پایان نامه ارشد رایگان درباره برنامه ریزی استراتژیک

پایان نامه ارشد رایگان درباره برنامه ریزی استراتژیک

دانلود پایان نامه

‏ الف- برنامه ریزی راهبردی: بر اساس مطالعات محیطی که شامل بررسی نقاط قوت و ‏ضعف درونی و فرصت ها و تهدیدهای بیرونی است، عوامل تعیین کننده محیطی و متغیرهای کلان مشخص می گردد. اهداف استراتژیک و کلان شامل ماموریت ها، ارزش های ‏بنیادین و چشم اندازها بر مبنای مطالعات و تحلیل های درونی و بیرونی شکل می گیرند و ‏چارچوب برنامه ریزی کلان تشکیل می دهند. برنامه ریزی کلان نیز پایگاه برنامه ریزی اجرایی یا عملیاتی را بوجود می آورد .  

‏ برنامه ربزی اجرایی : برای رسیدن به اهداف کلان راهبردی (شامل چشم اندازها و ‏اهداف کلان) لازم است سیاست های مناسب و استراتژی های عملیاتی تنظیم و عرضه ‏گردند. تحقق استراتژی ها نیز مستلزم داشتن راهکارها، برنامه ها و پروژه های اجرایی مناسب ‏و سپس گنترل و نظارت بر آنهاست ( سعید نیا ١٣8٢)‏.
‏ انتخاب های استراتژیک بر اساس تحلیل امکانات و محدودیت های درونی و بیرونی یعنی ‏تحلیل نقاط قوت و ضعف درونی و تهدیدها و فرصت های بیرونی انجام می پذیرند. این شیوه ‏امکان انتخاب گزینه های سودمند را در شرایط مناسب در هر زمان امکان پذیر می سازد. بدین ترتیب، برنامه ریزی فرایندی است سرشار از موشکافی و تیزبینی و مهارت، که در آن ‏به مردم اجازه داده می شود تا با قدرت تفکر خود در آن سهیم شوند و با خلاقیت خود ‏شرایط پیچیده و خطیر به یاری برنامه ریزی و مدیریت شهری بشتابند ( سعید نیا ١٣8٢)‏.
د‏ر برنامه ریزی راهبردی به جای تاکید بر تهیه طرح تفصیلی و د‏قیق، بیشتر بر تعیین ‏اهداف و تدقیق آنها به صورت اهداف عملیاتی و نیز روش یا سیاست های رسیدن به آنها ‏توجه می شود. یکی از مفاهیم کلیدی در طرح ریزی راهبردی، تقسیم وظایف برنامه ریزی به ‏دو مرحله اساسی است که لازم و ملزوم یکدیگرند.
‏ مرحله اول- طرح راهبردی (تعیین اهداف، راهبردها و راهکارها)
‏ مرحله دوم. طرح اجرایی (اجرای تصمیمات، اقدامات، نظارت و اصلاح)
‏بر اساس این دیدگاه، در چند دهه اخیر، موضوع تصمیم سازی و مفاهیم وابسته به آن ‏در برنامه ریزی و طراحی شهری تبدیل شده و تعاریف و روش های متعددی برای کاربردی کردن آن ابداع شده است. در واقع طرح های راهبردی، در زمینه توسعه و عمران کالبدی؛ ‏مثل تعریف و تعیین اهداف، سیاست ها، ارزیابی گزینه ها و غیره به یک محور نظری و عملی ‏اسنادی هستند برای تصمیم سازی و تصمیم گیری که مجموعه ای از اهداف، راهبردها و ‏سیاست ها را برای توسعه و عمران شهر تعیین می کنند و سپس مسئولان شهر و برنامه ریزان ‏محلی بر اساس آن ها اقدام به تهیه و اجرای طرح ها و پروژه های شهرسازی لازم می کنند.
‏ در حقیقت اغلب سیاست های استراتژیک در اکثر تصمیم گیری ها، برخلاف تعهد رسمی ‏که از سوی کارگزاران دولتی اظهار شده است، نادیده گرفته می شود. برای مواجهه با این ‏مسئله، سالسبورمی معتقد است که توجهات باید از برنامه ریزی استراتژیک به سوی اجرای ‏آن معطوف شود و پیش شرط این جهت گیری جدید، وجود کارگزاران مشخص در هر سطح ‏از برنامه ریزی است. در حقیقت وی معتقد است که احتمال اجرای سیاستی استراتژیک ‏وجود ندارد، مگر با وجود قدرت استراتژیک مسئول که متعهد به اجرای سیاست هاست. ضمن آنکه، روش و راهبردی که برای یک موقعیت خاص مناسب است لزومآ برای موقعیت های دیگر مناسب نخواهد بود.
‏ ابرازهای مختلفی برای ایجاد هماهنگی وجود دارد. اما دو دسته از آنها بیشتر شناخته شده اند. یکی از آنها هماهنگی از طریق برنامه ریزی و کنترل است و دیگری آن چیزی است که در زمان و مکان واقعی انجام می گیرد و آن هماهنگی از طریق پسخوراند و انطباق است. ‏همه انواع برنامه ریزی به ایجاد هماهنگی نمی پردازند. در این میان برنامه استراتژیک متمایز ‏از یکدیگرند.
‏ برنامه ریزی استراتژیک در پی نشان دادن جهت حرکت کلان سازمان است و به عبارت ‏دیگر با شناخت عدم قطعیت و تلاش برای پیش بینی و پرداختن به طیف وسیعی از ‏اقتضائات ممکن در پی تحقق اهداف خود است. در جایی که برنامه ریزی استراتژیک سازمان ‏را قادر می کند درباره آنچه که می خواهد در آ ینده اقتضایی انجام دهد تصمیم گیری کند، ‏برنامه ریزی هماهنگ ساز، برای سازمان یا شبکه های بین سازمانی مشخص می سازد که چگونه می توان به آنچه تصمیم گرفته شده است نائل آمد (سعید نیا 1382).
‏برنامه ریزی هماهنگ ساز در عمل بعد از انجام برنامه ریزی استراتژیک صورت می گیرد. ‏این نوع برنامه ریزی در پی تعریف و تعیین واحدهای سازمانی مرتبط، سازمان ها و عوامل ‏اجرایی و نهادها و اجزای مشارکت کننده در فرایند اجراست و نقش و تعاملات هر یک از آنها را در زمینه برنامه ها و پروژه هایی که از جمله اجزا و عناصر استراتژی منتخب محسوب ‏می شوند نشان می دهد. این نوع برنامه ریزی مستلزم تدوین برنامه های تفصیلی و طراحی ‏پروژه است که در آن به منابع و مداخلات ضروری (تخصیص بودجه، انگیزش ها، قوانین و ‏برای تحقق اهداف استراتژی ضروری است. می پرد‏ازد‏. این مداخلات ممکن است مستلزم ‏ایجاد سازمان های جدید و یا ساختاربندی مجدد سازمان های موجود باشد. با انجام این نوع ‏برنامه ریزی، برنامه ریزان شهری نقش فعال تری در اجرا به عهده می گیرند.
‏ به این ترتیب، برنامه ریزی مبتنی بر تشریک مساعی، همکاری یا تعاون و وفاق جایگزین ‏انگاره برنامه ریزی مبتنی بر هماهنگی شد، به طوری که اکنون نظریه برنامه ریزی ارتباطی و ‏یا نظریه برنامه ریزی مبتنی بر تشریک مساعی وجهه ای قوی تر نسبمت به بقیه رویکردها در ‏نظر و عمل پیدا کرده اند.
ویژگی های برنامه ریزی راهبردی (استراتژیک)
‏در پی آنچه گفته شد در اینجا ویژگی های برنامه ریزی راهبردی ارائه می گردند. برنامه ریزی ‏راهبردی در سطوح شهری و منطقه ای دارای ویژگی هایی است که به صورت خلاصه، عبارتند از:
‏برنامه ریزی راهبرد‏ی (استراتژیک) شهری بیشتر مربوط به فعالیت است تا کاربری ‏زمین و با صراحتی بیش از برنامه های سنتی شهری با فرایندهای تصمیم گیری و اجرای برنامه ها سروکار دارد.
‏ در این روش از برنامه ریزی طرح های شهری و منطقه ای انتظار از برنامه ریز شهری (شهرساز) ‏آنست که چند تفکر هنجارین، تحلیلی، آینده نگر، دارای بازخورد و راهبردی را همزمان دارا باشد.
‏در برنامه ریزی راهبردی به کارگیری فنون برنامه ریزی در مراحل مختلف فرایند برنامه ریزی ‏( چون ممیزی، پردازش و تحلیل داده، تعیین اهداف، آینده نگری، طراحی برنامه و ‏ارزش گذاری ) اهمیت دارد.
برنامه ریزی راهبردی فرآیند مدیریت گونه و ممتد مرور و جرح و تعدیل ‏سیاست گذاری ها، به دور از محدودیت های روش های برنامه ریزی طرح های شهری و منطقه ای سنتی ‏است که در آنها یک وضعیت نهایی را برای آ ینده دور در نظر می گرفتند. ‏
یک عنصر مهم برنامه ریزی طرح های شهری و منطقه ای راهبردی یا استراتژیک، آینده نگری خاص آن است که کارکرد گسترده آن ارزیابی تغییر و اندازه گیری تاتیراتی است که در ‏نتیجه اجرای برنامه ها در آینده نمود پیدا می کند و بدین ترتیب نیاز به مرور و اصلاح برنامه آشکار می شود .
در برنامه ریزی راهبردی بر مشارکت تاکید بسیار می شود . خردمایه مشارکت ‏در فرایند برنامه ریزی راهبردی آن است که گروه های مختلف ناظر و موثر بر موضوعات ‏راهبردی ( گروه های ذی نفع، ذی مدخل، ذی نفوذ، ذی صلاح و ذی ربط ) نه تنها می ‏توانند داده های اطلاعاتی باارزشی را وارد فرایند کنند، و همچنین سهم بیشتری در درک ‏موضوعات داشته باشند و یا تصمیم های مهمی بگیرند، بلکه می توانند پیامدهای ممکن ‏اختیار نمودن گزینه ها یا راه حل های مختلف عملی را نیز ارزیابی و پیش بینی کنند.
برنامه ریزی راهبردی شهری و یا منطقه ای نیاز به ساختار مدیریتی . سازمانی و ‏چارچوب های ویژه کارشناسی خاص خود را دارد تا بتواند از طریق آنها سلسله مراتبی از ‏سیاست هایی را که در چارچوب برنامه ریزی راهبردی و منطبق با ویژگی های آن، تهیه ‏شده اند، به اجرا برساند.
به کارگیری روش برنامه ریزی طرح های راهبردی و یا استراتژیک در مقیاس شهری و منطقه ای، ‏شهرها و مناطق را به صورت سیستم های پیچیده متشکل از اجزای به هم مرتبط در درون ‏زمینه ای محیطی یا فرا- سیستمی در نظر می آورد و کوشش بر ترک برخورد ساده انگارانه در این عرصه دارد .
یک ویژگی مهم و شرط موفقیت سیستم برنامه ریزی طرح های شهری و منطقه ای به روش ‏راهبردی یا استراتژیک، نرمش پذیری و توان تطابق با شرایط ویژه در حوزه برنامه ریزی است. ‏این ویژگی بر پایه این اصل قرار دارد که رویکرد درست، در هر موقعیت زمانی و مکانی، به ‏شرایط ویژه ای وابسته است که در درون آن تصمیم ها گرفته می شوند و به اجرا در می آ یند.
یک ویژگی مهم دیگر در برنامه ریزی راهبردی، سلسله مراتب سطوح سیاست گذاری و ‏رابطه بین سطوح مختلف است. به این ترتیب، نه تنها در هر سطح، سیاست ها دارای ارتباط متقابل اند و افقی هستند، بلکه بین سطوح مختلف سیاست گذاری نیز ارتباطی عمودی وجود ‏دارد. بدین ترتیب، هر سطح برنامه ریزی استراتژیک دارای کارکردی راهبردی برای سطح ‏پایین تر از خود است و بر عکس، هر سطح بالاتر هم، به وسیله برنامه ریزی راهبردی ‏سطح پایین تر از خود مقید می شود. به این ترتیب است که در برنامه ریزی راهبردی هم ‏امکان بنیان گذاری نگاهی اجمالی (اما جامع و فراگیر) از موضوعات و سیاست ها در هر سطح فراهم می آید و هم در سطوح پایین تر امکان تولید سیاست های تفصیلی (تاکتیک ها) یا ‏برنامه عملیاتی، همچون راهنما و دستورالعمل نهادهای مجری برنامه، مهیا می گردد.

مطلب مرتبط :   سرمایه های انسانی

Close Menu