پایان نامه ارشد درباره محدوده جغرافیایی

پایان نامه ارشد درباره محدوده جغرافیایی

دانلود پایان نامه

ین و چانگ (2009) استفاده از روش MCDM را به دلیل ماهیت چند معیاره بودن در مسائل مربوط به بخشهای خصوصی و عمومی بسیار مفید معرفی نمودند. چرا که در بخشهای خصوصی و عمومی جامعه نیز مسائلی که ایجاد میشوند جزو مسائل چند معیاره بوده و بیشتر به اولویتبندی بین چندین گزینه میپردازند.  

بورن و همکاران (2009) روشی ارائه دادند که با استفاده از آن می توان بهترین گزینه را که دارای بیشترین نزدیکی به ایدهآل میباشد را ارائه نمود. این روش نیز با روش A-IFS ترکیب شده است.
وو و چن (2011) روشی جدید برای تصمیمگیری ابداع نمودند. ایشان فرایند تصمیمگیری خود را با نام A-IFS معرفی نموده و بیان داشتند که این مدل با درجه و میزان عضویت و عدم عضویت فرایند تصمیمگیری را اجرا مینماید از طرفی میتواند با وجود دادههای نه چندان کافی مسائل و مشکلات بسیاری را حل نماید. در نهایت ایشان دو نمونه واقعی را برای آزمون مدل مورد نظر به کار گرفتند.
مدنی و لاند (2011) مزیت های روش تئوری گیم را به این صورت بیان داشتند. این روش می تواند نوع رفتار و برخورد هر کدام از تصمیم گیرندگان را در برنامه ریزی ها و مدیریت ها را دخیل نماید. این در حالی است که سایر روش ها نمی توانند این نوع عوامل را در تصمیم گیری ها وارد نمایند. یکی دیگر از مزیت های روش نام برده این است که این روش می تواند ابعاد مختلف مهندسی، اجتماعی-اقتصادی، و خصوصیات سیاسی مسائل منابع آبی را بدون وجود اطلاعات و داده های کافی در این زمینه و هم چنین نیاز به وجود گزارشات جامعی از وضعیت اقتصادی، مالی و فیزیکی را در برنامه ریزی ها منعکس نماید. این مطلب را هم چنین مدنی (2010) نیز مورد بررسی قرار داده و نتایج مشابهی را بدست آورده است. مدنی و لاند (2011) در مقاله خود نشان دادند که روش گیم را می توان در جایی به کار برد که چندین تصمیم گیرنده در حوضه وجود دارند و نمی توانند با یکدیگر همکاری داشته باشند. به عبارتی برای اینکه یک حوضه بتواند به خوبی مدیریت شود باید چندین مدیر و برنامه ریز بتوانند با یکدیگر همکاری داشته باشند. بعضی از مواقع وجود دارد که برنامه ریزان نمی توانند به تفاهم برسند به همین علت از روش گیم استفاده می شود تا بتوان در نهایت روشی جامع برای تصمیم گیری ارائه نمود. مدنی (2010) این مطلب را نیز مورد تائید قرار داده است.
قاسمی و دانش (1391) از یک مدل فازی تصمیمگیری برای ارزیابی و رتبهبندی روشهای مختلف نمکزدایی استفاده نمودند. گزینههای نمکزدایی مورد نظر شامل اسمز معکوس، الکترودیالیز، تقطیر ناگهانی ، تقطیر چند مرحلهای، تراکم بخار و تبادل یونی بوده است. ایشان در این تحقیق دریافتند که فرایند الکترودیالیز با وزن نهائی 255/0 مناسبترین روش نمکزدایی از آبهای لبشور زیرزمینی برای منطقه مورد مطالعه میباشد. آنها در مطالعه خود به تحلیل حساسیت مدل تصمیمگیری نیز پرداختند. نتیجه حاصل شده نشان داد که مدل مورد نظر در مقابل جابهجایی وزن معیارها از حساسیت پایینی برخوردار میباشد.
