پایان نامه درمورد رکود اقتصادی

پایان نامه درمورد رکود اقتصادی

دانلود پایان نامه

طرحوارهی مقصد: به واسطهی تجربهی انسان از مشاهدهی پدیدهها و کنشهایی که در یک نقطه به پایان میرسند، این طرحواره در ذهن انسان شکل میگیرد. جملهی «رئیس جمهور به پاکستان رفت»، بیانگر تجربهی مادی این انگاره است که در آن نقطهی مقصد برجسته شده است. این طرحواره برای بیان مفاهیم انتزاعی به کار میرود: «به راحتی نرسید آنکه زحمتی نکشید».
طرحوارهی مبدأ ـ مسیر ـ مقصد: با توجه به آنچه تاکنون شرح داده شد، میتوان گفت که انسان به واسطه ی تجربهی حرکت خود و مشاهدهی حرکت سایر پدیدهها در یک مسیر که از یک نقطه شروع میشود (مبدأ) و به سمت نقطهی دیگری پیش میرود (مقصد) و در این اثنا از نقاط میانی (به نام مسیر) میگذرد؛ طرحوارهی مبدأ ـ مسیر ـ مقصد را در ذهن خود شکل میدهد و از آن برای بیان مفاهیم انتزاعی بهره میجوید. در این طرحواره هر سه نقطهی مبدأ، مسیر و مقصد برجسته میشود؛ مثلاً در جملهی «هرچه از دست رفت به تمنا باز نیاید»؛ «دست» نقطهی مبدأیی است که «هرچه» حرکت خود را از آنجا آغاز میکند و از طریق مسیر «تمنا» به مقصد ممکن نمیرسد (آریانفر، 1385:133-137).
2-7-2-3.طرحوارهی قدرتی
جانسون این طرحواره را اینگونه معرفی میکند: «شرایطی را در نظر بگیرید که در برابر حرکت، نیروی مقاومت یا سدی قرار گرفته باشد. انسان بر حسب تجربیات خود، امکانات مختلفی را در برخورد با چنین سدی تجربه کرده است و قدرت خود را در برخورد با چنین سدی آزموده است. به این ترتیب، طرح‌واره‌ای انتزاعی از این برخورد فیزیکی در ذهن خود پدید آورده است و این ویژگی را به پدیده‌هایی نسبت می‌دهد که از چنین ویژگی‌ای برخوردار نیستند. جانسون این طرح‌واره را طرح‌واره‌ی قدرتی نامیده و انواع مختلف آن را برشمرده است» (صفوی، 1383: 376).  

«نخستین نوع طرح‌واره‌ی قدرتی آن است که در مسیر حرکت، سدی ایجاد شده باشد که نتوان از آن گذشت و حرکت قطع شود. طرح زیر نشان دهنده‌ی این وضعیت است:

این نوع طرح‌واره در جمله‌های زیر نمود یافته است:
– اقتصاد روسیه به بن‌بست رسید؛ برای گرفتن جواز ساختمان خوردیم به یک بدبختی و هیچ کاری نتوانستیم بکنیم» (گلفام و اعلایی، 1387: 87).
«دومین نوع طرح‌واره‌ی قدرتی آن است که در مسیر حرکت سدی به وجود آمده باشد و سه حالت مختلف را پیش روی ما قرار دهد: نخست این که مسیر را تغییر دهد، ولی این تغییر مسیر به گذر از آن سد منجر شود؛ دوم این که انسان بتواند از کنار سد بگذرد و راهش را ادامه دهد و سوم آن که انسان با قدرت از آن سد عبور کند. طرح زیر نشان‌دهنده‌ی این وضعیت است:

در مثال‌های زیر این نوع طرح‌واره نمود یافته است:
الف) رکود اقتصادی نحوه‌ی زندگی مردم را تغییر داد.
ب) علی با ترفندی رئیس خود را دور زد» (همان: 78).
«سومین نوع طرح‌واره‌ی قدرتی آن است که انسان بتواند سد مذکور را از مسیر حرکت خود بردارد و به حرکت ادامه دهد. در این‌باره می‌توان طرح زیر را به دست داد:

