پایان نامه درمورد لیکاف و جانسون

پایان نامه درمورد لیکاف و جانسون

دانلود پایان نامه

با وجود اینکه نظریهی شناختی دیدگاهی نو است و سابقهاش به چهل سال نمیرسد؛ در ایران، در سالهای اخیر پژوهشهای ارزشمندی در این حوزه در قالب پایاننامهها و مقالات صورت گرفته است که حکایت از اهمیت آن دارد. در این راستا استعاره، به عنوان یکی از مطرحترین موضوعات حوزهی شناختی، توجه فراوانی را به خود جلب کرده است. این پژوهشها بیشتر بر دادههای زبانی تمرکز کردهاند و جای خالی آن در حوزهی ادبیات فارسی احساس میشود.  

کاربرد این نظریه در ادبیات را از چند جهت میتوان توجیه کرد :
بحث دربارهی ادبیات از دیدگاه زبانشناسی سبب میشود زبان را در پیچیدهترین شکل خود بررسی کنیم. از آنجا که تار و پود ادبیات از زبان تشکیل شده و زبانشناسی وظیفهاش مطالعهی علمی زبان است، برخی از دستاوردهای زبانشناسی در بررسی آثار ادبی شیوهای مؤثر است» (شاهحسینی، 1390 : 13).
کاربرد نظریهی معاصر استعاره فراگیر است و میتوان آن را در انواع متون بررسی کرد . به عبارت دیگر این نظریه ادعا میکند که استعاره بر تفکر و اندیشه مبتنی است و تجارب عینی و ذهنی بشر را سازماندهی کرده و در زبان بازتاب میدهد. استعارهها در انواع زبان حضور دارند : در زبان ادبیات، در زبان سیاست، زبان علم، زبان مذهب، زبان هنر و هر تجلی زبانی که زاییدهی ذهن بشر است. آنچه در مباحث استعارهی مفهومی و اصول آن وجود دارد، به پیکرهی زبان ادبی نیز میتوان تعمیم داد و از این حیث تفاوتی در تحلیل وجود ندارد، جز آنکه در استعارههای ادبی اصل خلاقیت استعاری بیشتر به چشم میخورد.
به اعتقاد لیکاف و جانسون، استعاره، «یکی از مهمترین شگردها در تلاش برای فهم نسبی چیزی است که امکان فهم کامل آن وجود ندارد مثل احساسات ، تجربیات زیباییشناختی، عادات، اخلاق و آگاهی روحی» ( فیارتز ، 1390 : 98 )که موضوعات اصلی ادبیات و بهویژه شعر غنایی را تشکیل میدهند. بنابراین، ضرورت بررسی استعارهی مفهومی در شعر بیشتر از زبان معمولی است.
به عنوان موردی از تحلیلهای شناختی استعاره در ادبیات میتوان به پژوهش لیکاف و ترنر (1989) اشاره کرد. آنان در کتاب «فراتر از استدلال محض»، انواع استعارههای شعری را مورد شناسایی و بررسی قرار دادند. به عنوان مثال استعارههای مفهومی زیر را دربارهی مفهوم زمان از میان شواهد شعری استخراج کردند:
زمان به منزلهی دزد (35)، زمان به منزلهی بلعنده (41)، زمان به منزلهی حرکت (44)، زمان به منزلهی تخریبکننده (42)، زمان به منزلهی تغییر دهنده (40)، زمان به منزلهی ارزیابی کننده (42)، زمان به منزلهی دروگر (41) ، زمان به منزلهی تعقیبکننده (46).
دربارهی استعاره در شعر سعدی و حافظ با رویکردی سنتی، مطالب ارزندهای به رشته تحریر در آمده است؛ اما با توجه به انقلابی که این نظریه در نگاه به استعاره ایجاد کرده، بررسی دوبارهی آنها در سایه یافتههای نو ضروری مینماید، به ویژه دربارهی غزلهای سعدی که هرچند حاوی استعارههای زیادی هستند؛ اما در مطالعات سنتی به خاطر توجه صرف به استعارههای بدیع و شاعرانه یا اساساً استعاره فرض نشدهاند یا در قالب دیگر گونههای آرایههای ادبی قرار گرفتهاند. این پژوهش میتواند با بررسی جنبههای زبانی غزلیات سعدی بخشی از زیباییکلام او را روشن سازد که با عباراتی چون «چیزی غیر قابل لمس» و «چیزی غیر قابل نشان دادن» (دشتی، 1381 :46) بیان کرده اند و یا به دلیل عدم درک این جنبه از زیبایی، او را به ناحق «بزرگترین ناظم زبان فارسی» (شاملو، به نقل از عابدی، 1390: 5) نامیدهاند.
1-3. حدود پژوهش
