پایان نامه با موضوع 
بهداشت روان، بهداشت روانی، سلامت روان، سلامت روانی

پایان نامه با موضوع بهداشت روان، بهداشت روانی، سلامت روان، سلامت روانی

دانلود پایان نامه

در موقعیت های کنترل پذیر ( رایس ، ۱۹۹۲) . مطالعه دیگری نشان داد که افراد با منبع کنترل درونی موقعیت ها را به شیوه سازگارانه تری در مقایسه با افراد با منبع کنترل بیرونی ارزیابی می کنند ( فرانکن ، ۱۹۹۸) . عزت نفس در ارتباط با احساس مثبت و خوب با خود است به نظر می رسد افرادی که احساس خوبی از خود دارند ، استرس ها را کمتر از لحاظ هیجانی تفسیر کرده یا به آن واکنش نشان می دهند. افراد با عزت نفس پایین ، در موقعیت های استرس زا توانایی ومهارت خود را کم برآورد و یا احساس ترس و تهدید بیشتری می کنند. در نتیجه توان مقابله را از دست می دهند. این افراد علایم بالینی بیشتری را نشان می دهند ( رایس ، ۱۹۹۲) . پژوهش ها نشان داده است افراد با عزت نفس بالا این امکان را دارند تا با همکاری و کمک به دیگران در مقابله با مشکلات خودشان از زندگی لذت بخش تری برخوردار گردند ( دوک ، ۱۹۸۷، کلنیکه ۲۰۰۲، گودرزی ، ترجمه ۱۳۸۲) .
۲-۱۵ استرس / افسردگی / حمایت اجتماعی
یکی از منابع مهم مقاومت در برابر استرس حمایت اجتماعی است، بررسی های پژوهشی نشان می دهند، که افرادی با داشتن سیستم های حمایت اجتماعی مناسب، کمتر از افرادی که سیستم حمایت اجتماعی ضعیفی دارند، افسرده و مضطرب بوده و از آنها در زندگی خوش بین ترند. بررسی های دیگر نشان می دهند که افراد با سیستم های حمایتی مناسب در غلبه بر افسردگی، سازگاری با صدمات ناشی از ناتوانی های فیزیکی، حفظ عزت نفس و غلبه بر تنهایی، از موفقیت بیشتری برخوردارند . شواهدی هم وجود دارد که نشان می دهد افراد با سیستم ها یحمایتی مناسب، کمتر از کسالت های فیزیکی رنج برده واسترس فیزیولوژیکی کمتری دارند (کوهن، همکاران ۱۹۸۵ ؛ به نقل از کلینیک؛ ترجمه، گودرزی ،۱۳۸۲) سیستم های حمایتی می توانند جهت مقابله با استرس کمک های زیر را ارائه دهند(کوهن، هورمن ۱۹۸۳؛ لازاروس،۱۹۸۱).
* حمایت عاطفی۱۶۸ ؛ نیاز افراد را به مورد توجه و ارزشمند بودن ، حفظ وافزایش عزت نفس تأمین می کند.
* حمایت ملموس۱۶۹ ؛ نیاز افراد را در زندگی جاری و عادی هنگامی که به تنهایی نمی توانند مشکلی را برطرف کنند تأمین می کند (مانند : وام ، پیدا کردن شغل و …).
* حمایت اطلاعاتی۱۷۰ ؛ نیاز افراد را به کسب اطلاعات ، راهنمایی و تحلیل مسائل تأمین می کند.
* حمایت تعلقی؛ نیاز افراد را به حس تعلق ، هماهنگی و مشارکت با دیگر افراد تأمین می کند. منابع حمایتی نیازهای رشد و پیوند۱۷۱ را تأمین می کند هم چنین موجب افزایش احساس ارزشمندی ۱۷۲ و رضایت از زندگی می شود بطوریکه پژوهش های متعددی برخورداری از یک سیستم حمایتی موثر را هنگام مواجه بااسترس عامل مهمی در مقابله با مشکلات روانی و جسمانی می دانند (ساترلند و کوپر، ۱۹۹۰ ؛ شریدان و رادماچر، ۱۹۹۲ ، لیپا، ۱۰۹۹۴) .

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه ارشد با موضوع رویکرد انتخابی

