پایان نامه با موضوع کتابخانه های عمومی

پایان نامه با موضوع کتابخانه های عمومی

دانلود پایان نامه

 

-زنجیره ی میثاقی: قرار برگزاری مراسم تجلیل از سوی انجمن ادبی، چاپ کارت دعوت و درج تاریخ و ساعت مراسم در روزنامه، درخواست راوی از دوستان ادیب و شاعرش برای شرکت در مراسم، قول مساعد عده ای از دوستان برای شرکت در مراسم، قرار گذاشتن راوی با عده ای از دوستانش برای اینکه خودش آن ها را به مجلس ببرد و برگرداند، قرار گذاشتن بین راوی و دوستش در مورد اهدای گلدان های نقره، قرار شروع مراسم در ساعت پنج و اتمام آن در ساعت نه(و عملی نشدن این قرار) قرار گذاشتن بین راوی و همسرش برای صرف شام در بیرون از خانه، زنجیره های میثاقی این روایت را تشکیل می دهند که مسلما هر یک از این اتفاقات در روند شکل گیری داستان تأثیرگذار بوده است.
-زنجیره ی اجرایی: برگزاری مراسم تجلیل،حضور افراد در مراسم، سخنرانی و شعرخوانی اشخاص مختلف، اهدای دسته گل و کتاب به راوی، صرف غذا در رستوران، شکستن شیشه ی اتومبیل راوی و تعمیر آن توسط راوی هم زنجیره های اجرایی این روایت به شمار می روند.
-زنجیره ی انفصالی: رفتن راوی و همسرش به در خانه ی افراد مختلف و بردن آن ها به مکان برگزاری مراسم، رفت و آمد سخنرانان پشت تریبون، رفتن راوی روی سِن و برگشتن به سر جایش، برگرداندن افراد به منازلشان توسط راوی، ورود و خروج راوی و همسرش به رستوران، برگشتن راوی و همسرش به خانه، بردن اتومبیل به تعمیرگاه زنجیره های انفصالی این داستان محسوب می شوند.
2-صرفه با بی کتابی است.
این داستان هم نقل خاطره ای واقعی است و در اصل به معضل کمبود کتاب و امکانات دیگر در کتابخانه ها می پردازد که با زبانی طنزآمیز بیان شده است.
راوی داستان به مناسبتی به کتاب تاریخ فرشته و اطلاعاتی درباره ی همایون شاه احتیاج پیدا می کند و برای یافتن کتاب به چند کتابخانه ی عمومی مراجعه می کند، و برای استفاده از کتاب دچار مشکلات و موانعی مثل عدام ارائه ی کتب خطی، برنامه ی زمانی نامناسب کتابخانه های عمومی و عدم رعایت مقررات کتابخانه از سوی کتاب داران، می شود، و نهایتاً هم به خاطر همین مشکلات و موانع نمی تواند آن چنان که انتظار داشته از مطالب کتاب بهره ببرد. در پایان هم داستان را به شکل طنزآمیزی به پایان می رساند.
-خلاصه مدت چهار ساعت که من سرم توی تاریخ فرشته بود، از زندگی همایون شاه چیزی سر در نیاوردم…. در عوض آن خانم کتاب دار را خیلی خوب شناختم. فهمیدم که شوهر و دو تا بچه دارد. شوهرش آش شلغم را خیلی دوست دارد ولی از طاس کباب بدش می آید…… رخت های خود را هم در طشت می شویند چون ماشین رخت شویی آن ها خراب شده، خرابی آن هم تقصیر کلفت است. بقال سر کوچه هم دیگر به آن ها نسیه نمی دهد.
-تحلیل داستان
الف) کنشگران
راوی داستان در این روایت در نقش کنشگر فاعل ظاهر شده است و هدف او هم دسترسی به کتاب تاریخ فرشته و کسب اطلاعاتی درباره ی زندگی همایون شاه است.
عواملی مثل نبودن کتاب در چند کتابخانه، مناسب نبودن ساعت کاری کتابخانه ای که کتاب در آن جا موجود بوده است، دیر به کتابخانه رسیدن به خاطر نبودن محل مناسب برای پارک اتومبیل راوی و عدم رعایت سکوت از طرف کتابدار در آخرین کتابخانه ای که راوی به آن جا رجوع کرده است به عنوان کنشگر بازدارنده یا مخالف مانع از رسیدن فاعل به هدفش شده اند. یکی از دوستان راوی که آدرس کتابخانه ی آخر را به او می دهد نقش کنشگر یاری رسان را عهده دار است.
دو کنشگر اعطاکننده و دریافت کننده در این روایت حضور ندارند.
فاعل راوی هدف دسترسی به کتاب تاریخ فرشته وکسب اطلاعاتی در باره ی همایونشاه
بازدارنده عوامل محیطی/کتابدارها یاری رسان دوست راوی
اعطاکننده ___ دریافت کننده ___
ب) زنجیره های روایی
ـ زنجیره ی اجرایی: تلفن زدن راوی به چند کتابخانه و پرس و جو درباره ی کتاب مورد نظرش، مطالعه ی کتاب و یافتن فصل مربوط به همایون شاه، صحبت کردن خانم کتابدار با تلفن و گوش دادن راوی به صحبت های کتابدار زنجیره های اجرایی روایت را تشکیل داه اند.
-زنجیره ی میثاقی: اعلام ساعت کار مشخص کتابخانه ها از سوی مسئولین، پیشنهاد به امانت بردن کتاب در ازای پرداخت مقداری پول از سوی راوی و نپذیرفتن مسئول کتابخانه، جریمه شدن راوی به خاطر پارک کردن اتومبیل در محل پارک ممنوع و نصب تابلوهایی که روی آنها عبارت«سکوت» نوشته شده بوده در کتابخانه ی آخری و عدم رعایت سکوت از جانب کتابدار زنجیره های میثاقی این داستان محسوب می شوند.
-زنجیره ی انفصالی: مراجعه ی حضوری راوی به چند کتابخانه، برگشتن از کتابخانه، رفتن پیش یکی از دوستان و رفتن به آخرین کتابخانه هم زنجیره های انفصالی داستان را تشکیل داده اند.
3-دوش گرفتن با لباس
راوی داستان در اوائل فصل پاییز تصمیم می گیرد که اسفالت پشت بام منزلش را تعمیر کند و به موسسه ای که عهده دار انجام تعمیرات بوده مراجعه می کند و پس از صرف هزینه ی نسبتاً زیادی این کار را انجام می دهد، اما موسسه ی مذکور کار خود را به درستی انجام نمی دهد و او مجدداً درخواست فرستادن تعمیرکار از آن موسسه می کند اما این بار هم تعمیرکار، کارش را با بی دقتی و سرهم بندی انجام می دهد به طوری که در اثر بارش باران چند روز بعد سقف خانه ی راوی نم برداشته و چکه می کند و این چکه کردن در تمام فصل بارانی ادامه پیدا می کند.
-در ایام عید ابر گوهر بار به عنوان عیدی گوهرهای آبدار بر سرما می ریخت. پیش ظرف کرایه بدهی محل رفتم که مقداری ظرف از او کرایه کنم. صاحب مغازه گفت: انشاءالله مبارک است. برای عروسی می خواهید. گفتم: مبارک غلام شماست. برای عزاداری می خواهم. حقیقتش این است که می خواهم این ظرف ها را زیر آب چکه بگذارم. چون ظرف های منزل خودمان کفاف همه جا را نمی دهد. بالاخره فرش را جمع کردیم و کف اتاق ها را با پیاله و جام و بادیه و کاسه و لگن و دیگ و طشت و طاس فرش کردیم….. هر روز کار من تلفن زدن به مدیر آن موسسه و کار مدیر آن موسسه هم تملق گفتن از من بود……. نمردم و این را هم دیدم که مجبور باشم زیر سقف با چتر راه بروم یا با لباس دوش بگیرم
-تحلیل داستان
الف) کنشگران

مطلب مرتبط :   پایان نامه با موضوع شیوه جمع آوری اطلاعات

Close Menu