گردد. پس عامل موثر در موفقیت در اجرای قراردادها به این روش تجربه کافی کارفرما در مهندسی این قراردادها میباشد.
قراردادهای مهندسی، تأمین توام کالا و تجهیزات (EP):
در این قراردادها که مشتمل بر تأمین کالا و تجهیزات به علاوه انجام مهندسی میباشد مسئولیت پیمانکار در خصوص کالاها و طراحی در مدت زمان نصب، دورۀ نصب و راهاندازی، تا آن مقدار است که پیمانکار قصوری در مهندسی یا ساخت کالا نداشته باشد. کارفرما می بایست نسبت به اخذ بیمۀ تمام خطر نصب یا هر

مطلب مرتبط :   مقاله درمورد مهارت های تفکر انتقادی

دیدگاهتان را بنویسید

بستن منو