بخش دوم: سلامت روان
۲-۱۶ سلامت روان چیست؟
مفهوم سلامت روانی را به سختی می‌توان در قالبی ساده تعریف کرد، و این تعریف باید با احتیاط انجام شود. نمی توان با رسم یک خط تقسیم‌بندی کرد و گفت ویژگیهایی که در این طرف خط قرار دارند تنها در اختلال روانی یافت می‌شوند و آنهایی که درطرف دیگر قرار دارند متعلق به افراد سالم می‌باشند، و نوع شدید را به عنوان اختلال روانی دانست. همچنان که شادی شناخته شده است و می‌توان شادی و سازگاری را دلیلی بر سلامت روانی دانست (فرجاد، ۱۳۷۴).
مفهوم سلامت روان‌شناختی و بیماریهای روانی در طول زمان تغییرات و دگرگونیهای زیادی داشته است. از قرن هفتم تا شانزدهم سلامت روان شناختی به صورت پرهیزگاری تعریف می‌شد و روان نژندی نیز نوعی انفعال پذیری شیطانی محسوب می‌شد. پس از قرن شانزدهم سلامت روان شناختی مجدداً به صورت طبیعت گرایانه تعریف شد و هم زمان با رنسانس روان‌پزشکی در اواخر قرن نوزدهم و پدیدار شدن روان نژندی،‌ سلامت روان شناختی نوعاً به صورت فقدان بیماری روانی تعریف گردید (خدا رحیمی، ۱۳۷۴).
واتسون معتقد است که رفتار عادی نمودار شخصیت انسان سالم است که موجب سازگاری او با محیط و در نتیجه رفع نیازهای اصلی و ضروری او می‌شود. به نظر کارل مننجر سلامت روانی عبارتست از سازش فرد با جهان اطرافش به حداکثر امکان به طوری که باعث شادی و برداشت مفید و مؤثر به طور کامل شود. لوینسون و همکارانش (۱۹۶۲) معتقدند که سلامت روان عبارت است از این که فرد چه احساسی نسبت به خود، دنیای اطراف، محل زندگی، اطرافیان مخصوصاً با توجه به مسئولیتی که در مقابل دیگران دارد، چگونگی سازش وی با درآمد خود و شناخت موقعیت مکانی و زمانی خویشتن است. همچنین ملاک تعدل سلامت روان را استعداد یافتن و ادامه کار، داشتن خانواده، ایجاد محیط خانوادگی خرسند، فرار از مسائلی که با قانون درگیری دارد. لذا بردن از زندگی، و استفاده صحیح از فرصتها می‌دانند (میانی فر، ۱۳۷۴).
انجمن کانادایی بهداشت روانی،‌ بهداشت روانی را به در سه قسمت تعریف کرده است که به شرح زیر است. ۱)نگرشهای مربوط به خود شامل تسلط بر هیجانها،‌ آگاهی بر ضعفهای خود و رضایت از خوشی‌های زندگی است. ۲) قسمت دوم نگرشهای مربوط به دیگران شامل علاقه به دوستی‌های طولانی و صمیمی، احساس تعلق به یک گروه احساس مسئولیت در مقابل محیط انسانی و مادی است. و ۳) نگرشهای مربوط به زندگی شامل پذیرش مسئولیتها، ذوق و توسعه امکانات و علایق خود، توانایی اخذ تصمیمات شخصی،‌ ذوق خوب کار کردن است (گنجی،‌ ۱۳۷۸).
کاپلان و سادوک (۱۹۹۱) سلامت روانی را حالتی از بهزیستی و این احساس که فرد می‌تواند با جامع کنار بیاید و موقعیتهای شخصی و ویژگی های اجتماعی برای او رضایت‌بخش است، عنوان کرده‌اند (کاپلان و سادوک، ۱۹۹۱، نقل از کافی، ۱۳۷۵).
با توجه به آن چه بیان گردید برای سلامت روانی و تندرستی تعاریف گوناگونی ارائه شده است اما جامع‌ترین و پذیرفته‌ترین آن تعریف سازمان بهداشت جهانی (W.H.O) است. این سازمان سلامت روانی را به عنوان یکی از ملاکهای لازم برای سلامت عمومی در نظر گرفته است. بر اساس نظر کارشناسان این سازمان سلامتی عبارت است از “حالت رفاه جسمی، روانی و اجتماعی و نه فقط فقدان بیماری” است (بلدرو فالن، ۱۹۹۵، نقل از کافی ۱۳۷۵).
در تعریفی دیگر، کارشناسان این سازمان سلامت فکر و روان را این گونه تعریف کرده‌اند: “قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران، تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی،‌ عادلانه و مناسب” (میانی فر، ۱۳۷۴).
در سالهای اخیر با گنجاندن توانایی داشتن “یک زندگی از نظر اقتصادی و اجتماعی مثمر” این تعریف تقویت شده است.
بنابر تحقیق “انجمن ملی بهداشت روانی” افراد دارای سلامت ذهنی خصوصیات زیر را بروز می‌دهند: ۱) این افراد احساس راحتی می‌کند،‌ آنها از نظر روانی خود را آن‌گونه که هستند می‌پذیرند. از استعدادهای خود بیشترین بهره را می‌برند، دیدگاهی واقع‌گرایانه دارند، اعتماد به نفس دارند و مهمتر از همه، آنها برخوردار از سیستم ارزشی هستند که از تجارب شخصی‌شان سرچشمه می‌گیرد، ۲) این افراد احساس خوبی نسبت به دیگران دارند و به علایق دیگران توجه می‌کنند و احترام می‌گذارند، ۳) قدرت روبرو شدن با نیازهای زندگی را دارند، احساس مسئولیت می‌کنند و با مشکلات به همان شیوه‌ای که رخ می‌دهند برخورد می‌کنند،‌ محیط خود را تا آنجا که ممکن است شکل می‌دهند و تا آنجا که ضرورت دارد با آن سازگار می‌شوند، از تجارب بنیادین زندگی لذت می‌‌برند، اما هرگز شیفته خود نمی‌شوند (بنی جمالی و احدی، ۱۳۷۳).
۲-۱۷ بهداشت روانی از دیدگاه مکاتب مختلف روان‌شناسی
مکاتب روان‌شناسی،‌ در تعریف بهداشت روانی مفاهیم مختلفی را به کار می‌برند. در این بخش به تعریف بهداشت روانی از دیدگاه مکاتب زیست گرایی، روان‌کاوی، رفتارگرایی، و انسان‌؛ پرداخته می‌شود.
الف) بهداشت روانی از دیدگاه مکتب زیست‌گرایی
مکتب زیست‌گرایی، در مطالعه رفتار انسان،‌ بیشترین اهمیت را بر بافتها و اعضای بدن قایل است. این مکتب،‌ که پایه اصلی روان پزشکی را تشکیل می‌دهد، بیشتر بر بیماری روانی توجه دارند نه بهداشت روانی، زیرا بیماری روانی را جزء سایر بیماریها به حساب می‌آورد. این مکتب درباره فرد دید تعادل حیات دارد. بهداشت روانی بر طبق این دید عبارت است از نظام متعادلی که خوب کار می‌‌کند. اگر تعادل به هم بخورد، بیماری روانی ظاهر خواهد شد. بنابراین می‌توان رفتار را به پاندولی تشبیه کرد که بین دو قطب بیماری نوسان دارد و بهداشت روانی بین آن دو قطب جای می‌گیرد (گنجی، ۱۳۷۸).
ب) بهداشت روانی از دیدگاه مکتب روان‌کاوی
روان‌کاوان معتقدند که مشکلات روانی از تعارضات درونی سرچشمه می‌گیرد. یکی از نظریات اساس مرکزی، تحلیل روانی ناخودآگاه است که سطح وسیعی از ذهن شامل سائق‌های اساسی و برانگیزنده رفتار فرد را در بر می‌گیرد. این بخش در عین حال تجربیات تلخ و امیال غیرقابل قبول را شامل می‌شود که شخص آن‌ها را به فراموشی سپرده و یا بایگانی کرده است، اما کاملاً محو نشده‌اند. این خاطرات و احساسات سرکوب شده، باعث فشارهای عاطفی کنونی فرد هستند و با همان شدت اصلی خود با لباس مبدل بروز می‌کنند. از نظر تئوریسین‌های روان‌کاوی، سلامت روانی به معنای نبود علائمی است که دلالت بر اختلالاتی مانند اضطراب و افسردگی می‌کند (بنی جمالی واحدی،‌ ۱۳۷۳).
روان‌کاوان معتقدند که فرد باید بتواند بین سه عنصر شخصیت (نهاد، من، من برتر) تعادل برقرار کند. بنابراین، اگر بین نهاد و من برتر تعارض به وجود آید، بیماری روانی ظاهر خواهد شد. بدین صورت من باید بتواند بین تعارضهای نهاد و من برتر تعادل به وجود آورد (گنجی، ۱۳۷۸).

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد با موضوع رساله قشیریه

پ)بهداشت روانی از دیدگاه مکتب رفتارگرایی
مکتب رفتارگرایی،‌ در تعریف بهداشت روانی، بر سازگاری فرد با محیط تأکید دارد. این مکتب معتقد است که رفتار ناسالم نیز، مثل سایر رفتارها، در اثر تقویت آموخته‌ می‌شود. بنابراین بهداشت روانی نیز رفتاری است که آموخته می‌شود. رفتارگرایان، همه حالت‌های عاطفی و ذهنی مربوط به ناخودآگاه را چون قابل مشاهده نیست رد می‌کنند. تنها رفتارهای قابل مشاهده را بررسی می‌کنند. رفتارگرایان با مشکلات رفتاری به طور مستقیم برخورد می‌کنند، و معتقدند که یادگیری علت سبب بروز اختلالات است بنابراین سلامت ذهنی و روانی را به عنوان یادگیری یا یادگیری مجدد پاسخهای مؤثر نسبت به مشکلاتی که با آنها در محیط روبرو می‌شوند، تعریف و تفسیر می‌کنند (بنی جمالی واحدی، ۱۳۷۳).
ت) بهداشت روانی از دیدگاه مکتب انسان‌گرایی
مکتب انسان‌گرایی معتقد است که بهداشت روانی، یعنی، ارضای نیازهای سطوح پایین و رسیدن به سطح خود شکوفایی،‌ هر عاملی که فرد را در سطح ارضای نیازهای سطوح پایین نگهدارد و از خود شکوفایی او جلوگیری کند اختلال رفتاری به وجود

دیدگاهتان را بنویسید

بستن منو