پایان نامه با موضوع جنگ جهانی دوم

پایان نامه با موضوع جنگ جهانی دوم

دانلود پایان نامه

تصویر 2-55 هربرت ماتر؛ پوستر توریسم، 1935.  

«والتر هردگ (Walter Hrdg) اهل زوریخ سوئیس، طی دهه‌ی 1930 یکی دیگر از مبتکران کاربرد عکاسی در طراحی گرافیک بود. هردگ در موضوع‌های تبلیغاتی برای مجتمع‌های اسکی سوئیس با انتخاب و برش تصاویر عکاسی به سرزنده‌گی طراحی دست یافت. هردگ طراحی‌هایی برای پناهگاه اسکی سنت موریتس (St. Moritz) (تصویر 2-56) ساخت. او با استفاده مستمر نماد خورشید خلاصه شده و نشانۀ حروفی توانست وحدتی گرافیکی خلق کند. هردگ در اوج جنگ جهانی دوم یک مجله‌ی طراحی گرافیک دو ماهانه با عنوان گرافیک منتشر کرد. وی به مدت 42 سال 246 شماره منتشر ساخت و ناشر، سردبیر و طراح آن، خود وی بود. این مجله موجد یک گفت و گوی جهانی بی‌سابقه بین هنرمندان طراح گرافیک در سرتاسر جهان گردید.» (بی. مگز؛ فراست؛ نوری؛ 1384؛ ص 360 و 361 )
تصویر 2-56 والتر هردگ؛ پوستر برای سنت موریتس، سال 1936.
«فرانسیس بروگیر (Francis Brugyr) در سال 1912 به بررسی نوردهی چند مرتبه‌ای پرداخت و برای اولین بار قابلیت نور ثبت شده بر فیلم را برای بیان شاعرانه مطرح کرد (تصویر3-57). آلوین لانگدون کوبورن (Alvin Coburn Langdown) عکاس دیگری بود که نگاه خود را در قلمرو شکل ناب گسترش داد. در سال1913 عکس‌های او به جای نمایش اشیاء و اجسام از پشت‌بام‌ها و چشم‌انداز ساختمان‌های بلند بر نقش‌ها و ساختار آن‌ها متمرکز می‌شد (تصویر3-58). نقش‌های کالیدوسکوپی (Kalydoskopy) جواهر مانند کوبرون که در شروع کار در سال 1917 ورتوگراف (Vartograf) نام گرفت، اولین تصاویر عکاسانه‌ی غیر شیء است. کوبورن اشکال زیبایی که با میکروسکوپ دیده می‌شد، می‌پسندید؛ او نوردهی چند مرحله‌ای را آزمود و از منشور برای تحسین کردن تصویر به قطعات استفاده کرد.» (همان؛ 1384؛ ص 295)
تصویر 2-57 فرانسیس بروگیر؛ انتزاع نور، بدون تاریخ. بروگیر به‌وسیله‌ی بریدن و خم کردن کاغذ ترکیب‌بندی عکس‌گونه‌ای از شکل‌ها ساخت که به درون و بیرون فضای کار حرکت می‌کرد.
تصویر 2-58 آلوین لانگدون کوبورن؛ اختاپوس، سال 1912.
«روش مورد استفاده‌ی هنری فاکس تالبوت در تصاویر فتوژنیک اولیه (کالوتیپ) (تصویر 2-59) ابتدا توسط کریستین شاد (Christine shad) عکاس و نقاش احیاء شد. وی در سال 1918 ساختن شادوگراف را آغاز کرد. در یک ترکیب‌بندی کوبیستی، نخ، قطعات چوب و کاغذ پاره با سایر اجسام مسطح و اشیاء کوچک در اتاق تاریک روی کاغذ عکاسی ترکیب می‌شد. سپس برای ثبت طرح به دست آمده نوردهی انجام می‌گرفت.» بی. مگز؛ فراست؛ نوری؛ 1384؛ ص 295 و 296)
تصویر 2-59 ویلیام هنری فاکس تالبوت؛ عکس سایه نمای گل‌ها، بدون دوربین، سال 1839.
«من ری (Man Ray) (نام اصلی وی امانوئل رابینویچ بود) یکی از شاخص‌ترین پیشگامان تاریخ عکاسی هنری، هنرمندی متناقض و پیچیده که در سه زمینه‌ی نقاشی، عکاسی و سینما فعال بود و می‌توان ردپای دادائیسم و سوررئالیسم را در عکس‌هایش مشاهده کرد.» (پروانه، «من ری؛ گریز از واقعیت به انتزاع»، مجله گلستانه، شماره 5 و6، ص 37)
