پایان نامه درمورد فعالیت عضلانی

پایان نامه درمورد فعالیت عضلانی

دانلود پایان نامه

در تحقیق دیگر با استفاده از تکنیک ردیابی سه‌بعدی تعداد 14 آزمودنی سالم، شانه آن‌ها در طی ابداکشن موردبررسی قرار گرفت. نسبت گلنوهومرال به اسکاپولوتراسیک در 60 درجه ابداکشن 5/1 به 1 و در 120 درجه ابداکشن 4/2 به 1 بود (Graichen et al,1999).  

در تحقیقی دیگر گرانچین و همکارانش تعداد 20 آزمودنی با نشانههای گیرافتادگی شانه و تعداد 14 آزمودنی سالم را در 30،60 و 120 درجه ابداکشن شانه با و بدون فعالیت ابداکتور موردبررسی قراردادند. اختلاف اساسی در چرخش گلنوئید میان بیماران و افراد سالم وجود نداشت. در مقایسه میان فعالیت عضلانی (ابداکشن فعال) و حالت ریلکس (ابداکشن پاسیو) تفاوت معنیداری بین دو گروه وجود نداشت. همچنین نسبت میان گلنوهومرال به اسکاپولوتراسیک اختلاف معنیداری بین گروه کنترل و بیمار نشان نداد. مؤلفین نتیجهگیری کردند که بیماران باحالت‌های مختلف سندروم گیرافتادگی، تغییرات حرکت در شانههای دارای نشانههای بیماری را نشان ندادند. آن‌ها همچنین نسبت حرکت گلنوهومرال به اسکاپولوتراسیک را بین 8/1 به 1 و 4/2 به 1 گزارش کردند (et al,1999 Graichen).
ابوگ و همکارانش (Ebaugh et al 2005) اثرات الویشن فعال و پاسیو را در 20 آزمودنی سالم موردبررسی قراردادند. آن‌ها فعالیت الکتریکی از ذوزنقه بالایی و پایینی، دندانهای قدامی و دلتوئید خلفی و تحت خاری را ثبت کردند. آن‌ها چرخش بالایی و خارجی بیشتر کتف، ریترکشن و الویشن ترقوه به‌ویژه در الویشن فعال در مقایسه با الویشن پاسیو بین 90 تا 120 درجه را گزارش کردند. آن‌ها نتیجهگیری کردند که در طی دامنه میانی حرکت الویشن بازو، ذوزنقه بالایی و پایینی و دندانهای قدامی به نظر می‌رسد نقش مهمی برای چرخش کتف دارند.
2-2-8 اثرات مشارکت در فعالیت‌های ورزشی پرتاب از بالای سر بر کینماتیک کتف
اندازه‌گیریهای اینکلینومتری نشان دادند که ضربه زنندگان در بیسبال کاهش چرخش بالایی کتف در مقایسه با بازیکنان پوزیشن داشتند (Laudner et al, 2007). افزایش چرخش بالایی کتف در شانه ضربه زنندگان بیسبال در مقایسه با شانه دیگر (پرتاب انجام نمی‌شد) مشاهده شد (Downer et al, 2005). بازیکنان بیسبال سالمند کاهش چرخش بالایی از بازیکنان بیسبال جوان داشتند (Mourtacos et al, 2003). همچنین تکنیک‌های ردیابی الکترومغناطیسی سه‌بعدی افزایش چرخش بالایی در بازیکنان بیسبال در سرتاسر الویشن بازو گزارش کردند (Myers et al, 2005). مطالعه دیگری کاهش چرخش داخلی و تیلت خلفی در گروهی از ورزشکاران پرتاب از بالای سر در پوزیشن استراحت گزارش کردند (Oyama, et al, 2008). در ضربه زنندگان بیسبال، قدرت ایزومتریک ذوزنقه تحتانی ارتباط بیشتری با چرخش بالایی کتف در 90 درجه و 120 درجه اسکاپشن داشت اما ارتباط معنی‌داری میان قدرت ایزومتریک دندانه‌ای قدامی و چرخش بالایی مشاهده نشد (Laudner et al, 2008).
