پایان نامه با موضوع تحلیل داستان

پایان نامه با موضوع تحلیل داستان

دانلود پایان نامه

اعطاکننده کیومرث دریافت کننده هما  

ب) زنجیره های روایی
ـ زنجیره ی اجرایی: تلاش کیومرث برای ساکت کردن بچه، سوختن فرش، دزدیده شدن قالیچه، کمک زن همسایه به کیومرث و بیقراری و گریه ی کودک زنجیره های اجرایی این روایت محسوب می شوند.
ـ زنجیره ی میثاقی: قول و قرار گذاشتن کیومرث و هما برای نگهداری هر یک از آن ها از بچه و رفتن دیگری به سینما در دو شب متوالی و درخواست کیومرث از هما برای این که اول او به سینما برود، تصور کیومرث درباره ی آسان بودن کار نگهداری از بچه و ثابت شدن خلاف این تصور برای او زنجیره های میثاقی این داستان هستند.
ـ زنجیره ی انفصالی: رفتن هما به سینما و برگشتن به خانه، ورود و خروج های متوالی کیومرث به اتاق بچه، اتاق پذیرایی و آشپزخانه، بردن بچه توسط کیومرث به در خانه ی همسایه و برگشتن خودش به خانه و دوباره بیرون رفتن و برگرداندن بچه، ورود و خروج دزد در خانه ی کیومرث و بردن قالیچه از آن جا زنجیره های انفصالی این روایت هستند.
32-ماجرای لنگه کفش
عفت و هوشنگ که قصد مسافرت به اصفهان با هواپیما را دارند به خانه ی دوستشان فخری رفته اند که از او خداحافظی کنند. شمسی دختر جوان فخری خانم بعد از پذیرایی از مهمانان فوراً از خانه خارج می شود. عفت و هوشنگ هم بعد از چند دقیقه صحبت کردن با فخری بلند می شوند و از او خداحافظی می کنند و سعی دارند که هرچه زودتر خود را به فرودگاه برسانند چون یک ساعت بیشتر به زمان پروازشان نمانده است. اما موقع بیرون رفتن عفت می بیند که یک لنگه کفشش جلوی در نیست و هر چه می گردد نمی تواند آن را پیدا کند، این قضیه باعث عصبانیت و ناراحتی شدید عفت می شود که منجر به بگو مگو و جنگ لفظی او با فخری و همین طور شوهرش می شود. چون عفت اصرار دارد که حتماً لنگه کفش خودش را پیدا کند و راضی به پوشیدن کفش فخری نمی شود کم کم زمان پروازشان می گذرد و در واقع بلیط های خود را هم از دست می دهند و بعد از یک ساعت شمسی وارد خانه می شود و از یکی از پاکت هایی که در دست دارد لنگه ی کفش عفت را بیرون می آورد و از او می پرسد که این کفش ها را در کجا دوخته است که او بعد از سه ساعت جستجو در بازار نتوانسته کفشی مثل آن برای خودش پیدا کند!
ـ تحلیل داستان
الف) کنشگران
عفت و هوشنگ در ابتدای داستان نقش فاعل را بر عهده دارند و هدف آن ها رفتن به اصفهان بعد از خداحافظی کردن از دوستانشان است. در قسمت بعد عفت نقش فاعل را دارد و هدف او پیدا کردن لنگه ی کفشش است و فخری و هوشنگ هم نقش یاری رسان را دارند. در پایان داستان می بینیم که شمسی هم نقش فاعل را برعهده داشته و هدف او خریدن کفشی برای خودش که نظیر کفش عفت باشد، بوده است. ضمناً شمسی نقش باز دارنده را هم دارد و مانع از رفتن عفت و هوشنگ به اصفهان شده است.
در پایان داستان شمسی نقش اعطا کننده را دارد و عفت هم دریافت کننده است.
فاعل عفت و هوشنگ/ عفت هدف رفتن به اصفهان با هواپیما/پیداکردن لنگه کفش
بازدارنده شمسی یاری رسان -/فخری و هوشنگ
اعطاکننده شمسی دریافت کننده عفت
ب) زنجیره های روایی
ـ زنجیره ی اجرایی: تلاش عفت و فخری و هوشنگ برای پیدا کردن لنگه کفش، نرسیدن عفت و هوشنگ به فرودگاه، گم شدن لنگه کفش، تلاش شمسی برای یافتن کفشی شبیه به کفش عفت و جروبحث عفت و فخری با یکدیگر و همچنین تلاش هوشنگ برای آرام کردن عفت زنجیره های اجرایی روایت را تشکیل داده اند.
ـ زنجیره ی میثاقی: دعوت شدن عفت و هوشنگ به عروسی برادر عفت در اصفهان، تعیین زمان پرواز هواپیما برای عفت و هوشنگ، تأکید عفت بر این که تا کفشش پیدا نشود از خانه ی فخری بیرون نمی رود زنجیره های میثاقی داستان هستند.
ـ زنجیره های انفصالی: رفتن عفت و هوشنگ به خانه ی فخری، بیرون رفتن شمسی از خانه و برگشتن به خانه در پایان داستان، تبدیل دوستی و صمیمیت ابتدای داستان بین عفت و فخری به دشمنی و ناراحتی آن دو از یکدیگر و جستجو در جاهای مختلف خانه برای پیدا کردن کفش و همچنین جستجوی شمسی در مغازه ها و ورود و خروج او در مغازه های مختلف زنجیره های انفصالی این روایت محسوب می شوند.
33-ترس از سگ درنده
قدرت ا… که از مازندران به تهران آمده تا کاری برای خود بیابد به خانه ی نصرا… خان از دوستان پدرش می رود تا او قدرت ا… را به یکی از دوستان خود معرفی کند و مقدمات استخدام او را در موسسه ای فراهم نماید. قدرت ا… برای گردش و وقت گذرانی از خانه ی نصرا… خان بیرون می رود و در حین پیاده روی در یکی از کوچه های اطراف ناگهان سگی درنده که متعلق به یکی از خانه های کوچه بوده و صاحبخانه آن را نبسته است به قدرت ا… حمله می کند….
قدرت ا… که به خاطر قضیه ی سگ و اتفاقات بعد از آن بسیار ناراحت و عصبی است، ظهر ماجرا را برای نصرا… خان و خانواده اش تعریف می کند و تحت تأثیر صحبت های آن ها تصمیم می گیرد که دوباره به همان کوچه برود و با صاحب سگ به خاطر آزاد گذاشتن چنان سگی بگو مگو و دعوا کند و به نوعی انتقام خود را از سگ و صاحبش بگیرد. عصر همان روز هم این کار را انجام می دهد و بعد از زخمی و خونین کردن سگ، با صاحب آن هم دعوا و زدوخورد می کند و به خانه ی نصرا… خان بر می گردد….
نصرا… خان قدرت ا… را با خود به مؤسسه ی دوستش می برد و بعد از گفتگو با دوستش از اتاق او خارج می شود و به قدرت ا… می گوید که داخل اتاق بشود و با رئیس موسسه درباره ی شرایط استخدام صحبت کند. چند دقیقه بعد نصرا… خان می بیند که قدرت ا… سرآسیمه و رنگ پریده از اتاق رئیس بیرون می آید با تعجب از او می پرسد که چه خبر شده مگر سگ دیده ای؟ قدرت ا… می گوید: نه، این بار صاحب سگ را دیده ام!
ـ تحلیل داستان
الف) کنشگران

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه ارشد درمورد بعد رشد و یادگیری

Close Menu