پایان نامه درباره نظام های حقوقی

پایان نامه درباره نظام های حقوقی

دانلود پایان نامه

بین فقها و علمای مذاهب اهل سنت در خصوص حد لواط، اختلاف است. اکثر علمای شافعی و حنبلی قائل هستند به اینکه حکم لواط، مانند حکم زناست و به عبارتی اگر شخص مرتکب، مجرد باشد، تازیانه می خورد و هرگاه متأهل باشد، سنگسار می شود. برخی از علمای شافعی و حنبلی، قائل بر آنند که مجازات لواط در هر صورت قتل است؛ محصن باشد و یا غیر محصن. فقهای مذهب مالکی، معتقد بر این هستند که مجازات لواط مطلقاً سنگسار است، اعم از این که فاعل و مفعول دارای همسر بوده و یا مجرد باشند.  

برخی معتقدند فاعل محکوم به سنگسار می شود، لیکن مفعول باید تازیانه و حد زده شود و از شهر او را بیرون کرد. مذهب حنفی، قائل به حد برای لواط نیستند و مجازات تعزیر را به عنوان مجازات در نظر گرفته و عقوبت آن را کم تر از زنا می دانند.
با توجه به نظرات فقهای اسلامی در باب همجنس گرایی ، پی می بریم که چه در فقه شیعه و چه فقه اهل سنت، با اینکه گاه اختلاف نظرهایی وجود دارد، اما همگی معتقد به حرمت لواط و مساحقه (ارتباط نامشروع دو زن با یکدیگر ) و همجنس گرایی هستند.
فلسفه قتل در لواط
افرادی که مرتکب چنین کار زشت و پستی می شوند جز جرثمه فساد چیز دیگری نیستند و اگر زنده بمانند جامعه ای را آلوده و منحرف و یا به شکلی مانند خود خواهند ساخت چنان که در قوم لوط در ابتدا شیطان یک نفر را به این گناه آلوده ساخت سپس آن بدبخت دیگران را به این گناه وادار کرد تا جائی که در برابر چشم یک دیگر مردان با مردان و زنان با زنان جمع می شدند و نیز کسی که پس از چنین گناهی بزرگ از کار خود پشیمان نشود و توبه نکند کفر و انکارش به خدا و سرای آخرت آشکار می شود و بالجمله چنین شخصی جز کشتن و سوختن او چاره دیگری نیست.
شریعت های آسمانی همگی بالاتفاق با این کار زشت و پست به مبارزه پرداخته اند. زیرا اساس بقاء اجتماع، تناسل است و لواط مانع از آن است و در نتیجه این عمل منکر، اجتماع را در معرض فساد و زوال قرار می دهد به علاوه ارتکاب این عمل موجب می شود که روح مردانگی کودک از میان برود و سر انجام از قیام به وظائف حیاتی و اجتماعی که مستلزم داشتن روح مردانگی حقیقی است عاجز ماند و صدمه ای عظیم از این راه متوجه اجتماع شود زیرا برای آنکه تناسل براساس صحیح انجام شود لازم است که مرد و زن در جهت رجولیت و انوثیت کامل و صحیح باشند و لواط یا نسل را از میان می برد و یا آن را ضعیف می سازد .
از نگاه کلی تر، هم جنس بازی و بخصوص لواط، عملی بر خلاف فطرت است و هر چه با فطرت هم خوانی نداشت، تأثیر سوء دارد و بر تحیر و سرگردانی و پریشانی آن‏ها افزوده میشود. به همین دلیل روایات زیادی درباره مذمت هم جنس بازی نقل شده که بسیار تکان دهنده است. در مذمّت لواط در قرآن از قول حضرت لوط به قومش آمده است: ( أَ تَأْتُونَ الذُّکْرانَ مِنَ الْعالَمِین) ؛ «آیا در میان جهانیان، شما به سراغ جنس ذکور مى‏روید؟ » . این رابطه از نظر شرعی کاملا مردود است و هرگز نباید انجام گیرد کما اینکه امام صادق (ع) در بیان فلسفه حرمت لواط می‌فرماید: « اگر آمیزش با پسران حلال بود، مردان از زنان بی نیاز می‌شدند و این موجب قطع نسل بشر می‌شد و مفاسد زیاد اخلاقی و اجتماعی به بار می‌آورد».
در حدیثى از امام على بن موسى الرضا (ع) در فلسفه تحریم همجنس گرایى چنین آمده است:«عله تحریم الذکران للذکران، و الاناث للاناث، لما رکب فى الاناث و ما طبع علیه الذکران، و لما فى اتیان الذکران، الذکران و الاناث للاناث، من انقطاع النسل، و فساد التدبیر، و خراب الدنیا» . فلسفه تحریم مردان بر مردان و زنان بر زنان این است که این امر بر خلاف طبیعتى است که خداوند براى زن و مرد قرار داده (و مخالفت با این ساختمان فطرى و طبیعى، سبب انحراف روح و جسم انسان خواهد شد و به خاطر این است که اگر مردان و زنان همجنس گرا شوند، نسل بشر قطع مى گردد، و تدبیر زندگى اجتماعى به فساد مى گراید، و دنیا به ویرانى مى کشد.