اندازه‌گیری‌های اینکلینومتری همچنین نشان دادند که بازیکنان بیسبال با نقص چرخش داخلی گلنوهومرال چرخش بالایی کمتری در 60 تا 120 درجه ابداکشن در شانه برتر داشتند (Thomas et al, 2010). علاوه بر این، بازیکنان بیسبال دانشگاهی که نقص چرخش داخلی گلنوهومرال زیادی داشتند، کاهش چرخش بالایی کتف در 90 و 120 درجه ابداکشن در مقایسه با بازیکنان بیسبال دبیرستانی داشتند (Thomas et al, 2010). به‌طور جالبی این اختلافات هم در بازوی برتر و هم در بازوی غیر برتر مشاهده شد.
2-2-9 تغییرات کینماتیک کتف
همان‌طور که قبلاً ذکر شد، کتف سنگ بنای حرکات اندام فوقانی است و نقش اصلی آن ایجاد پوزیشن مناسب و حرکت برای عملکرد مطلوب شانه است (Kibler and McMullen 2003). حرکات کتف نسبت به قفسه سینه به‌عنوان کینماتیک کتف تعریف‌شده است. همان‌طور که قبلاً ذکر شد کینماتیک کتف شامل چرخش بالایی / پایینی کتف، چرخش داخلی/خارجی کتف، تیلت قدامی /خلفی کتف است (McClure et al. 2001; Borich, Bright et al. 2006; Ludewig and Reynolds 2009). در افراد سالم، چرخش بالایی، تیلت خلفی، کاهش چرخش داخلی الگوی حرکت معمول هنگام افزایش زاویه بازو است (Ludewig, Cook et al. 1996; Karduna, McClure et al. 2001; Ludewig and Reynolds 2009). چرخش بالایی کتف برای الویشن قسمت خارجی اکرومیون به‌منظور جلوگیری از گیرافتادگی به کار گرفته می‌شود و حرکت اصلی کتف است (Ludewig and Reynolds 2009). تیلت خلفی کتف حرکت ثانویه کتف است و قسمت قدامی اکرومیون را به سمت خلف به‌منظور جلوگیری از گیرافتادگی تاندون عضلات روتیتورکاف حرکت می‌دهد (Ludewig and Reynolds 2009). چرخش خارجی کتف حرکت اکسسوری (ضمیمه‌ای) کتف است که اکرومیون را به سمت خلف برای کاهش تماس با تاندون عضلات روتیتورکاف حرکت می‌دهد (Ludewig and Reynolds 2009).
گزارش‌شده است که حرکات نرمال کتف در افراد با درد شانه تغییر می‌کند. مطالعات متعددی تغییرات در کینماتیک کتف با سندروم گیرافتادگی را گزارش کرده‌اند (Ludewig and Cook 2000; Endo, Ikata et al. 2001; and Reynolds 2009 Ludewig). در مطالعه‌ای (Lukasiewicz, McClure et al. 1999) کاهش معنی‌دار تیلت خلفی در بیماران با نشانه بیماری در مقایسه با سمت غیر درگیر و افراد بدون نشانه گزارش شد. این مطالعه هیچ اختلاف معنی‌داری در مقدار چرخش بالایی یا چرخش داخلی گزارش نکرد اگرچه تنها پوزیشن استاتیک اندازه‌گیری شده بود در مطالعه دیگر (Ludewig and Cook 2000) بر روی افراد با سندروم گیرافتادگی کاهش چرخش بالایی، کاهش تیلت خلفی و افزایش چرخش داخلی گزارش شد. کاهش چرخش بالایی و تیلت خلفی و افزایش چرخش داخلی در این مطالعه در توافق با مطالعات دیگر است (al. 2002; Lin, McClure, Michener et al, 2006 Hebert, Moffet et). این مطالعات همچنین توسط رادیولوژی و MRI تأییدشده¬اند (Graichen, Bonel et al. 1999; Endo, Ikata et 2001).
