پایان نامه درمورد امپراتوری روم

پایان نامه درمورد امپراتوری روم

دانلود پایان نامه

پیدا شدن کلیسای ایرانی به گسترش مسیحیت در ایران امکان بیشتری داد، زیرا این عقیده دیگر عقیده بیزانس دشمن ایران نبود، بلکه در کنار دین زرتشت به شمار می آمد و به این ترتیب مسیحیان ایرانی بدعت گزار مذهبی شده بودند که در حقیقت بسیاری از معتقدات آنها بخصوص درباره ی «رستاخیز» و «اهریمن» مسیحیت که همان « انگره مینوی» دین زرتشتی است به عقاید زردشتیان نزدیکتر بود.  

3-3-4. مدرسه نصیبین (مکتب سریانی) :
سده سوم میلادی با ظهور دولت ساسانی، در مراکز شهری جنب و جوش هایی پدید آمد، و شهرهای تازه ای بنیان گرفتند. شهر سازی در ایران از مقام و موقف عمده ای برخوردار گردید. با تقویت شهرها وضع اهالی شهر نشین مسیحی تحکیم یافت. مدرسه نصیبین همانند دیگر مکاتب مسیحی سوریایی از پایگاه مادی استوار برخوردار گردید. بازرگانان و پیشه وران این موسسه را مورد حمایت و پشتیبانی قرار دادند. زیرا کسب علم برای ادامۀ فعالیت آنان ضروری بود. گرچه مدرسه نصیبین مکتبی دینی و روحانی بود ولی بهر تقدیر اطلاعات و معلوماتی در اختیار دانشجویان قرار می داد. در مدرسه نصیبین روحانیت خصیصه ی دیگری نیز داشت.
تعالیم مذهب نسطوری که در این مکتب رشد و کمال یافته بود با مسیحیت بیزانس متفاوت می نمود. ایران که دشمن روم شرقی بود، در صورتی حاضر به تحمل اهالی مسیحی شهرها می شد که با بیزانس رابطه ی مستقیم حاصل نکنند.
پیروان مسیحیت نسطوری که از محدوده ی امپراتوری روم شرقی رانده شده بودند، در ایران از حمایت و پشتیبانی دولت برخوردار گشتند. علت آن نیز دشمنی این گروه با مسیحیت ارتدوکس حاکم بر امپراتوری روم شرقی بود. از اینرو در ایران آیین مسیحیت ارتدوکس به سبب پیوندی که با امپراتوری بیزانس داشت به خاموشی گرایید.
تعداد شخصیت های اجتماعی سوریایی و ایرانی که مکتب نصیبین را به پایان رسانیدند، اندک نبود. زبان ادبی این شخصیت ها سریانی بود. شاگردان این مکتب که یکی از نخستین دانشگاه های سده میانه به شمار می رفت، جز از نگارش رسالات مذهبی و ادعیۀ، آثاری در زمینه ی فلسفه، فلسفه ی طبیعت، منطق کیهان نگاری و تاریخ به رشته ی تحریر کشیدند. آثار تاریخی، رویداد نامه ها، وقایع نگاری، یادداشتهای کوتاه، تاریخ ها، زندگینامه ها و اشعار ساده ی این نگارندگان اطلاعاتی بدست می دهند که در دیگر مأخذ نمی توان یافت. همۀ این آثار که نمایانگر فرهنگ وسیع و رشد یافته ی اهالی سریانی زبان میان رودان (بین النهرین) و ایران است، امکان می دهد تا به ماهیت یک رشته از مسایل و ارزش اجتماعی آنها و نیز تاریخ فرهنگ عصر ساسانی و دوران خلافت پی ببریم.
وجود چنین مکتب پیشرفته ای تا حد زیادی مرهون فعالیت ها و تلاش های مذهبی رسولانه ی (میسیونری) سوریاییان بود. سفر سوریاییان به سرزمین های شرقی و مبادلات بازرگانی از سوی این گروه موجب جذب دیگر اقوام و تیره ها گردید. زیرا فعالیت ها و رسالت های مذهبی تنها در سایه ی آموزش مداوم و به دیگر سخن وجود مکتب معین میسر بود. آیین نامه ی مدرسه نصیبین برای شناسایی و بررسی تاریخ مکتب سریانی به ویژه مدرسه نامبرده واجد اهمیتی بسزا است. آیین نامه ی مذکور مربوط به امور داخلی این مکتب است. این در واقع قدیمی ترین آیین نامه ی دانشگاهی است که صورتی خاص دارد و سند بسیار مهمی در زمینه ی فرهنگ شرق طی سده های میانه به شمار می رود. یکی از منابع مربوط به تاریخ مکتب سریانی سندی است که بنابر معمول «اصول و قوانین مکتب نصیبین» نامیده می شود. این سند موجب شناسایی وضع داخلی مکتب نامبرده، دوره و مواد مورد تدریس مندرج در برنامه ی آن و نیز رابطه میان استادان و طلاب گردید. در رساله ی بر حدبیشابا عربایا در سال 489 میلادی مدرسه ادسا به فرمان زنون امپراتور بیزانس به عنوان مکتب ارتداد و مرکز تعالیم نسطوری بسته شد؛ ولی مدرسان و دانشجویان عمدۀ مدرسه ادسا در نصیبین جایگاهی برای خود یافتند. شهر نصیبین شهری سوریایی و زبان اکثر اهالی آن سریانی بود. در روزگار برصوما اساسنامه ای تدوین گردید و مقرر شد مکتبی بر پایۀ اساسنامه مذکور پدید آید. هدف بارصوما از تدارک اساسنامۀ یاد شده آن بود که زمینه ای مساعد برای اداره ی مکتب و قواعد و مقرراتی جهت رفتار دانشجویان پدید آید.
