پایان نامه با موضوع اقوام و دوستان

پایان نامه با موضوع اقوام و دوستان

دانلود پایان نامه

 

– زنجیره ی انفصالی: رفتن راوی به بیمارستان، رفتن پزشک معالج راوی به شمال برای انجام کارهای متفرقه، ورود و خروج های متعدد پرستاران و دیگر پرسنل بیمارستان به اتاق راوی، ورود و خروج ملاقات کنندگان به اتاق راوی، برگشتن پزشک به بیمارستان و رفتن او به اتاق راوی، مرخص شدن راوی از بیمارستان، ورود و خروج او به بنگاه معاملات ملکی زنجیره های انفصالی داستان هستند.
6-جرم راانسان می کند،چوبش راحیوان می خورد
راوی داستان در حال عبور از خیابان بوده که ناگهان یک زنبیل بسیار بزرگ که پر از مصالح ساختمانی هم بوده از بالای ساختمان چند طبقه ای به پایین سقوط می کند و در فاصله ی پنج سانتیمتری او به زمین می خورد. افراد مختلفی از جمله رهگذارن و کسبه ی اطراف به سمت راوی می دوند و بعد از انتقاد از نحوه ی ساختمان سازی پیشنهاد می کنند که راوی شکایت نامه ای بنویسد تا آن ها هم امضاء کنند و تخلف مسئولین مربوط به این اتفاق مورد رسیدگی قرار بگیرد اما در مدت کوتاهی که راوی به دنبال قلم و کاغذ برای نوشتن شکایت نامه می گردد و تا پایان نوشتن متن شکایت نامه هر یک از افراد به نحوی درباره ی بی فایده بودن شکایت صحبت می کنند و حاضر به امضاء شکایت نامه نمی شوند. وقتی که راوی به خانه بر می گردد و اهالی خانه از اتفاقی که برایش افتاده آگاه می شوند به نحوی او را مجبور می کنند تا گوسفندی را برای صدقه قربانی کنند. راوی که در اصل با این کار مخالف بوده به شرط تقسیم صحیح گوشت بین نیازمندان واقعی حاضر به انجام این کار می شود اما بعد از این که گوسفند قربانی می شود و راوی به خانه بر می گردد می بیند که اهالی خانه گوشت قربانی را مطابق میل خود و بر اساس روابط و دوستی های خاصی که با افراد مختلف داشته اند بین همان افراد تقسیم کرده اند و قسمت زیادی را هم برای خودشان نگه داشته اند. اما اعتراض او به جایی نمی رسد و هیچ کس در این زمینه به حرف های او توجهی نمی کند و نهایتاً او از این که از همان ابتدا بعد از افتادن زنبیل ایستاده و به فکر شکایت افتاده تا جایی که ماجرا را برای خانواده اش تعریف کرده ابراز پشیمانی می کند چون علاوه بر این که کسی همراهیش نکرده تا شکایتی بکند، مقداری هم هزینه صرف کرده به امید قربانی و صدقه دادن اما به این هدفش هم نرسیده است.
-این حکایت به ما می آموزد که هر جا مثل بنده به حوادث کشنده ای بر خوردید و مرگ را پیش چشم دیدید، ابداً جیک نزنید و سرتان را پایین بیاندازید و بروید و همین قدر که سالم مانده اید خدا ر اشکر کنید. چون اگر بخواهید بایستید و سروصدا راه بیاندازید اولا مدتی وقتتان تلف می شود. ثانیا هیچ کس با شما همراهی نخواهد کرد. ثالثا پانصد تومان از جیبتان خواهد پرید و در این میان فقط کاسه کوزه سر یک گوسفند بدبخت خواهد شکست و به جای همه ی انسان هایی که ممکن است مسئولیتی در این قضیه داشته باشند فقط یک حیوان زبان بسته مجازات خواهد شد. جرم را انسان می کند و چوبش را حیوان می خورد.