مطالعات بیان کرده‌اند که ورزشکاران بالای سر به‌ویژه شناگران (به دلیل تکرار زیاد حرکات) ممکن است بیشتر مستعد تغییرات کینماتیک کتف به دلیل خستگی شوند (Tsai, McClure et al. 2003; Su, Johnson et al, 2004). همچنین بعد از انجام پروتکل خستگی، افزایش تیلت قدامی کتف، چرخش داخلی و چرخش پایینی مشاهده شد (Tsai, McClure et al, 2003). در مطالعه دیگری مشخص شد که شناگران باتجربه گیرافتادگی چرخش بالایی کمتری بعد از تمرین داشتند (Johnson et al. 2004, Su). این الگوی تغییر کینماتیک کتف ممکن است باعث شود افراد در مراحل پایانی تمرین به دلیل افزایش تماس اکرومیون و کاهش فضای تحت اخرمی بیشتر مستعد آسیب شوند (Ludewig and Cook 2000; Michener, McClure et al. 2003; Ludewig and Reynolds, 2009). در مطالعه دیگر کاردونا و همکارانش (Karduna et al, 2005) بیان کردند که کاهش چرخش بالایی مشاهده‌شده در بیماران با گیرافتادگی شاید یک سازگاری جبرانی به‌منظور بازتر شدن فضای تحت اخرمی و ایجاد فشار کمتر به ساختارهای فضای تحت اخرمی ‌باشد.
به‌طورکلی الگوهای تغییر کینماتیک کتف به دلیل ناهنجاری‌های عصبی عضلانی و بیومکانیکی هستند که حرکت کتف را تحت تأثیر قرار می‌دهند (McMullen 2003 Ludewig and Cook 2000; Kibler and). مطالعات کاهش فعالیت دندانه‌ای قدامی در ارتباط با کاهش چرخش بالایی کتف گزارش کردند (Ludewig and Cook 2000; Lin, Hanten et al, 2005). کاهش فعالیت دندانه‌ای قدامی همچنین مرتبط با درد شانه گزارش‌شده است (Peat and Grahame 1977; Scovazzo, Browne et al. 1991; Cools, Declercq et al. 2007)؛ بنابراین به نظر می‌رسد که کاهش فعالیت دندانهای قدامی مرتبط با کاهش چرخش بالایی و درد شانه باشد. این اطلاعات، اطلاعات ارزشمندی برای کلنسینها در مورد توسعه تمرینات توان‌بخشی فراهم می‌کند. به‌طوری‌که بهبود فعالیت دندانه‌ای قدامی ممکن است کینماتیک کتف را بهبود و درد شانه را کاهش دهد (1994 Allegrucci, Whitney et al). کاهش چرخش بالایی کتف و تیلت خلفی با فعالیت بیش‌ازحد ذوزنقه بالایی گزارش‌شده است که می‌تواند تحریک تاندون عضلات روتیتورکاف و توسعه گیرافتادگی را افزایش دهد (Ludewig and Cook 2000). همچنین مطالعات سفتی عضله سینهای کوچک در ارتباط با افزایش چرخش داخلی و تیلت قدامی کتف را گزارش کرده‌اند (Burkhart, Morgan et al, 2003). این ممکن است به این دلیل باشد که افراد با سفتی عضله سینه‌ای کوچک یا بزرگ، گرایش به داشتن پاسچر شانه روبه‌جلو دارند که پوزیشن استراحت کتف را تغییر می‌دهد. هنگامی‌که الویشن بازو اتفاق میافتد کتف به یک روش خاص عمل می‌کند تا به حداکثر دامنه حرکتی دست یابد. علاوه بر این، سفتی عضله سینه‌ای کوچک در مقابل چرخش بالایی نرمال، تیلت خلفی و چرخش خارجی که در طی الویشن اتفاق می‌افتد، ایجاد مقاومت می‌کند (Burkhart, Morgan et al. 2003). نهایتاً، سفتی خلفی شانه نیز گزارش‌شده که میتواند منجر به تغییر کینماتیک کتف شود (Borich, Bright et al. 2006). افراد با سفتی خلفی شانه افزایش تیلت قدامی در طی الویشن را گزارش کردند چون سفتی ساختارهای خلفی شانه کتف را به سمت قدام می‌کشد (1998; Borich, Bright et al. 2006 Kibler).
