مقاله رایگان درباره ترجمان البلاغه

مقاله رایگان درباره ترجمان البلاغه

دانلود پایان نامه

دوره ی سلجوقی:  

در دوران سلجوقی، نقد ادبی محدود ومنحصر به نقد ذوقی که در آثار شعراء عصر منعکس و مندرج است نیست بلکه نقد فنی و لغوی اندک اندک مجال ظهور می یابد. نه تنها کسانی مانند مؤلف قابوسنامه و چهار مقاله وامثال آنها در کتابهای خویش به ذکر وایراد نکات انتقادی پرداخته اند بلکه اشخاصی مانند رادویانی و رشید وطواط نیز در بدیع و نقد شعر تصنیف ها کرده اند. نقادیها و نکته سنجی های نویسندگان در حق یکدیگر درین عهد مانند دوره ی پیش همچنان رایج بود.
نقد فنی که در این دوره رایج بود اکثر اتکاء بر صنایع بدیعی داشت. و می توان گفت که این نقد اولین قدم متین و استورای بود که ادیبان و نقادان در راه ادراک و شناخت لطایف ومحاسن کلام برداشتند و فنون وصنایع را ملاک ارزش و اعتبار آثار ادبی فرا نمودند. توجه و اهتمام کسانی از قدما چون عنصری و فرخی بدین صنایع بدان پایه نبودکه فنون بدیعی را میزان وملاک شناخت ارزش آثار ادب جلوه دهد. اما در عصر سلاجقه این التفات به صنایع بدیعی یا بسط و نشر ادب عربی قوت ووسعت گرفت. اما در عصر سلاجقه این التفات به صنایع بدیعی با بسط و نشر ادب عرب قوت ووسعت گرفت. نویسندگان عصر مانند قاضی حمید الدین بلخی، ابو المعالی نصر الله منشی، منتخب الدین بدیع جوینی، ناصح ظفر جرفادقانی، احمد حامد کرمانی و سعد الدین وراوینی به صنایع وبدیع توجه بسیار کردند. از شاعران نیز نه تنها کسانی مانند رشید وطواط، عبد الواسع جبلی و قوامی گنجوی بدین صنایع توجه کردند بلکه سنایی، خاقانی ونظامی و امثال آنها نیز در برخی موارد غفلت نمی کردند بدین ترتیب اندک اندک صنایع بدیعی در شناخت محاسن و معایب کلام، میزانی قوی شناخته شد و کتابهایی درین باب تألیف شد که از آنچه باقی است کتاب ترجمان البلاغه و کتاب حدائق الأسرار را می توان نام برد. (زرین کوب آشنایی با نقد ادبی 362 – 363)
شاعران این دوره بسیاری در باب قدما سخن به تعظیم گفته اند. معزی شاعر معروف از عنصری و فرخی تتبع می کرد. ادیب صابر هم مکرر به برتری قدما اشاره می کرد گاه دقیقی وفرخی را از خود برتر می شمرد وگاه عنصری و فردوسی را در ردیف بحتری و ابو تمّام می نهاد. مسعود سعد که با وجود طعن به بر عنصری پیرو طریقه ی اوست و فردوسی را می ستود. انوری نیز به کتابت و استنساخ دواوین متقدمان علاقه داشت. رشیدی سمرقندی در دیوان رودکی تتبع داشته است.
برخی دیگر از شاعران بر سبیل مفاخره، به طعن بر متقدمان و معاصران پرداخته اند، مسعود سعد در جای جای دیوان، خود را برتر از دیگران می شمارد، و معزی خود را با ابو علاء معری مقایسه می کند و افکار خود را برتر از اندیشه های وی می پندارد. سوزنی سمرقندی در مقام مباهات به شاعران طعنه می زند. خاقانی هم از همه زیاده روتر بوده است.
