پایان نامه رایگان درباره سازمان ملل متحد

پایان نامه رایگان درباره سازمان ملل متحد

دانلود پایان نامه

متن بررسی مشکلات مردان را محقتر از بررسی به حقوق زنان میداند زیرا برآن است که زنان مشغول انجام وظایف طبیعی خود یعنی مادری و خانهداری میباشند و این مردان هستند که مشکل شغل دولتی و درآمد دارند که باید به آن رسیدگی شود. در حالی که هنوز مردان آزاد نیستند چگونه دم از آزادی زنان زده و میخواهید آنان را با با نام آزادی از وظیفه طبیعی خود بازدارید؟!!  

تبعیض نژادی در آمریکا
علت سیاسی دیگر برای بیاعتباری منشور حقوق بشر از نظر نویسندگان مکتب تشیع به خاطر، کشور نماینده سازمان ملل متحد یعنی آمریکا است. آنان به دولت آمریکا نهیب زده که با وجود تبعیض نژادی و اجرای قانون آپارتاید در کشور خودشان چگونه فریاد برابری میدهند و نماینده صلح و برابری در دنیا میتوانند باشند.البته شاید کسی در آنزمان فکر نمیکرد که پنجاه سال بعد(2008؛م) مردم آمریکا یک سیاه پوست را به کرسی ریاست جمهوری خود بنشانند.
«در همان مقر سازمان ملل متفق ( که افتخار نمایندگی آنرا دارند) در عین حال که کشوری مترقی و آزاد محسوب میشود آیا هنوز هم تبعیضات نژادی برقرار نمیباشد؟»( بی نام،1338: 145)
عمله استعمار
نویسندگان مکتب تشیع مردانی را که به زنان ظلم کرده و حقوق آنان را رعایت نمیکنند ناهنجار و بیدین دانسته و میگویند رفتار چندنفر انسان بیقانون و ناهنجار را میخواهند به نام دین تمام کنند. آنان اینگونه دین را از اتهام تحجر مبرا ساخته و قوانین فقهی را برگرفته از فطرت و طبیعت انسان میدانند. نویسنده در مقابل رفتار افرادی که به قوانین فقهی و دینی درست عمل نکرده و چهره دین را خراب کرده و باعث اتهام به دین شدهاند ، کسانی را قرار داده که دم از حقوق زنان زده و به دفاع از منشور حقوق بشر پرداخته، آنان را عیاش و بالهوس و عملهی استعمار خوانده است. در واقع فرق آنچنانی بین این دو گروه قائل نشده و اینگونه به نوعی به خواننده برحق بودن سخن خود را میخواهد برساند.
« در مقابل منطق فطرت و طبیعت به مغالطه و هوو جنجال نپردازند و رفتار ظالمانه و ناهنجار چند نفر بی خبر از هر دین و آئین مسلماننما را نسبت به زنان که جز سوء استفاده از قانون چیزی دیگر نمیتواند بود برخ قوانین و دستورات آسمانی اسلام نکشند و به وسوسه و افسون یک مشت مردم عیاش و بوالهوس و یا عملهی استعمار که در این قبیل افکار و احساسات ریاکارانه با آنها هم آواز میشوند فریفته نگردند».( موسوی زنجانی،1341: 43)
در این متن نیز سیاسی شدن ادبیات اسلامگرایان دیده میشود. برچسب یا صفت جدید افرادی که به آزادی زنان و تساوی حقوق زن و مرد معتقدند و از حق زنان دفاع میکنند؛ عبارت «عمله استعمار» است. عبارت عمله خود دارای بار منفی میباشد و به نوعی به زبان عامیانه همان نوکر گوش به فرمان و چشم و گوش بسته است.
. اطلاعات غلط غربیها از اسلام
نویسنده مکتب تشیع عامل اصلی سیاه نمایی حقوق زن در اسلام نزد غربیها را معلومات و تحقیقات غلط مستشرقین غربی میداند. نویسنده تحقیقات غربیها از اسلام را فاقد اعتبار دانسته و اذعان کرده که تمام اطلاعات آنان از تاریخ اسلام اشتباه است. متن با ذکر چند نمونه از اطلاعات غلطی که غربیها از واضحات تاریخ صدر اسلام ارائه کردهاند به خواننده نهیب میزند؛ چگونه از افرادی تقلید میکنید که هیچ اطلاعات درستی از دین شما ندارند، غربیها همانگونه که در رابطه با تاریخ اسلام دچار اشتباه هستند در رابطه با حقوق زن در اسلام نیز این جهل را دارند.
«معلومات غربیها از حقایق اسلام ما همان سابقه ذهنی و خاطرهای زشت قرون وسطی و یا تحقیقات عجیب و غریب مستشرقین است که با بررسی نوشتههای این دانشمندان باید صد رحمت به کشیشان و نویسندگان عهد جنگهای صلیبی فرستاد، روی همین منطق و سلیقه موقعیت اجتماعی زن در اسلام را معرفی کردهاند. مستشرقین که مینویسند: محمد در هفت سالگی با خدیجه ازدواج نمود . پس از عمر علی به خلافت نشست . در شهر کاظمیه امام یازدهم شیعه مدفون است و و و .».(علامه طباطبایی،1338: 18)
