پایان نامه رایگان درمورد آیت الله جوادی آملی

پایان نامه رایگان درمورد آیت الله جوادی آملی

دانلود پایان نامه

 

در گرایش پدیدار شناسی که به حق از پر حادثه ترین گرایشهای این علم است، به جنبه های درونی رفتار با استفاده از ابزار درون نگری پرداخته میشود؛ مانند مفاهیمی که هر فرد از خود در ذهن دارد: اراده، عزت نفس و خود آگاهی و از این قبیل پدیدههای هوشیاری. بیشترین تحولات در نظریات شخصیتی از این گرایش آغاز شده است. خلق مفاهیم نوینی مانند وجود گرایی ، انسان گرایی و خلق نظریههای شناختی همه حوادثی بودند که زوایای جدید را بر معمای رفتار گشودند.
محور مباحث مربوط به شناخت متعدد است. شناخت، گاه در ارتباط با جسم مورد توجه بوده است و گاه آنرا همراه با روح و روان به بحث گذاشتهاند. از محور بحث شناخت و روان، روان شناسی شناختی زاده شده است. روانشناسی شناختی، شاخهای از روانشناسی است که به مطالعه فرایندهای ذهنی شامل چگونگی تفکر، درک یادآوری و یادگیری افراد میپردازد. “هیلگارد” روانشناسی شناختی را به تمامی فعالیتهای ذهنی اعم از دقت و ادراک، و هم به جریانهای عالی نظیر یادآوری، تفکر ژرف، تفکر خلاق، کاربرد زبان و اشکال گوناگون حل مساله اطلاق میکند.
روانشناسی شناختی پیشرفت پر شتاب خود را از نیمهی دوم قرن بیستم آغاز کرده است. رشد و پیشرفت شتابان فن آوری، به ثمر رسیدن پژوهشهای گوناگون و گرایش به فعال پنداری ذهن انسان، زمینهی پیشرفت و بالندگی روانشناختی را فراهم آورده است. بازگشت به هوشیاری، آغاز رسمی جنبش روان شناسی شناختی، را میتوان در سالهای دههی 1950 ردیابی کرد، هرچند نشانههای آن در سالهای دههی 1930 (در آثار ژان پیاژه (1980-1896 ) به چشم میخورد.
جنبششناختی مانند روانشناسی کارکرد گرایی، مدعی است که بنیانگذار منحصر به فردی ندارد. تاریخ، دو دانشمند را شناسایی کرده است که هر چند به طور رسمی بنیانگذار محسوب نمیشوند، اما از راه یک مرکز پژوهشی و یک کتاب به طور بنیادی در این راه خدمت کردهاند که تاکنون پایه های اصلی توسعه روانشناسی شناختی تلقی میشود و آن دو “جرج میلر” و “اولریک نیسر” هستند.
1-2-3. بررسی دو نظریه شناخت در روان شناسی
امروزه، نظریه های شناختی مرتبط با رفتارهای غیر عادی به عنوان یکی از رویکرد های مطرح در روان شناسی بالینی شناخته شده است. “جورج کلی” (1966-1905) یکی از نخستین روانشناسان شناختی بود که پیشنهاد کرد فرایندهای شناختی نقشی، محوری در عملکرد فرد دارد. این دیدگاه بر اهمیت و تاثیر شناختها، برداشت و تفکرات و باورهای افراد در ایجاد و تداوم اختلالات روانی تاکید دارد. باورهای غیر منطقی، به عقایدی گفته می شود که در نگرش و برداشتهای افراد شدیداً بر اجبار، الزام و وظیفه تاکید میکند. “آلبرت الیس”، یکی از روانشناسان شناختی است که”رفتار- درمانی- عقلانی- هیجانی”را در دهه 1950مطرح نمود. او تفکر غیرمنطقی را اندیشه باطل وهمی و خیالی میداند که اختلالاتی در طرز تفکر، استدلال و در برخورد با حالات فرد یا مسائل زندگی او ایجاد میکند. تحریف های شناختی به معنای عدم شناخت صحیح واقعیتها و قدرت کنترل فکر است و اولین بار توسط “آرون تی بک”(1976) مطرح شد و “شناخت درمانی” توسط او ابداع گردید. کانون شناخت درمانی، شناخت عقاید تحریف شده و تغییر فکر ناسازگارانه به کمک برخی فنون است که شامل فنون عاطفی و رفتاری میشود. به نظر”الیس” و “بک”، افراد با تغییر دادن مفروضات نادرست میتوانند تغییرات مهمی در خود ایجاد کنند و بر اختلالات روانی خویش فائق آیند. لذا رویکرد شناختی در روانشناسی مورد توجه بسیاری از متخصصان قرار گرفته است.
1-3. شناخت در قرآن
در قرآن به تفصیل دربارهی شناخت و امکان آن و همچنین درباره شرایط و راههای شناخت، موانع و حجابهای شناخت صحیح، سخن به میان آمده است. لذا در این بخش، بعد از بررسی امکان شناخت و راه های شناخت در قرآن، به مهمترین عوامل بازدارنده شناخت صحیح از منظر قرآن اشاره می شود.
1-3-1. امکان شناخت و ارزش آن از منظر قرآن
