پایان نامه درباره روایات اهل بیت (ع)

پایان نامه درباره روایات اهل بیت (ع)

دانلود پایان نامه

 

از ابتدای خلقت انسان تاکنون همیشه عده ای حاضر به پذیرش قانون نبوده و ضمن پای مال کردن حق دیگران، نظم و امنیت و آرامش جامعه را به مخاطره می اندازند. به همین دلیل، دولت ها در کل جهان و به حکم عقل، دریافتند که نیروی سومی بر اداره جامعه لازم است که مرجع رسیدگی به این تخلفات باشد. در نظر گرفتن نیروهای انتظامی، قوه قضاییه، زندان و جریمه، همگی در واقع، ضمانت اجراهای قانون مصوّب می باشند. آیا آن گاه که قوّه قضائیه درصدد اجرای قانون مصوّب است و یا وقتی نیروهای نظامی در مقابل جنگی خانمان سوز می ایستند و هزینه هایی گران را پرداخت می کنند، آیا می توان نام «خشونت» بر این اعمال نهاد؟ این نوع اعمال از سوی تمام دولت های جهان پذیرفته شده اند.
در مکتب اسلام، این روش عقلایی مورد تأیید قرار گرفته و بلکه نگرش اسلام به این روند نیز تا حدی متفاوت است. در شریعت اسلامی، تمامی «بایدها» از «هست ها» می رویند. در واقع، نوعی ضرورت بالقیاس بین عمل و هدف وجود دارد. شارع با در نظر گرفتن رابطه ای که بین جهان بینی و ایدئولوژی وجود دارد، احکامی را صادر کرده است. بنابراین، هر نوع قضاوت در مورد هر حکمی منوط به شناخت آن رابطه است. بدون دریافت صحیح از آن رابطه، قضاوت ما نیز اشتباه خواهد بود.
احکام الهی برای تأمین منافع دنیوی و اخروی افراد جامعه تعبیه شده اند. از سوی دیگر، اهمیت وصول به اهداف مذکور نیز از نظر شارع بسیار برجسته است. این نحوه نگرش برخاسته از محبت خداوند به بندگان خویش می باشد؛ محبتی که در جای جای زندگی انسان و حیات طبیعی او مشهود است. این محبت همان خیر رساندن است و اقتضای این خیر رساندن در بعضی موارد، بیان احکامی است که به ظاهرتند و درشت هستند. اما با دید دیگری حتی این نیز رحمت الهی می باشد.
در فرهنگ اسلام، خشونتی که در قبال اجرای قانون به معنای سخت‌گیری در تحقق عدالت و شکوهمند سازی دفاع از حق یا حفظ جان و مال و ناموس مردم باشد نه تنها مورد نقد و نکوهش نیست بلکه فضیلتی قلمداد می‌شود که صلاح و سداد تمام شهروندان در آن گنجانده شده است.
در مقابل، مدارا به معنای وادادگی و رخصت‌دهی برای تصاحب یا ضربه‌زدن به حقوق مسلم آنان نیز نه تنها در اسلام که در هیچ فرهنگی پذیرفته شده‌ نیست. همچنین همانطور که در آیه 229 سوره بقره می خوانیم (وَ مَنْ یَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ)؛« و هر کس از حدود خداوند تجاوز کند، ستمگر است»، خشونت یا مدارای خود سرانه در حوزه‌های اجتماعی که مصالح عامه در آن است و تعدّی از حقوق الهی است در این نگاه شدیدا نکوهش شده و مرتکبین‌ آن ظالم شمرده شده‌اند.
از آنجا که در آیه ی 143 سوره ی مبارکه بقره، اسلام به عنوان دین میانه معرفی شده است ( کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّهً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهیداً )؛ « همان‏گونه (که قبله شما، یک قبله میانه است) شما را نیز، امت میانه‏اى قرار دادیم (در حد اعتدال، میان افراط و تفریط) تا بر مردم گواه باشید و پیامبر هم بر شما گواه است»، در عملکرد تقابل یا مماشات با افراط و تفریط‌ ها نیز جانب اعتدال را مراعات کرده است.