2-2-10 نقص عملکردی اسکاپولوتراسیک در ورزشکاران بالای سر با درد شانه
محققین متعددی بر اساس فرضیات کلینیکی، بیومکانیکی و فیزیولوژیکی پیشنهاد کرده‌اند که درد شانه در ورزشکاران بالای سر ممکن است در ارتباط با نقص عملکردی اسکاپولوتراسیک باشد (Kebaetse et al, 1999, Wang et al, 1999, Weiser et al, 1999) تصور بر این است که بیماران با نشانه‌های گیرافتادگی پوزیشن استراحت غیر نرمال کتف دارند (Schmitt et al, 1999, Sahrmann, 2002, Host H, 1995) این تغییر استاتیک ممکن است ازنظر بیومکانیکی پهنای فضای تحت اخرمی را کاهش دهد (Bigliani L, 1997) و ازاین‌رو موجب افزایش خطر گیرافتادگی تحت اخرمی ‌شود.
همان‌طور که قبلاً ذکر شد تغییرات در متغیرهای کینماتیکی، تعیین‌کننده رفتار کینماتیکی کتف در طی حرکت بازو، در بیماران با ناپایداری شانه یا گیرافتادگی شانه بررسی‌شده است (Ludewig et al, 2000, Hébert et al, 2002, Lukasiewicz et al, 1999, Warner et al, 1992, Yanai et al, 2000). یافته‌های این مطالعات در توافق با پیشنهادهای کلینیکی (Kibler, 1998, Meister, 2000, Kibler, 1991, Kamkar et al, 1993, Jobe, 1989, Fleisig et al, 1996, Davidson et al, 1995) در ارتباط با الگوی غیر نرمال حرکات کتف در بیماران با درد شانه است.
بر اساس مشاهدات کلینیکی، عدم تعادل عضلات کتف اغلب در ورزشکاران بالای سر با درد شانه گزارش‌شده است (Johnson et al, 2001, Kuhn et al, 1995, Litchfield et al, 1993, Mottram1972, Paine, 1993, Wilk et al, 2002 Kibler, 1998). بیشتر مؤلفین معتقدند که عدم تعادل عضلانی با کاهش در فعالیت عضلات دندانه‌ای قدامی و ذوزنقه تحتانی و افزایش جبرانی در فعالیت عضله ذوزنقه فوقانی همراه است. باوجوداین، این سه عضله یک بخش حیاتی جفت‌نیروی مسئول بالا کشیدن اکرومیون را شکل می‌دهند. نقص بالا کشیدن اکرومیون ممکن است منجر به گیرافتادگی ثانویه، به‌ویژه در ورزشکاران بالای سر شود (Kibler, 1998).
2-2-11 تغییر الگوی فراخوانی عضلات
در مطالعهای توسط وادسرت و بالاک-ساکستون (1997 Wadsworth and Bullock-Saxton) الگوی فراخوانی عضلات چرخش دهنده کتف در شناگران کرال سینه با گیرافتادگی تحت اخرمی و گروه کنترل موردبررسی قرار گرفت. شرکت‌کنندگان الویشن دوطرفه بازو در سطح کتف درحالی‌که سرعت، پاسچر و درجه انحراف پاسچر، کنترل‌شده بود را انجام میدادند. این مطالعه دریافت که زمان شروع فعالیت به‌طور معنیداری در شناگران با گیرافتادگی تحت اخرمی افزایش مییابد و بیشترین تأخیر در دندانهای قدامی اتفاق می‌افتد. تأخیر فراخوانی دندانهای قدامی ممکن است تثبیت کتف در طی ابداکشن را به خطر بیندازد و همچنین فضای تحت اخرمی را کاهش بدهد (Wadsworth and Bullock-Saxton 1997). کولز و همکارانش (Cool et al. 2007) اثرات گیرافتادگی روی فراخوانی عضله ذوزنقه را موردبررسی قراردادند. آن‌ها دریافتند که تأخیر در فعالیت عضله ذوزنقه میانی و تحتانی در افراد با گیرافتادگی وجود دارد.
