پایان نامه رایگان درمورد علامه طباطبایی

پایان نامه رایگان درمورد علامه طباطبایی

دانلود پایان نامه

 

در حدیثى از امیر مؤمنان على ع در تفسیر این آیه مى‏خوانیم که می فرمایند:
“لا یجتمع حبنا و حب عدونا فى جوف انسان، ان اللَّه لم یجعل لرجل قلبین فى جوفه، فیحب بهذا و یبغض بهذا فاما محبنا فیخلص الحب لنا کما یخلص الذهب بالنار لا کدر فیه فمن اراد ان یعلم فلیمتحن قلبه فان شارک فى حبنا حب عدونا فلیس منا و لسنا منه”؛دوستى ما و دوستى دشمن ما در یک قلب نمى‏گنجد؛ چرا که خدا براى یک انسان دو قلب قرار نداده است که با یکى دوست بدارد و با دیگرى دشمن، دوستان ما در دوستى ما خالصند همانگونه که طلا در کوره خالص مى‏شود هر کس مى‏خواهد این حقیقت را بداند، قلب خود را آزمایش کند اگر چیزى از محبت دشمنان ما در قلبش با محبت ما آمیخته است از ما نیست و ما هم از او نیستیم.”
ب: دیدگاه رفتاری قرآن نسبت به شخصیت مومنان؛ عزت مندی مومنان و عدم نیاز آنان در رفتارشان به جلب رضایت و تایید همه افراد
خداوند در قرآن، عزت را از آن خود و برای رسول و مومناش معرفی می نماید:
“….وَ لِلَّهِ الْعِزَّهُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنینَ ….”(سوره منافقون،آیه8)؛ عزت از آنِ خدا و پیامبرش و مؤمنان است.
گرچه در فارسى روزمره” عزت” به معنى احترام و آبرو یا گرانبها بودن است، ولى در لغت عرب چنین نیست، بلکه عزت به معنى قدرت شکست ناپذیر است. “عزت” به گفته” راغب” در” مفردات” در اصل آن حالتى است که انسان را مقاوم و شکست ناپذیر مى‏سازد، به زمینهاى صلب و محکم نیز به همین جهت عزاز (بر وزن اساس) مى‏گویند.
از آنجا که تنها ذات پاک اوست که شکست ناپذیر است، لذا تمام عزت از آن اوست، و هر کس عزتى کسب مى‏کند از برکت دریاى بى‏انتهاى اوست. بنابراین، عزت اهل ایمان در اثر اعتقاد قلبى و رابطه محکم با پروردگار و پیروى و استناد برسول صلّى اللّه علیه و آله است.
در روایات اسلامى روى این مساله تاکید شده است که مؤمن نباید وسائل ذلت خود را فراهم سازد، خدا خواسته او عزیز باشد او هم براى حفظ این عزت باید بکوشد. در حدیثى از امام صادق ع در تفسیر همین آیه (وَ لِلَّهِ الْعِزَّهُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ) مى‏خوانیم:
«إن الله عز وجل فوض إلى المؤمن أموره کلها، و لم یفوض إلیه أن یکون ذلیلا، أما تسمع قول الله عز و جل یقول: وَ لِلَّهِ الْعِزَّهُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ، فلمؤمن یکون عزیزا و لا یکون ذلیلا”. ثم قال: «إن المؤمن أعز من الجبل، أن الجبل یستقل منه بالمعاول، و المؤمن لا یستقل من دینه شی‏ء»
ترجمه: خداوند تبارک و تعالى همه کارهاى مؤمن را به خودش واگذار کرده جز اینکه به او اجازه نداده است که خود را ذلیل و خوار کند؛ آیا در اینجا قول خدا را ندانسته‏اى که فرماید:” لِلَّهِ الْعِزَّهُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ “مؤمنین باید عزیز باشد و ذلیل نباشد. سپس فرمود:” مؤمن عزیز است و ذلیل نخواهد بود مؤمن از کوه محکمتر و پر صلابت‏تر است چرا که کوه را با کلنگها ممکن است سوراخ کرد ولى چیزى از دین مؤمن هرگز کنده نمى‏شود”.
خداوند متعال براى کسانى که عشق او را بر همه چیز مقدم می شمرند و هر علاقه‏اى را تحت الشعاع علاقه به او قرار دهند، دوستان او را دوست دارند و دشمنان او را دشمن می دانند، پاداش هایی قرار داده است:
“لا تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ یُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ کانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشیرَتَهُمْ أُولئِکَ کَتَبَ فی‏ قُلُوبِهِمُ الْإیمانَ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ یُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِکَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُون”(سوره مجادله،آیه 22)
ترجمه: هیچ قومى را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمى‏یابى که با دشمنان خدا و رسولش دوستى کنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندانشان باشند آنان کسانى هستند که خدا ایمان را بر صفحه دلهایشان نوشته و با روحى از ناحیه خودش آنها را تقویت فرموده، و آنها را در باغهایى از بهشت وارد مى‏کند که نهرها از زیر (درختانش) جارى است، جاودانه در آن مى‏مانند خدا از آنها خشنود است، و آنان نیز از خدا خشنودند آنها «حزب اللَّه» اند بدانید «حزب اللَّه» پیروزان و رستگارانند.
آیه الله مکارم در تفسیر آیه می فرمایند: “خداوند براى کسانى که عشق او را بر همه چیز مقدم شمرند و هر علاقه‏اى را تحت الشعاع علاقه به او قرار دهند، دوستان او را دوست دارند و دشمنان او را دشمن، پنج پاداش بزرگ مقرر داشته که سه پاداشش را در همین جهان به آنها مى‏دهد و دو پاداش را در قیامت؛ نخستین موهبت در این جهان، استقرار و ثبات ایمان آنها است، چنان نقش ایمان را بر قلوبشان مى‏زند که دست حوادث و طوفانهاى زندگى نتواند آن را محو سازد، و از این گذشته با روح تازه‏اى آنها را تایید و تقویت مى‏کند، و در مرحله سوم آنها را در حزب خویش جاى مى‏دهد و بر دشمنان پیروز مى‏سازد. در آخرت نیز بهشت جاویدان با تمام نعمتهایش در اختیار آنها قرار مى‏دهد، و علاوه بر آن، خشنودى مطلق خویش را از آنان اعلام مى‏دارد.”
در آیات 27-30 سوره فجر، خداوند متعال با اشاره بر رضایت نفس آرام یافته و خشنودی خود نیز از آن نفس، آنان را وارد بهشت می کند:
“یَأَیَّتهَُا النَّفْسُ الْمُطْمَئنَّهُ(27)ارْجِعِى إِلىَ‏ رَبِّکِ رَاضِیَهً مَّرْضِیَّهً(28) فَادْخُلىِ فىِ عِبَادِى(29)وَ ادْخُلىِ جَنَّتىِ”(30)(سوره فجر، آیات 27-30)
ترجمه: تو اى روح آرام‏یافته! (27)به سوى پروردگارت بازگرد در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است، (28) پس در سلک بندگانم درآى، (29) و در بهشتم وارد شو.
آیه الله مکارم در تفسیر آیه می فرمایند:”تعبیر به”راضیه” به خاطر آن است که تمام وعده‏هاى پاداش الهى را بیش از آنچه تصور مى‏کرد، قرین واقعیت مى‏بیند، و آن چنان فضل و رحمت خدا شامل حال او مى‏گردد که یکپارچه رضا و خشنودى مى‏شود و اما تعبیر به” مرضیه” به خاطر این است که مورد قبول و رضاى دوست واقع شده است.”
3-1-1-2-2. دیدگاه شناختی-رفتاری قرآن نسبت به شخصیت منافقان
الف: دیدگاه شناختی قرآن نسبت به شخصیت منافقان؛ عدم امنیت و احساس ضعف منافقان در پی جلب تایید و رضایت همه افراد
کسانی که در صدد جلب رضایت همه افراد هستند، احترام به خود را از دست داده و احساس ضعف و ناایمنی می کنند؛ همانند منافقان ؛ زیرا آنان چون در باطن، تکیه گاهى ندارند، همواره گرفتار ترس و وحشتى عظیم هستند؛ و به خاطر همین ترس و وحشت، هیچ گاه آنچه را که در باطن دارند، اظهار نمى‏کنند؛ و چون از خدا نمى‏ترسند، از همه چیز مى‏ترسند و دائما در حال وحشت و اضطراب به سر مى‏برند؛ و لذا همواره در پی جلب رضایت دیگران هستند تا سرپوشی بر وحشت و ترس خود گذاشته باشند.آیاتی که دلالت بر این کار منافقان دارد، آیاتی است که بیان می فرماید این افراد علی رغم عدم میل باطنی آن ها در اجرای فرامین الهی، اما برای جلب نظر دیگران، ریاء می کنند؛ از جمله آیه 142 سوره نساء:
“إِنَّ الْمُنافِقینَ یُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاهِ قامُوا کُسالى‏ یُراؤُنَ النَّاس…”(سوره نساء، آیه 142)؛ منافقان خدا را فریب مى‏دهند، و حال آنکه خدا آنها را فریب مى‏دهد. و چون به نماز برخیزند با اکراه و کاهلى برخیزند و براى خودنمایى نماز کنند.
قرآن کریم در آیه 6 سوره مائده در باره منافقان می فرماید:”الَّذینَ هُمْ یُراؤُنَ”(سوره ماعون،آیه 6)؛ آنان که ریا مى‏کنند.
علامه طباطبایی در تفسیر آیه می فرمایند: “این آیه (آیه 6 سوره ماعون) درباره منافقینی است که عبادت را در انظار مردم انجام مى‏دهند، (و یا در انظار بهتر و غلیظتر انجام مى‏دهند)، اینگونه افراد شکارچیانى هستند که با زبان شکار حرف مى‏زنند، تا شکار بدامشان بیفتد، (در بین مسلمانان خود را مسلمان‏تر از آنان جلوه مى‏دهند، و معلوم است اگر در بین اهل ملتى دیگر قرار بگیرند چهره آن مردم را به خود مى‏گیرند).”
بنابراین، منافق که پیوسته در بیم، وحشت و اضطراب به سر می برد، با سوگند و تظاهر، مى‏خواهد از اعتقادات مذهبى مردم سوء استفاده کرده و توجّه آنان را به خود جلب کند؛ خداوند در آیه 56 سوره توبه، به این صفت منافقان اشاره می کند که آنان از شدت ترس و وحشت، با سوگندهای دروغین می خواهند رضایت شما را به دست آورند:

مطلب مرتبط :   تعارض اقتصادی

بستن منو