پایان نامه درمورد ریتم اسکاپولوهومرال

پایان نامه درمورد ریتم اسکاپولوهومرال

دانلود پایان نامه

 

نهایتاً، کتف به‌عنوان یک زنجیره حرکتی میان تنه و اندام فوقانی عمل می‌کند. کتف و عضلات اسکاپولوتراسیک نقش خیلی مهمی در این زنجیره حرکتی بازی میکنند زیرا آن‌ها نیروی کارآمد و انتقال انرژی از سطح اتکا به انتهای اتصال (معمولاً دست) را تأمین می‌کنند.
2-2-5 اپیدمیولوژی آسیب شانه در ورزشکاران پرتاب از بالای سر
ورزشکاران پرتاب از بالای سر، ازجمله بازیکنان شنا، هندبال و تنیس در معرض خطر آسیب و درد شانه هستند. صدمات شانه مانند التهاب تاندون عضلات روتیتورکاف، التهاب کیسه زلالی، پارگیها، گیرافتادگی و آسیب قدامی خلفی قسمت فوقانی لابروم رایج‌ترین آسیب‌ها در این افراد می‌باشد (Wilk et al, 2009). این آسیب‌ها بیش از 90 درصد آسیب‌های مشاهده‌شده در بازیکنان حرفه‌ای پرتاب از بالای سر به‌حساب می‌آیند.
مدارک اپیدمیولوژی همچنین نشان داده‌اند که حجم و شدت پرتاب کردن می‌تواند در افزایش خطر آسیب و درد شانه نقش داشته باشد. در یک مطالعه تعقیبی خطر افزایش درد شانه در ارتباط با افزایش تعداد ضربه در هر گیم یا هر فصل در بازیکنان بیسبال جوان گزارش شد (Lyman et al, 2002). در مطالعه دیگر تعداد ضربه‌های انجام‌شده برای گرم کردن، تعداد ضربه‌های انجام‌شده در طی یک سال، هر گیم و هر بازی به‌عنوان فاکتورهای خطر آسیب شانه در بازیکنان نوجوان بیسبال در نظر گرفته‌شده است (Olsen et al, 2006).
به‌طورکلی متخصصین پزشکی ورزشی معتقدند که اگرچه پرتاب‌های حرفهای یک تکلیف خیلی سریع و قوی است، تنها یک دور پرتاب کردن، باعث آسیب شانه نمی‌شود (Andrews et al 1998). درواقع در اثر پرتاب‌های مکرر و تجمع میکروتروماها، آسیب می‌تواند اتفاق بیفتد (Andrews et al 1998، Oberlander et al, 2000). شکایت از درد شانه بخصوص در بازیکنان جوان اولین نشانه توسعه آسیب‌های ناشی از استفاده بیش‌ازحد از شانه می‌باشد (Lyman et al, 2002).
2-2-6 کاهش فضای تحت اخرمی
فضای تحت اخرمی ناحیهی زیر اکرومیون است، سر بازو به‌عنوان کف و لیگامنت غرابی اخرمی سقف آن را تشکیل می‌دهد (Fu, Harner et al. 1991). بورس تحت اخرمی، تاندون عضلات روتیتورکاف و دوسر بازویی در فضای تحت اخرمی قرارگرفته‌اند. هنگامی‌که حرکات شانه انجام می‌شود، اندازه فضای تحت اخرمی تغییر می‌کند. سالم- برتوف و همکارانش (Solem-Bertoft, Thuomas et al, 1993) گزارش کردند که فضای تحت اخرمی هنگامی‌که شانه از پوزیشن رترکشن به پروترکشن حرکت میکند، باریک می‌شود. باریک شدن فضای تحت اخرمی منجر به افزایش تماس میان بازو و ساختارهای تحت اخرمی می‌شود (Fu, Harner et al. 1991; Solem-Bertoft, Thuomas et al. 1993). در مطالعه‌ای بررسی عرض فضای تحت اخرمی از طریق MRI مشخص کرد که بیماران با مراحل اولیه سندروم گیرافتادگی، کاهش معنی¬داری در فاصله اکرومیون بازو و ترقوه بازو در طی فعالیت دارند (Graichen, Bonel et al, 1999). این مطالعه به‌طور عملکردی فضای تحت اخرمی را ارزیابی کرد و نقص عملکردی عضله فوق خاری در بیماران با سندروم گیرافتادگی را نشان داد. چون عرض فضای تحت اخرمی کاهش‌یافته بود، فشار بر ساختارهای داخل فضا اتفاق می‌افتاد که اثر معنی‌داری بر تکامل و توسعه سندروم گیرافتادگی و ارتباط بالایی با درد شانه و کاهش دامنه حرکتی و قدرت عضلانی داشت (Fu, Harner et al. 1991).