آندرس و اولئوسن (2012) به مقایسه دو روش AHP و DEA که هر دو از روشهای حل مسائل چند معیاره بوده و در دسته راه حل های MCDM قرار می گیرند، پرداختند. ایشان در این مقاله به این نتیجه رسیدند که روش DEA از سه نظر دارای اهمیت و برتری نسبت به روش AHP میباشد. اولین دلیل برتری این روش این است که DEA وزنهای اختصاص داده شده به هر کدام از گزینه ها و معیارها را خود بر اساس داده های ورودی محاسبه مینماید در صورتی که روش AHP اوزان را بر اساس پرسشنامههای تهیه شده توسط خود فرد تصمیمگیرنده و پاسخهای افراد متخصص به هر کدام از پارامترها اختصاص میدهد. دومین دلیل تفاوت این دو این است که در روش DEA میتواند در مسائل بسیار پیچیدهتر مورد استفاده قرار گیرد در صورتی که روش AHP تنها در مسائل ساده قابلیت استفاده را دارد. در نهایت زمانی که از روش AHP استفاده میشود امکان تشخیص منابع کاهش بازدهی به هنگام استفاده بیش از حد منابع و همچنین اینکه کدام گزینه بهتر میتواند ورودیها را به خروجی تبدیل نماید وجود ندارد.
لئو و همکاران (2012) در مقاله خود روش AHP را بسیار مفید دانسته و بیان داشتند که در این روش میتوان بسیاری از مسائل پیچیده را از جمله مسائل حاکم در بخش های آموزشی، بیمارستان ها و غیره با انجام بسیاری از سادهسازیها حل نمود. سادهسازی ایجاد شده در این روش یکی از موضوعاتی است که وایدا و کومر (2006) و سانتوسو (2012) در مقالات خود بیان داشتند. یکی از مسائل و مشکلات اصلی جهان حقیقی که توسط روشهای ارائه شده در MCDM حل میشود، مسائلی است که در رابطه با بشر و فعالیتهای آن میباشد. باید به این نکته اشاره نمود که از بین روشهای ارائه شده در MCDM روش AHP دارای کاربرد گستردهای میباشد. از جمله افرادی که از این روش استفاده نمودهاند میتوان به کاکا و همکاران (2008)، کاتسیومارو و همکاران (2008)، ملون و همکاران (2008) و دولان و یادرولا (2008) اشاره نمود. از طرفی ایشان در مقاله خود بیان نمودند که میتوان افزایش بازدهی و عملکرد ترکیب روش AHP و سیستم فازی در مقایسه با کاربرد تنها روش AHP را در مسائل مربوط به فعالیت های انسانی با توجه به گفته وئو و همکاران (2008)، نگه داری از تجهیزات نمک زدائی با استناد به نتایج حاصل از مقاله کاسکالز و لاماتا (2008) و در نهایت انتخاب ظرفیت مخزن موضوعی که بوتانی و ریزی در سال 2008در مقاله خود نشان دادند مشاهده نمود.
لیو و همکاران (2013) با ترکیب دو روش VIKOR و IOWA با یکدیگر فرمولی را ارائه دادند که در مقایسه با روش ویکور به تنهایی دارای مزیتهایی از جمله: توانایی پارامتره نمودن ابعاد متمایز بین حداقل و حداکثر بر اساس رتبهبندی ثانویه که به نوعی میتواند مقدار انحراف مورد نظر جهت نتیجهگیری نهائی را مشخص نماید، روش ترکیبی میتواند مسائل پیچیدهتر را راحتتر از روشهای دیگر حل نماید. از طرفی با بهکارگیری روش ترکیبی میتوان به نوعی سازگارترین گزینه را نسبت به ایدهآل مورد نیاز تصمیمگیرنده معرفی نمود.
