پایان نامه درمورد نیروهای خارجی

پایان نامه درمورد نیروهای خارجی

دانلود پایان نامه

به اعتقاد جانسون، انسان از طریق تجربه‌ی قرار گرفتن در اتاق، تخت، غار، خانه و دیگر مکان‌هایی که دارای حجم بوده و می‌توانند نوعی ظرف تلقّی شوند و نیز قرار دادن اشیا در مکان‌هایی که از حجم برخوردارند، بدن خود را مظروفی در نظر گرفته که می‌تواند در ظرف‌های انتزاعی قرار بگیرد. جانسون طرح زیر را به دست می‌دهد:

جمله‌هایی مانند «رفته تو فکر» و «توی همین حال خوش بمان» نشان می‌دهد که فارسی‌زبانان برای «فکر» و «حال خوش» نوعی طرحواره‌ی حجمی در نظر گرفته‌اند (صفوی، 1383: 375-374). به عقیده‌ی لیکاف درک معانی این جمله‌ها براساس فرافکنی استعاره‌ای صورت می‌پذیرد که در آن طرح‌واره‌ی تصویری حجم به حوزه‌ی مفهومی انتزاعی مانند حالت کشیده می‌شوند. نتیجه‌ی این امر استعاره‌ی مفهومی «حالت‌ها حجم هستند» می‌شود (راسخ مهند، 1389: 35).
طرحوارهی حجمی یا «طرحوارهی ظرف و مظروف دارای مجموعهای از استلزامات و ویژگیهای منطقی است که عبارتند از:  

تجربهی ظرف شامل حفاظت یا مقاومت در برابر نیروهای خارجی است (عینکی که درون جعبه است در برابر ضربات و نیروهای خارجی محافظت میشود).
ظرف نیروهای درون خود را محدود میکند (شخصی که درون اتاقی است حرکاتش هم دچار محدودیتهایی میشود).
به دلیل مهار نسبی نیروها، شیئی که داخل ظرف قرار دارد؛ ثبات مکانی نسبیای را به دست میآورد.
این ثبات مکانی به این معناست که شیء درون ظرف از دیدگاه یک مشاهده کننده یا قابل دسترسی یا غیر قابل دسترسی است و ممکن است قابل رؤیت باشد یا توسط ظرفِ خود، غیر قابل رؤیت شود.
ظرفها دارای شرایط تضمین میباشند. اگر الف درون ب باشد و ب درون ج باشد، آنگاه الف درون ج است»( جانسون،1987: 114).
این طرحواره، انواع زیر را شامل میشود.
طرحوارهی ظرف: تجارب روزانهی ما از ظرف و حجم میتواند قرار گرفتن شخصی داخل اتومبیل، آبی داخل لیوان و میوهای داخل یخچال را شامل شود. در زندگی روزمره، ما بسیاری از مفاهیم را با استفاده از حروف اضافهای چون «بیرون ـ داخل» و مفاهیمی چون «پر ـ خالی» ، «محتوی و سطح» و… میسازیم که همگی مواردی از قرار گرفتن چیزی در ظرف هستند. این تجربهها به انسان امکان میدهند تا برای مفاهیم انتزاعی نیز همین ویژگی را قایل شود؛ مثلاً در جملهی «دست تنگی بهتر از دل تنگی است» تنگ و گشاد بودن از ویژگیهای ظرف است که ما آن را به دست و دل نسبت میدهیم (آریانفر، 1385: 128-129).
طرحوارهی پر ـ خالی: انسان به واسطهی پر یا خالی بودن ظرفها یا احجام فیزیکی، انگارهی پر و خالی را در ذهن خود خلق میکند و آن را به مفاهیم انتزاعی تسری میدهد؛ مثلاً در جملهی «گر دست ما تهی است ولی چشم ما پر است» دست و چشم ظرفهایی تلقی شدهاند که خالی و پر از چیزی میباشند(همان:129-130).
طرحوارهی داخل ـ خارج: انسان به واسطهی تجربهی قرارگرفتن خود یا پدیدههای دیگر داخل یا خارج از مکانهایی که دارای حجم بوده و نوعی ظرف تلقی میشوند، انگارهی«داخل ـ خارج» را در ذهن خود خلق میکند و آن را به پدیدههای انتزاعی تسری میدهد؛ مثلاً در جملهی «محبت در چشم است» چشم ظرفی تلقی شده که محبت داخل آن جای میگیرد (همان: 130-131).
طرحوارهی بزرگ ـ کوچک: انسان به واسطهی تجربه و درک پدیدههای ملموس در اندازههای متفاوت، کوچک یا بزرگ، انگارهای«کوچک و بزرگ» را در ذهن خود تصویر میکند . او بزرگی رودخانهها، دریاها، ساختمانها و … و نیز کوچک بودن ارزن ، ذرات گرد و غبار و … را درک نموده و این تجربهی مادی را برای بیان مفاهیم انتزاعی به کار میبرد؛ مثلاً در جملهی «سر بزرگ بلای بزرگ دارد»، سر به عنوان ظرف بزرگی در نظر گرفته شده که گنجایش در برگرفتن بلای بزرگ را دارد(همان : 132-131).
2-6-2-2.طرحوارهی حرکتی یا جابه جایی
به عقیده‌ی جانسون طرح‌واره‌ی حرکتی، منعکس کنند‌ه‌ی تجربه‌ی روزمره‌ی ما از حرکت در اطراف جهان و مشاهده‌ی حرکت هستنده‌های دیگر است. سفرهای ما دارای مبدأ، مقصد و زنجیره‌ای از مکان‌ها و جهت‌اند. براساس چنین تجربه‌ای، طرح‌واره‌ی حرکتی دارای یک نقطه‌ی آغاز (نقطه‌ی الف) و یک نقطه‌ی پایان (نقطه‌ی ب) است و مجموعه‌ای از نقاط مکانی مجاور که این دو نقطه را به هم می‌پیوندند (و با پیکان نشان داده شده‌اند):

