پایان نامه درباره نظام کیفری اسلام

پایان نامه درباره نظام کیفری اسلام

دانلود پایان نامه

 

خلاصه بحث:
با توجه به مطالب ارائه شده اصولًا هدف از مجازات‌هاى اسلامى و حدود الهى، اصلاح جامعه و بازداشتن مجرمین از تکرار جرم و تنبیه آنان مى‌باشد. در آیۀ شریفۀ (وَ لَکُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاهٌ یا أُولِی الْأَلْبابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ)، اشاره به این جهت شده و قصاص را موجب حیات افراد دانسته است. یعنى قصاص قاتل، موجب تنبّه دیگران و بازداشتن آنان از ارتکاب قتل و در نتیجه زنده‌ماندن افراد مى‌باشد.
نتیجه این که، قصاص نوعى درمان است و براى جلوگیرى از سرایت فساد به سایر اعضاى جامعه، و حفظ امنیّت و ایمنى دیگر اعضا، ضرورى و لازم است. و با این تحلیل، قانون قصاص نه تنها خشونت محسوب نمى شود، بلکه با توجّه به مصلحت کلّ جامعه، شعبه اى از رحمت و رأفت الهى محسوب مى گردد.
بر اساس آیات وروایات مهم ترین کار کرد قصاص حفظ حیات انسانهاست که باپیش گیری از وقوع جرم و تأمین نظم ، امنیت اجتماعی محقق می شود.
علاوه بر دو نکته مذکور، خداوند متعال این حکم را خطاب به «اولى الالباب» بیان مى کند; یعنى، مسأله قصاص یک مسأله احساساتى و انتقامجویى نیست، بلکه قانونى است که با تکیه بر عقل و درایت وضع شده، و یک حکم عقلانى و منطقى است. و صاحبان عقلهاى سالم با اندیشه و تفکّر تصدیق خواهند کرد که این قانون منشأ حیات اجتماعى و امنیّت جامعه خواهد بود. تعبیر به «لعلّکم تتقون» در پایان این آیه شریفه نیز تأکید دیگرى بر این مدّعاست; زیرا معناى جمله مذکور این است که هدف از قصاص حفظ و حراست و نگهدارى جامعه از آلودگیها و شرارتها و کینه توزى هاست. بنابراین، بند بند آیه قصاص نکته هاى جالب و پیامهاى صلح و زندگى و محبّت دارد، و به روشنى شهادت مى دهد که قصاص مصداقى از مصادیق خشونت نیست.
همچنین پس از بررسی اشکالات و نقد آن به این نتیجه می رسیم که منشأ این اشکالات دوچیز است:
عدم توجه و آشنایی به خصوصیات، اصول و قواعدی است که در نظام کیفری اسلام وجود دارد. چون ازاین شرایط وحکمت ها آگاهی نداشتند لذا به زعم خود – اشکالات مطرح نموده اند- اگر به حکمت و فواید قصاص دقت شود بی پایه بودن این اشکالات روشن می شود.
علت دیگری که باعث شده این اشکالات را مطرح نمایند عناد و دشمنی نسبت به دین اسلام است که با اغراض سیاسی به آنها دامن می زنند تا از این رهگذر به مقاصد شوم خود برسند.
آنچه تا به اینجا در مورد قصاص و فلسفه آن گفته شد به خوبی روشن می سازد که اسلام به هیچ وجه نمی خواهد با حکم قصاص جنبه انتقام جویی افراد ( ولی دم ) را پاسخ بگوید بلکه می خواهد با این وسیله از ارتکاب قتل جلوگیری کند . زیرا اگر انسان خود را از هر گونه مجازات سخت آزاد و رها ببیند ، ممکن است این وسوسه در او ایجاد شود که مخالفین خویش را براحتی به قتل برساند بدون این که کیفری سخت در انتظار او باشد. پس حکم قصاص اصلاً جنبه خشونت آمیز ندارد و فقط صرفاً پیشگیری است و مسلماً پیشگیری بهتر از درمان است همچنانکه در علوم پزشکی تصریح شده است.
کیفر زناکار
از دیـگـر احـکام جزایی اسلام که مورد اشکال قـرار گـرفته, حد اسلامی بزه های جنسی است. البته قرآن فقط مسأله شلاق زانی و زانیه غیر محصن و غیر محصنه را بیان نموده و احکام دیگر مربوط به آن را می توان از روایات استخراج نمود.