مهمترین ویژگی این دوره عرفان است که باخود بحث های جدیدی را وارد ادبیات کرد از قبیل برتری معنی بر لفظ، جذبه والهام را علت فاعلی شعر دانستن نه شاعر را. (شمیسا نقد ادبی 107)
از نویسندگاه دوره سلجوقی نیز، برخی در باب شیوه ی انشاء خود یا دیگران به مناسبت سخن ها گفته اندکه نوعی نقد ذوقی به شمار می رود. چنانکه حمید الدین بلخی مصنف مقامات حمیدی، در آغاز کتاب خویش بمناسبت از شیوه ی نثر بدیع الزمان همدانی و حریری سخن رانده است. بهاء الدین بغدادی مؤلف “التوسل إلی الترسل” نیز در مقدمه ی این مجموعه مکتوبات خویش مطالبی در باب فنون سخن اورده است که از فواید اتنقادی خالی نیست.
در برخی از کتاب ها، گاه ذوق تجدد هست. همین بهاء الدین کاتب در نامه ای که از محبس شادیاخ به خوارزم نوشته است از شیوه ی کتابت معمول ومرسوم کاتبان عصر اظهار نفرت کرده است. در مقدمه ی عتبه الکتبه نیز منتجب الدین بدیع اتابک الجوینی در باب شیوه ی نثر نویسی نکته های جالب گفته است که نمونه ای از ذوق نقد وبلاغت در آن عصر بوده است.
از مسائل عمومی و کلی نقد، مسأله سرقات نیز در ادبیات انتقادی این دوره اهمیتی خاص دارد. در حقیقت اکثر شعراء این عصر از اخذ واقتباس و حتی انتحال مضامین قدماء تازی وپارسی ابا ندارند.
نکته مهم دیگری که از ادب انتقادی این قرن مستفاد می شود بحث در باب شعر از جهت اجتماعی است. از شعراء عصر کسانی که از رقباء خود واپس مانده اند یا ممدوحان سخی وشعر شناس نیافته اند از حرفه ی شاعری شکایت دارند. در سخن انوری وظیفه و تأثیر شاعر در جامعه مورد بحث وتحلیل واقع شده اشت واو را وجودی زائد و عبث وبی فایده شمرده است. ظهیر نیز مثل انوری اشتغال به شعر را حتی از نظر خود شاعر هم مردود و سبب اتلاف عمر می داند و استخراج و تلفیق معانی و تعبیرات شاعرانه را در شمار ترهات و اباطیل بی حاصل می شمارد. یا این حال سخن اغلب آنان از فواید انتقادی خالی نیست. (زرین کوب آشنایی با نقد ادبی 385،388 )
دوره مغول وتاتار:
نقد ادبی درین دوره با ظهور ورواج فن تذکره نویسی، قبل از این عهد و در واقع با ابو طاهر خاتونی آغاز شد اما قدیمی ترین تذکره ی موجود فارسی به اوائل این عهد تعلق دارد و شک نیست که تذکره نویسان منشأ تحولی بارز در نقد ادبی شده اند. و نه فقط در انتخابی که از دواوین شعرا کرده اند ذوق وقریحه ی نقادی نشان داده اند بلکه جای جای در تذکره های خویش آشکارا به نقد وبحث در اشعار پرداخته اند.
فنون وصنایع بدیعی نیز در این دوره همچنان رواج داشت و نزد بسیاری میزان عمده ی نقادی و سخن سنجی به شمار می رفت. از شاعران، کسانی مانند سید ذو الفقار و بدر جاجرمی و سلمان ساوجی بدان شیوه بیش ازو کم عنایت داشتند و از نویسندگان کسانی چون فضل الله قزوینی و وصاف الحضره، جوینی، وحتی سعدی و جامی نیز از توجه بدین فنون و صنایع غافل نبودند. در اوائل این عهد کتاب المعجم تألیف شد که در آن، بدیع یا نقد الشعر توأم بود.
