پایان نامه با موضوع تحلیل داستان

پایان نامه با موضوع تحلیل داستان

دانلود پایان نامه

 

ـ تحلیل داستان
الف) کنشگران
در این روایت راوی داستان نقش فاعل را دارد و هدف او بهبود بیماری و پایان یافتن دردهایش و قرار گرفتن تحت عمل جراحی است، پرستار دائمی اتاق و دکتر نقش یاری رسان را بر عهده دارند و شدت دردها و عصبانیت و همچنین ترس و دلهره ی راوی از عمل جراحی نقش مخالف و بازدارنده را دارند. پرستار دوم و موقتی اتاق بیمار علاوه بر این که نقش یاری رسان را دارد و هم به راوی و هم به پرستار دائمی کمک می کند از طرف دیگر نقش فاعل را هم دارد و هدف او کمک کردن به بیمار و روحیه دادن به او برای غلبه بر ترس و ناامیدی است. بیمار هم بعد از انجام موفق عمل جراحی پزشکان هدف دیگری را در داستان دارد و آن ازدواج با پرستار دومی است، اما پرستار در این قسمت نقش بازدارنده را دارد.
پرستار موقت اتاق و همچنین دکتری که به بیمار آمپول تزریق می کند نقش اعطا کننده را دارند و راوی هم دریافت کننده است.
فاعل بیمار(راوی داستان) هدف بهبود یافتن بیماری و قرار گرفتن تحت عمل جراحی
بازدارنده شدت درد،ترس از عمل جراحی یاری رسان پرستارها،پزشک
اعطاکننده پرستار دومی،پزشک دریافت کننده بیمار
ب) زنجیره های روایی
ـ زنجیره ی اجرایی: تلاش پرستار ها و پزشک برای بهبود حال جسمی و روحی راوی، انجام عمل جراحی بر روی راوی، گفتگو و برقراری رابطه ی صمیمانه بین پرستار دوم و راوی زنجیره های اجرایی این روایت محسوب می شوند.
زنجیره ی میثاقی: ترس و وحشت راوی از انجام عمل جراحی، درخواست پرستار موقت از پرستار اول برای کمک به راوی، تعیین زمان خاص برای انجام عمل جراحی، تقاضای ازدواج راوی با پرستار و پذیرفتن او به شرط این که راوی سعی کند که زنده بماند و نهایتاً مشخص شدن حقیقت برای راوی و پی بردن او به نقشه ی پرستار موقت زنجیره های میثاقی این داستان به شمار می روند.
زنجیره ی انفصالی: ورود و خروج پرستارها در اتاق راوی، آمدن دکتر به اتاق راوی و برگشتن او بعد از تزریق آمپول، ورود پرستار موقت به اتاق راوی، رفتن و برگشتن راوی از اتاق عمل، سرزدن کوتاه مدت پرستار به راوی و خروج او از اتاق راوی بهبود حال راوی و تبدیل حال بد روحی و جسمی اش به وضع مطلوب، زنجیره های انفصالی این داستان هستند.
26-لقمه ی آخری
راوی داستان در زمان اقامت خود در هندوستان با یک پارسی به نام بهرام آشنا می شود. یک روز بهرام راوی را به جشن عروسی خواهر خود دعوت می کند. راوی هم در این جشن شرکت می کند و این مراسم از هر جهت برایش تازگی دارد. راوی تمام اتفاقات و حوادث جشن را با دقت زیر نظر دارد حتی نوع پوشش افراد مختلف را هم با ذکر جزئیات توصیف می کند. همچنین نحوه ی برگزاری مراسم وی‍‍‍ژه ی عقد را هم بسیار دقیق و جزئی بیان می کند. دو نفر موبد در دو طرف عروس و داماد می ایستند، یکی از آن ها صیغه ی عقد را جاری می کند و بعد به خواندن دعا می پردازد و در تمام مدتی که دعا خوانده می شود موبد دیگر مرتباً از کیسه ای برنج بوداده در می آورد و روی سر عروس و داماد می ریزد چون آن ها برنج را نشانه ی نعمت و برکت می دانند. بعد عروس و داماد را روی صندلی می نشانند و دختران و پسران نابالغی که از اقوام عروس و داماد هستند روی سن رفته و مشغول خوردن برنج های بوداده می شوند تا از برکت آن زود ازدواج کنند. بهرام هم از آن برنج ها می خورد و به راوی می گوید که ما این برنج ها را به مردان مجرد تعارف نمی کنیم و اگر کسی خودش بخواهد از آن می خورد اما به دختران حتماً تعارف می کنیم چون می دانیم که خودشان دلشان می خواهد که از این ها بخورند ولی خجالت می کشند. بعد از این مراسم، پذیرایی از مهمانان شروع می شود و با خوراکی ها و نوشیدنی های متنوع و فراوانی از مهمانان پذیرایی می کنند. در حدود ساعت ده افراد برای صرف شام وارد سالن دیگری می شوند. میزهای طولانی ولی کم عرضی درسالن چیده شده اند که راوی روی هیچ یک از این میزها قاشق و چنگال و بشقابی نمی بیند و به خاطر این قضیه بسیار متعجب می شود و پیش خود فکر می کند که حتماً چیدن روی میزها بسیار طول