خشونت یا قاطعیتی که در اسلام از آن ستایش شده، کنش‌ها و واکنش‌های سخت‌گیرانه‌ای است که علیه معاندان، دسیسه‌گران و ستم‌پیشگان و در جهت خشکاندن ریشه‌های فساد و تباهی و ظلم و در راستای تحقق اهداف برین انسانی صورت می پذیرد و از طرفی منطبق فطرت و خواست جامعه انسانی است .
قرآن، ضمن نگاه کلی رحمت برای همه جهانیان بودن: (و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین) ؛ مواجه ی شدید در قبال بیگانگان فتنه‌گر « أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ» و مودت در میان آحاد جامعه«رُحَماءُ بَیْنَهُمْ» را در مرکز اصلی منطق خود گنجانده است و در فرهنگ اسلام و نیز از منظر عقلانیت انسانی، تسامحی که در عین باور داشتن به حقیقت و حقانیت اعتقادات، ناگزیر از تحمل عقاید رقیب شود تا زمینه‌های هرج و مرج‌های فکری و عقیدتی و اجتماعی گسترش یابد، هرگز پذیرفته نیست.
شارع مقدّس اساس دین را بر محبت، رفق و مدارا قرار داده است و تا آن جا که افراد به شریعت الهی پای بند باشند، این شیوه ادامه دارد و حتی اگر عمل نکنند، ولی قصد تعدّی و تجاوز نیز نداشته باشند، باز این شیوه ادامه دارد. شارع مقدّس در این مورد، بین حقوق فردی و اجتماعی تفکیک کرده و آن جا که مربوط به حقوق فردی است، هر نوع قضاوت را به آخرت واگذاشته است و آن جا که مربوط به مسائل اجتماعی است، احکام خاصی صادر کرده است.
آسان گری و برخورد نرم و مدارا گرایانه در اسلام, گرچه پسندیده و مورد سفارش بزرگان دین است و سیره و منش پیغمبر اکرم (ص) و امامان معصوم(ع) روشنگر و تاییدکننده آن است, با این حال, وقتی پای ناسازگاری با حدود و قانونهای الهی به میان آید, نه تنها دیگر پسندیده نیست که به سختی و درشتی باید در برابر آن ایستاد و بدون هیچ گونه چشم پوشی بر اجرای حدود الهی و بایسته های دینی پای فشرد. پیغمبر اکرم(ص) با این که با مخالفان و دشمنان بیش ترین مدارا را می کرد و حسن خلق و سعه صدر و نرمی و ملایمت و گذشت و بزرگواری وی بی نیاز از توضیح است, ولی بر سر اصول هیچ گاه کوتاه نمی آمد و حاضر نبود ذره ای از احکام و حدود الهی, به خاطر مصلحت اندیشی جاری نشود .
در مکتب اسلام به همان اندازه که تساهل و مدارا سفارش شده است, پافشاری در اجرای آیینها و قانونها و شدت عمل در برخورد با دشمنان و مخالفان هم سفارش شده است. هم تسامح و تساهل خوب و لازم است و هم درشتی و پافشاری در اجرای قانونها و آیینها. ولی هیچ کدام مطلق نیست و هر کدام در جای خود خوب و به همان مقدار لازم و پسندیده است. خشونت و سخت گیری در جای تسامح همان اندازه زشت و ناپسند است که تسامح در جایی که شدت عمل و درشتی لازم است.
ب ) اقسام قاطعیت از منظر قرآن
خشونت در جوامع و بین انسان ها به صورتهای مختلفی انجام می گیرد. از جمله می توان به خشونتهای ضروری و غیر ضروری ، مفید و مضر ، فیزیکی و غیر فیزیکی ، قانونی و غیر قانونی ، فردی و اجتماعی و … اشاره کرد.
با توجه به آنچه که در گذشته بیان کردیم در دین مبین اسلام و آموزه های قرآنی اصل بر صلح و مداراست. اما در جایی که پای ناسازگاری با حدود و قانونهای الهی به میان آید و دشمنان و دسیسه گران در صدد رواج تباهی و فساد و ظلم باشند ، دیگر اسلام مدارا و صلح را صلاح ندانسته و از قاطعیت و واکنش های سخت گیرانه ای استفاده میکند. به این نوع قاطعیت که برای اصلاح جامعه و افراد صورت می گیرد واکنش مثبت یا مفید و یا ممدوح گفته می شود که در اسلام بر آن تأکید شده است. با توجه به آیات قرآن و روایات اهل بیت (ع) به طور کلی می توان اقسام خشونت از دیدگاه قرآن را در موارد ذیل خلاصه نمود.