مطالعات متعددی اثرات ناپایداری شانه روی الگوی فعالیت عضلات را موردبررسی قرار داده‌اند. ایز و کیس (Illyes and Kiss 2006) دریافتند که افراد با ناپایداری چندجهته کاهش زمان فعالیت هر سه بخش دلتوئید و سینه‌ای بزرگ در طی الویشن در مقایسه با گروه کنترل رادارند. به‌منظور جبران فعالیت کوتاه‌تر این عضلات، عضلات فوق خاری، تحت خاری، دوسر بازویی و سه سر بازویی زمان فعالیت طولانیتر داشتند. مؤلفین این مطالعه پیشنهاد کردند که زمان فعالیت کوتاه‌تر دلتوئید و سینه‌ای بزرگ و زمان فعالیت بیشتر دیگر عضلات در افراد با ناپایداری چندجهته به‌منظور متمرکز کردن سر بازو در حفره گلنوئید اتفاق میافتد. درحالی‌که سر بازو ممکن است در حفره گلنوئید محکم مستقر شود، این الگوهای تغییر فعالیت اثر معنیداری بر کینماتیک کتف در افراد با ناپایداری چندجهته ممکن است داشته باشد (Illyes and Kiss 2006). در مطالعهای مشابه (Santos, Belangero et al. 2007) هیچ اختلاف معنیداری در الگوی فراخوانی یا ترتیب فراخوانی میان افراد با و بدون ناپایداری شانه گزارش نشد. مؤلفین این مطالعه گزارش کردند که ناپایداری مفصل به‌تنهایی نمیتواند منجر به تغییرات در فعالیت عضله، کینماتیک کتف، زمان و ترتیب فراخوانی عضلات شود.
در مطالعه‌ای دیگر (Falla, Farina et al. 2007) اثر درد روی فعالیت عضله ذوزنقه موردبررسی قرار گرفت. نتایج این مطالعه کاهش در فعالیت بخش دردناک ذوزنقه همچنین افزایش در فعالیت نواحی بدون درد را گزارش کرد. این مطالعه نشان داد که افرادی که صدمه‌دیده‌اند ممکن است کاهش فعالیت عضلانی به دلیل درد داشته باشند (Farina, Arendt-Nielsen et al, 2004). تأخیر فعالیت ذوزنقه و دندانه‌ای قدامی ممکن است مرتبط با سازگاری‌های عصبی عضلانی که نتیجه درد می‌باشد، اتفاق افتد.
2-2-12 روش‌های اندازه‌گیری کینماتیک مجموعه شانه
کلنسینها و محققین از رویکردها و روش‌های مؤثر و معتبری برای کمی‌کردن کینماتیک کتف استفاده کرده‌اند. به‌طورکلی طیف وسیع اندازه‌گیری‌های کینماتیک کتف در تحقیقات و اندازه‌گیری‌های کلینیکی برای فهم بهتر عملکرد و پاتولوژی‌های کتف موردبررسی قرارگرفته است. به همین دلیل نتایج اندازه‌گیری‌ها ممکن است باهم متفاوت باشد بنابراین تفسیر نتایج مطالعات باید بااحتیاط صورت بگیرد. در این بخش از گزارش روش‌های اندازه‌گیری کینماتیک کتف و روایی، دقت، محدودیت‌ها، کاربردهای این روش‌ها مورد بررسی قرار می‌گیرد.
2-2-12-1 تحلیل استاتیک دوبعدی

مطلب مرتبط :   پایان نامه با موضوع روزنامه اطلاعات

بستن منو