پایان نامه درباره هنجارهای اجتماعی

پایان نامه درباره هنجارهای اجتماعی

دانلود پایان نامه

« فَلَقَدْ کان َ یَتَوَسَّدُ الْحَجَرَ وَ یَلْبَس ُ الْخَشِن َ» ، « حضرت عیسی (ع ) بر سنگ سر می نهاد و جامه زبر می پوشید.»  

در مجمع البحرین درباره واژه خشن آمده است : «الخشونه ضد النعومه و هی کیفیه تحصل عن کون بعض الاجزاء اخفض و بعضها ارفع » خشونت ضد نرمی ، کیفیتی است که از بالا و بلندی اجزاء یک چیز حاصل گردد.
علامه‌ دهخدا در فرهنگ‌ خود آورده‌ است‌: «خشونت‌: درشتی‌ و زبری‌، ضد لینت‌ و نرمی‌، سختی‌ و تندی‌ و تیزی‌، سخت‌رویی‌، خشم‌، غضب‌، خشکی‌. خشونت‌ کردن‌: درشتی‌ کردن‌، تندی‌ کردن‌«
خشونت به تندخویی و منش و کنش سخت گیرانه نیز اطلاق شده است . حضرت علی (ع ) در خطبه معروف «شِقشِقیّه » می فرماید:
«نسبت من به خلافت ، نسبت مدار و محور آسیاب به سنگ آسیاب بود و ابوبکر آسیاب خلافت را از مدارش خارج کرد، این منصب راخود، غصب کرد و بعد از خود نیز آن را به عمر سپرد: (فَصَیَّرها فِی حَوْزَه ٍ خَشْناء، یَغْلُظ ُ کَلِمُها وَ یَخْشُن ُ مَسُّها …) ؛ سرانجام اولی حکومت را به راهی دراورد، و به دست کسی سپرد که مجموعه ای از خشونت ، سخت گیری ، اشتباه و پوزش طلبی بود. »
خشونت در اصطلاح
دانشمندان جامعه شناس وحقوق‌دانان، هر کدام تعریف جدا گانه‌ای از خشونت داشته و تعریف جامعی از این واژه ارائه نشده است.
آلن پرفیت درباره خشونت می نویسد : زور ، قدرت بی طرفی است که می تواند برای وصول به هر هدف مورد استفاده قرار گیرد ، در حالی که خشونت فقط قواعد و مقررات مورد قبول جامعه را طرف حمله قرار می دهند. به عبارت دیگر ، درست است که لازمه خشونت توسل به زور و جبر است اما هر زور و قدرتی را نمی توان خشونت نامید.
وانیر ، زان و ساجی خشونت را چنین تعریف کرده اند:
کاربرد نیروی فیزیکی یا تهدید به کاربرد آن به نحوی که بتواند لطمات جسمی یا معنوی بر شخص یا اشخاص وارد آورد، در این موراد ، خواست و رضایت فرد و افراد دیگر یا ملاک نیست و یا اینکه این عمل علی رغم میل آنان به منصه ظهور می رسد.
گاه خشونت به معنای قاطعیت و عدم چشم پوشی از خلاف و خطای متهمان و مجرمان به کار می رود، این کاربرد در مقابل رفتارسهل انگارانه مجریان قانون که باعث مخدوش شدن ابّهت و اعتبارمقررات می گردد، اطلاق می شود. خشونت به این مفهوم در حوزه حقوق و قانونگذاری و اعمال قانون به کار می رود.
کاربرد دیگر واژه خشونت، «هر حمله غیرقانونی به آزادی هایی است که جامعه رسماً یا ضمناً برای افراد خود قائل گردیده ».
در تعریف دیگر، خشونت یعنی: «هرگونه تهاجم فیزیکی بر هستی انسان که با انگیزه وارد آوردن آسیب، رنج و یا لطمه زدن همراه باشد».
این تعاریف از جهاتی قابل تأمل است:
1) در این تعاریف تأکید صرف بر تهاجم فیزیکی می‎شود، در حالی که ممکن است، برخورد و تهاجم به نحو کلامی باشد و چه بسا در برخورد کلامی وجه خشونت قوی تر و مؤثرتر از تهاجم فیزیکی تلقی گردد، در برخورد کلامی آنچه خشونت زاست، الفاظ، اصوات یا امواج صوتی نمی باشد بلکه مفاد کلمات است که مخاطب را آزرده خاطر می سازد.