-تحلیل داستان
الف) کنشگران
در ابتدای این داستان راوی در نقش کنشگر فاعل است و هدف او هم عبور از خیابان و رد شدن از زیر ساختمان ناتمام است که سقوط زنبیل از بالای ساختمان به عنوان بازدارنده عمل می کند و علاوه بر این که مانع از عبور راوی می شود جریانات دیگر داستان را هم به وجود می آورد.
در قسمت بعد باز هم راوی فاعل است و هدف او تنظیم شکایت نامه و تقاضای رسیدگی به اتفاقی است که برایش افتاده است، افراد و کسبه ی حاضر در محل در ابتدا نقش یاری رسان را بر عهده دارند ولی در ادامه هم خودشان از کمک به راوی منصرف می شوند و هم با منصرف کردن راوی از شکایت کردن نقش کنشگر مخالف و بازدارنده را بر عهده می گیرند.
در ادامه ی داستان که در خانه ی راوی اتفاق می افتد در ابتدا افراد خانواده ی راوی فاعل هستند و هدف آن ها هم این است که راوی را مجبور کنند تا گوسفندی را قربانی کند. با موافقت راوی، مجدداً راوی نقش فاعل را می پذیرد و هدف او هم قربانی کردن و تقسیم صحیح و عادلانه ی گوشت بین افراد و نیازمندان واقعی است. اما افراد خانواده ی راوی با اهمیت ندادن به صحبت های او به عنوان کنشگر بازدارنده وارد داستان شده و هر یک به نحوی مانع از تقسیم گوشت طبق نظر راوی می شوند. در این قسمت اهالی خانه اعطاکننده و افرادی مثل آرایشگر و پزشک محله و اقوام و دوستان دریافت کننده هستند. ضمناً می توان گفت که خود راوی هم اعطاکننده و افراد خانواده اش دریافت کننده هستند.
فاعل راوی هدف عبور از خیابان/شکایت از مسئولین ساختن بنا/توزیع گوشت قربانی میان افراد نیازمند
بازدارنده سقوط زنبیل پر از گچ/ کسبه ی اطراف/خانواده ی راوی یاری رسان کسبه
اعطاکننده راوی/خانواده ی راوی دریافت کننده خانواده ی راوی/دوستان وآشنایان
ب) زنجیره های روایی
-زنجیره ی اجرایی: سقوط زنبیل از بالای ساختمان، وحشت زده شدن راوی و دیگر عابرین پیاده، نوشتن متن شکایت نامه توسط راوی، منصرف شدن عابرین و کسبه از امضای شکایت نامه، تعریف کردن ماجرا برای افراد خانه توسط راوی، خریدن گوسفند توسط راوی، کشتن گوسفند و تقسیم گوشت بین افراد توسط افراد خانواده ی راوی زنجیره های اجرایی این داستان هستند.
-زنجیره میثاقی: تصمیم افراد به تنظیم شکایت نامه و قول دادن به راوی در مورد امضاء کردن و شهادت دادن در مورد قضیه، بهانه های مختلف افراد برای امضاء نکردن شکایت نامه، مخالفت راوی با قربانی کردن گوسفند و راضی شدنش به شرط تقسیم صحیح گوشت قربانی، دریافت دستمزد و همچنین پوست و روده ی گوسفند توسط قصاب طبق قرار قبلی اش با افراد خانه ی راوی زنجیره های میثاقی داستان را شکل دادهاند.
-زنجیره ی انفصالی: آمدن افراد و رهگذران مختلف پیش راوی در اثر شنیدن صدا، رفتن و پراکنده شدن افراد از کنار راوی، رفتن راوی به خانه، رفتن راوی به محل کار و برگشتنش به خانه، رفتن و برگشتن قصاب به خانه ی راوی، ورود و خروج گوسفند در داستان زنجیره های انفصالی روایت محسوب می شوند.
7-سال به سال دریغ از پارسال