تعالیم غلط کلیسا
نویسنده مکتب تشیع به دنبال علت اعتراض غربیها از حقوق زن در اسلام ریشه این مشکل را در خود غرب میبیند. تعالیم غلط و سختگیرانهای که کلیسا قرنها داشته ذهنیت غربیها را از دین مخدوش کرده است و به زعم نویسنده آنان هر دینی را دیگر محکوم به ظلم به انسانها میبینند. به همین دلیل نسبت به حقایق اسلام که توأم با آزادی و استقلال برای زن است نمیتوانند قضاوت صحیحی داشته باشند. عامل موثر دیگر را نویسنده غرضورزی کلیسا نسبت به اسلام میداند. و میگوید؛ کلیسا به دلیل پایههای سست خود اسلام را خطرناک-ترین دشمن خود دانسته و تعالیم زیبای آن را به بدترین صورت ممکن انعکاس داده است.
«تعالیم بی منطق و زورگویی و روش دیکتاتورانه و بیرویه کلیسا در قرون وسطی که قرنهای متوالی ادامه داشته و انبوه فکرهای صحیح را زنده در گور کرده و میلیونها نفوس را بی هیچ استحقاقی زیر شکنجه کشته و برای حفظ وضع و موقعیت سازمان سست و بی پایه خود اسلام را که خطرناکترین حریف سرسخت خود تشخیص میداد با هر تهمتی متهم و با هر رویه و عقیده ناشایستهای به متابعین خود معرفی کرده و هر حقیقت زیبایی از حقایق این دین پاک را با زشتترین سیمائی جلوه داده است تا کار زیاده روی و گزافه گویی کلیسا به جایی رسید که در قرون اخیره اروپاییان بواسطه استقلال فکری که توام با نهضت صنعتی در خود یافتند قدرت جهانگیر کلیسا را از همه جا جمع کرده و در میان چهار دیوار کلیسای رم محصور و متحصن ساختند و عکس العمل چندین قرن گزاف گویی و زورفرمائی و تحمیلات عقیده کلیسا، در افکارشان چنان اثر سوئی گذاشت که دیگر حقایق دینی بجز مشتی از خرافات عهد اساطیر چیزی تلقی نکرده و واژه (دین) و (تقلید کورکورانه) را مترادف پنداشته و میپندارند و البته در جایی که به آئین مقدس خودشان چنین گمان برند معلوم است به آئینهای دیگر و از جمله آئین اسلام پس از این همه تبلیغات سوء چه گمان خواهند برد».(علامه طباطبایی،1338: 16)
متن از یک تهمت و اجحاف بزرگ در حق اسلام سخن میگوید و اسلام را از هر تهمت متحجرانه و سختگیرانهای که کلیسا به عنوان دین معرفی کرده مبرا دانسته است. نویسنده انقلاب صنعتی را برای غرب مبارک دانسته، انقلابی که همزمان با استقلال فکری اروپاییان، سلطه کلیسا را از همه جا جمع کرد.
نویسنده تمام این اتفاقات تلخ در اروپا و غرب را عوامل اصلی بدبینی آنان به حقوق زنان در اسلام دانسته، عواملی که چشم آنان را در مقابل حقایق اسلام در رابطه با حقوق زنان بسته است. و باعث شده غربیها دین را مترادف با خرافات بدانند.
روشنفکران
نویسنده منطق و استدلال روشنفکران کشور را دیگر عامل موثر تقلید از غرب در رابطه با حقوق زنان دانسته است و اظهار میکند:
«منطق روشنفکران ما اینست: احکام دینی و مقررات اجتماعی کهنهی ما قابل تطبیق بدنیای امروزه نیست برای ما قوانین دنیا پسند لازم است امروز جهان متمدن فلان سلیقه را بکار میبرد.( در این جملهها مراد از جهان ، همان غرب و از جهانیان غربیها است)».(علامه طباطبایی،1338: 17)
متن به انتقاد از روشنفکران که قوانین اسلام را منطبق با دنیای امروز نمیدانند پرداخته و این گفته و استدلال روشنفکران مبنی بر اینکه ما نیاز به قوانین دنیا پسند داریم و امروز جهان متمدن سلیقه خاصی را بکار میبرد همان حرف غربیها دانسته و به نوعی سخن روشنفکران را نیز دنبالهروی همان افکار و تقلید کورکورانه از غرب میداند.
زنان خودآرا و عدم تفکیک جنسی
متن مادر فرزندان نامشروع را زنانی میداند که به خودآرائی پرداخته و در محیط مختلط دوش به دوش مردان کار میکنند. در واقع نویسنده عامل افزایش فرزندان نامشروع را در بین دو دسته زنان بی حجاب و زنانی که در محیط مختلط کار میکنند میداند.نمونه این مورد را در متن زیر مشاهده میکنید:

مطلب مرتبط :   مقاله رایگان درموردمشکلات رفتاری، فرزندپروری، آموزش مهارت، فرزند پروری

بستن منو