«من ری که هنرمندی از فیلادلفیای آمریکا بود، در سال 1915 با مارسل دوشان ملاقات کرد و تحت تأثیر دادا قرار گرفت. وی در سال 1921 به پاریس رفت و به حرکت برتون و دیگران از دادا به سوررئا‌لیسم پیوست، در سوررئا‌لیسم بررسی کمتر اتفاقی درمورد نقش ضمیر ناخودآگاه و شانس در آفرینش هنری، صورت گرفته بود. من ری طی دهه‌ی 1920 به عنوان یک عکاس حرفه‌ای، دادا و سوررئا‌لیسم را در عکاسی به کار گرفت و از دست‌کاری در اتاق تاریک و ترفندهای مختلف استودیویی استفاده کرد. وی اولین عکاسی بود که توان خلق سولاریزاسیون، یعنی معکوس کردن تراکم رنگسایه‌ای در نگاتیو عکاسی یا چاپ را که باعث ایجاد خطوط سیاه شدید در لبه‌های اشکال بزرگ می‌گردد، کشف کرد (تصویر 2-60). سولاریزایسون با نوردهی مجدد تصویر کاملاً ظاهر نشده یا در حال ظهور حاصل می‌شود. وی عکاسی بدون استفاده از دوربین را رایوگراف نامید (تصویر3-61). این کار از شادوگراف پیچیده‌تر بود؛ من ری اغلب نوردهی‌های خود را با پرتو نور متحرک انجام می‌داد و روش سولاریزاسیون را با روش ابتدایی قرار دادن اشیاء بر روی کاغذ عکاسی ادغام کرد. من ‌ری با کاربرد ترفند تابیدگی، چاپ از میان سطحی بافت‌دار و نوردهی‌های متعدد به منظور دستیابی به تصاویر رؤیاگونه و برداشت‌های تازه از فضا و زمان سوررئا‌لیسم را در طراحی گرافیک و کارهای عکاسی مورد استفاده قرار داد (تصویر3-62).» (بی. مگز؛ فراست؛ نوری؛ 1384؛ ص 296)
تصویر 2-60 من ری؛ زن خفته، سال 1929. در این تصویر سوررئالیستی روش سولاریزاسیون نه فقط به مثابه یک فن بصری، بلکه به عنوان وسیله‌ای برای رسیدن به تجربه‌ی روانی استفاده شده است.
تصویر 2-61 من ری؛ ریوگراف، تپانچه با مربع‌های الفبا، 1924.
تصویر 2-62 من ری؛ پوستر معابر زیرزمینی لندن، 1932.
«من ری در سال 1890 متولد شد و به سال 1976 درگذشت. او هم مثل بزرگان مکتب دادا و سوررئال، در جوانی، با آثار انقلابی خود به شهرت رسید و با همراهانش فضای هنری نیمه‌ی اول قرن بیستم در اروپا را به کلی دگرگون کرد. او از هم دوره‌ای‌ها و دوستان بزرگانی چون سالوادور دالی و لویی بونوئل بود.» (همان، ص 37)
نخستین باری که وی دوربین عکاسی به‌دست گرفت، تنها قصد داشت از تابلوهای نقاشی‌اش عکس بگیرد. ولی هنر عکاسی‌اش چنان آوازه‌ای پیدا کرد که گالری معروف ساوتبیز لندن چند سال پیش یک عکس سیاه و سفید او به نام مجموعه‌ی اشک‌ها را به مبلغ چشم‌گیری به فروش رساند.
«من ری (Man Ray) و هنرمندان دیگری نیز به نام‏های کریستیان شاد (Schad Christian) و موهولی ناگی‏ بر روی تصاویری کار می‏کردند که بدون استفاده‏ از یک دوربین و تنها با قرار دادن اشیاء گوناگون بر روی کاغذ عکاسی و در معرض نور قرار دادن آن به‏ چاپ می‏رسیدند. موهولی ناگی تصاویری را که‏ بدین‌گونه و بدون استفاده از دوربین عکاسی تهیه‏ می‏شدند، فتوگرام نامید. در این عکس‌ها اشیاء به صورت نگاتیو (منفی) ثبت شده‏اند. در دهه‌ی 1920 بسیاری از نقاشان عکاس‏ تکنیک فتوگرام را مورد تجربه قرار می‏دادند. کریستیان شاد نیز عکس‌های مستند بسیاری‏ از خود بر جای گذاشت و استفاده از زوایای غیر معمول‏ و نیز مورد تجربه قرار داد. یک‏بار در طول دهه‌ی 1920 در باهاوس به این باور رسید که عکاسی می‏تواند جایگزین نقاشی و هنر شبیه‏سازی شود.» (اوری، «از امروز نقاشی مرده است»، مهرتبار، مجله هنرهای تجسمی، شماره 15، ص 37)
«زبان جدید فرم که در روسیه و هلند پا گرفت، در باهاوس متبلور شد و یان چیچولد فسیح‌ترین سخنگوی
آن گردید. خرد وَرزی و حساسیت‌های علمی قرن بیستم یک بیان گرافیکی پیدا کرد. حروف‌نگاری جدید به جای آنکه قید و بندی بر روند خلاقیت باشد، طراحان را به پدید آوردن پیام‌های بصری کارکردی و گویا قادر ساخت. جلوه‌های حروف‌نگاری جدید تا اواخر قرن بیستم به طور مستمر تأثیرات مهم خود را همچنان حفظ کرد.» (بی. مگز؛ فراست؛ نوری؛ 1384؛ ص 361)
«مفاهیم، تصاویر و شیوه‌های بصری کوبیسم، فتوریسم، دادائیسم و سوررئا‌لیسم بینش و روند ارزشمندی در طراحی گرافیک پدید آورد. سردمدارن این جنبش‌ها که با جرأت در دنیای ناشناخته امکانات هنری قدم نهادند هنوز هم بر هنرمندان، طراحان و تصویرگران تأثیر می‌گذارند.» (همان؛ ص 296)
سرانجام سوررئالیسم:
«هنگامی که جنگ جهانی دوم آغاز شد به نظر می‌رسید سوررئا‌لیسم، این مهم‌ترین و نیرومند‌ترین جنبش هنری سال‌های بین دو جنگ، توان و انگیزه خود را از دست داده است، اما جنبش سوررئالسیم بلافاصله پس از شروع جنگ وارد نیویورک شد و همچنان زنده و پویا به حیات خود ادامه داد. در میان تبعیدیان سوررئالیست که از اروپای جنگ زده گریخته و به در آمریکا، مأمن گزیده بودند باید از آندره برتون و جمعی از مشهورترین نقاشان سوررئالسیت همچون ماکس ارنست (Max Ernest)، روبرتوماتا (Robrtomata)، سالوادور دالی و آندره ماسون (Andrew Mason) یاد کرد. اندکی بعد پگی گوگنهایم با ماکس ارنست ازدواج کرده و گالری هنر این قرن را در سال 1942 تاسیس کرد. این گالری به سرعت مرکز فعالیت سوررئالیست‌ها شد و بسیاری از نقاشان مهم آمریکایی در دهه 1940 آثار خود را در آن به نمایش گذاشتند.
بدین‌ترتیب شرایط سوررئالیست‌های تبعیدی در نیویورک رو به بهبود نهاد. در این محیط جدید و مشحون از نشاط و شور، بحث و جدل‌های سیاسی چندان موضوعیت نداشت و در عوض وجود زمینه‌های آزاد رقابت هنری، فضایی تازه و بالنده برای هنرمندان پدید آورد. در همین فضا هنرمندان مهاجر اروپایی همتایان آمریکایی خود را از گرایش‌های سوررئا‌لیسم اروپایی متأثر ساختند که در یک تدوام و کنش فکری به تولید آثار نقاشی و مجسمه‌هایی با ویژگی‌های سوررئالیستی و در نهایت به شکل‌گیری اکسپرسیونیسم انتزاعی انجامید.» (لوسی اسمیت، 1381، ص 34)
فصل سوم:
معرفی برخی از طراحان و عکاسان سوررئالیست
بخش اول: معرفی برخی از طراحان با توجه به رویکرد‌ عکاسانه‌‌ی سوررئالیستی در آثار گرافیک آنها
بخش دوم: معرفی برخی از عکاسان با توجه به رویکرد سوررئالیستی در آثار آنها
بخش اول: معرفی برخی از طراحان با توجه به رویکرد‌ عکاسانه‌‌ی سوررئالیستی در آثار گرافیک آنها:

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد درمورد سیره پیامبر (ص)

بستن منو