راوی اصلی داستان که پس از هفت سال به خاطر ایجاد مشکلی در کارش به سراغ یکی از دوستان قدیمی خود می رود و به خاطر نداشتن نشانی جدیدش او را به سختی پیدا می کند وقتی که درباره ی زمان تغییر نشانی منزل از دوستش سؤال می کند دوست او با ذکر ماجرای خود علت را برای او شرح می دهد.
دوست راوی اصلی که در واقع راوی دوم داستان است هشت سال قبل آپارتمانی در خیابان وزرا کرایه کرده و در آن جا زندگی می کرده است اما کم کم که خیابان وزرا به عنوان منطقه ی بالای شهر محسوب شده صاحبخانه هم از او می خواهد که یا کرایه ی خانه را بالا ببرد یا خانه را تخلیه کند و برای اینکه او را مجبور به تخلیه ی خانه کند برایش مزاحمت های مختلفی ایجاد می کند تا این که نهایتاً راوی شکست خورده و خانه را تخلیه می کند اما به خاطر بالا بودن کرایه ی خانه های بالای شهر در جایی قدری پایین تر از مکان قبلی اش خانه ای کرایه می کند اما در این جا هم مالک خانه بعد از مدتی خواستار کرایه ی بالاتر از قبل، از او می شود و باز هم او مجبور به تخلیهی خانه و رفتن به محلات پایین تر می شود و به همین نحو هر سال مکان زندگی خود را قدری پایین تر می برد چون مالکین خانه ها هر کدام با ترفندی او را مجبور به تخلیه ی خانه می کنند. در نهایت او به مؤلف(راوی اصلی) چنین می گوید:
– این دفعه که این جا را تخلیه کنم ناچارم که باز پایین تر بروم. چه کنم؟ اگر درآمدم بالا نیامده که در بالای شهر بمانم خودم پایین می روم که با نرخ های پایین بسازم. لابد اگر از این جا هم بلندم کنند این دفعه باید در شهر ری خانه بگیرم که ضمناً در جوار حضرت عبدالعظیم دعاگو باشم. اگر از آن جام هم دکم کردند به قم خواهم رفت و بقیهی عمر را در آستانه ی حرم حضرت معصومه معتکف خواهم شد که آخر عمر اگر خواستم استخوانی سبک کنم راه را نزدیک کرده باشم….
-تحلیل داستان
الف) کنشگران
در این داستان دوست راوی اصلی که داستان زندگی اش را برای او شرح می دهد و در واقع روای فرعی یا دوم ماجراست نقش فاعل را بر عهده دارد و هدف او هم اجاره ی خانه با مبلغ مورد نظرش است. در قسمت های دیگر داستان مالکین هر یک از خانه ها هم نقش بازدارنده را دارند که مانع از رسیدن راوی به هدفش می شوند و هم نقش فاعل را بر عهده دارند و هدفشان هم این است که راوی را مجبور به تخلیه ی خانه بکنند.
در هر یک از این قسمت ها هم افراد یا عواملی نقش کنشگر یاری رسان را بر عهده می گیرند و باعث می شوند که مالکین به هدف خود برسند. سوءاستفاده ی مالک از اشتراک مستأجر و خودش در استفاده از آب لوله کشی شده و قطع لوله ی اصلی آب از سوی مالک، آزار و اذیت سگ صاحبخانه نسبت به راوی و اعضای خانواده اش، تهدید شدن روای از سوی مالک و زیر فشار گذاشتن راوی از طریق رئیس اداره ی محل کارش(به خاطر خویشاوندی او با مالک) را می توان از جمله ی عواملی نام برد که برای رسیدن مالکین به اهدافشان نقش کنشگر یاری رسان را دارند ولی نسبت به راوی و هدف او که اقامت طولانی مدت در هر یک از خانه ها بوده عامل بازدارنده و مخالف محسوب می شوند.

مطلب مرتبط :   پایان نامه درباره طرح واره درمانی

Close Menu