پایان نامه درمورد خواجه نظام الملک

پایان نامه درمورد خواجه نظام الملک

دانلود پایان نامه

 

بهار در پاسخ به عباس اقبال به دفاع از آنچه ذوق متتبع خوانده، برخاسته و از حق متتبعان، در دخالت دادن ذوق خود در تصحیح متون منحصر به فرد سخن گفته است. برای آنکه چیزی از سخنان بهار از قلم نیفتد و از شایبۀ تفسیر به رأی دور بمانیم عین عبارات وی را در اینجا نقل می‌کنیم:
«اینکه ذوق ما با ذوق رودکی که ده قرن پیش بوده موافقت ندارد، و باید بنسخ قدیمی رجوع نمود، راست است. با بودن نسخ باید اکثریت نسخ را بر هر ذوقی ترجیح داد، و در صورتیکه نسخۀ منحصر بفرد و دارای غلط فاحش بوده باشد، اشخاصی که تتبع زیاد در اصطلاحات و ذوق شعری و لغات مستعملۀ قرون سوم و چهارم هجری نموده باشند، حق دارند ذوق خودشان را دلیل تصرف قرار داده و حدسی در اصلاح یک مصرع یا بیت ایراد بنمایند. توافق نداشتن ذائقه‌های عمومی و تحصیل نکرده و ادبای غیر متتبع با ذائقه و سبک ادبی رودکی دلیل عدم توافق متتبعین نمیشود. در عصری که با زحمت میتوان سبک سخن گفتن سنسکریت و نوشتن میخی و غیره را دریافت، چگونه نمیشود با سبک و ذوق رودکی- که هنوز با زبان او سخن گفته و باصطلاحات او شعر میگوییم و اقلاً سی هزار شعر از عصر و قرن رودکی در محفظۀ خواطر غالبی از ادبای معاصر ضبط است- آشنا بود؟ عدم قدرت یکی دلیل عدم قدرت دیگری نتواند بود. بنده در اشعار لاتن یا گاتاهای زردشت حدس ذوقی نزده‌ام، بلکه در مصراعی اعمال نظر و ذوق کرده‌ام که بیست هزار بیت و مصراع بهمان سبک و طرز و از همان عصر و دوره در خاطر دارم و بیست هزار شعر با همان لغت و اصطلاحات (معروف بسبک ترکستانی) بشهادت عموم، که یکی خود شما هستید، ساخته و میسازم» (بهار، 1297: 499- 500).
بهار اساساً در تصحیح متون بیش از توجه وسواس گونه به نسخه‌ها، به ذوق و شم ادبی و زبانی توجه داشته است. آثار تصحیح شده توسط او گواه این مدعاست و هرکس نگاهی به مجمل التواریخ و تاریخ سیستان تصحیح بهار بیندازد، متوجه خواهد شد که وی تا چه حد در انتخاب ضبط متن- با اینکه هر دو اثر بر اساس تک نسخه تصحیح شده است- به ذوق و شم اجتهادی خود بها داده است. اگر بخواهیم در این زمینه مقایسه‌ای میان قزوینی و بهار بکنیم، باید بگوییم بهار بر خلاف قزوینی، در استفاده از ذوق متتبع و شم فقاهتی در تصحیح متون، بی‌پروایی بیشتری به خرج داده است. این بی‌پروایی البته در موارد زیادی نیز درست از کار درآمده است، اما هرچه باشد روحیۀ شاعرانۀ بهار نمی‌توانسته در تصحیح متون، از پرواز ذوق و شم زبانی وی بر فراز متن جلوگیری کند.
3- اصلاح خطای مولف