آنچه خیلی توسط اسلام ستیزان مورد توجه است و بسیار روی آن تأکید میورزند حکم سنگسار کرن برای زناست. این افراد میگویند مسلمانان با این روش فرد را با شکنجه می کشند و آنرا یک حکم خشونت آمیز بیان می کنند.
گناه بزرگی که در آیات قرآن به آن اشاره شده است مساله زنا و عمل منافى عفت است. قرآن کریم در این باره می فرماید : (وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى‏ إِنَّهُ کانَ فاحِشَهً وَ ساءَ سَبِیلًا)؛ «نزدیک زنا نشوید چرا که عمل بسیار زشتى است و راه و روش بدى است».
در این بیان کوتاه به سه نکته اشاره شده است.
الف- نمى‏گوید زنا نکنید، بلکه مى‏گوید به این عمل شرم‏آور نزدیک نشوید، این تعبیر علاوه بر تاکیدى که در عمق آن نسبت به خود این عمل نهفته شده، اشاره لطیفى به این است که آلودگى به زنا غالبا مقدماتى دارد که انسان را تدریجا به آن نزدیک مى‏کند، چشم‏چرانى یکى از مقدمات آن است، برهنگى و بى حجابى مقدمه دیگر، کتابهاى بدآموز و« فیلمهاى آلوده» و« نشریات فاسد» و« کانونهاى فساد» هر یک مقدمه‏اى براى این کار محسوب مى‏شود.
همچنین خلوت با اجنبیه (یعنى بودن مرد و زن نامحرم در یک مکان خالى و تنها) عامل وسوسه‏انگیز دیگرى است.
بالآخره ترک ازدواج براى جوانان، و سختگیریهاى بى دلیل طرفین در این زمینه، همه از عوامل« قرب به زنا» است که در آیه فوق با یک جمله کوتاه همه آنها را نهى مى‏کند، و در روایات اسلامى نیز هر کدام جداگانه مورد نهى قرار گرفته است.
ب- جمله« إِنَّهُ کانَ فاحِشَهً» که مشتمل بر سه تاکید است (ان و استفاده از فعل ماضى و تعبیر به فاحشه) عظمت این گناه آشکار را آشکارتر مى‏کند.
ج- جمله« ساءَ سَبِیلًا» (راه زنا بد راهى است) بیانگر این واقعیت است که این عمل راهى به مفاسد دیگر در جامعه مى‏گشاید.
در همه اعصار، نوع بشر نکاح و ازدواج را مدح کرده و آن را سنت حسنه دانسته، و زنا را نکوهش نموده فى الجمله آن را عملى شنیع معرفى کرده‏اند و گناهى اجتماعى و عملى زشت دانسته‏اند، بطورى که خود مرتکب نیز آن را علنى ارتکاب نمى‏کند.
در شریعت‏هاى آسمانى بطورى که قرآن کریم بدان اشاره مى‏کند و تفسیر آیات آن در سوره انعام آیه 151 تا آیه 153 آمده است، همه از عمل زشت زنا به شدیدترین وجه نهى مى‏کرده‏اند، در میان یهود قدغن بوده، از انجیل‏ها هم برمى‏آید که در بین نصارى نیز حرام بوده است، در اسلام هم مورد نهى قرار گرفته و جزء گناهان کبیره شمرده شده است، و البته حرمتش در محارم چون مادر و دختر و خواهر و عمه و خاله شدیدتر است، و همچنین در صورت احصان یعنى در مورد مردى که زن داشته و زنى که شوهر داشته باشد حرمتش بیشتر است و در غیر صورت احصان حدود سبک‏ترى دارد مثلا اگر بار اول باشد صد تازیانه است و در نوبت سوم و چهارم یعنى اگر دو یا سه بار حد خدایى بر او جارى شده باشد و باز هم مرتکب شود حدش اعدام است، و اما در صورت محصنه بودن در همان نوبت اول باید سنگسار شود.
آثار زیانبار زنا
قطع نسل بشر
وجود فرزند و بقای نسل آدمی از ثمرات بزرگ ازدواج است. از دیدگاه اسلام، وجود فرزند صالح برای پدر و مادر، یک عمل صالح شمرده می شود و در سعادت دنیا و آخرت آن‏ها مؤثر است . ‏به همین جهت، معصومان تولید و تکثیر نسل را از اهداف ازدواج خوانده‏اند.
در این میان اگر بهره گیرى از غریزه شهوت بر پایه آزادى و بى بندو بارى استوار گردد و حد و مرزى براى آن منظور نشود بقاى نسل مختل مى شود و ارکان شخصیت هاى افراد در هم شکسته خواهد شد، و بر اثر این عمل شنیع غالباً سقط جنین و کشتن فرزندان بوجود آمده و قطع نسل صورت می گیرد.

مطلب مرتبط :   پایان نامه درباره فرهنگ و تمدن ایرانی

Close Menu