کتابخانه عمومی

کتابخانه عمومی

دانلود پایان نامه

خیابان ایجاد می‌شود. بنای غربی راست خط است اما نوار شرقی، که فرمی خمیده خط و تابیده دارد، در جبهه‌های جنوبی شرقی، در جایی که به شبکه شهر می پیوندد، بریده شده است. در انتهای شمالی زمین، سه نوار همدیگر را قطع می کنند. انتهای باز حجم خمیده خط به فرم غالب بدل شده که به سوی چشم انداز طبیعی تن کشیده است. نمای شمالی که فرورفتگی عمیق دارد، در تضاد با نمای صاف جنوبی، هندسه های متعددی را که کل محوطه را تحت تاثیر قرار می دهند به چشم می کشد.
آب از میان جسم بنا می گذرد و به آبنمای کوچکی در تراز کف پایینی می ریزد، حرکتی که برای پیوند زدن آبنمای آینه ای و امتداد خلیج توئولو صورت گرفته که در طرح هال برای مسابقه تصویر شده بود..
دسترسی سواره برای پارکینگ و تحویل محموله با ملاحظه تمام در تراز پایین، کنار کارگاههای موزه، انبار و اتاقهای تاسیسات پنهان شده است. همین سبب شده تا تراز بالای زمین – تراز مرکز شهر- تماما به تجهیزات عمومی رایگان اختصاص یابد. دفتر، رختکن‌ها و تالار با ۲۳۰ صندلی در قسمت شرقی بنا قرار دارند، و در سمت غرب میز اطلاعات/ فروش بلیط، فروشگاه موزه و کافه‌ای قرار گرفته که به تراسی عمومی و آبنمای آینه‌ای باز می شود. ورودی موزه در انتهای جنوبی بناست که برای رسیدن به آن باید از حیاط جلویی گذشت که سنگفرش خارای آن را یوهانی پالاسما طراحی کرده است. سایبانی از شیشه در اب فولادی از شکاف عمودی بین نوارهای بنا روبه بیرون امتداد می‌یابد تا بازدیدکنندگان را به داخل بنا دعوت کند. جلوه فروتنانه نمای ورودی از بیرون، نقطه مقابل درخشانی است برای منظره بهت‌آور فضای خالی باریک و دراز و تابیده در درون که قلب موزه را تعریف می‌کند. رامپی از دیوار خمیده شرقی این فضای خالی بالا می‌رود و به نقطه تلاقی مهم نوارهای بنا و آب می‌رسد. ورود به تراز اول گالریها از این پاگرد صورت می‌گیرد. مجموعه‌ گالریهایی با ارتفاع مضاعف یک در میان در این سو و آن سوی حفره مرکزی از چهار تراز دو نیم شده بنا بالا می‌روند. مجموعه دایمی – که هرساله تغییر می‌کند- در گالریهای پایینی به نمایش گذاشته می‌شود، و نمایشگاههای متغیر در ترازهای بالاتر برگزار می‌شوند[۱۵]. (شکل ۳-۲)

شکل ۳-۲. فضای داخلی موزه هنرهای معاصر کیاسما

شکل ۳-۳. موزه هنر معاصر کیاسما

شکل ۳-۴- پلان موزه هنرهای معاصر کیاسما
نظم زیربنایی بنا را نمی‌توان از یک نقطه مشرف درک کرد، اما با حرکت در فضای داخلی، (شکل ۳-۵) این نظم به شکلی سینمایی بر بازدیدکننده آشکار می‌شود. این معماری خاص گردشگاههاست، منتها مسیر معینی را تجویز نکرده یا برتر از بقیه قرار نداده است. آسانسورها، پلکانها و رامپهای متعدد با گالریهایی که در ترازهای دو نیم شده قرار دارند همراه شده‌اند تا چندین خط سیر به وجود آورند.
گذرگاه بین اتاقها- که هرگز بر محور اتاق قرار ندارد- به صورت قطری است، یا حرکتی زیگزاکی، یا از طریق راهرویی با ارتفاع دو تراز صورت می‌گیرد که از سقف نور می‌گیرد و به نمای خمیده شمالی- شرقی بنا چسبیده است. مسیر حرکت در بنا همیشه به حفره مرکزی ختم می‌شود که نقش جهت دهنده دارد.
هرچند هال به سیالیت فضا علاقه‌مند است، خم پیچیده دیوار شرقی حفره داخلی بین دو حجم بنا صرفا یک حرکت عامدانه برای ایجاد فرم نیست. در این حرکت مقاصدی عملی نهفته است تا نور افقی گریزپا را در این عرض جغرافیایی شمالی به چنگ آورد. این دیوار در پلان شکلی گرفته تا قوس آفتاب زمستان را منعکس می‌کند، در انتهای جنوبی از انحنای ۵/۹ درجه روبه بیرون در شمال به ۹/۵ درجه روبه درون می‌چرخد. این خم، علاوه بر نورگیری از لحاظ شهری هم خوب عمل می‌کند. انتهای شمالی بنا به سوی غرب می‌چرخد و به این ترتیب ضمن قدرنهادن به نهادهای فرهنگی مجاور خود، میدانچه جدید بیرونی را قاب می‌گیرد.
۲۵ گالری موجود در بنا هر یک از لحاظ فرم و کیفیت نور با بقیه متفاوت است. فضاهای نوار غربی بنا راست خط‌اند، حال آنکه گالریهای نوار شرقی به این منظمی نیستند. گالریهای تراز پایینی سقفهای تخت دارند و نور روز را از دیوار نیم شفاف نما می‌گیرند. هرچه در بنا بالاتر می‌رویم، عنصر افقی سقف فرسایش می‌یابد تا مقطعی پیکره وارتر پیدا کند. مجراهای عمیق عمودی که در نیمرخ منحنی انتهای شمالی- شرقی موزه ایجاد شده‌اند، نور آسمان را به شکلی غیرمنتظره وارد گالریهای ترازمیانی می‌کنند. بالاترین گالری در انتهای شمالی بنا فضایی است شگرف با طاق قوسی که از بالا نور می‌گیرد. [۱۵]