مثال: با کمک پزشکان از این بیماری جان سالم به در برد» (همان: 78).
اوانز و گرین این طرحواره را کاملتر مطرح کردهاند که در این قسمت با تلفیقی از مطالب دو منبع: اوانز و گرین (2006: 189-187) و آریانفر (1385: 143-138) معرفی خواهد شد.
طرحوارهی قدرتی به گونههای مختلفی امکان وقوع مییابد که طرحوارهی اجبار، طرحوارهی مانع (انسداد)، طرحوارهی نیروی متقابل، طرحوارهی انحراف جهت، طرحوارهی رفع مانع (مهار)، طرحوارهی توانایی و طرحوارهی مقاومت از آن جمله هستند.
طرحوارهی اجبار: از تجربهی حرکت داده شدن توسط یک نیروی خارجی شکل میگیرد. رانده شدن فرد به وسیلهی ازدحام جمعیت یا پرتاب اجسام به دلیل وزش باد نمونهای از این نیرو میباشد. بنابراین، انسان از طریق مشاهدهی خود و پدیدههایی که در جهان خارج به نحوی تحت تأثیر نیرویی قرار میگیرند و یا چیزی را تحت فشار قرار میدهند، طرحوارهی اجبار را در ذهن خود پدید میآورد و آن را به پدیدههای انتزاعی تعمیم میدهد؛ مثلاً جملهی «دست خدا بالاترین دستهاست» ، دست خداوند که خود مفهومی انتزاعی میباشد، به عنوان منبع نیرویی در نظر گرفته شده که بر تمام نیروها فایق میآید.
طرحوارهی مانع (انسداد): انسان از طریق تجربهی حاصل از مشاهدهی پدیدههایی که مانعی در برابر نیرویی ایجاد میکنند یا مانعی که خود ایجاد میکند؛ مثل برخورد اتومبیل با درخت یا بستن سد بر روی آب، انگارهی مانع را در ذهن خود تصویر میکند و آن را به حوزهی مفاهیم انتزاعی تعمیم میدهد؛ مثلاً در جملهی «زبان بسته نگهبان راز دل باشد»، «لب بسته» به عنوان مانعی انتزاعی برای جلوگیری از سخنان نسنجیده و ناخواسته، برجسته شده است.
طرحوارهی رفع مانع (مهار): وضعیتی را تصور کنید که مانعی از مقابل نیرو برداشته میشود و نیرو آزاد میگردد، مثل تکیه دادن به در و باز شدن ناگهانی آن؛ این تجربه طرحوارهی رفع مانع را در ذهن انسان شکل میدهد که از آن برای بیان مفاهیم انتزاعی بهره میجوید؛ مثلاً در جملهی «دستی از غیب برون آید و کاری بکند» مشکل یا مانعی پیش آمده که به مدد نیروی غیبی میتواند حل بشود.
طرحوارهی نیروی متقابل: این طرحواره از تجربهی فیزیکی برخورد دو جسم به یکدیگر نشأت میگیرد؛ مثلاً دو نفر در خیابان به یکدیگر تنه بزنند. در جملهی «ترس داره منو از پا در میآره» مفهوم انتزاعی ترس به عنوان هویتی دارای قدرت در مقابل فرد قرار میگیرد و حریف او قلمداد میشود.
طرحوارهی انحراف جهت: این طرحواره از تجربهی فیزیکی تلاقی کردن و در نتیجهی آن انحراف جهت دادن نشأت میگیرد؛ مثل کمانه کردن گلولهی تفنگ یا شناکردن خلاف جهت آب که فرد به تدریج به سمت خط ساحلی رانده میشود. او از این تجربه برای بیان مفاهیم انتزاعی بهره میجوید.
طرحوارهی توانایی: انسان از طریق تجربهی حاصل از مشاهدهی انرژی بالقوهی موجودات زنده در انجام امور یا از عدم وجود آن، انگارهای را در ذهن خود تصویر میکند که همان طرحوارهی توانایی میباشد؛ مثلاً اکثر افراد این توانایی بالقوه را در خود میبینند که یک سبد خرید از بقالی را حمل کنند؛ اما فقط تعداد کمی از این افراد توانایی کشیدن اتومبیل را دارند؛ مثلاً میگوییم «دست مرده از جهان کوتاه است» که حکایت از عدم وجود هرگونه توانایی برای انجام کاری دارد.
طرحوارهی مقاومت: انسان از طریق تجربهی مشاهدهی پدیدههایی که در جهان خارج در برابر نیرو و فشار مقاومت نشان میدهند یا به واسطهی تجربهی مقاومت خود در برابر نیروهای فیزیکی، طرحوارهی مقاومت را در ذهن خود شکل میدهد؛ مثلاً ما بارها شاهد مقاومت درختان در برابر نیروی باد بودهایم . همچنین دیدهایم وقتی به قطعهای فلزی فشار میآوریم تا خم گردد، مقاومت میکند. انسان این ویژگی را برای موارد انتزاعی نیز به کار میبرد؛ مثلاً در جملهی «سر مرد برود، قولش نمیرود»، «مرد» در برابر یک نیروی خارجی که او را تحت فشار قرار داده، سرش را میدهد اما نمیخواهد بدقول شود.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه با موضوع مقام معظم رهبری

بستن منو