مطلب مرتبط :   مقاله درمورد طبقه بندی ارسطویی

این طرح‌واره مستلزم نکات زیر است:
از آنجا که الف و ب با مجموعه‌ای از نقاط مجاور به هم وصل شده‌اند، رفتن از الف به ب مستلزم گذر از این نقاط میانی است؛
حرکت در این مسیر جهت‌دار است؛
مسأله‌ی زمان هم مطرح است. چون پشت سر گذاشتن یک مسیر مستلزم صرف زمان است. نقاط روی راه با توالی زمانی نیز مرتبط‌‌اند. در نتیجه هر چه یک هستنده در راهی پیش‌تر برود، زمان بیش‌تری سپری شده است.
نمونه‌ی زیر نشان می‌دهد که چگونه این استلزامات در بسط استعاری طرح‌واره در قلمروهای انتزاعی نمود پیدا می‌کند:
– قرار بود تا پایان ترم از رساله‌ی دکتر‌ی‌اش دفاع کند اما به بیراهه می‌رود (سجودی، 1385:50-51).
طرحوارهی مبدأ: به واسطهی تجربهی انسان از مشاهدهی پدیدهها و کنشهایی که از نقطهای آغاز میشوند، تصوری در ذهن او شکل میگیرد که آغاز عمل در نقطهی مبدأ است. در جملهی «نیما از تهران آمده است» که بیانگر این تجربهی مادی است، نقطهی آغاز حرکت با استفاده از حرف اضافهی «از» برجسته شده است و این در حالی است که نقطهی مقصد نشان داده نشده است. تجربهی حاصل از همین حرکت مادی از نقطهی مبدأ، طرحوارهی مبدأ را در ذهن انسان شکل میدهد و برای بیان مفاهیم انتزاعی به کار میرود. در جملهی «سخن کز دل بر آید بود دلپذیر»، دل مبدأ به حساب میآید که سخن حرکت خود را از آنجا آغاز میکند.
طرحوارهی مسیر: انسان به واسطهی حرکت خود و مشاهدهی حرکت پدیدهها در یک مسیر، این طرحواره را در ذهن خود شکل میدهد؛ مثلاً درجملهی « نیما آمده است» که مؤید تجربه مادی این طرحواره است، مشاهده میکنیم که هیچیک از نقاط مبدأ، مقصد و میانی برجسته نشده است. این طرحواره در بیان مفاهم انتزاعی به کار میرود: «ره نتوان رفت به پای کسان» یا «دلم به هزار راه رفت».

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه درمورد تهافت الفلاسفه

بستن منو