2) با توجه به لفظ تهاجم، به نظر می رسد که خشونت تنها شامل اعمال غیرمجاز می گردد، در صورتی که نوع مجاز آن را نیز باید در نظر گرفت؛ مانند دفاع مشروع یا مجازات های قانونی مجرمین. در هیچ یک از این خشونت ها، مفهوم تهاجم صدق نمی کند؛ زیرا در دفاع مشروع، تهاجم از جانب طرف مقابل است و اقدام مجاز فرد مورد تهاجم، نوعی دفاع جهت خنثی کردن اثر تجاوز است. در هر صورت کلمه تهاجم در برگیرنده تمامی مصادیق خشونت های مجاز نمی باشد .
3) تهاجم علیه حقوق، آزادی، اعتبار و حیثیت افراد به هر وسیله ای که باشد، نمی توان آن را تهاجم فیزیکی نامید، هرچند اطلاق خشونت به این امور غیرقابل تردید است. نکته دیگر اینکه اگر خشونت اقدام غیرقانونی بر خلاف آزادی باشد ، این تعریف همراه با دور، و تهی از هرگونه معرفت و آگاهی بخشی نسبت به شناخت خشونت خواهد بود.
4) خشونت به همگان (همه گروه ها) را نمی توان به اعمال و اقداماتی خاص نسبت داد، زیرا مقوله مورد بحث، امری نسبی است؛ چنانچه برخورد تند نسبت به باورها و معتقدات شخص و همچنین توهین به مقدسات افراد می تواند از مصادیق بارز خشونت باشد و نظریه اختلافی که بین عقاید طرفداران مکاتب وجود دارد، اعمال خشونت آمیز نسبت به افراد یا گروه های مختلف یکسان نخواهد بود .
5) این گروه از تعریف ها را نمی توان تعریف جامع و نهایی از خشونت به شمار آورد، زیرا محدود ساختن خشونت به تهاجم و یا کاربست نیروی فیزیکی خشونت های روانی و معنوی را در بر نمی گیرد.
برخی خشونت را خلاف نرم (norm ) معنی کرده اند و معتقدند خشونت دارای مفهوم فلسفی است و این کلمه را در فلسفه قسّر معنی می کنند. لذا قسّر یا خشونت امری است که ضد مجرا و سیر طبیعی باشد و در آن عنصری از غضب و خشم نهفته است. به دیگر سخن خشونت یعنی«هرگونه اقدامی که برخلاف طبع آدمیان انجام می گیرد» . این تعریف نیز خالی از اشکال نمی باشد، زیرا کلمه طبع واژه ای مبهم است و مشخص نیست منظور از طبع، غرائز است یا فطریات یا اعم از آن ها؛ در این صورت چه بسا اقداماتی باشند که با طبع آدمیان سازگار نباشند اما نمی توان آن ها را اعمال خشونت آمیز تلقی کرد، مانند عمل جراحی روی بیمار یا خوراندن داروهای تلخ به وی .
برخی نیز معنای اصطلاحی خشونت را اینگونه بیان نموده اند، که می توان این تعریف را نسبت به تعاریف گذشته جامعتر دانست.
«اقدام علیه جسم، جان، شرف، مال، حقوق فطری، طبیعی، اجتماعی و معنوی فرد، افراد، هویت ها و هنجارهای اجتماعی».
واژه اقدام در این تعریف شامل اقدام فیزیکی چون قتل، ضرب، جرح، غارت، دزدی و نیز اقدام های معنوی مانند تهدید، توهین، بهتان، سخریه و… می گردد؛ از آنجا که این تعریف، گونه های متنوع خشونت فردی، گروهی، سیاسی، روانی، اقتصادی و فرهنگی را در قلمرو خویش جای می دهد، لذا می توان این تعریف از خشونت را نزدیک ترین تعریف خشونت با آموزه های قرآنی و نگرش دینی نسبت به خشونت دانست؛ چه قرآن، شمار وسیعی از رفتارها را در قلمرو خشونت قرار می دهد. رفتارهایی چون، قتل، ضرب و جرح، سرقت، زنا، رباخواری، تمسخر، استهزا، افترا و غیبت، بخشی از رفتارهای خشونت آمیزی هستند که قرآن از آنها یاد کرده است.
واژه های مترادف خشونت در قرآن
در قرآن کریم کلمات «غلظت» ، «شدت» ، « فظ» و « ظلم » که مترادف با خشونت هستند به کار رفته اند. این واژه ها به معنی درشتی، تندخویی، صلابت و سختی هستند و در مقابل واژه رقت به معنی نرمی و مهربانی به کار میرود.

مطلب مرتبط :   پایان نامه با موضوع رئالیسم جادویی

بستن منو