پایان نامه ارشد رایگان درباره سرمایه گذاری در آموزش

پایان نامه ارشد رایگان درباره سرمایه گذاری در آموزش

دانلود پایان نامه

عطاران معتقد است که در اینترنت تصاویر پشت سرهم می آیند که نتیجه آن تقویت حس بصری دانش آموز است و در مقابل سایر حواس مورد غفلت قرار می گیرند . به عبارت دیگر در ارتباط اینترنتی همه ابعاد حسی دانش آموز پرورش نمی یابد و او به لحاظ حس تک بعدی بار می آید . آموزش از راه دور با فراهم کردن تسهیلات لازم برای ارتباط و تبادل اطلاعات میان نه تنها یاد دهنده و یاد گیرنده بلکه میان خود یاد گیرندگان محیط یادگیری جدیدی فراهم می کند که در آن دو عامل اصلی فرایند آموزش یعنی یاد دهنده و یاد گیرنده با هم کار می کنند این چنین محیطی بر مبنای نظر – پداگولوژیکی ساختن گرایی استوار است. در نظریه ساختن گرایی  راهکارهایی به یادگیرندگان جهت یادگیری چگونه یاد گرفتن و ساخت معانی به آنها ارائه می گردد. برای تدوین مبانی پداگوژیکی آموزش از راه دور نظریه فرا شناختی و ساختن گرایی اساس و مبنای کار آموزش از راه دور را تشکیل می دهد که در این نظریه ها فرض اصلی این است که همه مراحل زندگی یاد گیرندگان بخشی از فرایند کلی یادگیری آنان است. نقش اصلی یاد دهنده در این فرایند کمک به یاد گیرنده برای مشارکت فعالانه در فرایند یاد دهی – یادگیری برای چگونه آموختن است نه سوق دادن آنان به کلاسهای چهره به چهره سنتی و فعالانه ( ابراهیم زاده. فصلنامه آموزش عالی 122. 1386). بر این اساس دیدگاه ساختن گرایی یاد گیرندگان را در فرایند یاد دهی- یادگیری فعال در نظر می گیرند نه غیر فعال ( زمانی-47).  

تعامل از ویژگی های تعیین کننده آموزش رسمی می باشد . جان دیوئی با بکارگیری مفهوم ” تعامل ” در مورد آموزش مبتنی بر فعالیت ، تجربه آموزشی را به عنوان ” تعاملی که بین فرد و آنچه در آن لحظه محیط اورا تشکیل می دهد ” ( 1983:43 ) توصیف می کند . تعریف دیوئی به خوبی با ناپایداری پیچیده زمان و مکان که یادگیری الکترونیکی را تعریف می کند همخوانی دارد ، هم چنین بر اهمیت تعامل با عوامل انسانی و غیر انسانی مختلف که محیط را تشکیل می دهند تاکید دارد . از نظر دیوئی ، تعامل عنصر تبیین کننده در فرایند آموزشی است و هنگامی روی می دهد که دانشجویان اطلاعات بی روح دریافت شده از دیگران را تغییر ساختار داده و ان را به دانشی کاربردی و دارای ارزش شخصی تبدیل نمایند ( دیوئی ، 1916 ) .
لوریلارد(2003 ) ضمن تاکید بر تعامل ، عقیده دارد که : آموزش دانشگاهی باید فراتر از دسترسی به اطلاعات یا محتوا بوده و شامل ” تماس با دیگران به هنگام رشد تدریجی ادراکات شخصی آنها باشد ” و این تماس از طریق تعامل اساتید و دانشجویان ( ومیان خود دانشجویان ) توسعه می یابد و بر مبنای آن رویکرد مبتنی به گفت و گو در آموزش و یادگیری شکل می گیرد ” گریسون و شیل ” ( 1990 ) تمامی قالب های آموزش ( شامل آموزش از راه دور ) را به صورت تعامل میان اساتید ودانشجویان و محتوا تعریف می کنند . از این رو هم تعاملات انسانی و هم تعاملات غیر انسانی مولفه های صحیح و متقابل یک تجربه کیفی از یادگیری الکترونیکی هستند . اساتید و هم چنین پژوهشگران بر ارزش تعامل در فرایند آموزشی تاکید کرده اند .” پالوف و پرت “عقیده دارند که کلید فرایند یادگیری تعامل میان دانشجویان ، تعاملات بین استادان و دانشجویان و مشارکت در یادگیری است که حاصل این تعاملات است ( عطاران ، 1383 ) .
در یادگیری مجازی ، دانشجویان انعطاف بالائی دارند و می توانند در هر زمان و مکان مطابق میل خود به یادگیری بپردازند و از آموزش ارائه شده در محیطی عاری از خطر رضایت دارند ، جائی که در آن می توانند آزاد تر از آموزش رودر رو خود را مطرح کنند و از نظر زمان وقت کمتری را هدر داده و هزینه آموزشی کمتری نیز بپردازند . روزنبرگ ( 1384 ) 11 مزیت برای یادگیری مجازی مطرح می کند و معتقد است این یادگیری هزینه ها را کاهش داده ، قدرت پاسخگوئی را بالابرده ، محتوای آموزش سفارشی یا اختصاصی است ، محتوای آموزش ها به روز و اعتماد پذیر است و یادگیری در 24 ساعت شبانه روز و 7 روز هفته در دسترس است ، در وقت استفاده کننده صرفه جوئی می شود ، جهانی است ، از امکان ایجاد ساخت اجتماع یادگیری برخوردار است ، توسعه پذیر است ، نیروی سرمایه گذاری در آموزش های مبتنی بر وب بالاست و نهایتا امکان خدمت رسانی دائمی و با ارزش به مشتری را داراست . فهم مولفه ها و خصوصیات اثر گذار بر موفقیت و اثر بخشی اینگونه نظام ها می تواند به تصمیم گیرندگان و سرمایه گذاران در اثر بخشی این نظام ها از دید کاربران یا یادگیرندگان می تواند مهم تلقی شود به این موسسات کمک می کند تا خط مشی های مناسبی را برای سرمایه گذاری در عوامل اثر بخش و طراحی مجدد یا حذف عوامل غیر اثر بخش اعمال کنند ( توربان و همکاران ، 1386 ).
فناوری آموزشی یا همان رسانه های نوآورانه وارد مدارس شده اند و از زمره ابزارهای فناوری آموزشی به شمار می آیند که به منظور بالابردن کارآئی آموزش در موسسات آموزشی جامعه توده وار رواج یافته اند . حاصل کار توسعه فردیت زدائی در آموزش و پرورش ورود روابط غیر شخصی در مدرسه ، کلاس های زرگ ، دیوان سالاری غیر شخصی و تماس اندک بین معلم و شاگرد بوده است . اگزیستانسیالیست ها در صددند تا پدیده غیر شخصی شدن روابط را که در قرن بیستم عارض آموزش و پرورش شده کاهش دهند و رابطه ” من و تو ” را بین معلم و شاگرد مورد تاکید قرار دهند ( همان منبع ).
4 – 4 – بررسی و تحلیل سوال چهارم
1 – 4 – 4 – برحذف محدودیت زمان و مکان برای فراگیران بعنوان یکی از اهداف آموزش از راه دور چه نقد فلسفی وارد است ؟
در دوران باستان تجربه جهان و ارتباط با آن با حضور مستقیم و بدون واسطه ابزارها بود و همه حواس در تجربه نقش داشتند و زبان بیشترین نقش را در برقراری ارتباط به عهده داشت و آدمی حاضر بود و مکان و زمان را با بهره گیری از توانائی های طبیعی خود تجربه می کرد . هوسرل معتقد است آن چه آدمی به آن یقین دارد ، آگاهی او به چیزی است که از ذهن او به سوی چیزی در بیرون جهت پیدا می کند که این جهت یافتگی خصوصیت منحصر به فرد ذهن آدمی است بنابر این تجربه فقط از این محتوای جهت یافته ذهن ممکن می باشد ( ضرغامی 1388 ).
