پایان نامه ارشد درمورد
اختلال اضطراب منتشر، اختلالات خواب، علائم اضطراب، افراد مبتلا

پایان نامه ارشد درمورد اختلال اضطراب منتشر، اختلالات خواب، علائم اضطراب، افراد مبتلا

کردن.
10)استدلال حسی : احساسات منفی را انعکاس از واقعیتها می داند. مثلاً اگر احساس غمگینی می کند ، استدلال می کند که حتماً آدم افسرده ای است .
کارروانشناسان شناختی در مورد فشار روانی و بهداشت بسیار با اهمیت تلقی می شود . لازاروس و همکارانش که تلاشهای آنها در این زمینه بسیار مؤثر است ، بر این باروند که فشارهای روانی به شناخت فرد از خود و محیط بستگی پیدا می کند .
از نظر آنها فشار روانی عبارتست از یک حالت درونی که می تواند ناشی از خواسته های فیزیکی بدن و یا ناشی از موقعیت محیطی و اجتماعی باشد ، که بالقوه زیانبار ، ‌غیر قابل کنترل یا فراتر ازاستعداد سازگاری ما ارزیابی می شوند . عوامل فشارزا ، پاسخهای فیزیکی و روانی از قبیل اضطراب نومیدی و افسردگی و … را به همراه خواهد داشت .اگر عوامل فشار زا استمرار داشته باشند ، اثرات دراز مدت رفتاری، فیزیولوژیکی، هیجانی و شناختی را ایجاد خواهد نمود. مطابق نظر لازاروس (1990) نیز استرس تنها زمانی بروز می کند که افراد بر این باور باشند که یک موقعیت معین ، تقاضاهایی از‌ آنها دارد که از توان آنها و منابع موجود آنها خارج است .
هانس سلیه نیز معتقد است که استرس را همیشه در زندگی نباید عامل منفی به شمار آورد ، از دیدگاه اوفقط زمانی که استرس شخص را مغلوب ساخته و موجب ناراحتی می گردد ، آسیب رساننده است .
بنابراین همه استرسها عوارض ناخوشایند ندارند و به این خاطر استرس را بعضی به سه دسته بزرگ
الف) استرس منفی
ب) استرس خنثی
ج) استرس خوشایند ، طبقه بندی می کنند
‌ نگرانی ، فشار ، خشم وناکامی ، جزء استرسهای منفی قلمداد می شوند و چیزهایی مثل سر و صدا ، پول و … استرس خنثی و موفقیت ، اگر چه استرس مثبت یا منفی باشد ، واکنشهای فیزیولوژیک اولیه یکسانی را به همراه خواهد داشت .
میشن بام51 (1982) معتقد است با فشار روانی را باید از دید شناختی نگاه کرد ، یعنی فشار روانی مستلزم ارزیابی شناختی است و افراد تحت این فشار ، اغلب دارای افکار تحریف شده و آکنده از سرخوردگی هستند . وی52 (1985) به منظور کمک به افراد تحت شرایط استرس ، آموزش مایه کوبی در برابر فشار روانی را پیشنهاد داده است . آموزش مایه کوبی در برابر فشار روانی میشن بام ، دارای سه مرحله مشخص است :
الف) مرحله ادراک (دادن آگاهی به منظور درک مشکل)
ب) مرحله مهارت آموزی و تمرین (مانند تنش زدایی ، راهبردهای حل مسئله و…)
ج) مرحله کاربردی و پیگیری (مهارتهای اموخته شده در موقعیتهای واقعی به کار گرفته شوند.)

