پایان نامه با موضوع عوامل بازدارنده

پایان نامه با موضوع عوامل بازدارنده

دانلود پایان نامه

 

1-عجب تجلیلی از من کردند.
در این داستان مؤلف به ذکر رویدادی واقعی پرداخته که برای خودش اتفاق افتاده است.
یکی از انجمن های ادبی تصمیم می گیرد که مراسم تجلیلی برای راوی داستان ترتیب بدهد. راوی که در بدو امر از شنیدن این خبر خوشحال می شود در ادامه متحمل زحماتی می شود که کم کم این خوشحالی را تبدیل به ناراحتی می کند و بعد از این که روای پس از صرف وقت و هزینه هایی وارد سالن مراسم می شود، شرایط پیش آمده برای او ناراحت کننده تر و سخت تر می شود. سخنرانان مجلس یا نامی از او نمی برند و یا بسیار مختصر و دو پهلو در ستایش از شعر او سخن می گویند و بعد هم لحظه به لحظه اوضاع و شرایط برای راوی ناراحت کننده تر می شود. البته واضح است که مؤلف با اغراق و غلو به ذکر اتفاقات می پردازد و همین امر هم باعث ایجاد طنزی بسیار جالب در این داستان شده است.
نهایتاً راوی خسته و ناراحت و گرسنه به همراه همسرش به خانه می رود اما به خاطر غذایی که در بیرون خورده دچار مسمومیت غذایی می شود. همچنین متحمل خسارات مالی دیگری مثل شکسته شدن شیشه ی ماشینش و از دست دادن یک جفت گلدان نقره هم می شود که همگی به خاطر این مراسم تجلیل اتفاق می افتند.
-سپس مرا صدا کرد و حلقه گلی را از طرف انجمن خود به گردنم انداخت. تشکر و تعظیمی کردم و به جای خود برگشم در حالی که حلقه گل بر گردنم بود و سخت گردنم را آزار می داد چون نوک تیز یکی از شاخه های گل پوست گردنم را خراش داده و خون انداخته بود. این زخم جزئی البته چیزی نبود که قابل تحمل نباشد ولی بعد دچار عذاب شدیدتری شدم که تقریباً غیر قابل تحمل بود چون حس کردم که جانورهایی تنم را نیش می زنند، معلوم شد لابلای شاخ و برگ های این حلقه گل مورچه بوده و همه از لای یخه ام داخل پیرهنم رفته اند. ناچار حلقه را از گردنم براشتم و دم پایم گذاشتم. این بار حس کردم که مورچه ها از پاچه ی شلوارم بالا رفته و به پر و پایم چسبیده اند…… ساعت از ده می گذشت و من از سردرد و گرسنگی و نیش مورچه ها و جوهرهای روی کتم حالی داشتم که مخلوطی از بهت و جنون و خشم بود……. از رستوران خارج شدیم و به طرف ماشین رفتیم. با تعجب دیدم شیشه ی یکی از پنجره های عقب ماشین را شکسته اند. معلوم شد کسی یا ناکسی شیشه ی ماشین را شکسته تا آن بسته کتاب را بردارد چون لابد از بسته بندی زیبا و گل کاغذی روی آن خیال کرده در داخلش جعبه ی جواهری است که صاحب ماشین خریده است. صبح می خواستم ماشین را به تعمیرگاه ببرم که شیشه اش را بیندازند ولی تا غروب نتوانستم از خانه بیرون بروم چون گرفتار مسمومیت غذایی بودم….
– تحلیل داستان
الف) کنشگرها
در این داستان ابتدا رئیس انجمن ادبی نقش کنشگر فاعل را بر عهده دارد و هدف هم تجلیل از راوی داستان است، بنابر درخواست رئیس انجمن ادبی، راوی در انجام مقدمات برگزاری مراسم با او همکاری می کند و در واقع نقش یاری رسان را بر عهده می گیرد اما در ادامه ی روند داستان زحمات زیادی بر عهده ی راوی می افتد و در واقع راوی است که نقش کنشگر فاعل را می پذیرد و هدف او هم برگزاری آبرومندانه ی مراسم است.
نحوه ی برگزاری مراسم، افراد خاصی که برای سخنرانی در مجلس حاضر می شوند و نحوه ی سخنرانی آن ها و نوع برخورد مسئولین مراسم با راوی را می توان عواملی دانست که به عنوان بازدارنده و مخالف در این داستان مانع از رسیدن راوی به هدفش شده اند.
