پایان نامه درمورد کارگزاران

پایان نامه درمورد کارگزاران

دانلود پایان نامه

 

«زمامداران خودکامه در امور مردم، چنان‌که خود می‌خواهند (بدون ترس و بیم از حساب و کتاب، پرسش و مؤاخذه و جزا و عقاب) تصمیم می‌گیرند و رفتار می‌نمایند. منشأ این امر از آن‌جاست که زمامداران خود را مکلّف نمی‌دانند تا تصمیمات و مناسبات و تصرّفات خود را با شریعت، یا بر قانون، یا با ارادۀ ملّت مطابق سازند.» بنابراین در سفارش‌های امیرالمؤمنین (×) مشاهده می‌کنیم که ایشان کارگزار خود، مالک اشتر را از استئثار برحذر می‌دارند و به او می‌فرمایند:
«وَ إِیَّاکَ وَ الِاسْتِئْثَارَ بِمَا النَّاسُ فِیهِ أُسْوَه.»
و بپرهیز از آن‌که چیزى‌را به خود مخصوص دارى که (بهره) همۀ مردم در آن یکسان است.
3. 2. 1. 2. استبداد، عامل تباهی
سیاست‌مداران زمانی‌که ادارۀ جامعه را مشکل ببینند و در برابر گرفتاری‌های حاد قرار بگیرند، برای نجات خود از این وضعیّت، دست به دامن روش اسبتداد و رفتارهای خودکامانه می‌شوند. حضرت در گفتاری استبداد را موجب هلاکت می‌دانند:
«مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْیِهِ هَلَکَ.»
هر که خود رأى گردید به هلاکت رسید.
ابن‌خلدون در مقدّمۀ کتاب خود می‌نویسد:
«طبیعت کشورداری اقتضا می‌کند که دولت به‌سوی خودکامگی گراید و تا هنگامی‌که بزرگی و سیادت در میان دسته‌ای مشترک است و همه یکسان در راه آن می‌کوشند همّت‌های آنان در غلبه بر بیگانه و دفاع از مرز و بوم خویش به‌منزلۀ یگانه راهنمای ایشان در سربلندی و نیروی حمایت آنان خواهد بود و هدف و مقصد همۀ آنان عزّت و ارجمندی می‌باشد، چنان‌که مرگ را در بنیان نهادن کاخ بزرگواری برایشان گوارا خواهد ساخت و جان‌سپاری را بر تباهی آن ترجیح خواهند داد، لیکن هرگاه یکی از آنان فرمانروای مطلق گردد، عصبیّت دیگران را سرکوب می‌سازد و تمام عصبیّت‌ را رام خود می‌کند و همه ثروت‌ها و اموال را به خود اختصاص می‌دهد. در نتیجه دیگران در امر ارجمندی و مناعت، زبونی و ناتوانی نشان می‌دهند و نیرومندی و غلبه‌جویی ایشان به سستی مبدّل می‌شود و به خواری و بندگی خو می‌گیرد، آن‌گاه نسل دوم ایشان هم بر همین شیوه تربیت می‌شوند و گمان می‌کنند مستمری و حقوقی که از سلطان می‌گیرند به‌منزلۀ مزد ایشان در برابر حمایت و یاری به اوست و جز این چیزی در عقل آنان نمی‌گنجد. در نتیجۀ این وضع، سستی و خلل به دولت راه می‌یابد و از قدرت و شکوه آن کاسته می‌شود. زیرا تباهی و عصبیّت به‌علّت از میان رفتن روح دلاوری و جنگاوری در مردم، سبب می‌شود که دولت رو به ضعف و فرسودگی و سال‌خوردگی بگذارد.»
عنوان گردید که دولت‌ها در ابتدا با مشارکت گروهی به قدرت می‎رسند و پس از آن‌که بر اقتدار خویش افزودند، شرکای خود را کنار می‌زنند و به اوج خودکامگی و انحصار قدرت می‎‌رسند و در نتیجه به‌خاطر کم شدن عصبیّت‌ها و از بین رفتن حمایت‌ها به فرسودگی می‌رسند و در پایان هم با یک هجوم و قیام بساط آن‌ها برچیده خواهد شد. خودکامگی ملازم با انحطاط است و امام همواره دربارۀ آن هشدار داده است:
«الِاسْتِبْدَادُ بِرَأْیِکَ‏ یُزِلُّکَ وَ یُهَوِّرُکَ فِی‏الْمَهَاوِی.‏»‏
خودرأیی و خودکامگی تو را می‌لغزاند و در پرتگاه‌ها می‌افکند.
«مفهوم این جملات هرگز نفی قاطعیّت در اجرای قانون نیست، بلکه روح این کلمات بلند، مبارزه با روحیۀ دیکتاتوری، استبداد و خودمحوری کارگزاران نظام است.»
4. 2. 1. 2. حکومت عثمان، حکومت مستبدّانه
تصمیمات و مناسباتی که بر اساس خودکامگی و استبداد باشد، سرنوشتی مختوم به زوال دارد. یکی از نمونه‌های معاصر حضرت علی (×) در امر حکومت‌داری، زمان عثمان است. حکومت عثمان حکومت مستبدّانه‌ای بود که او را از اوج به حضیض کشانید. حضرت، زمانی‌که می‌خواهد حکومت عثمان را توضیح دهد و همگان را در جریان علّت سقوط حکومت وی قرار دهد، می‌فرمایند:
«وَ أَنَا جَامِعٌ لَکُمْ أَمْرَهُ اسْتَأْثَرَ فَأَسَاءَ الْأَثَرَهَ وَ جَزِعْتُمْ فَأَسَأْتُمُ الْجَزَعَ وَ لِلَّهِ حُکْمٌ وَاقِعٌ فِی الْمُسْتَأْثِرِ وَ الْجَازِع.»‏
من جریان عثمان را برایتان خلاصه مى‏کنم: عثمان استبداد و خودکامگى پیشه کرد، و شما بى‏تابى کردید و از حد گذراندید، و خدا در خودکامگى و ستمکارى، و در بى‌تابى و تندروى، حکمى دارد که تحقّق خواهد یافت.
استبداد و خودرأیی عثمان باعث گردید تا مردم علیه وی قیام کنند و دیگر تاب کارهای او را نداشتند و رهایی خود را تنها در سرنگونی حکومت عثمان دیدند. خرد و خردگرایی، نقد و انتقاد، ارادۀ ملّت و قانون در خوی استکباری جایگاهی ندارد و هرگونه روابط غیر انسانی و ناروا، روا پنداشته می‌شود.
5. 2. 1. 2. پیامدهای استبداد
امام در سفارش‌هایی که به کارگزار امین خود، مالک اشتر داشتند، به پیامدهای ویران‌کننده استبداد اشاره می‌کنند و می‌فرمایند:
«فَإِنَّ ذَلِکَ إِدْغَالٌ فِی الْقَلْبِ وَ مَنْهَکَهٌ لِلدِّینِ وَ تَقَرُّبٌ مِنَ الْغِیَر.»
که این وضع موجب فساد دل، و کاهش و ضعف دین، و باعث نزدیک شدن زوال قدرت است.
امام در این سفارش، سه پیامد و نتیجه برای استبداد بر می‌شمارد:
1ـ تیرگی و فساد قلب مستکبّران و خودکامگان؛

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه با موضوع مقدار

بستن منو