2-5-سبب شناسی اضطراب:
2-5-1- عوامل زیست شناختی:
1- سه ناقل عصبی عمده که بر اساس مطالعه بر روی حیوانات و پاسخ به درمان داروئی با اضطراب رابطه دارند عبارتند از : نوراپی نفرین، سروتونین و گاما آمینوتیریک اسید(GABA). نظریه کلی در ارتباط با نقش نوراپی نفرین اختلالات اضطرابی این است که افراد مبتلا ممکن است سیستم نورآدرنرژیک نامنظمی داشته باشند که گاه به گاه دوره های فعالیت پیدا می کند. تنه های سلولی سیستم نور آدرنرژیک عمدتا در لوکوس سرولوس در قسمت قدامی پل دماغی قرار گرفته اند و آکسون های خود را به قشر مخ، سیستم لیمبیک، ساقه مغز، و نخاع شوکی می فرستند. مطالعه بر روی انسانها به این رسیده است که، در بیماران مبتلا به اختلال هراس، آکونیست های بتا آدر نرژیک مثل ایزرپروترنول می توانند حملات شدید و مکرر هراس را برانگیزند بر عکس، کلونیدین یک آگونیست آلفا و آدرنرژیک، علائم اضطراب را در بعضی از موقعیت های تجربی و درمانی کاهش می دهد.
شناسایی انواع زیاد گیرنده های سروتونین پژوهش در زمینه نقش سروتونین در بیماری زائی اختلالات اضطرابی را دامن زده است. علاقه در این زمینه ابتدا با مشاهده اینکه ضد افسردگی های سروتونرژیک اثر درمانی در بعضی از اختلالات اضطرابی دارند برانگیخته شد. تاثیر با سپیرون آگونیست A1 سروتونرژیک (5-HTlA) در درمان اختلالات اضطرابی را مطرح می سازد و چندین گزارش حاکی است که ام کلرفنیل پیپر ازین(mepp) داروئی با اثرات متعدد سروتونینی و فن فلورامین که موجب آزاد شدن سروتوئین می گردد، موجب افزایش اضطراب در بیمارانی می گردند که به اختلالات اضطرابی دچارند، بسیاری از گزارش های روایتی حاکی است که محرک ها و توهم زاهای سروتونرژیک مثل لیزرجیک اتیل آمید (lsd) با پیدایش اختلالات حاد و مزمن اضطرابی در افرادی که این داروها را مصرف می کنند رابطه دارند.
نقش گاما آمیو بوتیریک اسید(LSD) با پیدایش اختلالات اضطرابی قویا با تاثیر غیر قابل انکار بنزودیازپین ها، که موجب تقویت فعالیت گابا در گیرنده ها GABA می گردند، در درمان انواعی از اختلالات اضطرابی تائید می شود. هر چند بنزودیازپین های ضعیفتر برای علائم اختلال اضطراب منتشر موثرتد هستند، بنزودیازپین های قویتر، مثل آلپرازولام در درمان اختلال هراس موثرند. پژوهشگران چنین فرض می کنند که بیماران مبتلا به اختلالات اضطرابی دچار اختلال در عملکرد گیرنده های GABA هستند هر چند این رابطه بطور مستقیم به ثبت نرسیده است. (کاپلان و سادوک، ج 1، 1386)
2-5-2-عوامل ژنتیکی
مطالعات ژنتیک اطلاعات محکمی به وجود آورده است مبنی بر اینکه حداقل بعضی اجزاء ژنتیک در حصول اختلالات اضطرابی سهیمند. تقریبا نیمی از مبتلایان هراس بین بستگان خود یک نفر مبتلا به اختلال هراس دارند. ارقام مربوط به اختلالات اضطرابی دیگر، هر چند چندان بالا نیستند، باز حاصل از شیوع بالای بیماری در بستگان درجه یک بیماران در مقایسه با
بستگان افراد غیر مبتلا می باشند. هر چند مطالعات مربوط به فرزند خوانده ها در اختلالات اضطرابی گزارش نشده است، اطلاعات به دست آمد از مرکز ثبت دو قلوها تائید کننده این فرضیه است که اختلالات اضطرابی بطور نسبی علت ژنتیک دارند. یک مطالعه جدید حدود 4 درصد آسیب پذیری درونی اضطراب را در جمعیت کلی به یک واریان پلی مورفیک ژن خاص ناقل سروتونینی که مکان بسیاری از داروهای سروتونرژیک است نسبت داده است. افراد واجد این واریان ناقل کمتری تولید کرده و سطوح بالاتری از اضطراب دارند. (کاپلان و سادوک، ج 2، 1386)