مطلب مرتبط :   منبع تحقیق دربارهرگرسیون، تحلیل مسیر، ضریب همبستگی، ارزش ویژه برند

شکل ۳-۵. فضای گالری
بخش اعظم نور روز در بنا- بویژه در گالریها و حفره مرکزی- از خلال شیشه شفافی منتشر می‌شود که علاوه بر تشدید نور ضعیف سرزمینهای شمالی، نوعی حس انزوای آرامبخش و جدایی از زندگی شهر ایجاد می‌کند. پس حرکت در داخل بنا یک جور سفر درونگرا می‌شود. برای ایجاد احساس رهایی لازم، چشم اندازهای بیرون را می‌توان از پشت شیشه‌های شفاف دید که در نقاط مهم – در انتهای شمالی و جنوبی بنا و نقطه تقاطع- کار گذاشته شده‌اند. برش باریک عمودی از شهر که از شکاف موجود در نمای جنوبی به چشم می‌آید با چشم انداز وسیع و یکپارچه روبه شمال در تضاد قرار می‌گیرد. گستره وسیعی از شیشه شفاف در نمای غربی، که محل تقاطع حجمهای بناست، حرکت عمودی را به نمایش می‌گذارد و با لکه‌های دایم در تغییر آفتاب که از سطح افقی آب منعکس می‌شود این حرکت را تقویت می‌کند. در تقابل با آن، در نمای غربی، که محل تق
اطع حجمهای بناست، حرکت عمودی را به نمایش می‌گذارد و با حرکت لکه‌های دایم در تغییر آفتاب که از سطح افقی آب منعکس می‌شود این حرکت را تقویت می‌کند. در تقابل با آن، در نمای شرقی، از یک پنجره هلالی کوچک می‌توان یک نظر ایستگاه راه آهن را دید و این پنجره نقطه تلاقی فرم راست خط و خمیده و نیز تراز زمین محل بنا را مشخص می‌کند.

شکل ۳-۶. طرح آبرنگ استیون هال برای شرکت در مسابقه طراحی موزه هنر معاصر کیاسما
نور روز، هر قدر هم که در این بنا اهمیت دارد، نمی‌توان در این منتهی الیه عرض جغرافیایی شمالی چندان به آن وابسته بود. در واقع، چون موزه روزانه از ۱۰ صبح تا ۱۰ شب باز است، ماههای متوالی در تاریکی است. بنابراین، هر گالری دو منبع نور مصنوعی دارد. لامپهای فلورسنت که در تاقچه‌های چراغها پنهان شده‌اند، و تورهای متمرکز قابل تغییر و برداشتن که در یک شبکه همتراز سقفی در ارتفاع ۱/۲ متری قرار دارند. انواع ترکیبهای نور گرم مصنوعی و نور سرد طبیعی تجربه این فضاها را غنی‌تر می‌کنند. در تراز کف، نور چندان مرموز نیست و تاثیر موردنظر حساب شده‌تر است.

شکل ۳-۷. رمپ ورودی
سقف کوتاه رختکن تاریک از پرتو نوارهای سرخ و زرد اتصالات گرم می‌شود. در تقابل با آن، جا به جا در سقف بلند کافه غرق در نور روز که به رنگ اکسید سرخ است قطعاتی از شیشه دمیده قرار گرفته که آدمی را به یاد یخ در حال ذوب شدن می‌اندازد. خفای چراغها در گالریها نشانگر راهبردی است وسیع‌تر برای حذف جزئیات مقیاس متوسط به منظور خلق فضاهایی که توجه را معطوف خود هنر کنند نه بنا. سازه دوگانه بتنی و قاب فولادی در دیوارهای به ضخامت ۶۰۰ میلیمتر پنهان شده است. سرویس‌ها هم به همین ترتیب محتاطانه ارائه شده‌اند. هوا از طریق شبکه‌های فولاد متخلخل همسطح با کف تامین می‌شود، مکنده‌های پنهان در تاقچه‌های نور به پلنوم های نهفته در دیواری ضخیم متصل‌اند. زهوار دور کف یا سقف حذف شده است. در حفره مرکزی، که در آن از آثار هنری خبری نیست، دیوارهای راه راه افقی از بتن در جای تخته‌ای ساخته شده‌اند. این تمایز ظریف در بافت، با خط سیاه و نازک نرده‌های فولادی، جزئیاتی در مقیاس متوسط به وجود می‌آورد که خیلی خفیف بیان شده است و گذار از فضاهای عمومی روشن و زنده در تراز کف به گالریهای آرام در بالا به این ترتیب صورت می‌گیرد[۱۵].

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه درمورد پیامبر اسلام (ص)

شکل ۳-۸. ورودی گالری

رنگ آمیزی اندود گالریها در این بازی تجرید با دقت انجام شده است. دیوارهای به رنگ سفید تقریبا گچی که از نور جان می‌گیرند و کفهای بتنی به رنگ سیاه درآمده به کمپوزیسیونهای نقاشی‌وار ناب با سایه‌های خاکستری تبدیل می‌شوند که به نحو غریبی به طرحهای آبرنگ استیون هال برای پروژه شباهت دارد. برنج سرخ شده با اسید- که در همه جا به صورت روکش نازک تکه دوزی‌وار با رویه‌ای ثابت به کار رفته است- برشهای مهم در حجمهای بنا را مشخص می‌کند، بویژه در درهای کشویی اتوماتیک از شیشه که محیط گالریها را از حفره مرکزی جدا می‌کنند و روکوب بازشوهای بین گالریها.
برنج سرخ شده به عنوان شاخص برشهای مهم، نقشی مشابه را در بیرون برعهده می‌گیرد، در آنجا از این ماده برای پوشاندن ورودی اصلی جنوبی، نمای شمالی، و جریان آب بیرونی و راه پیاده که از بنا می‌گذرد. تا دو تراز کف محل بنا را به هم متصل کند استفاده شده است. سوای این برشها، بنا از بیرون هم به اندازه درون ساکت و آرام است. دیوار دور خم شرق حفره در بیرون به صورت دیواری از تخته‌های شیشه نیم شفاف بیان شده است. سطوح عمودی با غلافی از پانلهای آلومینیومی تلفیق شده با دیوار نما پوشیده شده و انتهای شمالی- شرقی بنا پوشیده است از روی از پیش اکسید شده است.[۱۶]