در پژوهش حاضر یکچهارم غزلیات حافظ (=124 غزل) تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی و به کوشش عبدالکریم جربزهدار و یکچهارم غزلیات سعدی (=179 غزل) تصحیح غلامحسین یوسفی مورد مقایسه قرار میگیرند و پیکرهی پژوهش را تشکیل میدهند. غزلها با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی منظم انتخاب شدند.
شمارهی عزلهای سعدی: 2 – 6 – 10 – 14 – 18 – 22 – 26 – 30 – 34 – 38 – 42 – 46 – 50 – 54 – 58 – 62 – 66 – 70 – 74 – 78 – 82 – 86 – 90 – 94 – 98 – 102 – 106 – 110 – 114 – 118 – 122 – 126 – 130 – 134 – 138 – 142 – 146 – 150 – 154 – 158 – 162 – 166 – 170 – 174 – 178 – 182 – 186 – 190 – 194 – 198 – 202 – 206 – 210 – 214 – 218 – 222 – 226 – 230 – 234 – 238 – 242 – 246 – 250 – 254 – 258 – 262 – 266 – 270 – 274 – 278 – 282 – 286 – 290 – 294 – 298 – 302 – 306 – 310 – 314 – 318 – 322 – 326 – 330 – 334 – 338 – 342 – 346 – 350 – 354 – 358 – 362 – 366 – 370 – 374 – 378 – 382 – 386 – 390 – 394 – 398 – 402 – 406 – 410 – 414 – 418 – 422 – 426 – 430 – 434 – 438 – 442 – 446 – 450 – 454 – 458 – 462 – 466 – 470 – 474 – 478 – 482 – 486 – 490 – 494 – 498 – 502 – 506 – 510 – 514 – 518 – 522 -526 – 530 – 534 – 538 – 542 – 546 – 550 – 554 – 558 – 562 – 566 – 570 – 574 – 578 – 582 – 586 – 590 – 594 – 598 – 602 – 606 – 610 – 614 – 618 -622 – 626 – 630 – 634 – 638 – 642 – 646 – 650 – 654 – 658 – 662 – 666 – 670 -674 – 678 – 682 – 686 -690 – 694 – 698 – 702 – 706 – 710 – 714.
شمارهی غزلهای حافظ: 2 – 6 – 10 – 14 – 18 – 22 – 26 – 30 – 34 – 38 – 42 – 46 – 50 – 54 – 58 – 62 – 66 – 70 – 74 – 78 – 82 – 86 – 90 – 94 – 98 – 102 – 106 – 110 – 114 – 118 – 122 – 126 – 130 – 134 – 138 – 142 – 146 – 150 – 154 – 158 – 162 – 166 – 170 – 174 – 178 – 182 – 186 – 190 – 194 – 198 – 202 – 206 – 210 – 214 – 218 – 222 – 226 – 230 – 234 – 238 – 242 – 246 – 250 – 254 – 258 – 262 – 266 – 270 – 274 – 278 – 282 – 286 – 290 – 294 – 298 – 302 – 306 – 310 – 314 – 318 – 322 – 326 – 330 – 334 – 338 – 342 – 346 – 350 – 354 – 358 – 362 – 366 – 370 – 374 – 378 – 382 – 386 – 390 – 394 – 398 – 402 – 406 – 410 – 414 – 418 – 422 – 426 – 430 – 434 – 438 – 442 – 446 – 450 – 454 – 458 – 462 – 466 – 470 – 474 – 478 – 482 – 486 – 490 – 494.
1-4. سؤالهای پژوهش
طرحوارههای تصویری در بیان مفاهیم انتزاعی مورد نظر سعدی و حافظ چگونه عمل میکنند؟
طرحوارههای تصویری چه نگرشها و بینشهای سعدی و حافظ را مطرح مینمایند؟
نسبت هر یک از طرحوارههای تصویری در غزلیات سعدی و حافظ چیست؟ و چه مفهومی دارد؟
1-5. فرضیه های پژوهش:
زبان شعری حافظ و سعدی حاوی طرحوارههای تصویری است که در انتقال پیام شعر به مخاطب نقش مهمی دارد.
میتوان از طریق تحلیل طرحوارهها به شناخت نگرش، تفکر و شخصیت شاعر دست یافت.
به نظر میرسد که طرحوارههای حرکتی در غزلهای سعدی بیشتر از حافظ و طرحوارههای حجمی در غزلهای حافظ بیشتر از سعدی است و بر برونگرایی سعدی و درونگرایی حافظ دلالت دارند.
1-6. اهداف پژوهش
این پژوهش اهداف زیر را دنبال میکند:
کشف و تحلیل طرحوارههای تصویریِ بهکاررفته در غزلیات حافظ و سعدی در چارچوب نظریهی معنیشناسی شناختی.
شناخت نگرش و شخصیت این دو شاعر از طریق تحلیل طرحوارهها.
همانندیها و تفاوتهای اندیشگی میان این دو شاعر از رهگذر طرحوارهها.

مطلب مرتبط :   منبع مقاله درمورد حکمت و فلسفه

Close Menu