منابع پایان نامه ارشد با موضوع
سلسله مراتب، سلسله مراتبی، زندگی روزانه، مدارس اسلامی

منابع پایان نامه ارشد با موضوع سلسله مراتب، سلسله مراتبی، زندگی روزانه، مدارس اسلامی

در سنن خلاق و خلاقیت های سنتی نیست بلکه جوهره سنت و سنن الهی در آفرینش است. هنر به معنی حقیقی و قدسی آن ذاتا اصیل و واجد قوه خلاقانه در کشف صور بدیع هنری است. (نوروزی طلب، ۱۳۷۸، ص۱۱۹)
“در هنر دینی تمامی اثر باید لبرز از خلاقیت هنری باشد.” ( پورحسن درزی، ۱۳۸۸، ص۱۴) .خلاقیت در هنر مقدس به شکل جمعی بروز می کند.(کامرانی، ۱۳۷۸، ص۱۴۱)و با تجرد از وجوه مادی و اتصال به عوالم قدس بارز میگردد. (داداشی، ۱۳۷۸، ص ۱۳۰)
– تجسم سکوت : خاموشی‌، مراقبه‌ و خشیت‌ از عناصر بیدارسازنده‌ و برانگیزاننده‌ی‌ حسّ تعالی‌جویی‌، مطلق‌گرایی‌ و طلب‌ شهود الوهی‌ در ضمیر آدمی‌اند که‌ در انواع‌ هنرها مورد استفاده‌ قرار می‌گیرند. او سخنی‌ از ترستیگن‌ نقل‌ می‌کند که‌ گفته‌ است‌: «خدا حاضر است‌، بگذار تمامی‌ ما خاموش‌ بمانیم‌.» و این‌ را رمز رعایت‌ سکوت‌ و توجه‌ و حضور در عبادات‌ می‌داند. اتّو می‌گوید: «این‌ سکوت‌ نوعی‌ واکنش‌ خودجوش‌ نسبت‌ به‌ احساس‌ حضور واقعی‌ امر قدسی‌ است‌. (همتی، ۱۳۸۳، ص۲۷۱)
– هنر دینی اصیل و حقیقی، لسان سکوت و مکاشفه شاهد غیبی است، زیرا حقیقتی را که هیچگاه خلق نشده را به تصویر می کشد.( علیپور،۱۳۹۱) در هنر مقدس تجسم تصویری سکوت بیشتر نمایان است که به مدد تقارن و نظم هندسی و عددی حاکم بر اثر یا بر اثر عوامل دیگر تداعی می شود. (کامرانی، ۱۳۷۸، ص۱۴۵)
– بهره گیری از فضای تهی: اُتّو از مفهوم «خلأ» یا تُهی وارگی برای بیان مفهوم عرفانی عدم، نیستی، فنا و زوال نزد عارفان و نیز در تفکر دینی استفاده می کند. خلأ مانند تاریکی و سکوت نوعی نفی و بطلان است، امّا نفی و بطلانی که مربوط به یک شی ء خاص و مکان خاص است و به همین سبب می تواند بازتاب دهنده ی واقعی موجود «مطلقاً دیگر» (امر قدسی ) باشد». (همتی، ۱۳۸۳، ص۲۷۳)
به‌ عقیده‌ی‌ اُتّو، سکوت‌، تاریکی‌ و خلأ سه‌ مظهر و نمونه‌ی‌ بارز تجلی‌ هیبت‌ و اسرارآمیزی‌ امر قدسی‌اند که‌ آدمی‌ را به‌ ترس‌ و لرز ۱۸ (به‌ تعبیر کی‌یرکگارد) و خشیت‌ ۱۹ (به‌ تعبیر اُتّو) در برابر شکوه‌ و عظمت‌ خداوند می‌کشاند و احساسی‌ را در او بیدار می‌سازند که‌ هم‌ هیبت‌آور است‌ و هم‌ لطیف‌ و جذّاب‌، چنان‌که‌ قهر و لطف‌ خداوند و جلال‌ و جمال‌ او با هم‌ آمیخته‌ و درهم‌ تنیده‌ است‌ که‌ حکیمان‌ و عارفان‌ مسلمان‌ ما در این‌ زمینه‌ به‌ تفصیل‌ سخن‌ گفته‌اند و اکنون‌ مجال‌ بحث‌ در این‌ خصوص‌ نیست‌. (همتی، ۱۳۸۳، ص۲۷۳)