نیوتن زمان را ” فاصله بین دو رویداد طبیعی ” تعریف کرده و برگسون ( نقیب زاده ، 1375 ) عقیده دارد لحظه های زمان جدا نیستند و هر واقعیتی در بردارنده گذشته ، حال و آینده و بنابر این بخش ناپذیر است . لحظه های زمان پی در پی نیستند بلکه هر لحظه در درون لحظه دیگر وجود دارد اما انچه انسان با بهره گیری از هوش خود می فهمد زمان فیزیکی است . زمان فیزیکی ، نه زمان بلکه مکان و بر زمینه مکانی است در حالی که زمان واقعی کیفیت است . دستاورد فناوری اطلاعات ارسال سریع اطلاعات و کاهش فاصله های طبیعی است و دستیابی به سرعت بیش تر و کاهش زمان انتقال و در نتیجه صرفه جوئی در وقت از شاخصه های آن است . پس بهره گیری از اینترنت برای کاهش فاصله رویدادها به معنای تاکید بر زمان هم چون مفهومی مکانی است . فناوری اطلاعات می خواهد زمان انتقال را کاهش دهد یا به تعبیر دیگر زمان را متراکم یا فشرده سازد . هر چه فاصله رویدادها کم تر شود ، زمان انجام کار ، بیش تر فشرده شده و در وقت صرفه جوئی بیشتری می شود و زمان خالی بیشتری برای استفاده باقی می ماند . با این نگاه ” زمان مجازی ” صرفا توالی خطی لحظات در حال تضعیف کنونی است و زمان را می توان به خطی تشبیه کرد که از تعداد زیادی نقطه تشکیل شده و هرچه انجام کاری در تعداد کمتری از نقاط زمان انجام شود پیشرفت بیش تری صورت گرفته است . ” زمان مجازی ” با ویژگی کاهش یا تراکم زمان ، مفهوم زمان را هرچه بیش تر کمی می کند0همان منبع ) .
” زمان مجازی ” مفهوم فضائی زمان است و همانند ” مکان مجازی ” ظرفی بی عمق و دقیق است که فاصله بین رویدادها را اندازه می گیرد و مهمترین کاربرد آن ، کاربرد ابزاری است . ” زمان مجازی ” همانند هر ابزار دیگر اختراع شده توسط بشر ، ابزاری است برای هدایت کارها و امور روزمره و هیچ معنای دیگری ندارد . مفهوم ” زمان مجازی ” همچون ابزاری مدرن و همانند سایر ابزارهای مدرن با مفهوم ” بهره وری ” ارتباط شاخص و مستقیمی دارد . در واقع ” زمان مجازی ” معیار سنجش بهره وری است و هرچه زمان انجام امور روزمره کمتر باشد ، بهره وری بیشتر خواهد بود . بنابر این زمان دیگر مفهومی کیفی نیست که بر مبنای تغییر پدیده ها تجربه شود بلکه ابزار و معیاری دقیق و عینی است که آدمی از آن برای رسیدن به اهداف خود بهره می گیرد ( ضرغامی 1388 ).
” آگاهی مجازی ” از نظر هستی شناسان فاصله ای است که آدمی با حضور خود در جهان ، بودن را تجربه نمی کند بلکه ” بودن مجازی ” ، جهان جدا از خود را از راه فناوری تجربه می کند در حالی که بخش عمده بدن حاضر نیست . برلو و شفرد (2005) ،
ویژگی مهم واقعیت مجازی را فاصله ای بودن آن می دانند و معتقد هستند در فضای مجازی بین حضور و واقعیت فاصله می افتد . در این آگاهی بخش عمده بدن حاضر نیست ، به بیان دیگر این آگاهی بیش از آن که جسمی باشد ، ذهنی است .تجربه مجازی و آگاهی ناشی از آن ، ویژگی ها و پیامدهای مخصوصی نیز دارد که فناوری های قبلی فاقد آن بودند . آگاهی طبیعی ، تجربه بودن است اما آگاهی مجازی تجربه تصویر است . بنابر این در آگاهی مجازی ، بودن که جامع و در برگیرنده است به هستی شناسی تصویر که جزئی و محدود است کاهش می یابد .
” گیدنز” (1991) پیامد فناوری اطلاعات را فشردگی زمان و مکان می داند و بر همین اساس می توان گفت آگاهی مجازی تراکمی است طوری که می توان به سرعت محتوای آن را خالی و دوباره با تصویرهای جدید انباشت .
پیوسر (1999 ) عقیده دارد در آموزش رایانه ای برای جبران غیاب دنیای واقعی ، از تصویرها با تاثیر زیاد بهره گرفته می شود بهره گیری بیش از اندازه از این تصویرها و شبیه سازی ها امکان خلاقیت و کنجکاوی فراگیر را محدود می کند . اطلاعات منتقل شده از فناوری آموزشی که در آموزش از راه دور استفاده می شود به دو بخش کلی تقسیم می شوند . بخشی از این اطلاعات بر مبنای تجربه واقعی ما شکل گرفته اند و به دلیل سنخیت با اگاهی ما تطابق آگاهانه از اطلاعات صورت گرفته در نتیجه با وجود اینکه از زمینه خود جدا هستند در ذهن تثبیت می شوند . اما بخش دوم اطلاعات هیچ آگاهی از آنها در ذهن فرد وجود ندارد و واقعی هم نیستند و به صورت کلی نیز شناخت ایجاد نمی کنند چرا که بدن و حواس انسان درگیر آنها نمی شود .
