پایان نامه با موضوع برنامه های تلویزیون

پایان نامه با موضوع برنامه های تلویزیون

دانلود پایان نامه

 

ب) زنجیره های روایی
-زنجیره ی میثاقی: اساس این روایت بر مبنای زنجیره ی میثاقی شکل گرفته است، به این صورت که راوی در ابتدا پیش بینی می کند که در ایام نوروز افراد از تهران به شهرستان ها هجوم خواهند برد؛ و بعد با ذکر داستان از مخاطب می خواهد که وضعیت افراد شهرستانی را تصور کند و مثل این است که صحنه ها و اتفاقات داستان را پیش بینی و در ذهن مخاطب ترسیم می کند. بعد از ذکر داستان هم از افراد شهرستانی می خواهد که با پررویی و مزاحمت مهمانان تهرانی برخورد کنند و از پذیرایی آن ها خودداری کنند، و باز هم برای افراد شهرستانی نحوه ی برخورد تهرانی ها را در هنگام آمدن شهرستانی ها به تهران مجسم و پیش بینی می کند.
در طول داستان هم زنجیره های میثاقی به این صورت قابل مشاهده هستند: آمدن افراد تهرانی بدون اطلاع قبلی، برنامه ریزی زن و شوهر شهرستانی برای تعطیلات عید و به هم خوردن این برنامه ریزی به خاطر حضور مهمانان، توقع مهمانان از صاحبخانه برای بردن آن ها به گردش در شهرستان، سلیقه های خاص غذایی مهمانان و سفارشات متفاوت آن ها به صاحبخانه و زیر بار قرض رفتن صاحبخانه به مدت چندین ماه به خاطر هزینه های پذیرایی از مهمانان.
-زنجیره ی اجرایی: تلاش صاحبخانه و همسرش برای پذیرایی از مهمانان، تهیه ی غذا و میوه و آجیل، قرض گرفتن لوازم خواب از همسایه ها و نحوه ی برخورد مهمانان با صاحبخانه و همین طور با یکدیگر زنجیره های اجرایی روایت هستند.
-زنجیره ی انفصالی: ورود مهمانان مختلف به خانه ی زن و مرد شهرستانی، ورود بچه ها به مهمان خانه، بیرون رفتن مهمانان از خانه برای گردش و برگشتن مجدد به خانه، رفت و آمد اقوام و خویشاوندان صاحبخانه برای دید و بازدید عید، رفتن و برگشتن های متعدد و پی در پی خانم صاحبخانه به آشپزخانه، اتاق پذیرایی و حیاط برای رسیدگی به تمام کارها و برگشتن و خروج مهمانان تهرانی از خانه ی زن و شوهر شهرستانی، زنجیره های انفصالی این داستان محسوب می شوند.
14-آدم های نیمه کر و نیمه لال
مؤلف این داستان را بر اساس سرگذشت واقعی کسی که طی نامه ای شرح حالش را به یکی از دوستان مؤلف نوشته است با حذف نام آن شخص و اصلاح بعضی عباراتش نوشته است بنابراین راوی داستان نویسنده ی نامه است.
راوی داستان که در تهران زندگی نسبتاً راحت و شغل و درآمد خوبی داشته است تصمیم می گیرد که به همراه همسرش به آمریکا مهاجرت کند و به همین منظور از شغل خود استعفا داده و خانه و لوازم زندگیش را فروخته و به آمریکا می رود. در آن جا یک هفته در خانه ی یکی از دوستانش می ماند و همین دوستش می تواند آپارتمان کوچکی را به مبلغ نسبتاً زیادی برایشان اجاره کند. به خاطر وسعت شهر محل سکونتشان و دوری مسیرها مجبور می شود که دو اتومبیل یکی برای خودش و یکی برای همسرش بخرد و نیمی از سرمایه اش به خاطر خرید این ماشین ها صرف می شود. به خاطر مسلط نبودن راوی و همسرش به زبان انگلیسی نمی توانند در شغل مناسبی استخدام شوند و مجبور می شوند که مشاغل ساده و کم درآمدی مثل کار در پمپ بنزین و پیشخدمتی رستوران(برای راوی) و دکمه دوزی در یک خیاطی(برای همسر راوی) را انتخاب کنند. به خاطر شاغل بودن همسر راوی بچه های کوچکشان که احتیاج به مراقبت و نگهداری دارند در خانه تنها مانده و باعث ناراحتی پدر و مادرشان می شوند به همین خاطر راوی تصمیم می گیرد مادرش را هم به آمریکا و پیش خودش بیاورد اما با آمدن مادرش به آمریکا مشکلات او بیشتر می شود چون زندگی در آن محیط برای مادرش غیر قابل تحمل است و هم مادرش و هم خودش در رنج وعذاب هستند، بالاخره مجبور می شود که مادر را مجدداً به تهران برگرداند و به خاطر