فاصله ی تهی، خلأ دور در سطح افقی از نوعی شکوه برخوردار است. برای مثال در معماری چینی از تأثیر صلابت تالارهای وسیع و انبوه یا ارتفاعات وحشت آور استفاده نمی شود، بلکه در این سبک هیچ چیز با صلابت تر از وسعت خاموش فضاهای بسته، محوطه ی حیاط ها و دالان هایی که به کار برده شده است، نیست. نقاشی چینی نیز تقریباً هنر خاصی است که به نقاشی کردن فضاهای خالی می پردازد تا بدینسان آن ها را نمایان سازد و تغییرات لازم را بر روی موضوع واحدی ایجاد کند. تابلوهایی وجود دارند که در آن ها «تقریباً هیچ چیز» تصویر نشده. این یک ویژگی اساسی سبک آن ها برای ایجاد مهم ترین تأثیرها با کم ترین حرکات و مقدس ترین ابزارهاست، و این احساس را به بیننده منتقل می کنند که خلأ، خود به منزله ی یک موضوع، به تصویر کشیده شده است و درواقع موضوع عمده ی این گونه تابلوهای نقاشی است.
به‌خصوص‌ آن‌ها که‌ در مورد عبادت‌ و مراقبه‌ هستند و این‌ احساس‌ را به‌ بیننده‌ منتقل‌ می‌کنند که‌ خلأ، خود به‌ منزله‌ی‌ یک‌ موضوع‌، به‌ تصویر کشیده‌ شده‌ است‌ و درواقع‌ موضوع‌ عمده‌ی‌ این‌گونه‌ تابلوهای‌ نقاشی‌ است‌. (همتی، ۱۳۸۳، ص۲۷۴)
– توجه به سلسله مراتب: “در مباحث مربوط به هستى شناسى اصل سلسله مراتب از اصول بنیادین و زیر بنایى است، تا آنجا که در سرتاسر شاکله هاى جهان شناختى، مضمون ثابت جهان سلسله مراتبى تجلى و نمود یافته است وداراى ارتباطى عمیق با وجود باطنى انسان است. ” (نصر،۱۳۸٠، ص ۱۶۷) این اصل در زمینه هنر های سنتی بسیار مورد توجه و حائژ اهمیت استو این توجه و اهمیت نشان از جایگاه این اصل در شاکله تفکر سنتی دارد. (صاحب محمدیان، ۱۳۸۶، ص۶۹)معماری قدسی نه تنها در ساختار شکل گیرى خود مبتنى بر اصول سلسله مراتبى است، بلکه با هارمونى سارى و جارى در عالم و سلسله مراتب وجودى اى که بالاتر از مرتبه مادى مربوط به ان قرار دارد نیز منطبق و هماهناگ می باشد. (صاحب محمدیان، ۱۳۸۶، ص۷۰)
وجوه مختلف سلسله مراتبى هر کدام به گونه اى و بر بخشى از ابعاد وجودى انسان موثرند ودر عین حال نیز تاثیرى متقابل ودر هم تنیده بر هم دارند که در مجموع اثرى شگرف در اعماق وجود انسان به جا مى گذارند . ا بعاد متنوع و گوناگون سلسله مرا تب نظیر سلسله مراتب فرمى، سلسله مراتب عمل کردى، سلسله مراتب فضایی و بصرى و…. درابنیه مذهبی اکثر نقاط جهان به وضوح قابل شناسایى است و صاحب نظران و اندیشمندان دراین باب نکات ارزندهاى را مرقوم نموده ا ند.(صاحب محمدیان، ۱۳۸۶، ص۷۱)
حرکت محور از نقطه مرکز به سمت نقطه مثبت با سلسله مراتبی همراه است که هر دو مرحله فربه تر از نقطه قبل می شود.( عسکری خانقاه، ۱۳۸۳، ص ۱۰۶)