فصل سوم
مواد و روش ها
3-1- موقعیت کلی منطقه
استان مازندران با مساحت 22400 کیلومتر مربع در شمال ایران واقع شده است. دارای اقلیمی معتدل و مرطوب و از پوشش گیاهی متراکم برخوردار بوده و کاربری غالب اراضی آن نیز جنگلی و کشاورزی است. استان مازندران از شمال به دریای خزر و از شرق به استان گلستان و از جنوب به سلسله جبال البرز و از غرب به استان گیلان منتهی میگردد. با توجه به شرایط توپوگرافی و پوشش گیاهی و محاط شدن در سلسله جبال البرز و دریای خزر، تعداد زیادی رودخانه در آن جاری می باشند که حدود 50 رودخانه کوچک و بزرگ در طول 400 کیلومتری سواحل این استان دارای مصب مشخص می باشند. از مهمترین آنها می توان تجن، تالار، بابلرود، هراز و شیرود را نام برد که نقش بسزایی در اقتصاد استان بویژه در کشاورزی، دامداری، صیادی و صنایع غذایی ایفا می نمایند. مصطوفی (1385) در مطالعه خود بر روی رودخانه تالار نشان داد که از بین تمام گونه های موجود در آب دریای خزر تنها 33 گونه در رودخانه تالار وجود دارند. اغلب این گونه ها را می توان متعلق به خانواده کپورماهیان و سگ ماهیان جویباری دانست (نادری و عبدلی، 1383 و مصطوفی، 1382). یمانی و حسین زاده (1381) در تحقیق خود بر روی رودخانه تالار نشان دادند که این رودخانه هنوز به تعادل دینامیکی خود نرسیده است و همچنان در حال تغییر و جابهجایی و ایجاد پیچ و خم های جدید و توسعه در قسمت غلیای جلگه میباشد و در قسمت سفلی، یعنی در محدوده دارای الگوی پیچانرودی نیز تغییراتی خیلی کند و بطئی دارد و همین امر موجب شده تا در فاصله زمانی 39 ساله، این تغییرات محسوس نباشد. رودخانه تالار در منطقه شمال رشته کوه های البرز و در جنوب دریای مازندران، در محدوده جغرافیایی استان مازندران و شهرستان های سوادکوه، قائم شهر و جویبار جریان دارد (یمانی و حسین زاده، 1381).
محدوده مورد مطالعه (شکل 3-1)، بخشی از حوزه آبخیز دریای خزر است که از ارتفاعات البرز شورع و به دریای خزر ختم می شود. مساحت حوضه تالار و سیاه رود بالغ بر 92/3384 کیلومتر مربع است که مساحت قسمت دشتی آن 48/899 کیلومتر مربع می باشد و در مختصات′ 997/9 ′′35 ̊ 52 تا ′ 97/6 ′′ 24 ̊ 53 شرقی و′ 38/0 ′′54 ̊ 35 تا ′179/0 ′′47 ̊36 شمالی واقع گردیده است. بلندترین ارتفاع دشت 100 متر از سطح دریا است در حالیکه در مناطق ساحلی ارتفاع به زیر صفر هم میرسد. در دشت مورد مطالعه سه شهر ساری، قائم شهر و جویبار واقع شدهاند.