هزینه ی زیاد آمدن و برگشتن مادر تمام پس انداز خود را از دست می دهد و همین مسأله باعث ایجاد یأس و افسردگی شدید در وجود او می شود. چون حتی اگر هم بخواهد که به تهران برگردد پولی برای این کار ندارد از طرف دیگر مطمئن نیست که در تهران بتواند مثل قبل شغل خوبی به دست آورد و یا حتی خانه ی کوچکی برای خود تهیه کند. در میان تمام این گرفتاری ها و مشکلات مسأله ی نگهداری از بچه هایش هم آزارش می دهد، دو دختر کوچک خود را به پسر برزگترش می سپارد اما بعداً متوجه می شود که در نبود او و همسرش پسرش، خواهرهای کوچکش را کتک می زند و اذیت می کند. از طرف دیگر بچه هایش به خاطر بلد نبودن زبان انگلیسی در بیرون از خانه هم نمی توانند با همسالان خود ارتباط برقرار کنند و همین مسأله باعث ناراحتی و افسردگی آنان می شود. به خاطر عدم توانایی در برقراری ارتباط با افراد و همسایه های اهل آمریکا، راوی و خانواده اش مجبور هستند که با چند نفر از دوستان ایرانی خود رابطه برقرار کنند که این دوستان هم همان حال روحی آنان را دارند و تنها دلخوشی آن ها دیدار یکدیگر یا تهیه کردن یک غذای ایرانی در صورت امکان و با هم از ایران صحبت کردن است. راوی و خانواده اش هیچ تفریحی در آمریکا ندارند و حتی از تلویزیون هم آن چنان که باید و شاید نمی توانند استفاده کنند. در سراسر داستان لحن راوی سرشار از یأس و نا امیدی است و بالاخره داستان خود را این گونه به پایان می رساند:
زنم اغلب دو سه دقیقه به یک کانال نگاه می کند و چون از آن سر در نمی آورد کانال های دیگر را می گیرد و روی هر کدام یکی دو دقیقه مکث می کند و چون برنامه ی هیچ کدام از آن ها برایش قابل درک نیست آخر با بی حوصلگی تلویزیون را می بندد و برمی خیزد. با وجود این پریروز که جواب نامه ی دختر عمویش را داده بود، دیدم برایش نوشته: فریده جان، الان که دارم این نامه را می نویسم پای تلویزیون نشسته ام. تلویزیون ما شانزده کانال دارد. تمام کانال های آن هم بیست و چهار ساعته برنامه های رنگی اجرا می کنند. آن هم چه برنامه هایی! راستی فریده، نوشته بودی که به من در این جا خوش می گذرد یا نه. البته که خوش می گذرد. مگر ممکن است که در این جا به کسی بد بگذرد؟!
-تحلیل داستان
الف) کنشگران
راوی داستان و همسرش در این روایت نقش کنشگر فاعل را بر عهده دارند. هدف کلی و نهایی آن ها رسیدن به زندگی بهتر و آسایش بیشتر در نتیجه ی مهاجرت به کشور آمریکاست، اما بعد از اقامت در آمریکا اهداف مختلفی نیز وارد روایت می شوند که عبارتند از: اجاره ی آپارتمان برای زندگی، عبور و مرور در مسیرهای مختلف داخل شهر، پیدا کردن شغل مناسب، تقاضای کار در بانک و یک شرکت بیمه از سوی راوی، انجام صحیح کارها پس از استخدام در پمپ بنزین، درست کارکردن و موفقیت در کار پیشخدمتی رستوران، پیدا کردن شغل مناسب برای همسر راوی، نگهداری از بچه های کوچک در ساعات کار راوی و همسرش، آمدن مادر راوی به آمریکا برای نگهداری از بچه ها، سپردن بچه ها به جمشید(پسر بزرگ راوی)، برقراری ارتباط با افراد ساکن آمریکا، تفریح و استراحت در آمریکا، استفاده از برنامه های تلویزیون. در یک قسمت از روایت مادر راوی فاعل است و هدف او هم وفق دادن خودش با محیط آمریکا و نگهداری از بچه های راوی است. همچنین فرزندان راوی نیز در یک قسمت نقش فاعل را دارند و هدف آن ها هم بازی با بچه های همسایه ها و بعد تلافی آزار و اذیت آنهاست.