برای مثال ورود به کلیسا، یعنی خروج از عالم عرفی و دخول به جهان قدسی. این خروج و دخول با سلسله مراتبی همراه است. به عبارتی، تمام بخشهای کلیسا اهمیت یکسانی ندارد باورمند مسیحی با جزئیات ویژه ای درگیر است. همه اجزا و بخشهای کلیسا برای وی دارای اهمیت یکسانی نیست. در این مکان قدسی هر چیزی با نظم ویژه ای و در جای تعریف شده خود قرار می گیرد، . ( عسکری خانقاه، ۱۳۸۳، ص ۱۰۶)
خلاصه اینکه انسان به عنوان عالم صغیر آینه تمام نماى عالم کبیر است، پس نفس انسانى نیز داراى شئون و سلسله مراتب مشابه و متناظر عالم کبیر می باشد. در نگرش سنتى این سلسله مراتب به عنوان مبناى برقرارى ارتباط ا نسان با جهان هستی مطرح می باشد.( نقی زاده، ۱۳۷۸،س ۲۷۷) “یعنی هریک از شئون و مراتب بالقوه نفس انسانى در صورت به فعلیت رسیدن، مى تواند منجر به شناخت و ادراک مرتبه وجودى متناظر خود در عالم کبیر شود.” (صاحب محمدیان، ۱۳۸۶، ص۷۱)
– توجه به جهت عمودی به عنوان بعد مقدس: اینکه انسان راست قامت آفریده شده است یک معنای سمبلیک دارد؛ یعنی قامتی دارد راست و عمودی و طولی، و بنابراین این امر باید در تمامی مظاهر وجود انسان جلوه گر باشد. هنر انسان و تفکر انسان باید عمودی باشد. دین هم یک مسئله عمودی است یعنی به طرف خداست، یعنی یک امر صرف دنیوی نیست. بنابراین هنر حقیقی همیشه به اصطلاح طولی یا عمودی است نه افقی و دنیوی. بزرگی گفته است (اعوانی، ۱۳۷۵)
از کیفیات بنیادین عبادتگاه ها می توان به تجلی حرکت رو به بالا در فضای آن ها اشاره نمود که به نوعی در تعالی و نزدیک کردن انسان به عالم بالا نقش دارد. آنجا که مکان مقدس بستری برای صعود وتعالی است این ویژگی ها در آن متجسم می شود، جهت رو به بالا یک عامل غالب در شکل دهی به مکان مقدس است و به صور مختلفی متجسم می شود: حرکت خود انسان در یک مسیر رو به بالا، ( پلکان) بواسطه اجزای کالبدی مکان (ستون و قوس های جناغی)، به صورت ذهنی و انتزاعی ( محور عمودی گنبد خانه یا چهار طاقی) (اعوانی، ۱۳۷۵)
معماران نیز از ابتدای تاریخ عادت کرد هاند که « جهت عمودی را همیشه به عنوان بعد فضای تقدس» تلقی کنند.. از مصطب ههای مصری تا اهرام فراعنه در جیزه، از زیگورات چغازنبیل تا چهارطاق یهای ساسانی، از گنبد کاخ سروستان تا گنبدهای شبستا نهای مساجد و مدارس اسلامی همگی همواره جهت عمودی را نمایش فضای تعالی م ینمایاند هاند. (تقوایی، ۱۳۹۰، ص۱۹)
عمود بودن خود رمزی است که بر برتری نسبت به هر آنچه افقی ودر سطح تراز هستی است، دلالت دارد و در عین متضاد بودن مکمل آن نیز هست، مظهر رفعت و تمایل به معنویت، محور قائم خط ارتباط بین تقدس و کفر این جهان وجهان بالایی است.(اسفندیاری، ۱۳۸۸، ص ۹) محور قائم معرف «مسیر» و راهی است که به واقعیت منتهی میشود، واقعیتی که میتواند “برتر” یا “پست تر” از زندگی روزانه باشد، واقعیتی که یا بر جاذبه ی زمین چیره شده یا اینکه مقهور آن میگردد( شولتز، ۱۳۸۱،ص ۳۳) محور جهان (آکسیس موندی)، تیرک و نقطه ی مرکزی دایره و گنبد است. خط مستقیمی که آسمان را به مرکز دایره متصل میکند و معراج از آن نقطه و بر آن محور انجام میگیرد( فکوهی، ۱۳۸۳،ص۴۹۴)
در محدوده مقدس که ارتباط با خدایان ممکن می شود باید دری به بالا وجود داشته باشدتا خدایان از طریق آن به زمین فرود آیندو انسان به صورت سمبلیک بر آسمان عروج کند. ( فکوهی، ۱۳۸۳،ص۴۹۴)
۴-۵-۲-۳- ویژگی های صورت
در معماری، آنچه ما را به روح و حقیقت عالم خیال معمار برساند، صورت نامیده شده است. (کعبه از حصول شکل تا حضور معنا) شکل در معماری وجه کالبدی، عینی و کلام نهایی معمار و ذیل صورت قرار می گیرد. پس شکل دریچه ای است که از آن طریق می توان به خواست و صورت در خیال معمار پی برد.(تقوایی، ۱۳۹۰، ص ۱۴)
هنگامی که با یک اثر هنری روبه رو می شویم، یک شکل ظاهری و صوری در برابر ما قرار می گیرد که وسیله انتقال محتوای خاصی است که هنرمند در پی بیان آن است و این ساختار (صورت)، هرگز از محتوا جدا نیست. در حقیقت، در صورت وجود محتوا، این شکل و صورت تجسم فیزیکی و ماده آن محتواست. (کاپادونا، ۱۳۸۳)
در مورد اینکه میان فرم و محتوا چه رابطه ای وجود دارد و نقش فرم در هنر چیست، فردریش هگل بر این باور است که «ما در بررسی اثر هنری در وهله نخست، به آنچه بیواسطه به چشم میخورد، توجه داریم و پس از آن است که پرسان مضمون یا معنی آن میشویم. عنصر خارجی برای ما دارای اعتبار بیواسطه نهایی نیست. پس جنبه درون؛ یعنی معنی را که به پدیده بیرونی روح میبخشد، بدان می افزاییم. عنصر بیرونی که بر روح درونی دلالت می کند، معرف خود و جنبه خارجی نیست، بلکه بر چیز دیگری دلالت دارد، مانند نماد یا تمثیل که معنی آن در درس اخلاقی اش نهفته است. در واقع، هر کلمه، خود، اشارتی بر معنی است و بر خود دلالتی ندارد. اثر هنری به چنین مصداقی معنی دار است، نه اینکه صرفاً به اعتبار خطوط، منحنی ها، سطح، برآمدگی و تورفتگی های مصالح از دیدگاه رنگ آمیزی، طنین، آوای کلمات یا کیفیتهای دیگری که متناسب با مصالح هنری اند و کاربرد می یابند، بسنده شود. اثر هنری باید سرشار از شادابی درونی بوده، محسوس، روان و دارای مضمون و روح باشد.(پورحسن درزی، ۱۳۸۸، ص ۱۳)
هیچ اثر هنری و مقدسی وجود ندارد که از فرمی غیر معنوی بهره گرفته باشد چراکه میان فرم و زبان بیان با روح و محتوای اثر مشابهت کامل وجود دارد.
بدون شک موضوع هنر قدسی باید از حقیقتی روحانی نشات گرفته باشد اما این شرط لازم است و نه کافی، صورت هنر مقدس نیز باید از همان حقیقت

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه ارشد دربارهامام حسین، امام صادق، درجه حرارت، دانش آموزان

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu