پایان نامه درباره امر به معروف و نهی از منکر

پایان نامه درباره امر به معروف و نهی از منکر

دانلود پایان نامه

 

شهید ثانی می نویسد: زدن زن به قصد اشباع ، انتقام جویی و خودخواهی و دل خنک کردن که هیچ نقش اصلاحی برای دو طرف ندارد، حرام است.
3ـ تنبیه بدنی در قرآن، «آخرین مرحله» اقدام است، و قبل از آن باید اصلاح از طریق «گفتگوی مشفقانه» انجام شود: «فَعِظُوهُنَّ»، و در صورتی که این شیوه به نتیجه نرسد، باید از روش های منفی استفاده کرد مثلاً شوهر می تواند در بستر خواب، از همسر خود روی برگرداند: «و اهْجُروهُنّ فی المضاجع». اگر این رفتار عاطفی در جلوگیری از تعدی و سرپیچی اثری نداشته باشد، نوبت به تنبیه بدنی می رسد. مفسرانی مانند علامه طباطبایی توضیح داده اند که تا وقتی امکان تأثیرگذاری از دو شیوه پیش وجود داشته باشد، تنبیه جایز نیست. « دلیل بر این که رعایت تدریج و ترتیب لازم است این است که ترتیب نامبرده به حسب طبع نیز وسایل گوناگونى از کیفر دادن است، هر کس بخواهد کسى را کیفر کند طبیعتا اول از درجه ضعیف آن شروع مى‏کند، و سپس به تدریج کیفر را شدید و شدیدتر مى‏سازد».
4ـ تنبیه بدنی مشروع، تنبیهی است که هیچ آسیبی وارد نکند اما در صورتی که آسیبی به بدن زن برسد، شوهر مسئول بوده و مورد مؤاخذه قرار می گیرد. او در این صورت موظف به «پرداخت غرامت» است و حتی «قصاص» می شود. درباره چگونگی زدن زن با توجه به روایات فراوانی که در این زمینه رسیده است همه مفسران و فقیهان بر این مطلب توافق و تأکید دارند که زدن باید «غیرمبرّح» باشد؛ یعنی آسیب و آزار جسمی نرساند و گرنه موجب دیه خواهد بود. بر همین اساس گفته اند: اولاً، در هنگام زدن باید از مواضع حساس مثل صورت، چشم و … پرهیز شود. ثانیاً، زدن در یک موضع نباشد بلکه باید پخش شود.
طبرسی در تفسیر مجمع البیان از ابن عباس نقل کرده است که زن را به کتاب خدا موعظه کنید و به او بگویید که از خدا بترسد و از شما اطاعت کند اگر قبول نکرد با او درشتی کنید وگرنه طوری او را بزنید که بدنش زخم نشود و استخوانش شکسته نشود.
در تفسیر المیزان و نمونه نیز آمده است: شایسته است که هنگام زدن از مواضع حساس مانند صورت، پهلو و شکم دوری کند و همچنین از زدن یک موضع بپرهیزد، بلکه بر مواضع مختلف پراکنده شود…
زدن در آیه به گونه غیرمبرّح تفسیر شده؛ یعنی زدنی که سخت دردآور نباشد که درواقع زدن نیست، بلکه دست کشیدنی است با ظرافت ویژه. و از همین رو مقید شده که با تازیانه و چوب و وسیله دیگر نباشد، مگر چوب نازک مسواک که انسان با آن مسواک می زند.
حضرت امام خمینی درباره مرحله ضرب زنان می فرمایند : «اگر زوجه باز هم از ایفای وظایف خاص زوجیت یعنی تمکین در امور زناشویی امتناع ورزد، نشوز محقق شده و زوج می تواند با وارد کردن ضربه هایی که موجب تغییر رنگ پوست بدن نشود زوجه را به انجام وظایفش وادار سازد و لازم است این کار به قصد اصلاح باشد نه انتقام».
5ـ تنبیه بدنی از نظر اسلام، اختصاص به«زنان متخلف» ندارد، بلکه اگر مردان هم از وظایف خود سرپیچی کنند، به عنوان «نشوز» ، زن حق مطالبه حقوق خویش را دارد و در این مسیر با موعظه مرد، و پند و اندرز وی و گفتگویی صمیمانه، مرد را با انجام وظایفش ترغیب می‌کند و اگر به سرکشی خود ادامه داد، زن با مراجعه به حاکم شرع و دستگاه قضایی، مرد را به وظایفش آشنا می‌کند. حاکم نیز مرد را ملزم به پذیرش حقوق زن و انجام تکالیفش می‌نماید و در این مسیر، می‌تواند تا تعزیز – به هر شکلی که تشخیص داد- پیش رود و حتی می‌تواند برخی از دارایی‌های مرد را برای تأدیه حقوق زن بفروشد .
اگر مرد مشکل‏ساز و ناشز شد، نباید زن بسوزد و بسازد. وی می‏تواند به حاکم شرع رجوع کند. حاکم عادل، مرد را موعظه یا به انجام وظیفه وادار می‏کند و اگر زندگی تحمّل‏ناپذیر گردد و زن تقاضای طلاق کند و مرد موذیانه خودداری کند، حاکم شرع آن زن را طلاق می‏دهد. فقها بر پایه روایات مربوط به این مباحث، فروع پرشماری را مطرح کرده‏اند.
چنانچه زنی بخواهد با ناداری شوهر بسازد، زهی فضیلت و صفاست؛ ولی اگر نخواست بسازد، نباید او را وادار کنند که با شقاق مستمر، دست به گریبان باشد و پیامدهای دشواری بدتر از طلاق داشته باشد، چون شوهر را می‏توان به طلاق واداشت، وگرنه ـ به عللی مانند عدم دسترسی به او ـ امام مسلمین می‏تواند طلاق را بر عهده بگیرد، زیرا حاکم شرع در طلاق دادن زنی که گرفتار چنین شوهری شده باشد، نایب امام معصوم(علیه‌السلام) است. این در فرضی است که مشکل تنها اقتصادی باشد؛ ولی اگر افزون بر فقر خانوادگی، جوانی زن و زمینه آلودگی به فساد هم فراهم باشد، یقیناً طلاقش جایز است، بلکه باید او را آزاد کنند تا همسر دیگری برگزیند. در صورتی که شوهر هزینه‏های متعارف زندگی همسرش را تأمین نکند، قیّم بودن او نسبت به زن با مشکل روبه‏رو می‏شود، و اگر زن با چنان وضعی نساخت و شکایت کرد، حاکم شرع، شوهر را به پرداخت هزینه‏ها و نهایتاً به طلاق وامی‏دارد.
6ـ تنبیه بدنی زن، بر خلاف حدود و تعزیرات، یک «حکم شرعی» نیست و امر «اضربوهن» دلالت بر «وجوب» یا «استحباب» نمی کند، بلکه این اقدام فقط یک «حق» است و مرد برای تنبیه«مجاز» است . اسلام هیچ گونه تشویقی برای مبادرت مردان به استفاده از این حق ندارد، بلکه دستورهایی که در زمینه عفو و گذشت وجود دارد، آنان را از چنین رفتاری باز می دارد.
از آنچه گفته شد به دست مى آید که وعظ و هجر و ضرب, نه حکم واجب است و نه حقى براى مرد. و هجر و ضرب, نه کیفر و عقوبتى براى زن خواهد بود و نه مرحله اى از مراحل نهى از منکر, بلکه راه حلى است براى مشکله اى بر سر راه خانواده که بنیاد آن را تهدید کرده خطر فروریزى آن با طلاق را گوشزد مى کند و این راه حل بى هیچ الزامى به گونه ارشاد و رهنمود از سوى خداوند ارائه شده است.
7ـ بالاخره نباید فراموش کنیم که این روش، یک شیوه «پسندیده» نیست؛ حتی وقتی پس از مرحله نصیحت و روی گردانی، نوبت به زدن می رسد، باز از نظر «اخلاقی»، یک کار «ناپسند»است. در روایاتی که از پیامبر(ص) در این باره نقل شده، به این زشتی، تصریح گردیده است. حضرت پس از اجازه ضرب در مورد نشوز، فرمود: «ولی«بدترین شما»، چنین کاری انجام می دهد.»
8 – نکته دیگری که از آیه شریفه به دست می‏آید، این است که دستور فوق جنبه موقت و گذرا دارد و نباید به آن مداومت بخشید؛ زیرا به دنبال این عمل اگر زن به حقوق مرد وفادار شود، در این صورت قرآن می‏فرماید: (فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبِیلا) ؛ «اگر به اطاعت درآمدند بر آن‏ها ستم روا مدارید»؛ یعنی، اگر زن در برابر حقوقی که بر آن پیمان بسته است، تسلیم شد دیگر مقابله زدن او، ظلم و تجاوز است.
در پایان شایان ذکر است که دیدگاه کلی شارع نسبت به زدن همسر، نگرشی منفی است و نصوص زیادی در نهی از این عمل وارد شده است. این روایات همه در زمانی بیان شده که خشونت علیه زنان از توهین و فحاشی گرفته تا ضرب و جرح و حتی قتل رواج داشت و اسلام آنها را تحریم و مستوجب مجازات فقهی و قضایی در دنیا و عذاب آخرت دانست. برخی از این روایات عبارتند از:
1 – پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «من در شگفتم از کسی که زن خود را می‏زند، در حالی که خودش برای کتک خوردن، سزاوارتر است. زنانتان را مزنید که قصاص دارد». «اِنّی‏ اَتَعَجَّبُ مِمَّنْ یَضْرِبُه اِمْرَأَتَهُ وَ هُوَ بِالضَّرْبِ اُولی‏ مِنْها لا تَضْرِبُوا نِساءَکُمْ بالاخَشَبِ فَاِنَّ فیه القَصاصِ» .
2 – از امام صادق‏علیه السلام از پدرش روایت شده که گفت: «وقتی با زنی ازدواج می‏کنید، احترامش کنید. زن مایه آرامش شما است. زنان را آزار ندهید و حقوق آنان را ضایع نکنید».« مَنْ اِتَّخَذَ اِمْرَأهً فَلْیَکْرِمْها فَاِنَّما اِمْرَأهُ اَحَدِکُمْ لُعْبَهٌ فَمَنْ اتَّخَذَها فَلا یُضَیِّعْها».
3 – رسول خدا می‏فرماید: «آیا زن را کتک می‏زنید سپس می‏خواهید با او هم آغوش باشید ». « اَیَضْرِب اَحَدُکُمْ اَلْمَرأَهَ ثُمَّ یَظِلُّ مُعانَقَها».
با توجه به این قیود که در تنبیه بدنی مطرح شده و با در نظر گرفتن محدودیت هایی که برای اجرای آن وجود دارد، اینک به درستی می توان قضاوت کرد، خشونت هایی که دیروز و امروز در حق زنان به کار گرفته می شود، آیا در این چارچوب قرار دارد یا تقریبا هیچ موردی را نمی توان یافت که با توجه به این قیود، «تنبیه مجاز» به حساب آید؟
نتیجه آنکه جزائیات اسلام و احکام مشروعی که ظاهرا خشن به نظر می‏رسند، حکیمانه بوده و لازم الإجرا هستند و در عین حال خشونت مورد نظر فمینیسم نیستند. حقیقت این احکام، رحمت بر فرد و جامعه است و تربیت، اصلاح، تطهیر، عبرت‏آموزی، بزرگداشت دین و… را به دنبال دارد.
ب)امر به معروف و نهی از منکر
موضوع نظارت بر کارکرد افراد جامعه در بعد اجتماعی از جمله مسائلی است که مورد توجه همگان می باشد و هیچ گروه یا دولتی نیست که خود را از بازرسی و نظارت بی نیاز بداند. خداوند برای تحقق دستورات و احکام خویش، که تأمین کننده مصالح دنیوی و اخروی افراد هستند و سود آن مقرّرات عاید بندگان می شود، از این ساز و کار استفاده کرده و برای آن مراحلی نیز ترسیم نموده است که از مرحله قلبی شروع می شود و در مرحله منع فیزیکی خاتمه می یابد. به طور قطع امر به معروف وظیفه ای صرفاً بیانی و شفاهی نیست . بلکه این فریضه به طور ذاتی ماهیتی اجرایی ، عملی و آمرانه دارد و با مقوله هایی چون دعوت ، تبلیغ و ارشاد متفاوت است . در مراحل پایین تر که رفق و مدارا و دل سوزی در کار است، هیچ مشکلی ایجاد نمی شود، بخصوص که از شرایط مهم امر به معروف و نهی از منکر احتمال تأثیرپذیری آن است و اگر این احتمال مطرح نباشد، وجوبی برای امر و نهی نمی باشد. اما آن جا که مراحل بالاتر مطرح می شود، موضوع کاملاً پیچیده می شود و تبعاتی نیز در جامعه پیدا می کند . حال سخن در این است که اگر تذکرات شفاهی مؤثر نیفتاد و فاعل منکر و تارک معروف شیوه خود را تغییر ندادند چه باید کرد؟
در پاسخ این پرسش ، نظر گاه فقها با اندکی تفاوت میان آنها قابل ارجاع به این رأی است که اقدام های عملی و به اصطلاح امروزی ، برخورد فیزیکی یکی از مراحل امر به معروف است و متون حدیثی هم به این مطلب صراحت دارند که آن هم مرحله زبانی دارد و هم مرحله یدی . بعضی از فقها و مفسران اقدام مراحل یدی و عملی امر به معروف را حتی در حدی که نیاز به استفاده از سلاح باشد برای همگان جایز دانسته و بعضی ، این مرحله را صرفاً به عهده حاکم ، امام معصوم یا نائبان خاص او یا مشروط به اذن آنان می دانند.
شبهات وارد شده به امر به معروف
با توجه به چنین نگرشی بر امر به معروف ، اشکالی از سوی پاره ای از منتقدان می شود که بر اساس آن ، این اصل را زمینه ساز خشونت اجتماعی و ناامنی و هرج و مرج قلمداد کرده و می گویند : اگر بنا باشد برای مبارزه با منکرات – که هیچ جامعه کوچک و بزرگی از آنها خالی نیست – به هر فردی از افراد جامعه اجازه دخالت و برخورد فیزیکی داده شود ، چنین جامعه ای هرگز روی ثبات و آرامش به خود نمی بیند و بروز هر گونه خشونت و درگیری و از این ره گذر ایجاد فرصت برای آشوب گران ، سود جویان و خرابکاران اجتناب ناپذیر خواهد بود، لذا امر به معروف را به صورت « نوعی دخالت ناروا در زندگی خصوصی مردم » و « نقض آزادی های مشروع » جلوه گر خواهد کرد.

مطلب مرتبط :   منابع مقاله با موضوع حکومت اسلامی

Close Menu