نقش عامل بازدارنده در این روایت بسیار پررنگ و تأثیر گذار است، اغلب عوامل خاصی نقش این کنشگر را بر عهده دارند که این عوامل را می توان به این صورت بیان کرد: بالا بودن قیمت ها و هزینه های زندگی در آمریکا، عدم تسلط راوی و خانواده اش به زبان انگلیسی و ناتوانی آن ها در برقراری ارتباط با افراد مختلف، نبودن شخص خاصی برای نگهداری از بچه های کوچک، عدم توانایی مادر راوی در وفق دادن خود با محیط، بی اعتمادی مادر راوی به غذاهای آمریکایی، برگشتن مادر راوی به تهران، بدرفتاری جمشید با خواهرانش، آشنان نبودن راوی و خانواده اش با آداب و رسوم آمریکایی و عدم توانایی در برقراری ارتباط با همسایگان. تمامی این عوامل بازدارنده نهایتاً مانع از رسیدن راوی و خانواده اش به هدف اصلی شان از مهاجرت به آمریکا، که زندگی بهتر و مرفه تر بوده، شده است.
یکی از دوستان ایرانی راوی که وضع مالی خوبی دارد اعطاکننده و راوی و دیگر دوستان ایرانی اش دریافت کننده هستند. یکی از دوستان راوی که در ابتدای داستان او را به خانهی خودش می برد و بعد به او کمک می کند تا آپارتمانی اجاره کند نقش یاریگر را دارد. همچنین مادر و پسر راوی هم در مقطعی از روایت به عنوان یاریگر وارد داستان می شوند اما نهایتاً نمی توانند به راوی کمکی بکنند.
فاعل راوی داستان و همسرش هدف بهره مندی از زندگی بهتر با مهاجرت به آمریکا
بازدارنده آشنانبودن راوی و خانواده اش بازبان و فرهنگ آمریکاو… یاری رسان دوستان ایرانی راوی
اعطاکننده یکی از دوستان راوی دریافت کننده راوی
ب) زنجیره های روایی
-زنجیره ی اجرایی: زندگی نسبتاً راحت راوی و خانواده اش در تهران، فروختن خانه و لوازم زندگی، اجاره ی آپارتمان در آمریکا، خریدن اتومبیل، تلاش راوی و همسرش برای پیدا کردن کار، مشغول به کار شدن راوی و همسرش، برقراری ارتباط با افراد و دوستان ایرانی از سوی راوی و خانواده اش و زندگی و اقامت راوی و خانواده اش در تهران زنجیره های اجرایی این روایت هستند.
-زنجیره ی میثاقی: تصمیم راوی برای مهاجرت به آمریکا، اقامت موقت راوی در منزل دوستش، تقاضای استخدام در بانک از سوی راوی و رد شدنش در مصاحبه ی ورودی، نرخ تعیین شده ی درآمد راوی و همسرش، تصمیم راوی برای آوردن مادرش به آمریکا، احتیاط مادر راوی در استفاده از غذاهای آمریکایی، تهدید دختران راوی توسط برادرشان، توقع دختر راوی از مادرش برای تلافی کردن آزار و اذیت بچه های همسایه و قول و قرار گذاشتن راوی و خانواده اش با دوستان ایرانی شان برای دید و بازدید زنجیره های میثاقی روایت محسوب می شوند.
-زنجیره ی انفصالی: رفتن راوی و خانواده اش از تهران به آمریکا، حضور موقت راوی در خانه ی یکی از دوستانش، رفتن و برگشتن راوی به مکان هایی مثل بانک و شرکت بیمه برای پیدا کردن کار، رفتن راوی به یک پمپ بنزین برای کار و بیرون کردنش از آنجا، رفتن راوی به رستوران برای پیشخدمت شدن، رفتن همسر راوی به خیاط خانه و مشغول به کار شدنش در آنجا، ورود و خروج مادر راوی به روایت و رفتن و برگشتنش از آمریکا، رفت و آمدهای راوی و خانواده اش به منزل دوستانشان، بیرون رفتن بچه های راوی از خانه برای بازی، رفتن راوی و خانواده اش به مکان های تفریحی مثل سینما و تئاتر زنجیره های انفصالی روایت را تشکیل داده اند.
15-آقای بوقلمون
مؤلف در ابتدای این داستان در دو بند کوتاه راجع به اخلاق و ادب صحبت کرده است و معتقد است که«اهل ادب» بیشتر از سایر مردم باید اخلاق و ادب را مراعات کنند و بعد خاطره ای راجع به دورویی و ریاکاری یکی از دوستان ادیبش تعریف می کند که در واقع این خاطره در حکم یک روایت است.
یک روز آقای میم به راوی تلفن می کند و شروع به بدگویی از آقای جیم می کند. اتفاقاً آقای جیم هم در کنار راوی است و راوی به آقای میم می گوید که آقای جیم در خانه ی اوست. آقای میم از راوی می خواهد که گوشی را به آقای جیم بدهد و راوی این کار را می کند و می بیند که آقای میم با صدای بسیار بلند شروع به تعریف و تمجید و تملق گویی از آقای جیم می کند.

مطلب مرتبط :   منبع مقاله درباره شورای همکاری خلیج فارس

بستن منو