1 – قاطعیت و سخت گیری طبق قانون
این نوع خشونت به معنای قاطعیت و سرسختی در اجرای قانون و سختگیری در تحقق عدالت و صلابت در دفاع از حق است. زیرا اگر چنین نباشد نظم در جامعه پدید نمی‏آید و در نتیجه حقوق آحاد و جوامع انسانی تضییع خواهد شد. قرآن کریم در این زمینه می‏فرماید: (وَمَنْ یَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِکَ هُمُ الظّالِمُونَ)؛ «و هر کس از حدود الهی تجاوز کند از ستمکاران خواهد بود».
2 – قاطعیّت در دفاع از دین
آن‏گونه که خداوند متعال می‏فرماید: (یا أَیُّهَا النَّبِیُّ جاهِدِ الْکُفّارَ وَالْمُنافِقِینَ وَاغْلُظْ عَلَیْهِمْ…)؛ «ای پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن، و بر آن‏ها سخت بگیر».
جهاد و قتال در نظر اول یک خشونت است و در مواردی از قرآن فرمان به قتل مشرکان حربی داده شده‌است. اما اگر در راه خدا و فی سبیل الله و برای دفاع از دین باشد یک امر ضروری و واجب است. همانگونه که جنگ های صدر اسلام حالت دفاعی داشته است .
3 – قاطعیت در برابر حاکمان زورگو و ظالم
حکومت، نظامی است که تحت آن یک کشور یا یک اجتماع اداره می‌شوند. معمولاً حکومت‌هایی که ویژگی‌هایی اسبتدادی دارند، توسط یک شخص اداره می‌شوند که تمام قدرت آن کشور را به تنهایی در دست دارد. و به وسیله زور آن را در دست خود نگاه می‌دارند.
حکومت فرعون از جمله حاکمیت های استبدادی و فاشیستی است که در سوره ها و آیات بسیار قرآن و به مناسبت های مختلف از آن سخن به میان آمده است؛ از جمله در سوره مبارکه قصص که در آیات نخستین آن، شیوه حکومت فرعونی چنین توصیف شده است:
( إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَها شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طائِفَهً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ وَ یَسْتَحْیِی نِساءَهُمْ إِنَّهُ کانَ مِنَ الْمُفْسِدِین)؛ «فرعون برترى‏جویى در زمین کرد و اهل آن را به گروه‏هاى مختلفى تقسیم نمود، گروهى را به ضعف و ناتوانى مى‏کشاند، پسران آنها را سرمى‏برید و زنان آنها را (براى کنیزى) زنده نگه مى‏داشت، او مسلما از مفسدان بود».
در آیه 21 همین سوره به نقل از حضرت موسی(ع) چنین شیوه حکومتی و عملکرد خشن و مستبدانه را ظلم و ستم، و فرعون و دستگاه وی را ستمکاران (خشونت گران) معرفی می کند: ( فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً یَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِین)؛ « موسى از شهر خارج شد در حالى که ترسان بود، و هر لحظه در انتظار حادثه‏اى، عرض کرد پروردگارا! مرا از این قوم ظالم رهایى بخش».
چنان که بار دیگر درهمین سوره به حکایت از شعیب(ع) حکومت فرعونی و شیوه جبّارانه و خشن او را ستمکاری و دستگاه او را ستمکاران می نامد: ( قالَ لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِین)؛ «گفت: مترس، که از مردم ستمکار نجات یافته ای.»

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه درباره رفتار پرخاشگرانه

Close Menu