نقد مجالس نیز البته رواج داشت. خاصه اواخر عهد تیموریان، که اکثر امرا و وزرا اهل فضل و ادب بودند.(همان 389) درین مجالس که غالبا در باره شعر و ادب مذاکره در میان بود بسا که مباحث انتقادی مطرح می شد و یا در باب اشعار که به بحث و نقد می کشید. این انتقادها هر چند غالبا بر مبانی علمی متکی نبود و جنبه ی ذوقی داشت اما می تواند در خور توجه باشد.(همان390)
نقد ذوقی از آنگونه که شاعران در حق یکدیگر دارند، درین دوره همچنان رواج داشت. در این دوره به ندرت نسبت به شعراء گذشته اظهار تکریم وتعظیم می شد و اگر هم می شد این حرمت وتعظیم برای آن نبود که از شاعر گذشته تقدیر وتحسین شود بلکه غالبا برای آن بود، که رقابت ومعارضه شاعر با او از افتخاری خالی نباشد. با این همه در همین هم چشمی ها و ادعاها نمونه ای از ادبیات انتقادی این دوره را می توان جست. (همان 391) کمال الدین اصفهانی به انوری و مخصوصا ظهیر نظر رقابت دارد و اشعار انها را جواب می دهد وخود را از آنها برتر می شمارد. سعدی هم مکرر به قدما خرده می گیرد و از سخن آنها انتقاد می کند. برای نمونه :
چه حاجت که نه کرسی آسمان نهی زیر پای قزل ارســــــلان
مگو پای عزت بر افــــلاک نه بگو روی اخلاص بر خاک نه
تعریضی است برین بیت ظهیر :
نه کرسی فلک نهد اندیشه زیر پای تا بوسه بر رکاب قزل ارسلان دهد (همان392)
خواجو،سلمان وحافظ هم از گذشتگان یاد می کنند اما نه چندان به اعتقاد بلکه احیانا نیز خود را از آنها برتر می شمارند. حتی ابن یمین خود را از عنصری و انوری کمتر نمی شمرد.(همان393 )
اما این علاقه به معارضه و مبارزه فقط نسبت به قدما نیست، که از خود دیگر نمی توانند دفاع کنند نسبت به معاصران و زندگان نیز هست و گاه کار از معارضه و رقابت به مشاجره و مهاجات می کشد. لحنی که امیر خسرو در ستایش سعدی و همام دارد و بیانی که حافظ در باب برتری خواجو وسلمان می کند و در بین سایر شعراء این دوره کم نظیر است. (همان394)
کثرت معارضه ی شعرا در این دوره قریحه ی نقادی عامه را نیز برانگیخت و برای بسیاری این سؤال را پیش آورد که باری حق با کدام است؟ داوری نیز درین مورد به خود شاعران برده می شد زیرا نقادان طبقه ای مجزا و ممتاز نبودند. (همان397)
رای وفکر شعراء این دوره را در نقد شعر درین معارضات و محاکمات می توان یافت اما مبانی این نقد و نقادی شاعرانه را باید در آنچه راجع به احکام فنون شعر گفته اند جستجو کرد، و در واقع آراء و اقوال اکثر ادبا و نقادان عصر بر همین احکام شعرا در باب فنون شعر مبتنی می باشد.(همان399) نکته دیگری که می توان به آن اشاره کرد که به جنبه ی نفسانی شعر درین دوره، چنانکه در اواخر دوره ی قبل، به سبب تأثیر اقوال حکما و صوفیه است که به ماده و مضمون شعر بیش از صورت وهیئت آن توجه داشته اند.
از مباحث کلی نقد آنچه بیش از همه در ادبیات انتقادی این دوره رائج به نظر می آید بحث در باب سرقات است که اکثر شعراء آن را مذمت کرده اند. (همان402)

مطلب مرتبط :   تحقیق رایگان درمورد معماری ایرانی

Close Menu