همۀ معلمین و کارکنان این مدرسه با اساسنامه موافق بودند و بر آن صحه نهادند. ولی پس از مرگ بارصوما اساسنامۀ مذکور نادیده انگاشته شود و عناصر مغرض آن را زیر پا گذاردند. بعدها در دوران نرسه آیین نامه مزبور با یافتن نسخه ای از آیین نامه بارصوما درسال 496 میلادی احیا گردید. بدین روال آیین نامه و مصوبات مدرسه ی نصیبین (که آن را آکادمی و یا دانشگاه سوریاییان می نامیدند.) مشتمل بر دو سری بود. سری اول به سال 496 میلادی و سری دوم به سال 590 میلادی تعلق داشت. گذشته از آن تأییدیه ای وجود دارد مبنی بر اینکه آیین نامه نه تنها از سوی معلمان و مدرسان، بلکه از سوی دانشجویان نیز در جلسات سالیانه مورد تصویب و تأیید قرار می گرفت.
«آیین نامه ی مکتب نصیبین» دارای جنبه های منفی زندگی است ولی در عین حال منظره ای روشن از جوانب اخلاقی بدست می دهد که بدست آوردن آن از مأخذ کهن امری است دشوار.
جنبه های عینی و اخلاقی این مأخذ و نیز تاریخ های دقیق موجود، آن را به یکی از مأخذ، بسیار مهم و ارزشمند بدل کرده است.
بخش چهارم :3 -4. کلیساهای مسیحیت
3-4-1. وجه تسمیه کلیسا:
این واژه از لفظ اکلیسیا به معنای مجمع مقدس گرفته شده است. در عهد جدید مقصود از آن جامعۀ رسولان و نسل های نخستین مسیحیت است. این جامعه از نظر زمانی، تقریباً فاصلۀ سالهای 30 تا 100 م. را فرا می گیرد. کلمۀ کلیسا فقط دوبار در اناجیل چهارگانه ذکر شده و مراد از آن عموم ایمان داران است. این واژه به تدریج در دو معنای دیگر یکی ساختمان و محل برگزاری مراسم عبادی و دیگر چارچوب های سازمانی که به مرور زمان ترتیب یافت.
درسال 232 م. برای نخستین بار خانه ای در شهر «دورا اوراپوس» سوریه در کرانۀ رود فرات، کنیسه به معنای جایگاه عبادت خوانده شد.
3-4-2. کلیسای اورشلیم نخستین تشکل رسمی مسیحیت:
نخستین تشکل رسمی مسیحیت پس از عیسی، کلیسای اورشلیم بود. بنابرآنچه که در رسالۀ اعمال رسولان آمده اولین بار که پیروان عیسی به صفت «مسیحی» ملقب شدند، در انطاکیه و در نتیجۀ مواعظ و تبلیغ های پیوسته پولس و برنابا است.
3-4-3. پیامدهای تأسیس قسطنطنیه : تشکیل امپراتوری مسیحی
امپراتور کنستانتین در مقام جانشین شهر باستانی یونانی، بیزانتیوم. یا بیزانس قسطنطنیه را بنا کرد و آن را پایتخت خود اعلام کرد. از این پس بیزانس در مقام «رم جدید» مرکز عمدۀ جهان مسیحی یونانی شد؛ سپس کلیسایی عظیم در قلب این شهر ساخته شد که قدرت و مرکزیت روزافزونی یافت. بدین ترتیب کلیسای اسکندریه که در آن دوره از قدرت و نفوذ بیشتری نسبت به بقیه کلیساهای بزرگ شرق از جمله انطاکیه و اورشلیم برخوردار بود، قدرت قبلی خود را از دست داد و در حاشیۀ کلیسای قسطنطنیه قرار گرفت.
اسقفان اسکندریه نسبت به اهمیت حوزه اسقفی قسطنطنیه حسادت می ورزیدند. زیرا تا قبل از شورای قسطنطنیه در سال 381 میلادی، اسقف نشین اسکندریه، دومین اسقف نشین مهم جهان مسیحیت تلقی می شد که پس از این تاریخ اسقف نشین قسطنطنیه جانشین آن شد .
در دوران کنستانتین، اختلافاتی در مورد رتبه و نفوذ هر یک از اسقف ها در میان آنها ظاهر شده بود. اسقف های ایالتی مایل بودند که از بزرگترین رهبر مذهبی مرکز ایالت پیروی کنند، و این شخص اگر چه اصلاً اسقف بود، معمولاً مطران نامیده می شد و بعدها سر اسقف لقب یافت. مافوق او از لحاظ مقام اشخاصی به نام بطرک بودند که امور مذهبی شهرهای بزرگ مانند قسطنطنیه، انطاکیه و اسکندریه را اداره می کردند.
در این امپراتوری مسیحی امپراتور منزلتی ویژه داشت، به اصطلاح «دستگاه قیصرپایی» را امپراتور کنستانتین بنا نهاد؛ به این معنا که آنچه در غرب بر عهده پاپ بود، در شرق بر عهدۀ قیصر یا امپراتور قرار گرفت. بر اساس، مداخلۀ امپراتور در امور آیینی – سازمانی کلیسا و نیز مسائل نظری و اعتقادنامه ها و آموزه های مندرج در آن امری بدیهی به شمار می آمد.
اعتقادات محوری مسیحیت بیزانسی، همانند همۀ اشکال مسیحیت، پذیرش عیسی ناصری به عنوان مسیح یا ناجی بود. کلیسای شرقی تثلیث، شامل خدا( پدر)، مسیح ( پسر)، و روح القدس، را به رسمیت می شناخت.

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد رایگان درباره شیخ مفید

Close Menu