2-2-7 کینماتیک مجموعه شانه و ریتم اسکاپولوهومرال
کینماتیک کتف از اواخر قرن 19 موردتوجه کلینسینها قرار گرفت. کاتچارت (Cathcart, 1884) دریافت که کتف در طی دامنه حرکتی الویشن بازو می‌چرخد. لوکارت حرکات مداوم و هماهنگ میان کتف و بازو را در طی الویشن بازو توصیف کرد (Lockhart, 1930)؛ که بعدها توسط کادمن ریتم اسکاپولوهومرال نامیده شد (Codman, 1934). سپس روش‌های اندازهگیری کینماتیک کتف توسعه و تکامل یافت و کینماتیک کتف در افراد سالم، دارای علائم و افراد ورزشکار موردبررسی قرار گرفت و عملکرد کتف و همچنین فاکتورهای اثرگذار بر کینماتیک کتف موردبررسی قرار گرفت.
به‌طورکلی کینماتیک کتف شامل مؤلفه‌های خطی و چرخشی است. در این مطالعه اصطلاح کینماتیک کتف مربوط به مؤلفه‌های چرخشی است. در مطالعات کینماتیک کتف، الویشن بازو به‌طور مکرر در صفحه کتف انجام‌شده است؛ که بعضی مواقع به‌عنوان اسکاپشن شانه نامیده می‌شود که درواقع الویشن بازو 30 درجه قدام نسبت به صفحه فرونتال است.
حرکات کتف همان‌طور که قبلاً ذکر شد به چرخش بالایی و پایینی، چرخش داخلی و خارجی و تیلت قدامی و خلفی در ارتباط با قفسه سینه تجزیه می‌شود. در مطالعات دوبعدی کینماتیک کتف این سه حرکت دلالت‌کننده چرخش در سطوح فرونتال، عرضی و ساجیتال به ترتیب می‌باشند.
مطالعات زیادی در مورد کینماتیک شانه صورت گرفته است. اینمن و همکارانش (et al, 1944 Inman) با استفاده از رادیوگرافی، شانه آزمودنیهای سالم را در طی الویشن بازو موردبررسی قراردادند. آن‌ها نتیجهگیری کردند که در این حرکت (ابداکشن بازو) چهار مفصل مشارکت دارند: مفاصل جناغی ترقوهای، اخرمی ترقوهای، کتفی سینهای و گلنوهومرال که به‌طور همزمان با یکدیگر عمل میکنند. آن‌ها دریافتند که بین 30 تا 60 درجه الویشن، بازو و کتف تلاش برای پیدا کردن پوزیشن پایداری میکنند که ممکن است به یکی از روش‌های ممکن صورت بگیرد. حرکت ممکن است در مفصل گلنوهومرال اتفاق بیفتد درحالی‌که کتف ثابت است تا پایداری حاصل شود. یا اینکه، کتف ممکن است بر روی قفسه سینه جابهجایی بالایی یا پایینی داشته باشد، یا ممکن است به جلو و عقب برای یافتن پوزیشن ثابت، حرکت کند. این فاز اولیه حرکت، سیتینگ اکشن یا سیتینگ فاز نامیده شده است. از 30 درجه ابداکشن یا 60 درجه فلکشن به بعد نسبت میان بازو و کتف تقریباً ثابت می‌شود؛ بنابراین، با انجام ابداکشن بیشتر، آن‌ها نسبت 1 به 2 در ارتباط با 10 درجه حرکت گلنوهومرال برای هر 15 درجه حرکت بازو دارند. به‌طورکلی مشارکت کامل کتف برای الویشن کامل بازو نزدیک 60 درجه است.
فریدمن و همکارانش (Freedman et al, 1966) حرکات کتف و گلنوهومرال در سطح اسکاپشن در طی الویشن بازو را موردبررسی قراردادند. در این مطالعه بازوی 52 دانشجوی پزشکی مرد در زوایای 0،45،90، 135 درجه و حداکثر ابداکشن شانه موردبررسی قرار گرفت. نسبت‌های گلنوهومرال به کل حرکت بازو و گلنوهومرال به کتف در دامنه‌های مختلف ابداکشن بازو در جدول زیر گزارش‌شده است.