این گونه روابط نامشروع در ارگانیسم بدن انسان و حتى در سلسله اعصاب و روح اثرات ویرانگرى دارد، مرد را از یک مرد کامل بودن، و زن را از یک زن کامل بودن ساقط مى کند، بطورى که چنین زنان و مردان همجنس باز، گرفتار ضعف جنسى شدید مى شوند و قادر نیستند پدر و مادر خوبى براى فرزندان آینده خود باشند و گاه قدرت بر تولید فرزند را به کلى از دست مى دهند. افراد« همجنس گرا» تدریجا به انزوا و بیگانگى از اجتماع و سپس بیگانگى از خویشتن رو مى آورند، و گرفتار تضاد پیچیده روانى مى شوند، و اگربه اصلاح خویش نپردازند ممکن است به بیماریهاى جسمى و روانى مختلفى گرفتار شوند. به همین دلیل و به دلائل اخلاقى و اجتماعى دیگر، اسلام شدیدا همجنس گرایى را در هر شکل و صورت تحریم کرده، و براى آن مجازاتى شدید که گاه به سرحد اعدام مى رسد قرار داده است.
از نظر پزشکی نیز ثابت شده که رابطه همجنس با همجنس یک رابطه پرخطر است. هیچ پزشکی چنین رابطه ای را توصیه نمیکند و مسلما هیچ نظریه مبنی بر سالم بودن و بی ضرر بودن این رابطه ارائه نگردیده، بر عکس، این رابطه همیشه از نظر پزشکی نقض گردیده است. از طرف دیگر سایر بیمارهای عفونی، ویروسی همانند هپاتیت، ایدز، سفلیس و سایر بیماری‌های مقاربتی از طریق مقعد (پشت) ،در مورد لواط، راحتتر منتقل می‌شوند. خیلی از افراد تصور میکنند که در رابطه مقعدی هیچ خطری آنها را تهدید نمی‌کند، در حالی که چون مقعد در درون خود باکتریهای زیادی دارد، انتقال ویروسهای نظیر ایدز و… راحتتر انجام میگیرد این باکتریها با شستشو از بین نمی‌روند. از آن گذشته دریچه مقعد یک دربچه خروجی است، پس وارد شدن هر چیزی از این دریچه علاوه بر آسیب به دریچه و موارد ذکر شده همراه با درد است و به مرور باعث باز شدن هر چه بیشتر دریچه مقعد و پیدایش عوارض ذکر شده می‌شود .
به هر حال شک نیست که انحراف جنسى از خطرناکترین انحرافاتى است که ممکن است در جوامع انسانى پیدا شود، چرا که سایه شوم خود را بر همه مسائل اخلاقى مى افکند و انسان را به انحراف عاطفى مى کشاند.
حال پس از بیان این سخنان در باب همجنس گرایی در اسلام، پی می بریم که چه در فقه شیعه و چه فقه اهل سنت، با اینکه گاه اختلاف نظرهایی وجود دارد، اما همگی معتقد به حرمت لواط و مساحقه و همجنس گرایی هستند؛ اما در این بین در پاسخ به کسانی که به تازگی اسلام را موافق همجنس گرایی دانسته و مجازات این افراد را از باب تفسیر خشونت آمیز از اسلام دانسته اند، باید گفت:
در تمامی نظام های حقوقی جهان و همچنین اسلام، باید میان جرائم و مجازات ها تناسب وجود داشته باشد که با توجه به زشتی این عمل، مخالفت آن با فطرت انسانی و به ویرانی کشاندن جامعه و قطع نسل انسان که مهم ترین عواقب آن خواهد بود، مجازات قتل برای این عمل چیز زیادی نخواهد بود.
کیفرسرقت
دین اسلام ، دینی کامل و بدون نقص است و تمام احکام آن مبتنی بر فطرت ، منطق و شناخت کامل از انسان ها و روابط انها است و تمامی احکام اسلام فلسفه ای بزرگ دارد که نشانه عمق توجه اسلام بر وضع احکام است.
یـکی دیگر از گناهانی که امنیت جامعه را تهدید می کند و با این حـال، بـستری برای انحطاط اخلاق فردی و اجتماعی به شمار می آید، دزدی اسـت. در پاره ای از جامعه های پیش از اسلام،کیفر این جرم اعـدام بـوده، ولـی اسـلام بـا شـرایـطـ ویژه ای دستور به قطع انگشتان دزد داد، تا جامعه از این گناه مصون بماند.
این حکم به صورت صریح در قران مطرح شده است و سنت پیامبر (ص) و امامان (ع) نیز مهر تاییدی بر این حکم زده است. بر اساس اسلام اگر زن و یا مردی مرتکب دزدی شود ، مجازات ان ، بریدن دست او است.
(وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَهُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُما جَزاءً بِما کَسَبا نَکالاً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَزیزٌ حَکیمٌ)؛ « دستان مرد دزد و زن دزد را به سزای آنچه کرده اند و بواسطه و مجازاتی از ناحیه خدا ، قطع کنید وخدا مقتدری شکست ناپذیر وحکیم است».
شبهات وارده بر سرقت و سارق

مطلب مرتبط :   مقاله رایگان با موضوع بانکهای سرمایهگذاری

بستن منو