از نظر” هایدگر ” ( 1927 ) انسان بیش از آنکه در حال شناختن باشد ، زندگی می کند و به صورت ناخودآگاه بسیاری از فعالیت های روزمره خود را انجام می دهد مگر اینکه در روال کار اختلالی بوجود آید ،پس می توان نتیجه گرفت که آگاهی مجازی از نوع شناختن است نه مهارت .در تجربه مجازی ، بدن حضور ندارد و به استثناء فعالیت استفاده از فناوری که ” دیوید بل ” ( 2001 ) آن را با تعابیری چون دستانی خسته ، چشمانی قرمز ، گردنی خشک شده ، معده ای خالی یاد می کند ، حسی از درد و خستگی بدنی نیست . ” بل ” تاکید می کند جدائی از بدن در فضای مجازی نمی تواند ما را از تجربه ذهنی درد رها کند او اذعان می کند جدائی ذهن از بدن و حذف بدن در پژوهش های مربوط به ربات ها و هوش مصنوعی ادامه دارد اما این رویا هیچ وقت محقق نمی شود .” بلسمو ” حذف بخشی از بدن را در تجربه مجازی ” سرکوب آگاهانه ” می نامد ، به زعم او آدمی در تجربه مجازی مجبور است راهی برای فراموشی بخشی از بدن خود بیابد ولی کنار گذاشتن کامل بدن ممکن نیست .” استلرک ” عصر فناوری اطلاعات را ” دوره پسابیولوژیک ” می نامد و عقیده دارد در این دوره بدن مقاوم و توخالی می شود تا پایدارتر و کارآتر شود . در مقابل برخی معتقدند ویژگی های فناپذیری و خطا و ناتمامی از جنبه های غنی زندگی آدمی هستند و فرا رفتن از آنها شادابی و نشاط را از زندگی آدم حذف می کند . آگاهی مجازی نیازمند درگیری بدنی نیست اما آگاهی طبیعی متعهد به محدودیت های بدنی می باشد برای مثال شادابی و لذتی که ما از دیدن جلوه های زیبای طبیعت احساس می کنیم با هیجان موقتی و شدید تجربه مجازی که ناشی از تصویر های جذاب می باشد قابل قیاس نیست .آگاهی طبیعی محدود به بودن و واقعیت است و چنین محدودیتی به گستردگی مرزهای مکان و زمان طبیعی است که پویا هستند و اصل عدم قطعیت بر آنها حاکم است . اما آگاهی مجازی به تصویرهای حاصل از معادله های ریاضی و الگوریتم های گذشته محدود است به گفته ” بانج ” ( 2003) این انتزاع ساده یا خطی نیست بلکه از نظر نوع تعیین چندگانه و احتمالی است . نرم افزارها و بازی های جدید رایانه ای و موتورهای جستجو در اینترنت نمونه ای از برنامه های رایانه ای با الگوریتم های پیچیده هستند که برای آنها احتمال های گوناگون تعریف شده و می توانند هوشمندانه عمل کنند .