جدول 2-1: نسبتهای گلنوهومرال به کل حرکت بازو و گلنوهومرال به کتف در دامنه‌های مختلف ابداکشن بازو (et al, 1966 Freedman)
دامنههای ابداکشن (درجه) نسبت گلنوهومرال به کل نسبت گلنوهومرال به کتف
45-0 589/0 431/1
90-45 58/0 379/1
135-90 556/0 253/1
135 درجه تا حداکثر الویشن 738/0 729/2
پوپن و همکارانش (Poppen et al, 1976) با استفاده از رادیوگرافی به ارزیابی حرکت بازو و ارتباط بین کتف و مفصل گلنوهومرال در طی ابداکشن در سطح اسکاپشن پرداختند. در مطالعه آن‌ها 12 آزمودنی سالم و 15 آزمودنی با شانههای دارای نشانههای بیماری شرکت کرده بودند. بعد از 30 درجه ابداکشن، نسبت گلنوهومرال به اسکاپولوترایسک را 5 به 4 گزارش کردند. همچنین آن‌ها گزارش کردند که مرکز چرخش مفصل گلنوهومرال در طی الویشن بازو در 6 میلیمتری فاصله از مرکز هندسی سر بازو قرار داشت. برای هر 30 درجه الویشن، متوسط جابهجایی پروکسیمال- دیستال سر بازو کمتر از 5/1 میلی‌متر در هر آزمودنی بود. همچنین آن‌ها بیان کردند که صدمه قبلی عضلات روتیتورکاف در ارتباط با جابهجایی غیر نرمال مرکز چرخش لحظهای بود. مرکز چرخش لحظهای سر بازو از 0 تا 30 و از 30 تا 60 درجه حدود 3 میلی‌متر پروکسیمالتر در بیماران قرار داشت.
پالتا و همکارانش (Paletta et al, 1997) کینماتیک شانه و حرکت گلنوهومرال-اسکاپولوتراسیک را با استفاده از رادیوگرافی در بیماران با ناپایداری قدامی و پارگی عضلات روتیتورکاف قبل و بعد از جراحی و توان‌بخشی موردبررسی قراردادند. 6 نفر بزرگ‌سال سالم به‌عنوان گروه کنترل در نظر گرفته‌شده بود. 18 بیمار با ناپایداری قدامی شانه و 15 بیمار نیز با پارگی عضلات روتیتورکاف گروه‌های دیگر بودند. در 7 تا از 18 آزمودنی با ناپایداری قدامی شانه و همه افراد با پارگی عضلات روتیتورکاف جابهجایی فوقانی سر بازو در طی الویشن در سطح اسکاپشن مشاهده شد. جابه¬جایی قدامی سر بازو تنها در افراد با ناپایداری قدامی شانه مشاهده شد (14 از 18 نفر). دو گروه بیمار، تغییرات در ارتباط میان حرکت گلنوهومرال و اسکاپولوتراسیک در مقایسه با گروه کنترل نشان دادند. در گروه با ناپایداری قدامی شانه همه آزمودنیها و 12 تا از 14 آزمودنی گروه با پارگی عضلات روتیتورکاف کینماتیک نرمال گلنوهومرال با تثبیت قدامی شانه و ترمیم عضلات روتیتورکاف را نشان دادند.
گراچین و همکارانش (Graichen et al,1999) جابهجایی سر بازو در طی الویشن فعال و پاسیو را با استفاده از تکنیک ردیابی سه‌بعدی در 15 آزمودنی سالم در زوایای مختلف ابداکشن و در شرایط اعمال بار یک کیلوگرمی از 60 تا 120 درجه ابداکشن را موردبررسی قراردادند. در طی الویشن پاسیو، جابهجایی سر بازو حدود 1 میلی‌متر در جهت پایین و 5/1 میلی‌متر در جهت خلفی از 30 تا 150 درجه ابداکشن بود. در طی شرایط اعمال بار سر بازو در پوزیشن پایینی و بیشتر به سمت مرکز، به‌ویژه در 90 و 120 درجه ابداکشن، فشرده بود. در 60 و 90 درجه در شرایط اعمال بار سر بازو بیشتر به سمت حفره گلنوئید متمرکز بود. مؤلفین نتیجهگیری کردند که کنترل عصبی عضلانی جهت دستیابی به پایداری مفصل نیاز است.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه ارشد با موضوع اعلامیه جهانی حقوق بشر

بستن منو