رئیس دو انجمن ادبی به عنوان اعطاکننده و راوی داستان هم دریافت کننده هستند.
در جریان داستان اصلی، حوادث فرعی هم اتفاق افتاده است که در هر یک از این حوادث فرعی هم کنشگرهایی حضور دارند.
وقتی که جوانی با یک خودنویس و یک دفتر پیش راوی می آید تا برایش شعری بنویسد و امضا کند، راوی فاعل و نوشتن شعر در دفترچه هدف است و خراب شدن خودنویس عامل بازدارنده است ضمن این که در پایان این قسمت آسیب دیگری هم به راوی وارد می شود که یکی از عوامل بازدارنده ای است که مانع از برآورده شدن هدف کلی داستان ـ برگزاری آبرومندانه و دلخواه مراسم تجلیل ـ شده است، یعنی کثیف شدن کت و شلوار راوی به خاطر ریختن جوهر خودنویس به روی لباسش.
یکی دیگر از اتفاقات فرعی داستان اجرای برنامه ی ساز و آواز در مراسم است که این اتفاق هم به خاطر اجرای بسیار بد و صدای گوش خراش خواننده و نامناسب بودن شعر و موسیقی انتخاب شده، به نوعی کنشگر بازدارنده در کل داستان محسوب می شود.
اتفاق و روایت فرعی دیگر این داستان این است که یکی از دوستان راوی وقتی که توسط راوی به مراسم تجلیل دعوت می شود به صورت غیرمستقیم از او می خواهد که از طرف خودش وسیله ای را به دوستش بدهد تا در هنگام سخنرانی در مراسم، دوستش هم آن وسیله را به عنوان هدیه به خود راوی بدهد و راوی هم یک جفت گلدان نقره از خانه ی خودش به این دوست می دهد به امید این که مجدداً آن را پس خواهد گرفت، اما در مراسم تجلیل این دوست علاوه بر این که در سخنرانی خود هیچ اسمی از راوی نمی برد، گلدان های نقره را هم به همراه خود نیاورده که به او بدهد و پیش راوی حواس پرتی خود را دلیل این اتفاق می داند و از او عذرخواهی می کند. اما در پایان داستان راوی با او تماس می گیرد و از او می خواهد که گلدان ها را برایش پس بفرستد و او می گوید که پسر معتادش گلدان ها را بی خبر از او دزدیده و فروخته است. راوی این حرف را باور می کند ولی بعد می فهمد که این قضیه کلا حقه ای بوده که دوستش به او زده و در واقع از همان اول قصد او این بوده که شی قیمتی و گرانبهایی را به این بهانه از راوی بگیرد و دیگر هم به او پس ندهد.
در این قسمت از داستان دوست راوی عهده دار نقش کنشگر فاعل است و هدف او هم به دست آوردن گلدان های نقره است اگرچه خود او پیش راوی این طور وانمود می کند که هدفش هدیه دادن گلدان ها به اوست. راوی هم در این قسمت، اگرچه ناخواسته ولی یاری رسان به فاعل است. علاوه بر این راوی اعطاکننده هم هست و دوستش نیز دریافت کننده است.
ورود راوی و همسرش به رستوران هم یک قسمت دیگر از این داستان است. در این قسمت راوی و همسرش فاعل هستند و هدف آن ها خوردن شام مناسب در رستوران است. بی کیفیت بودن غذای رستوران و نبودن غذای دلخواه در آن جا را می توان به عنوان عامل بازدارنده در این قسمت دانست.
پیشخدمت اعطاکننده و راوی و همسرش دریافت کننده هستند.
فاعل راوی/رئیس انجمن ادبی
هدف برگزاری آبرومندانه ی مراسم تجلیل از راوی
بازدارنده مسئولین برگزاری مراسم یاری رسان
____
اعطاکننده روسای انجمن ها/راوی دریافت کننده راوی/دوست راوی
ب) زنجیره های روایی
هر سه زنجیره ی روایی مطرح شده در الگوی گرماس در این داستان قابل مشاهده هستند.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه درباره میرزا حبیب اصفهانی

بستن منو