” هایدگر ” (1927 ) با تحلیل چگونگی بودن آدمی ، آن را مترادف با زمان می گیرد . از نظر او این ” خود ” دارای سه وجه “عادت ” ، ” بیان ” ، ” به خاطر ” است که ابعاد گذشته و حال و آینده زمان هستند و نتیجه می گیرد ” خود ” همان تجسم زمان است . در حالی که در آگاهی مجازی ، آگاهی محدود به مکان است چرا که زمان مجازی مفهومی مکانی است و استعاره ” بزرگراه اطلاعات ” ( بانج 2003 ، ص174 ) برای فناوری اطلاعات که گویای گستردگی مکانی این فناوری است نیز تعبیری مکانی است . بر مبنای بعد عادت بعضی کارها از نظر ما جذاب و برخی خطرناک جلوه می کنند . در واقع شرایط تاریخی و اجتماعی به طرز فکر و رفتار آدمی جهت می دهد و بر همین مبنا در هر جامعه و عصری با وجود تفاوت های فرهنگی خصوصیات و رفتارهائی ظهور می کند که جنبه همگانی داشته و به صورت عادت درآمده اند . عادت چون قبلا کسب شده بنابراین همان گذشته است و بعد دوم ” خود ” یعنی بیان ، درک استفاده و تفصیل موقعیتی است که اکنون در آن قرار دارد . موقعی که ” خود ” مشغول انجام کار است ، عوامل مختلف مرتبط با این کار را درک و با توجه به آنها و موانع موجود از همه ابزارهای لازم استفاده کرده و کار انجام می دهد که کل این فرایند ” بیان ” نامیده می شود از نظر هایدگر ” بیان معنائی گسترده تر از ” زبان ” دارد و صرفا بهره گیری از زبان نیست . برای نمونه هنگامی که نجار برای کوبیدن میخ از چکش استفاده می کند به آن معنای میخکوب می دهد و حتی ممکن است از سختی یا آسانی کوبیده شدن میخ یا هرموضوع دیگر مرتبط با آن نیز سخن بگوید که این خود تفصیل بیشتری است و کل این فرایند ” بیان ” است که همان اکنون یا زمان حال است . جنبه یا بعد سوم ” به خاطر ” ناظر به هدفی است که ” خود ” دارد و ناظر به آینده است . پس ” خود ” یا ” درموقعیت بودن ” به طور ذاتی با زمان پیوند می یابد و بنابر این بودن انسانی همان تجسم زمان است . با توجه به این که ” در موقعیت بودن ” یا ” خود ” تجسم زمان است و از سوی دیگر مفهوم زمان تجربه شده از راه فناوری اطلاعات یا ” زمان مجازی ” با زمان واقعی متفاوت است می توان پرسید ” خود ” چگونه با زمان مجازی ارتباط می یابد . چنان که گفته شد زمان مجازی توالی خطی لحظات در حال تضعیف کنونی است . ویژگی تراکم ، تماس را با زمان هرچه بیش تر آنی می سازد طوری که تماس با زمان در حال حاضر و به طور گذرا ممکن می شود . درگیری لحظه ای ” خود ” در تجربه مجازی باعث کم رنگ شدن دو بعد ” عادت “و ” به خاطر ” می شود که پیامدهائی را بدنبال دارد از جمله : آدمی اعمال و روابط خود را طوری شکل می دهد که نیازمند تعهد عمیق و درگیری دراز مدت نباشد و حتی اندیشه و فکر او نیز موقتی و مقطعی باشد . به همین دلیل ” پیورسر” (1999 ) می گوید : ” واقعا عصر حاضر ، موقتی است – مشاغل موقتی ، روابط موقتی و جوامع موقتی – و در آن معنی همواره به وقت دیگری موکول می شود “. با واگذاری معنای زندگی به وقت دیگر امکان لذت آنی ، مقطعی و شدید برای ” خود مجازی ” فراهم می شود . دیگر اینکه این کم توجهی به گذشته پیوند آدمی را با تاریخ ، زمینه و شرایط عینی که در آن قرار دارد ، سست می کند و ” خود مجازی ” را از زمینه های عینی که در آن زندگی می کند جدا و پیوندهای عمیق او با واقعیت عینی سست می شود . از همین روست که ” لیدر ” ( 1998 ) تفکیک وسیله از هدف ، کار از تفریح ، شی از زمینه ، تولید از مهارت ، فرد از جامعه ،خود از تجسد ، و حال از گذشته را از پیامدهای فناوری اطلاعات می داند . ” برگمن ” ( 1999 ) اشاره می کند آدمی از راه فناوری اطلاعات به واقعیت های دور دست و جدای از زمینه خود دست می یابد که این خود باعث می شود بنیادهای فرهنگی این واقعیت ها نادیده