پایان نامه ارشد درمورد علامه طباطبایی

پایان نامه ارشد درمورد علامه طباطبایی

دانلود پایان نامه

«سخن حقی است ، که از آن اراده باطل شد، آری درست است، فرمانی جز فرمان خداوند نیست، ولی اینها می‌گویند زمامداری جز برای خداوند نیست، در حالی که مردم به زمامداری نیک یا بد، نیازمندند، تا مؤمنان در سایه حکومت، به کار خود مشغول و کافران هم بهره‌مند شوند، و مردم در استقرار حکومت، زندگی کنند، به وسیله حکومت بیت‌المال جمع‌آوری می‌گردد و به کمک آن با دشمنان می‌توان مبارزه کرد. جاده‌ها امن و امان، و حق ضعیفان از نیرومندان گرفته می شود، نیکوکاران در رفاه و از دست بدکاران در امان می‌باشند».  

ب: نظم لازمه‌ی زندگی اجتماعی بشر
«پس از عصر نوزایی، فلاسفه سیاسی مهم‌ترین کار ویژه حکومت را ایجاد امنیت و جلوگیری از هرج و مرج دانسته‌اند. کسانی چون‌ هابز بر این باورند که هدف و وظیفه حکومت تنها برقراری نظم و امنیت در جامعه است. به عقیده‌ وی انسان‌ها گرگ همدیگرند و ضرورت وجود دستگاهی که انسا‌ن‌ها را مهار و در جامعه امنیت برقرار کند امری الزامی است. یعنی وظیفه اصلی حکومت این است که مقررات و قوانین را به اجرا گذارد که مانع ایجاد هرج و مرج و ناامنی در جامعه شود و در برابر عوامل تهدید کننده خارجی قوه دفاعی داشته باشد تا بتواند از موجودیت و کیان کشور حراست کند. جان‌لاک نیز که از پایه‌گذاران اندیشه لیبرالیسم به شمار می‌رفت، هدف حکومت را امنیت معرفی می‌کرد. از نظر او آنچه انسان‌ها در زندگی بدان نیازمندند حکومت است».
استاد علامه طباطبایی(رضوان‌الله تعالی علیه) نیز درباره ضرورت وجود نظم و قانون در جامعه می‌فرماید:
«همه می‌دانیم که کمال نوعی انسان تمام نمی‌شود و آدمی در زندگیش آن سعادتی را که همواره در پی آن است و هدفی بزرگ‌تر از آن ندارد در نمی‌یابد مگر به اجتماع افرادی که در کارهای حیاتی با یکدیگر تعاون می‌کنند. کارهایی که کثرت و تنوع آن به حدّی است که از عهده یک انسان برنمی‌آید که همه آنها را انجام دهد. و همین درک ضروری است که آدمی را محتاج کرده که اجتماعی تشکیل داده به سنت‌ها و قوانینی که نگهدار حقوق افراد از بطلان و فساد باشد تن در دهند و فرد فرد اجتماع هر یک به قدر وسع خود بدان عمل نمایند، و در زیر سایه آن قوانین اعمال یکدیگر را مبادله نموده هر یک به قدر ارزش عمل خود از نتیجه عمل دیگران برخوردار شوند، و بدون اینکه نیرومند مقتدر به ضعیف عاجز ظلم کند».
استاد جوادی آملی نیز در ذیل گفتار علامه طباطبایی (رضوان‌الله تعالی علیه) که ضرورت نظم و قانون در جامعه را بر اساس طبع استخدام‌گر انسان تبیین نموده بود، چنین توضیح می‌دهند: «اگر چه انسان بر اساس فطرتش موحّد است و عبودیّت ذات اقدس اله را می‌پذیرد، ولی طبیعتاً مستخدم دیگری است، انسان، به دلیل جهت «طین»ی خود «إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَهِ إِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِینٍ» ، دارای صبغه طبیعی است و از جهت روح الهی‌اش: «وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی» ، دارای صبغه فطری است؛ بر اساس فطرتش، موجودی عالم و عارف و اهل قسط و عدل است که ندای «أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ» را با «بَلى» پاسخ داد؛ ولی بر اساس طبیعتش، استخدام‌گر و بهره جوست و چون ارتباطش با عالم طبیعت، محسوس و نزدیک است و انسش با عالم فطرت تقریباً دور است، اگر او را بر اساس طبیعتش رها کنند، بر مبنای استخدام دیگران حرکت می‌کند و هیچ‌گاه «حدّ یقف» و نهایتی ندارد؛ از آنجا که نیازهای فراوان دارد و به تنهایی قادر نیست خواسته‌های خود را تأمین کند، از هر چیز و از هر شخصی بهره می‌جوید و آنها را به خدمت خود در می‌آورد».