خواهد کشید ولی چند لحظه بعد، چند پیشخدمت با سینی های بزرگ پر از برگ موز داخل سالن می شوند و جلوی هر یک از مهمانان یکی از برگ های موز را که شسته شده و تمیز است می گذارند و بعد عده ای طباخ که هر کدام ظرفی پر از غذا در دست دارند وارد سالن می شوند و به ترتیب جلوی تک تک مهمانان می روند و به آن ها غذا داده و رد می شوند. هر یک از طباخ ها غذا یا دسری را روی برگ موز می ریزند و می گذرند. با این که برگ موز جلوی راوی کاملاً پرشده ولی هنوز هم طباخ ها درحال آوردن دسر و میوه هستند. راوی وقتی که می بیند چند نفر از پیرمردها آستین خود را بالا می زنند می فهمد که کارد و چنگال در کار نیست و باید با دست غذا بخورد. راوی هم مشغول خوردن غذا و میوه و دسر می شود و با اشتهای فراوان تقریباً تمام خوراکی های پیش رویش را می خورد و دیگر چیزی روی میز خود نمی بیند جز یک چیز گرد صورتی رنگ که درون یک بشقاب کوچک است و خیال می کند که این باید نوعی مسقطی یا راحت الحلقوم باشد، آن را بر می دارد و می بیند که سخت است ولی قسمتی از آن را گاز می زند و میجود. ناگهان دهانش به شدت تلخ می شود و حالش چنان به هم می خورد که نزدیک است تمام آن چه را که از قبل خورده بالا بیاورد. و در همین حال هم تعجب می کند که این چه طور راحت الحلقومی است که این قدر تلخ و بدمزه است. بالاخره از دری که پشت سرش است و به باغچه باز می شود بیرون می رود و آن لقمه ی تلخ را از دهان خود بیرون می ریزد و دهان خود را با لیموناد شسته و چند بار هم قرقره می کند اما تلخی دهانش اصلاً کم نمی شود. مقداری شربت هم روی زبان خود می ریزد و آن را نگه می دارد تا شاید تلخی از بین برود ولی آن هم فایده ای نمی کند و تلخی این لقمه ی آخر لذت و شیرینی تمام غذاهای قبل را از بین می برد. بعد با ناراحتی و قیافهی درهم بر می گردد و سرجای خودش می نشیند در حالی که مرتباً از خود می پرسد که این چه زهر ماری است که شبیه یک قطعه شیرینی خوش رنگ درون یک ظرف زیبا گذاشته و کنار غذاهای دیگر جلوی من گذاشته اند؟
بالاخره پیش خدمتی با آفتابه ولگن جلو می آید و پاسخ این سئوال راوی را برایش مشخص می کند. او می فهمد که چیزی را که راحت الحلقوم می پنداشته یک قطعه صابون بوده و آن را برای این روی میز گذاشته اند که هر کس بعد از صرف غذا دستانش را با آن بشوید.
ـ تحلیل داستان
الف) کنشگران
راوی داستان نقش کنشگر فاعل را بر عهده دارد و هدف او شرکت در مراسم ازدواج خواهر بهرام و آشنا شدن با رسوم خاص هندی هاست. بهرام که بعضی جاها همراه راوی است و درباره ی بعضی از رسوم به او توضیحاتی می دهد یاریگر به شمار می رود. در آخرین قسمت داستان که باز هم راوی فاعل است هدف او این است که بداند شیء صورتی رنگ چیست و حدس اشتباه او در این مورد را می توان به نوعی عامل بازدارنده به شمار آورد. یکی دیگر از اهداف راوی هم استفاده از غذاهای متنوع و لذت بردن از حضور در مراسم مهمانی است و تشخیص غلط او درباره ی صابون و گاز زدن مقداری از آن بازدارنده است، بعد از این اتفاق هم هدف راوی از بین بردن تلخی دهانش است اما به خاطر تلخی بسیار زیاد صابون موفق به انجام این کار نمی شود.
بهرام و افراد پذیرایی کننده از مهمانان در جشن عروسی نقش اعطا کننده را دارند و راوی و دیگر مهمانان حاضر در مجلس دریافت کننده هستند.
فاعل راوی داستان هدف آشنا شدن با رسوم هندی ها،پی بردن به ماهیت شئ صورتی رنگ/ازبین بردن مزه ی تلخ دهان
بازدارنده حدس اشتباه راوی در باره ی صابون/تلخی بیش از حد صابون یاری رسان بهرام
اعطاکننده بهرام،پیشخدمت ها دریافت کننده راوی
ب) زنجیره های روایی
ـ زنجیره ی اجرایی:
اقامت راوی در هندوستان، حضور راوی در مجلس عروسی، انجام تشریفات و مراسم خاص عقد در مجلس، پذیرایی از مهمانان، استفاده راوی از خوراکی ها و نوشیدنی های مختلف در مجلس، گاز زدن قسمتی از صابون توسط راوی و تلاش راوی برای از بین بردن اثر طعم تلخ و ناخوشایند صابون در دهانش زنجیره های اجرایی این روایت محسوب می شوند.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه درباره ارزش های سیاسی

بستن منو