انگاشته شوند . با تعمیم نقد هایدگر می توان گفت که فناوری اطلاعات منبع بی پایانی از اطلاعات فراهم می کند که باعث می شود آگاهی مجازی مرحله جدیدی از فهم بودن شود که در عصر فناوری بر جهان تحمیل می شود که خود را همانند منبع ذخیره اطلاعات آشکار می سازد منبعی که باعث سیطره آدمی می شود . بنابراین آگاهی مجازی به دنبال نظم بخشی بیش تر منابع و امکاناتی است که به شکل اطلاعات نمود می یابد که در این فرایند میل سیری ناپذیر آدمی نیز ارضاء می شود پس می توان گفت آگاهی مجازی تجربه تسلط بر جهان چون منبع اطلاعات است . در آگاهی طبیعی به مکان ها ، اشیاء و کارهائی برمی خوریم که از اهمیت بیش تری برخوردارند و حتی می توان گفت بنیادین هستند . اما در تجربه مجازی به دلیل ویژگی هائی چون جدائی از زمینه ، دوبعدی و تخت بودن ، فاصله ای بودن ، تراکمی بودن زمان و مکان ، توجه به هیجان موقتی و لذت آنی و نگاه به همه چیز هم چون منبع ذخیره اطلاعات، مکان ها و اشیاء و به تبع آن کارها هم ترازند و برتری نسبت به یکدیگر ندارند و مرکزیت ندارند . در واقع همه چیز باید در قالب اطلاعات هرچه انعطاف پذیر تر شود تا کارآمدی بیش تر داشته باشد . خلقت و ابداع دو شکل مختلف وجودند . خلقت منشائی است که به خودی خود تداوم می یابد ولی ابداع هم چون باز نمود خلاقیت سازنده ، از بیرون برنامه ریزی می شود و با دخالت سازنده تداوم می یابد . بودن مجازی با توجه به هدف یا عملکردی که برای آن تعریف می شود ، تولید می شود و این تولید می تواند با تکثیر اولین نمونه ، به پایداری و تثبیت بی پایان دست یابد که برخلاف جریان بودن طبیعی است که در حال گذر و ناپایدار است . بودن مجازی دارای نوعی نقص هستی شناسانه است زیرا در صورتی نمایان می شود که ” ابداع شود ” و این کار نیز با کمک و تاثیر بودن طبیعی و خلقت ممکن است . ابداع بودن مجازی می تواند برجنبه دیگر بودن که در خلقت آشکار می شوود ، سایه اندازد .
” ریتا لوریا ” (1997) عقیده دارد با استفاده گسترده از فناوری اطلاعات ، الگوی زندگی افراد تغییر می کند و استلزامات فرهنگی جدیدی پدید می آید . کاربر به جای مشارکت در دنیای واقعی و ارتباط چهره به چهره با دیگران تنها در مکانی سکنی می گزیند و از اطلاعات استفاده می کند .
“پنتیک ” (2005) به ضرورت چهره در ارتباط اشاره می کند . به زعم او چهره علاوه بر کارکردهای بیولوژیک ( دیدن ، شنیدن و … ) مجموعه علامت هائی فراهم می کند که برای ارتباط بین انسان ها در زندگی اجتماعی ضروری است . او عقیده دارد چهره آدمی اطلاعات را از راه چهار علامت پایدار ( مثل ساختار و حالت کلی چهره ) ، علامت کند تغییر (چین و چروک صورت ) ، علامت تند تغییر ( گریه و سرخ شدن گونه ها ) ، علامت غیر طبیعی ( آرایش ) منتقل کند و بر همین مبنا ” برلو و شفرد ” (2005 ) معتقد هستند با حضور بدنی ، حالت بدن و حواسی چون لمس کردن ، بوئیدن و چشیدن نقش بر عهده می گیرند و بدین ترتیب ارتباط چهره به چهره زمینه ای غنی و لازم برای ارتباط اجتماعی فراهم می کند .
به طور خلاصه می توان تفاوت تجربه مجازی را با تجربه واقعی این گونه برشمرد :
1 – تجربه بودن در واقعیت با تجربه تصویر
2 – آگاهی به بودن در زمان در برابر آگاهی به بودن در مکان مجازی
3 – تجربه جهان در برابر تجربه تسلط برجهان چون منبع اطلاعات
4 – متغیر بودن مفهوم ” خود ” در آگاهی مجازی ( خود در آگاهی مجازی مفهومی متغیر ، سیال و در جریان است و هویت ثابت و قطعی ندارد
5- آگاهی درباره اشیاء و کارهای کانونی در برابر آگاهی به هم ترازی
6 -خلقت در برابر ابداع
7 – ضرورت علامت های چهره برای ارتباط طبیعی انسان ها در زندگی اجتماعی

مطلب مرتبط :   پایان نامه درباره سازمان همکاری شانگهای

بستن منو