بنابراین نتیجه‌ای که از این بحث می‌گیریم این است که حکومت عامل هماهنگی و انتظام اجتماعی است، و هیچ جامعه‌ای بدون حکومت، موجودیت پیدا نمی‌کند؛ زیرا ایجاد هر تجمعی، بسته به پذیرش نوعی نظم است و نیز در گرو وجود نظم، اجتماع تحقق می‌یابد و با توجه به آنکه بشر برای اجتماعی زیستن خلق شده و دارای گرایش‌های جمعی است، زندگی در سایه یک حکومت، امری اجتناب‌ناپذیر و حتمی است.
3-1-3- ضرورت حکومت اسلامی
علاوه بر آنکه ادله‌ایی که بر ضرورت اصل حکومت آورده شد، ناظر به حکومت دینی و اسلامی نیز هست، به دلایل دیگر بر اثبات ضرورت حکومت اسلامی اشاره می‌شود.
الف) نفی حکومت دینی، مستلزم پذیرش حکومت غیردینی
«حکومت و سرپرستی اجتماعی، بر دو گونه است، و از این دو نوع بیرون نیست، یا سرپرستی و حکومت، الهی و زمینه‌ساز بندگی خداوند است یا غیرالهی که در آن صورت، زمینه‌ساز گرایش به دنیاپرستی و ایجاد کننده و رشد دهنده‌ی تعلقات مادی خواهد بود.
این گمان که کسی می‌تواند، هیچ حکومتی را نپذیرد و در عین حال در مسیر الهی قدم بردارد، ساده‌اندیشی است؛ چون هر فرد، جزئی از مجموعه و جامعه‌ای است که در آن زندگی می‌کند و محور نظام اجتماعی که سرپرستی همان جامعه را بر عهده دارد، اختیارات او را محدود نموده، زمینه‌ساز حرکت فرد در یکی از دو جهت مادی یا الهی می‌شود؛ اگر ولایت، غیرالهی باشد، هر روز دامنه‌ی اختیارات فرد حتی برای خداپرستی فردی محدود شده و در فعالیت‌های اجتماعی نیز تابع جهت‌گیری نظام قرار می‌گیرد.
قرآن کریم در منحصر بودن ولایت به دو نوع الهی و طاغوتی، می‌فرماید:
«اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ» ترجمه: «خداوند ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده‌اند، آنها را از تاریکی به سوی نور می‌برد و آنان که کافر شدند، سرپرستانی طاغوتی بر آنها حکم می‌رانند که آنان را از نور خارج ساخته، به سمت تاریکی می‌برند.»
این آیه بدین معنا است که: «اگر از ولایت الله خارج شوی، هیچ چاره نداری که تحت ولایت طاغوت بروی و اگر بخواهی وارد ولایت الله شوی، بایستی قبلاً از ولایت طاغوت خارج شوی؛ یعنی، نه دو ولایت بر توست هم طاغوت، هم الله و نه ممکن است که هیچ کدام نباشد؛ یعنی هم مانعه الجمع است و هم مانعه الخلو است.»
ب) حکومت دینی، شرط تحقق دین
اسلام دین جامع و کاملی است و هر چه را که انسان برای سعادت دنیوی و اخروی خود به آن نیازمند است را دارا می‌باشد.
استاد جوادی آملی در همین زمینه چنین می‌گوید:
«دین الهی که به کمال نهایی خود رسیده و مورد رضایت خداوند قرار گرفته است».
«الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً»
دینی که بیان کننده همه لوازم سعادت انسان در زندگی فردی و اجتماعی اوست: «تبیان لکل شئ»
و به گفته رسول اکرم(ص) در حجه الوداع که فرمودند: قسم به خداوند که هیچ چیزی نیست که شما را به بهشت نزدیک می‌کند و از جهنم دور می‌سازد، مگر آنکه شما را به آن، امر کردم و هیچ چیزی نیست که شما را به جهنّم نزدیک می‌کند و از بهشت دور می‌سازد، مگر آنکه شما را از آن، نهی کردم. … آیا چنین دین جامعی، برای عصر غیبتی سخنی ندارد؟».
امام باقر(ع) در روایتی می‌فرماید:
«انّ الله تبارک و تعالی لم یدع شیئاً یحتاجُ الیه الامّه إلاّ أنزلهُ فی کتابه وبیّنه لرسوله(ص) و جعل لکل شئ حَدّاً وجعلَ علیه دلیلاً یدلُّ علیه، و جعل علی من تعدّی ذلک الحدّ حدّاٌ».

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد درباره اسناد بین المللی

Close Menu