شکل ۳-۹. نمای بیرونی گالری
در روزهای ابری، بنا فام سربی آسمان را می‌گیرد، اما حتی یک شعاع آفتاب کافی است تا پوست شیشه‌ای و آلومینیومی را به سطحی پرتکاپو از نور خفه بدل کند. شبها، شخصیت تودار بنا متحول می‌شود. موزه که از درون روشن شده، مثل یک فانوس می‌شود- کولاژی فروزان از سایه‌های سفید که به مدد ترکیبات مختلف شیشه نیم شفاف و شفاف ایجاد می‌شود و بویژه در برف و مه زمستان رمز و رازی خاص پیدا خواهد کرد.
حذف جزئیات مقیاس متوسط به بنا عمدا حالت زمختی شبیه کارگاه می‌دهد. این وجه را به بهترین شکل می‌توان در محلی دید که نیمرخ لبه ناهموار دال بتنی در مقابل دقت دیوار نما قرار می‌گیرد یا آنجا که رویه آلومینیومی کارخانه‌ای با دست سیمان خورده و زنده شده است. این وجه در نواحی دیگر چندان جالب نیست: برای نمونه، پانلهای دسترسی به سرویسها که همسطح دیوارهای گچی گالریها کار گذاشته شده حواس بیننده را پرت می‌کنند. هرچند بر سراثاث دستشویی ها که خاصه برای محل طراحی شده‌اند دقت بسیاری به خرج داده شده، لوازم برقی همراه با آنها بلاتکلیف مانده‌اند. زنگار زمان، به دقت اگر بنگریم، ممکن است تجربه خارق العاده بنا را غنا بخشد، با این همه، زیبایی شناسی به حداقل رسیده در برخی جاها هنوز هیچ نشده فرسوده به نظر می‌رسد.
کیاسما بر پهنه چندین دورنمای کارهای قبلی استیون هال گسترده شده است. این بنا هرچند در بافت شهر و طبیعت تنیده شده است، کیفیتی پیکره‌وار و شمایل‌وار هم دارد. فضای اتصالی را سطوح متعددی می‌توان دید، از فضای مفهومی محل زمین در شهر گرفته تا جزئیات ورودی فروشگاه موزه جلوه‌های متنوع نور- که در نمازخانه سنت ایگناتیوس رنگین و غنی است- در اینجا به صورت
تک رنگ عرضه می‌شود. به همین ترتیب، تنش میان سنگ و پرادامه می‌یابد، مصالح به گونه‌ای دیدنی و لمس کردنی به کار رفته‌اند، اما جزئیاتشان به گونه‌ای است که مانع خودنمایی بعد و وزن می‌شود.
این بنا در ضمن لاجرم استیون هال را در متن آلوار آلتو جای می‌دهد. علاوه بر شباهتهای فرمی بارز و دغدغه‌های مشترک مربوط به متن زمینه در این محل خاص، برای حس بساوایی که هال در جزئیات نشان می‌دهد نمی‌توان سلفی برجسته‌تر یافت. “انطباق روشمند با شرایط” که ویژگی آلتو بود در این اندیشه هال طنین‌انداز شده است که باید محل بنا، شرایط و ایده را با هم تلفیق کرد. در معماری آلتو، ماهیت پیچیده اندیشه‌ای منعکس شده است که تازه مستقل شده بود: اندیشه خلق یک هویت که با پیوند عمیق عرفانی و تقریبا غریزی با طبیعت همراه شده است.
یک نسل بعد، “تقاطع تازه معماری با عظمت” هال با این ثنویت به خوبی جفت می‌شود، موزه جدید همان‌قدر یک یادمان ملی است که یک روایت اساطیری است. کیاسما چشم را خیره نمی‌کند، بلکه در عوض- با همکناری آرام نور و تاریکی، سفید و سیاه، خط خمیده و راست- جستاری در باب ظرافتهاست. حالت خود دارانه کیاسما در آشکارکردن خود و پیوندزدن رمز و راز درون با افق بیرون مبین درکی است همدلانه از فنلاند و مردمش [۱۶]

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه درباره وجدان اخلاقی

۳- ۴- موزه هنر کیمبل ،تگزاس آمریکا
۳-۴-۱- تاریخچه موزه کیمبل
درسال ۱۹۳۱کی کیمبل بیزینس من و موسس یک شرکت صنایع غذایی به همراه همسرش ولما اولین اثر هنری که یک نقاشی بود را خریدند.این دو پنج سال بعد به همراه خواهر کی و شوهرش بنیاد هنری کیمبل را بنا نهادند.کلکسیون به سرعت وسعت یافت ودر سال ۱۹۴۸ در کتابخانه عمومی شهر فورت ورث که تنها مکان موجود در شهر برای این گونه اتفاقات بود به نمایش گذاشته شد.از آن موقع ایده داشتن یک فضای نمایشگاهی خوب زده شد.در سال ۱۹۶۴ پس از مرگ کی کیمبل و بر حسب تمایلات او برای یک موزه شهرداری فورت ورث مکانی در پارک ویل راجر مموریال را به موزه اختصاص داد. که موزه مدرن فورت ورث و موزه آمون کارتر در آن قرار داشت. ریچارد اف براون یکی از موثرترین و بهترین مدیران موزه در امریکا ومدیر وقت موزه کانتی در لس آنجلس به عنوان مدیر این موزه انتخاب شد.واو لویی کان را به عنوان طراح این موزه انتخاب کرد[۱].

شکل ۳-۱۵. دید پرنده از موزه
۳-۴-۲- موزه هنری کیمبل اثر لویی کان
از زیباترین ساختمانها در جهان است که در زمره کلاسیکهای تمام دوران است لوئی کان به دلیل حساسیتش نسبت به نور در طراحی به شاعر نورپرداز معروف شده است این موزه چکیده تمام طراحیهای خوب نور پردازی میباشد.
از قدیم نور پردازی موزه های هنری با شک و تردید همراه بوده است زیرا اشعه ماورائ بنفش موجود در نور

دیدگاهتان را بنویسید

بستن منو