مطالعات تصویر سازی مغز: مطالعات ساختاری، توموگرافی کامپیوتری(CT) و تصویر سازی مغناطیسی (MRT)، ندرتا افزایش حجم بطن های مغزرا نشان داده اند. دریک مطالعه میزان افزایش با طول مدت مصرف بنزودیازپین ها توسط بیمارمطابقت داشت. دریک مطالعه با MRTنقص خاصی درلوب تا مپورال راست مبتلایان به اختلال هراس مشاهده شد. چندین مطالعه تصویر سازی یافته های ناهنجار در نیمکره راست، اما نه در نیمکره چپ، نشان داده اند که حکایت از اهمیت نوعی عدم تقارن مغزی مثلا، توموگرافی بانشرپوزیترون(PET) توموگرافی با نشر پوزیترون واحد (SPECT) و الکتروآنسفالوگرافی (EEG) در بیماران مبتلا به اختلالات اضطرابی نابهنجاری هائی در قشر پیشانی، نواحی پس سری و گیجگاهی و در یک مطالعه شکنج پاراهیپوکامپ، در پژوهشی مربوط به اختلال هراس گزارش شده است یک تفسیر محافظه کارانه این داده ها این است که بعضی از بیماران مبتلا به اختلالات اضطرابی پاتولوژی قابل اثبات دارند. و اینکه پاتولوژی ممکن است رابطه سببی با علائم اختلال اضطرابی آن ها داشته باشد. (کاپلان و سادوک، ج 2، 1386)
2-5-3- عوامل روان شناختی و محیطی:
چند مکتب عمده نظریه های مهمی در مورد علل اضطراب و اختلالات اضطرابی بیان کرده اند. نظریه روانکاوی علت اختلالات اضطرابی را نتیجه یک تعارض ناهشیار می داند که بین تکانه های نهاد و محدودیتهایی که خود و فراخود اعمال می کنند. ایجاد می شود، آنجا که بسیاری از تکانه های نهاد با ارزشهای اجتماعی با شخص در تضاد هستند آدمی را دستخوش تهدید می کنند. (هیلگارد و همکاران، ج 2، 1382)
به عقیده فروید، اختلالات اضطرابی زمانی روی می دهد که تکانه های غیر قابل قبول تهدید کنند که دفاعهای خود را از توان می اندازند و وارد عمل می شوند، اینکه مکانیزمهای دفاعی خود چگونه اضطراب روان رنجور را حل و فصل کند، نوع اختلال اضطرابی را تعیین می نماید. معتقد بود که در اختلالهای فوبیک، اضطراب روان رنجور به محرکی بیرونی جابجا می شود که در ارتباط با تعارض های زیر بنایی اهمیت نمادی دارد. وسواسهای فکری و عملی نیز روشهایی برای برخورد کردن با اضطراب هستند به عقیده فروید، وسواس فکری از لحاظ عادی با تکانه زیر بنایی ارتباط دارد ولی کمتر از آن وحشتناک است، وسواس عملی راهی برای عمل زدایی امیال غیر قابل قبول فرد است، و سرانجام اینکه تصور می شود که اضطراب فراگیر و حملات وحشتزدگی در صورتی روی می دهند که دفاعهای فرد به قدر کافی بنایی را مخفی کنند.(سید محمدی، 1386)
در نظریه یادگیری اجتماعی به جای تعارضهای درونی، شیوه هایی در مدار قرار می گیرد که طی آن اضطراب در راه یادگیری با برخی موقعیتها مرتبط می شود. طبق دیدگاه رفتاری اختلالهای اضطرابی از شرطی سازی هیجانی ناشی می شوند برخی ترسها در نتیجه تجربیات آسیب زایی فراگیری می شوند که پاسخ ترس شرطی شده به صورت کلاسیک را ایجاد می کنند. برای مثال کسی که سقوط آسیب زایی را از یک مکان بلند داشته ترس از بلندیها را پرورش می دهد و مکانهای بلند برای وی سقوط و درد را تداعی می کند. با این حال برخی از موقعیتهای فوبیک در فرد، هرگز برای فرد تجربه آسیب زایی نداشته اند بلکه این فوبیها می توانند از طریق یادگیری مشاهده ای اکتساب شوند، مثل فردی که از پروازکردن با هواپیما می ترسد، سوانح هوایی را در صحنه های تلویزیونی دیده است.( سید محمدی، 1386)
در سومین دیدگاه گفته می شود هنگامی احساس اضطراب دست می دهد که آدمی با موقعیتی روبرو شود که کنترلی بر آن ندارد. ممکن است با موقعیت تازه ای روبرو گردیم و مجبور شویم آن را با دیدی که از دنیا و خودمان داریم در هم آمیخته و سازمان بدهیم. یا چنانکه در مورد بسیاری از تجربه های ما پیش می آید، ممکن است در موقعیت مبهمی قرار گیریم و مجبور شویم آن را در تصویری که از جهان داریم بگنجانیم.( هیلگارد و همکاران، ج 2، 1382)
در نظریه های شناختی بر نقش الگوهای فکر و عقاید در اختلالهای اضطرابی تأکید می کنند، افرادی که به اختلال اضطرابی مبتلا هستند درباره ضروریات زندگی تعبیرهای فاجعه آمیز می کنند.( سید محمدی، 1386)
اغلب نظریه های بدست آمده اضطراب که در مورد انسان مطرح شده بر پایه مطالعات حیوانی، از تجارب آزمایشگاهی به ویژه آنهایی که بر پایه نورفیزیولوژیکی است، بدست آمده است. (خداپناهی، 1385)

مطلب مرتبط :   منبع مقاله دربارهمنابع قدرت، ضریب همبستگی، تحلیل عامل، تحلیل عاملی

2-6-آثار و عوارض اضطراب
اختلالات اضطرابی در سه سطح جسمی، رفتاری و ارتباطی تأثیر می گذارد.
الف) اضطراب و سطح جسمی:
بررسی شاخصهای فیزیولوژیکی اختلالات اضطراب نشان می دهد که افراد مضطرب در ضربان قلب، فشار خون و تنفس دچار تغییر می شوند. یعنی هنگامی که فرد مضطرب است ضربان قلب و فشار خون افزایش یافته و بحرانهای تنفسی روی می دهد. تنگ شدن عروق موجب خشک شدن دهان و پریدن رنگ می گردد. انقباض های مری، احساس وجود گلوله ای را در گلو، ایجاد می کنند و گاهی بروز اختلال در مکانیزمهای بلع به استفراغ من
جر می شود و حتی اضطراب می تواند باعث تکرر ادرار فرد شود.
اختلالهای جسمانی می توانند به منزله نقابی برای پنهان کردن حالات اضطرابی محسوب شوند، بنابراین هرگاه با سردردها، دل دردها و یا اختلالهای هاضمه مواجه شویم باید اختلال وجود یک حالت اضطرابی را در نظر بگیریم. اضطراب همچنین می تواند باعث اختلالات خواب و روان- بی اشتهایی شود وحشتزدگی شبانگاهی نیز نشان دهنده جنبه خاصی از اضطراب است که در خلال آن، یک بحران وحشتزدگی واقعی به وقوع می پیوندد. بروز مکرر این اختلال معمولاً نشانه یک اضطراب گسترده است. بیدار شدن نابهنگام صبحگاهی نیز از نشانه های اضطراب در فرد است و مسأله در آمیختگی افسردگی و اضطراب را مطرح می کند. همچنین در مواقعی که تبدیلهای هیستریکی با نشانه های بازداری عقلی توام هستند، مجاورت اضطراب و هیستری و همچنین وجود مرزهای مشترک بین آنها می تواند در نظر گرفته شود.
در پاره ای از افراد، اضطراب براساس ابراز نگرانی نسبت به وضع جسمانی و یا ترس از

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه درموردرفتار شهروندی، رهبری تحول آفرین، رفتار شهروندی سازمانی، حمایت سازمانی

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu