پایان نامه درمورد انتقاد اجتماعی

پایان نامه درمورد انتقاد اجتماعی

دانلود پایان نامه

 

4-1.طرحوارهی حجمی
«طرحوارهی حجمی یا طرحوارهی ظرف و مظروف در اثر تجربهی فیزیکی انسان از حجم به وجود میآید. مواجههی ما با احجام مختلف یکی از فراگیرترین ویژگیهای تجربهی بدنی ماست. ما بدن خود را به عنوان ظرفی سه بعدی میشناسیم که در آن چیزهای معینی مانند آب یا غذا را قرار میدهیم. در اطراف خود ، ظرفهای فیزیکی متعدد و پدیدههایی که به نحوی ما را احاطه میکنند، تجربه میکنیم. میتوانیم داخل یا خارج یک اتاق، وسایل نقلیه و یا فضاهای بیشماری از این نوع باشیم که میتوان برای آنها مرزی قایل شد. با اشیای مختلفی برخورد داریم و آنها را در ظرفهای مختلف مانند فنجان، جعبه کیف و جز آن قرار میدهیم.
در هر یک از این موارد، نوعی سازماندهی مکانی قابل تکرار مشاهده میشود. درواقع، تجربهی بودن در چیزی یا قراردادن چیزی در دیگری عامل تشکیل این طرحواره است.
به اعتقاد جانسون پایهی تجربی برای تشخیص موفقیت درون- بیرون و یا داخل-خارج ، مرزدار بودن آن است. به این معنا که بر مبنای آن، یا چیزی میتواند درون ظرف قرار بگیرد یا خارج از آن»(جانسون،1987: 23-22).
در غزلیات سعدی و حافظ به ندرت میتوان بیتی را یافت که طرحوارهی حجمی در آن به کار نرفته باشد. بنابراین، برای بررسی دقیقتر، انتخاب جزئی از این کل، اجتنابناپذیر است. بعضی از واژگان و مفاهیم، مثل سر، چشم، دل، من، تو و عشق در حوزهی طرحوارهی حجمی در غزلیات سعدی و حافظ بیشتر به چشم میخورد که سر، چشم و دل به این دلیل که هر سه عضو بدن و هر سه ابزار شناخت محسوب میشوند؛ برای بررسی انتخاب شدند.
4-1-1.طرحوارهی حجمیِ «سر»
در این قسمت ابیاتی از غزلیات سعدی و حافظ که در آن واژهی «سر» و مترادفات آن مثل «اندیشه» و «خاطر» در قالب طرحوارهی حجمی به کار رفته است؛ مورد بررسی و تحلیل قرار میگیرد. در این ابیات «سر» مانند ظرف یا مکان به تصویر در آمده است که مفاهیم انتزاعی در آن قرار دارند.
واژهی «سر»، معانی زیادی دارد و همانگونه که عضو سر از مهمترین اعضای بدن است، در زبان نیز به تبعِ آن دارای کاربرد و اهمیت زیادی است. «سر یک ظرف است»، استعارهی تصوری است که تحلیل ما در این پژوهش برمبنای آن استوار است. دراین استعاره که از اندازه، شکل و کارکرد سر انسان نشأت میگیرد، سر به عنوان یک ظرف یا جعبه یا قوطی یا چیزی شبیه اینها در نظر گرفته میشود که چیزهایی در آن قرار میگیرند. دانش قراردادی به ما میگوید که مغز در سر قرار دارد و حاوی هوش، شعور و ذکاوت است و سر در ذخیرهی اطلاعات در حافظه نقش مهمی دارد. طبعاً انتظار میرود سر ظرفی برای فکر، هوش، ایده، تفکر، درایت، تدبیر، علم، آگاهی و مواردی از این قبیل باشد. معانی حاصل از کاربرد سر در زبان فارسی در حوزهی طرحوارهی حجمی چه در مواردی که سر دارای حجم تصویر شده و چه در مواردی که سر مظروف یک حجم قرار گرفته، به حوزهی عقل و تفکر مربوط است:
سرش به تنش میارزد: به ارزش فکری و هوشی فرد اشاره دارد؛ یعنی، خرد و هوش او از جنبه ظاهری و جسمانی او برتر است.
کلهاش کار نمیکند: عقل و درایت ندارد.
سر به هواست: دقت لازم را ندارد.