یکی از دیدگاه‎های منحصر به فرد ملک الشعرا در تصحیح متن، توجه به صحت متن- عموماً در مورد شعر- بر اساس ویژگی‌هایی مانند وزن و نظایر آن است. بهار اعتقاد داشت، از آنجا که حتی مولفان نیز در کتابت آثار خود گاه مرتکب اشتباه می‌شده‌اند، مصحح حق دارد در برخی موارد با توجه به همان ذوقِ متتبعِ خود، به تصحیح و تنقیح نسخه بپردازد. برخلاف قزوینی که معتقد بود حتی خطا و اشتباه املایی مولف نیز- در صورتی که اثبات شود از جانب مولف بوده است- نباید تغییر یابد و اصلاح شود، بهار به سبب روحیۀ اصلاح گرایانۀ خود در تصحیح متون، اصلاح اشتباه مولف را امری ضروری شمرده است. وی ضمن نتیجه‌گیری از سخنان خود در مقالۀ «انتقاد ادبی» می‌نویسد:
«ما میتوانیم پس از تتبع زیاد و تدریسات و عملیات فراوان در ادبیات ده قرن قبل، بخود حق بدهیم که در صورت انحصار نسخه و اثبات عدم صحت یک مصراع یا یک بیت، ذوق خودمان را در احتمال نسخۀ اصل دخیل نماییم، و هرکس که این تتبعات را ندارد، البته در این نوع مداخلات بی حق خواهد بود و در صورت تعدد نسخ و احتمال صحت بعضی، طرف اکثریت یا رجحان سبک و سلیقۀ عصر شاعر را باید ملحوظ داشت . و این نسخ هم در صورتی قابل اعتبار توانند بود که قبل از سلطۀ مغول نوشته شده باشند و معذلک باز در همان نسخ هم میتوان موارد اعتراض بدست آورد، چنانکه در چهارمقالۀ عروضی چندین مورد اعتراض بدست هست و در کتاب سیاست نامۀ خواجه نظام الملک، این دو مصرع عموماً غلط نوشته شده:
یک بنده بطوع به ز سیصد فرزند کاین مرگ پدر خواهد و آن عز خداوند
و هیچ صاحب ذوق و ادیبی که از عروض اطلاع داشته باشد به دستاویز ضبط نسخ و لو به خط خود نظام الملک هم که دیده شود نمیتواند این دو مصرع را صحیح بپندارد» (بهار، 1297: 503- 504).
بهار تا پایان عمر خود نیز بر همین نظر بوده است، هرچند در سال‌های پایانی زندگی‌اش، اندکی در این عقیده تجدید نظر کرده و به نسخه‌ها و ثبت ضبط آن‌ها اهمیت بیشتری داده است . به هر روی با نگاه امروزی، شاید این‌گونه بی‌پروایی‌ها در عرصۀ تصحیح متن را فقط بتوان در افرادی از قبیل بهار و کسانی که در دانش هم‌پایۀ وی به شمار می‌آیند منحصر دانست. با این همه باز هم باید توجه داشت که «استفاده از ذوق متتبع» به همان میزان که می‌تواند در تصحیح پاره‌ای از متون راهگشا باشد، به همان میزان نیز می‌تواند فریبنده باشد، زیرا هیچ کس نمی‌تواند مدعی شود که دارای ذوقِ متتبعِ تام و کامل است؛ ضمن آنکه لغات و اصطلاحاتی در متون کهن فارسی وجود دارد که دانش ما هنوز نسبت به آن‌ها کامل نیست.
4-رابطۀ قدمت و اصالت نسخه
بهار مانند قزوینی و بهمنیار معتقد بود، همواره بین قدمت نسخه و اصالت آن رابطه‌ای مستقیم وجود دارد. بدین معنا که در نسخه‌های کهن‌تر همواره عبارات و لغات به صورت اصیل‌تری حفظ می‌شود: « هرچه به نسخ قدیمتر بالا میرویم، عبارات فارسی اصیلتر و لغات فارسی زیادتر دیده میشود، و گاهی هم لغات عربی دیده میشود که در نسخ بعد آنها را بفارسی برگردانیده‌اند، ولی غلبه با قدیمی بودن لغات و ترکیبات فارسی است» (بهار، 1310: 136). دلیل اصلی بهار در ایراد این سخن، دخل و تصرفات پی در پی کاتبان و ناسخان در نسخ خطی است. قزوینی پیش از بهار در این باب سخن گفته و دو دلیل برای اصالت نسخه‌های کهن نسبت به نسخه‌های جدید آورده است. آنچه بهار در اینجا ذکر می‌کند همان دلیل دومی است که قزوینی نیز بدان اشاره کرده است. به نظر بهار:
«نسخه‌های قدیمی بسبب کهنگی و اندراس، دارای افتادگیها و سقطات میشده و ناسخی که بعد آنرا می‌نوشته بجای آن سقطات و افتادگیها، چیزی از خود گذارده و یا اگر فاضل بوده، از روی اصل عربی جمله یا صفحه یا سطری را بار دیگر ترجمه کرده و بجای اصل گذاشته، و در همین بین‌ها هر کسی نسخه‌ای از آنرا میخوانده است در حواشی از روی محفوظات و اطلاعات خود چیزی افزوده و ناسخی که بعدها نسخۀ دیگری را از روی این نسخه مینوشته، آن حواشی را هم جزء متن میکرده است» (همان).
5- نسخه بدل، منابع جانبی و رسم‌الخط
بهار به سبب آشنایی عمیق با نسخه‌های خطی فارسی، در تصحیحات خود کوشیده است از علایم و اختصاراتی استفاده کند که در سنت تصحیح متن پیشینیان مورد استفاده قرار می‌گرفته است. مهم‌ترین تصحیحات وی یعنی تاریخ سیستان و مجمل التواریخ و القصص بر اساس تک نسخه بوده، بنابراین وی مکلف به ارائۀ نسخه بدل در پاورقی نبوده است. به جرأت می‌توان گفت علایمی که بهار در تصحیح متون از آن‌ها کمک گرفته، به طور مستقیم و بی‌واسطه از نسخ خطی فارسی و عربی اخذ شده است. به عنوان نمونه وی در تصحیح مجمل التواریخ و القصص از رمزهای ذیل استفاده کرده است:
خ: یعنی نسخه بدل.
خ‌ل: نیز یعنی نسخه بدل.
ص: یعنی صفحه یا نشانۀ صواب است.
کذا: یعنی همچنین (ناشناخته، 1318: لج).
هرکس اندک آشنایی با سنت تصحیح متن در فرهنگ ایرانی- اسلامی داشته باشد، درمی‌یابد که این رمزهای اختصاری از حدود قرن هفتم هجری به بعد در نسخه‌های خطی فارسی به چشم می‌خورد و ما در فصل دوم و سوم این رساله دربارۀ آن‌ها به تفصیل سخن گفته‌ایم.
توجه به نسخه‌بدل‌ها و نوشتن تعلیقات پیرامون آن‌ها نیز یکی از ویژگی‌های آثار ملک الشعراست. وی در تصحیحات خود کوشیده است، در مواردی که نسخه‌بدل خاصی را به حاشیه آورده یا در متن دست برده است، علت را در ذیل همان نسخه‌بدل یا حاشیه بیان کند. نوشتن «تعلیق پیرامون نسخه‌بدل‌ها» در نظر بهار یکی از اصول تصحیح انتقادی به شمار می‌رفته است. یکی از ایرادات بهار بر تصحیح دیوان حافظ توسط قزوینی و دکتر غنی این بوده که در مواردی که مصححان ضبطی را به حاشیه برده‌اند، توضیحی دربارۀ علت کار خود نداده‌اند: «حق آن بود که در حواشی همان نسخه، استادان محترم در این ابواب اظهار نظر می‌فرمودند یا در پایان نسخه تعلیقاتی دربارۀ نسخه‌بدل‌ها علاوه می‌نمودند» (بهار، 1323: 522).
نکتۀ دیگری که بهار در آثار تصحیحی خود بدان پرداخته، استفاده از منابع جانبی در تصحیح است. وی برای ارجاع به هریک از این منابع جانبی نشانه‌ای اختصاری وضع کرده است. برای نمونه:

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه ارشد درمورد صوری بودن در اعمال حقوقی

بستن منو