اولین رکنی که حقیقت شناخت متکی بر آن است، وجود معلوم است. از دیدگاه قرآن، شناخت ممکن است؛ زیرا اولاً وجود معلوم، بدیهی است و ثانیاً قدرت شناخت به انسان عطاء شده است؛ و آیات قرآنی فراوانی دلالت بر تحقیق علم و شناخت انسان مینماید. بدینسان، در منکرین شناخت، سوفسطائیان، کسانی هستند که با انکار اصل واقعیت، به انکار معلوم میپردازند. و اما مادیون، گرچه اصل معلوم را منکر نیستند لیکن معلومات غیرمادی را انکار میکنند. آیت الله جوادی آملی دربارهی مباحث “جهان خارج”در قرآن میفرمایند: “قرآن کریم در مورد اصل وجود معلوم از آن جهت که محقق و موجود است بحثی را طرح نکرده است. بحثهایی که در قرآن کریم دربارهی جهان خارج وارد شده است همه در تحلیل اوصاف جهان است، از قبیل اینکه جهان منظم است و یا اینکه جهان هدفدار است و یا اینکه جهان نشانه و آیت حق میباشد. قرآن کریم، همچنان که درباره اصل جهان خارج، بحث مبسوطی نکرده است؛ اصل ذات اقدس الله را نیز که حق محض و مطلق است مفروغ عنه دانسته و تمامی مباحثی که در قرآن کریم درباره خداوند سبحان مطرح شده است، درباره اسماء حسنی و صفات اولیای حضرت حق است. مانند اینکه او احد، صمد، حی، سمیع و … است.”
آیات قرآنی که دلالت بر تحقیق علم و شناخت انسانی مینماید، بر اساس نحوه دلالتی که دارند به چند دسته تقسیم می شوند:
الف: تشویق به کسب معرفت و شناخت و فراگیری علم
قرآن، سراسر جهان پهناور آفرینش را در زمینههای گوناگون، زمینه تفکر و مطالعه و تحقیق انسان قرار میدهد و او را به چنین اندیشه وسیع و گسترده فرا میخواند. بررسی واژه های “تفکر”، “تعقل”، “تدبر”، “تبیین”، “سیر”، “نظر”،” برهان” و” سلطان” در قرآن، نشان دهنده این است که قرآن تا چه اندازه به معارف بشری ارج می نهد. چنان که در آیه 53 سوره فصلت می فرماید:
“سَنُریهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فی‏ أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ شَهیدٌ.” (سوره فصلت، آیه 53 )؛ به زودى نشانه‏هاى خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان مى‏دهیم تا براى آنان آشکار گردد که او حق است آیا کافى نیست که پروردگارت بر همه چیز شاهد و گواه است.
ب: تعظیم عالمان و توبیخ کاهلان
در این دسته خداوند به معرفی کسانی میپردازد که راه معرفت را طی نموده و دارای مقامات رفیع گردیدهاند. قرآن از این گروه به عظمت یاد نموده و در وصف مقامات آنها میفرماید:
” ….یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبیر”(سوره مجادله، آیه 11)؛ خداوند کسانى را که ایمان آورده‏اند و کسانى را که علم به آنان داده شده درجات عظیمى مى‏بخشد و خداوند به آنچه انجام مى‏دهید آگاه است!
و برخی دیگر از آیات در توبیخ کسانی است که راه معرفت ملک و ملکوت را طی نمیکنند و در حرکت به سوی آن سستی و کاهلی میورزند؛ مانند آیه 185 سوره اعراف:
“أَ وَ لَمْ یَنْظُرُوا فی‏ مَلَکُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَیْ‏ءٍ وَ أَنْ عَسى‏ أَنْ یَکُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَیِّ حَدیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُونَ”(سوره اعراف،آیه 185)؛ آیا در حکومت و نظام آسمانها و زمین، و آنچه خدا آفریده است، (از روى دقت و عبرت) نظر نیفکندند؟! (و آیا در این نیز اندیشه نکردند که) شاید پایان زندگى آنها نزدیک شده باشد؟! (اگر به این کتاب آسمانى روشن ایمان نیاورند،) بعد از آن به کدام سخن ایمان خواهند آورد؟!
و این دو دسته آیات، به خوبی نشان دهنده آن است که علم واقعیت داشته و راه شناخت جهان ممکن است والا اگر راه معرفت مسدود باشد، تشویق بر شناخت و یا توبیخ بر ترک آن معنا نخواهد داشت.
ج: ذم تقلید
دسته دیگر از آیات قرآن کریم، آیاتی میباشد که مستقیما در ذم تقلید و تکریم علم و تبیین انسانیت انسان، براساس آگاهی و شناخت او وارد شده است. قرآن کریم راجع به کسانی که زندگی و حیات خود را براساس تقلید بنیان نهاده اند، می فرماید:
“وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یُجادِلُ فِی اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتَّبِعُ کُلَّ شَیْطانٍ مَرید(3) کُتِبَ عَلَیْهِ أَنَّهُ مَنْ تَوَلاَّهُ فَأَنَّهُ یُضِلُّهُ وَ یَهْدیهِ إِلى‏ عَذابِ السَّعیرِ”(4) ( سوره حج ، آیات 3-4 ) ؛ گروهى از مردم، بدون هیچ علم و دانشى، به مجادله درباره خدا برمى‏خیزند و از هر شیطان سرکشى پیروى مى‏کنند.(3) بر او نوشته شده که هر کس ولایتش را بر گردن نهد، بطور مسلّم گمراهش مى‏سازد، و به آتش سوزان راهنماییش مى‏کند.
در آیه دیگر نیز درباره رهبران و متبوعانی که تابعین خود را نه براساس شناخت و معرفت، بلکه بر اساس تقلید بی جا به دنبال خود جلب میکنند، آمده است:
“وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یُجادِلُ فِی اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ لا هُدىً وَ لا کِتابٍ مُنیرٍ”(سوره حج، آیه 8 ) ؛ و گروهى از مردم، بدون هیچ دانش و هیچ هدایت و کتاب روشنى بخشى، درباره خدا مجادله مى‏کنند.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه با موضوع دانشگاه شهید بهشتی

بستن منو