سرش به کار خودش است: تمام توجه، تمرکز و دقت خود را به کارش معطوف کرده است.
این را تو کلهات فرو کن: این دیدگاه را بپذیر.
این را از سرت بیرون کن: دیگر به آن فکر نکن و قصد انجام آن را نداشته باش.
کلهپوک: سری که مغز و خرد ندارد.
4-1-1-1.طرحواره حجمی سر در غزلیات سعدی
سر در غزلیات سعدی دارای حجم تصویر شده است و واژگانی مثل «سودا»، «هوس»، «خیال»، «شور»، ضمیر«تو» با مرجع معشوق و … مظروف آن را تشکیل میدهند:«خوش است اندر سر دیوانه سودا/ به شرط آنکه سودای تو باشد؟» (378/8)؛ «مرا سودای بترویان نبودی پیش از این در سر/ ولیکن تا تو را دیدم گزیدم راه سودا را» (589/5)؛ «سودای تو خالی کرد از سر همه سودایی» (118/4)؛ «بنده سر خواهد نهاد آنگه ز سر سودای تو» (22/5)؛ «سـری نماند که با او نپخت سودایی» (314/5)؛ «که هر کس با دلارامی سری دارند و سودایی»(82/1).
«ترسم که عشق در سر سعدی جنون شود»(562/9)؛ «وز سر به در نمیرودم همچنان فضول»(250/8)؛ «این شور که در سر است ما را/ وقتی برود که سر نباشد»(698/6)؛ «تا نپنداری کاشفتگی از سر بنهاد…»(3/474)؛ «هرکه در سر هوسی داشت از آن باز آمد»(690/7)؛ «خیال وصل تو از سر نمیکنـد بـیـرون»(706/10)؛ «که در سرم ز تو آشوب و فتنههاست هنوز»(622/6).
«بنشین کـه به خاطر بگرفتهاست نشانــت»(622/9)؛ «از آن شاهد که در اندیشهی ماسـت/ نبینم زاهدی در شهر معصوم»(214/5)؛ «تا تو به خاطر منی کس نگذشت بر دلم» (338/1)؛ «نه هر وقتم به یاد خاطر آیی / که خود هـرگز نمیگردی فراموش»(610/9)؛ «ای که در دل جای داری بر سر و چشمم نشین /کاندر آن بیغوله ترسم تنگ باشد جای تو»(662/4)؛ «نماند در سر سعدی ز بانگ رود و سرود/ مجال آنکه دگر پند پارسا گنجد(658/6)؛ «رقص از سر ما بیرون امروز نخواهـد شد/ کاین مطرب ما یکدم خاموش نمیباشد»(618/6).
4-1-1-2. طرحوارهی حجمی سر در غزلیات حافظ
مظروف ظرف سر در غزلیات حافظ مختلف و متنوعاند: «آتش مهر تو را حافظ عجب در سر گرفت»(294/11)؛ «نهال شوق در خاطر چو برخیزند بنشانند»(194/3)؛ «کیست آن کش سر پیوند تو در خاطر نیست»(70/9)؛ «پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد»(110/1).
«خیال حوصلهی بحر میپزد هیهات/ چهاست در سر این قطرهی محال اندیش»(290/3)؛ «سرم به دنیی و عقبی فرو نمیآید/ تبارک الله از این فتنهها که در سر ماست»(22/2)؛ «چه شکر گویمت ای خیل غم عفاک الله / که روز بی کسی آخر نمیروی ز سرم»(330/4)؛ «بار غمی که خاطر ما خسته کرده بـود/ عیسی دمی خدا بفرستاد و برگرفت»(86/5)؛ «که غوغا میکند در سر خیال خواب دوشینم»(254/7)؛ «در سر هوس ساقی در دســت شــراب اولی»(466/5).
4-1-1-3. تحلیل شناختی
در تمام ابیاتی که ذکر شد، سر ظرف مشترک محسوب میشود. بنابراین شباهتهای سعدی و حافظ از آن استنباط شده است و عشق به عنوان مظروف سر، با واژگان مختلفی بیان شده است. تفاوت در مظروفها مبنای تحلیل تفاوتها قرار گرفته است. در این قسمت، شباهتها تحت عنوان «انتقاد اجتماعی در بستر عشق» و «مرز ممنوعهی عشق» و تفاوتها تحت عنوان «عشق رفاقتی و عشق پرشور» مطرح میشود.
4-1-1-3-1. انتقاد اجتماعی در بستر عشق

مطلب مرتبط :   منابع پایان نامه با موضوع انتقال اطلاعات

بستن منو