شکل (3-1): نقشه موقعیت منطقه مورد مطالعه (آب منطقه ای استان مازندران، 1389)
3-2- موقعیت توپوگرافی منطقه
حوضه تالار در زمین های مرتفع، تپه ماهور البرز مرکزی و زمین های پست ناحیه دریای مازندران واقع شده است. مرتفع ترین نقاط حوضه در قلل البرز قرار دارد و پست ترین نقطه حوضه در ساحل دریای مازندران به ارتفاع 17- متر از سطح دریا واقع شده است (شکل 3-2). در حوضه تالار بر مبنای اطلاعات موجود اطلس شیب ایران، زمین های دارای شیب بیش از 50 درصد بیشترین بوده و حدود 70 تا 80 درصد مساحت حوضه را شامل می شود. در قسمت جنوب حوضه علاوه بر موارد فوق، زمین های با شیب 30 تا 50 درصد، 15 تا 30 درصد، شیب 10 تا 15 درصد، 5 تا 10 درصد و شیب کمتر از 5 درصد نیز مشاهده می شود. بنابراین با عنایت به مرتفعترین نقطه حوضه به ارتفاع 4022 متر از سطح دریا و پست ترین نقطه آن به میزان 17- متر از سطح دریا در فاصله طولی مستقیم حدود 100 کیلومتر، شیب سطح زمین حدود 4 درصد و از مرتفعترین نقطه تا ابتدای دشت در فاصله حدود 65 کیلومتری، شیب سطح زمین حدود 6 درصد می باشد. به هر حال اختلاف ارتفاع زیاد در فاصله طولی کوتاه، گویای عدم تعادل مورفولوژیکی محدوده حوضه تالار است که نشاندهنده پویایی پوسته در راستای تغییر شکل سطح آن میباشد (آب منطقهای مازندران، 1387).
شکل (3-2): نقشه توپوگرافی حوضه تالار
3-3- هیدرولوژی
3-3-1- منابع آب های سطحی
منابع آب سطحی در حوزه از ارتفاعات البرز سرچشمه میگیرند و به دریای مازندران ختم میشوند. رودخانه اصلی که در حوزه جریان دارد رودخانه تالار است.
رودخانه تالار در بخش مرکزی دامنه شمالی رشته کوه البرز واقع شده است. حوضه مورد بررسی از غرب به حوضه رودخانه بابلرود و از شرق به حوضه سیاهرود و از جنوب به حوضه تجن و از شمال به دریا محدود می شود (شکل 3-3). این رودخانه از ارتفاعات 3782 متر کوه های گدوک، خطیرکوه، ورسک و اوریم سرچشمه می گیرد و پس از پیوستن چندین شعبه به آن از قسمت غرب قائم شهر گذشته و پس از عبور از منطقه کیاکلا در قسمت غربی قریه به دریا می ریزد. سرشاخه های مهم رودخانه تالار عبارتند از: 1-شاخه ورسک 2- شاخه دشت سفید (کبیررود) 3-شاخه کترلا 4-شاخه آلاشت 5- شاخه کسیلیان 6-شاخه اوتیجون 7-شاخه برجستانک
رودخانه تالار از یک شاخه اصلی و 7 شاخه فرعی تشکیل شده است. در رودخانه تالار و کسیلیان مجموعاً 452 میلیون متر مکعب آب در سال جریان دارد که 60% از شاخه اصلی و 40% از شاخه های فرعی مهم تامین می گردد. این رودخانه دارای رژیم دائمی پایه بوده و منشا این حوضه در ارتفاعات برفی، اما در قسمت میانی و پایین دست بارانی است.
رودخانه تالار مزارع حوضه قائمشهر-جویبار را آبیاری می کند. زمان وقوع سیلاب بهاره معمولا از اواخر اسفند شروع شده و تا اواخر فروردین ادامه دارد و سیلاب پاییزه از اوایل شهریور تا اواخر آبان ماه ادامه دارد. از کل جریان 452 میلیون متر مکعبی، 360 میلیون متر مکعب به دریا و 92 میلیون متر مکعب جهت مصارف کشاوزی برداشت می شود (آب منطقه ای استان مازندران، 1389). رودخانه سیاهرود از ارتفاعات میانی حوزه سرچشمه می گیرد. رودخانهای فصلی است. از آب آن برای آبیاری مزارع کشاورزی در مناطقی از غرب ساری استفاده می شود (شکل 3-3).
شکل (3-3): رودخانه های حوضه تالار

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه با موضوع حمایت از حقوق زنان

Close Menu