پایان نامه ارشد درباره اجتماعی و سیاسی

پایان نامه ارشد درباره اجتماعی و سیاسی

دانلود پایان نامه

 

با این وصف میتوان ادعا کرد که جنبش خوارج بیش از آنچه گفته شده تحت تأثیر موالی هم در اندیشه و هم در عمل قرار داشته است. خوارج همچنین پرداخت خراج و جزیه را فقط مخصوص غیرمسلمانان دانسته و مسلمانان را از پرداخت آن معاف میدانستند. از نظر آنها مسلمانان میبایستی فقط با غنایم جنگی زندگی کنند آنها در ایران اقدام به ضرب سکه نمودند و حتی در حاشیه بعضی از سکههای امویان شعار خود( لا حکم الا لله) را نقش کردند.
امویان برای مقابله با خوارج از هر وسیلهای استفاده میکردند، حتی در سپاهیانی که حجاج به جنگ خوارج و یا کمک به مهلب بن ابی صفره میفرستاد تعداد زیادی از نیروهای موالی حضور داشتند. مهلب دیوانداری ایرانی به نام شهریار داشت، که گاهی در جنگ فرماندهی سپاه را بر عهده میگرفت، او معروف به جوانمرد عجمی بود.
خوارج در ایران سعی میکردند از تمام امکانات محلی برای مقابله با امویان استفاده کنند و در این راه از کمک غیر مسلمانان بهره میگرفتند. آنها گاهی سعی در همراهی با قدرت های محلی داشتند؛ که بعد از جنگ نهروان در مناطق شرق ایران متواری شدند؛ نخست در بین قبایل عرب ساکن در این مناطق ظهور کردند و از آن طریق ایرانیان را به سمت خود جذب کردند.
برخورد تساویطلبانه خوارج با موالی و اقوام غیرعرب نشان از کمتوجهی آنها به تعصبات عربی و قبایلی دارد ولی این بدان معنی نیست که آنها تعصب قومی نداشتند بلکه در ادبیات و شعر خود به پیروزیهای قبیلهای خود تفاخر میکردند.
با قدرتگیری معاویه ما با موج حضور موالی در قیامهای خوارج روبرو هستیم و اولین حضور ایرانیان در صنوف خوارج بر ضد معاویه در همان سالهای اولیه خلافت او صورت میگیرد. در این زمان مهاجران خارجی مذهب از کوفه و بصره اعتقادات خود را به سرزمین ایران انتقال دادند. شگفت آنجاست که از بزرگترین و برترین همراهان و همکاران آنها از همین زمان موالی ایرانی بودند.
قیامهای خوارج در اوایل کار برای برخی از ایرانیان که با سلطه عرب مورد تحقیر واقع شده بودند و نیز کسانی که میخواستند از پرداخت مالیات شانه خالی کنند به مثابه مفّری بود که با تمسک به آن میتوانستند تا حدودی خواستههای خود را تحت لوای آن مطرح سازند، بنابراین همین نیاز متقابل خوارج و ایرانیان باعث همکاری این دو را فراهم کرد و حرکت خوارج در ایران به تدریج به یک جریان ضد اشرافیت اموی و هواداران آنها مبدل شد.
2-3-3-جنبش عبدالرحمن بن محمد بن اشعث کندی
شورش ابن اشعث برخلاف حرکتهای شیعی و خارجی جنبه مذهبی نداشت و در چارچوب تحلیلهای آنها نیز میتوان به آن پرداخت با وجود این، حرکت او خیلی زود جنبه های مذهبی هم به خود گرفت.
شرکت موالی در شورش ابن اشعث یک جنبه از تلاشهای گسترده آنها برای رهایی از ظلم و ستمِ موجود بود. بعضی مورخین غربی قیام ابن اشعث را با قیام مختار ارتباط دادهاند و آن را کوشش دیگر موالی کوفه و بصره برای کسب حقوق اقتصادی، اجتماعی و سیاسی میبینند. میتوان چهار انگیزه را در این شورش برشمرد: نابرابری در دستمزدها و امتیازی که بین شامیان و عراقیان بود. مخالفت شیعیان با امویان و نابرابریهای اجتماعی بین موالی و اعراب قُراء که بسیاری از آنان خود موالی بودند، موالی را در مبارزه برای کسب حقوق برابر پشتیبانی میکرد.
در واقع ابن اشعث یک رقیب سیاسی برای حجاج بن یوسف بود. با وجودی که حجاج رابطه خویشاوندی با خاندان ابن اشعث داشت و خواهر عبدالرحمن همسرش بود؛ اما از ابن اشعث هیچگاه آسوده نبود. در ظاهر او را احترام میکرد ولی در باطن میگفت:” عبدالرحمن را روزی به خواری خواهم کشت.”
طبری مینویسد: حجاج هیچ فردی را در عراق از ابن اشعث منفورتر نداشت و میگفت: هر وقت او را دیدم قصد کشتنش کردم. حجاج وی را عامل سیستان کرد و با لشکر قوی از اعراب و موالی برای قلع و قمع رتبیل پادشاه کابل به حدود سیستان فرستاد؛ نامه ای به ابن اشعث نوشت که: «مالها بستان از مردم و سوی هند و سند تاختنها کن». ابن اشعث که مخالف خونریزی و ستمگری او بود در جوابش نوشت: «تاختن هند و سند کنم اما ناحق نستانم و خون ناحق نریزم». بعد از این بود که ابن اشعث بر علیه حجاج شورش و با رتبیل صلح کرد و به قصد جنگ با حجاج عازم عراق گشت.
مصالحه با رتبیل مخصوصا مورد تمایل و تایید موالی بود که در لشکر اشعث بودند و تمایلی به جنگ کردن و دور شدن از شهر و دیار خویش نداشتند خاصه که از غنائم هم حجاج به آنها بهرهای نمیداد. وقتی ابن اشعث عازم عراق شد عده بیشتری از موالی به او ملحق شدند ماجرای ابن اشعث و حجاج در حقیقت تبدیل شد به قیام عراق بر ضد شام. با ورود ابن اشعث به عراق تقریبا همه گروههای مخالف به او پیوستند. ابن اشعث که در راه فارس عشایر آنجا را با خود همراه کرده بود؛ همچون یک قهرمان وارد عراق شد. تعداد سپاه او را در آن زمان تا 100هزار نفر نیز ذکر کرده اند که به همین تعدادافراد موالی که مستمری نمیگرفتند با او همنوا شدند. به هر حال ابن اشعث شکست خورد و به سیستان فرار کرد رتبیل او را نزد خود برد و احترام بسیار نمود. رتبیل با حجاج توافق کرد و ابن اشعث را تحویل فرستادگان او داد اما در بین راه ازرنج او خود را از بالای بام به زیر انداخت و کشته شد.
در این شرایط حجاج تازه مسلمانان موالی را که از دهکده هایشان به امید گرفتن مستمری به شهر آمده بودند به سرزمینشان پس فرستاده بود. او اسلام آنها را واقعی نمیدانست. این امر باعث اعتراض فقهاء و قراء شد. فریاد ای محمد ای محمد از همه جا برخاست. عده زیادی از افرادی که همراه عبدالرحمن بن اشعث بر علیه حجاج جنگیدند از همین افرادی بودند که حجاج از آنها همچنان جزیه میگرفت. با وجودی که اسلام آوردند. امیر علی نویسنده مسلمان هندی معتقد است که سیاست های حجاج باب سرنگونی امویان را باز کرد.
در این شرایط سپاهیان زنگی که در مزارع و باتلاقهای جنوب عراق روی زمینهای اشراف کار میکردند و زندگی سختی داشتند، به رهبری کسی معروف به شیر زنگی، شورش کردند. حجاج شورش آنها را نیز با قساوت سرکوب کرد. این قیام، قیامی سازمان یافته بود، علاوه بر بردگان سیاه، موالی ایرانی هم به این شورش پیوستند. رهبر شورش را، که مردی به نام ریاح بود، شیر زنجی نامیدند. شیر زنجی، قدرت خود را در ناحیه فرات و ابله مسلم ساخت. او خود را امیرالمؤمنین خواند که نشانه ای از قدرت و جاه طلبی او بود. حجاج سپاهی را به فرماندهی حفص بن زیاد سوی شیر زنجی فرستاد اما این سپاه گریخت و فرمانده آن، حفص کشته شد.
حجاج نومسلمانان شرکت کننده در قیام را به سختی تنبیه کرد و دستور داد آنها را به دهکدههایشان برگردانند و روی دست هر یک از آنها نام دهکدهشان را داغ کردند تا کسی نتواند از محل خود فرار کند. او دوباره مالیات اهل ذمه را بر آنها برقرار نمود.
در این قیام حجاج به قدری در تعقیب و تنبیه موالی افراط کرد که عبدالملک خلیفه هم صدایش درآمد و او را در افراط ملامت و توبیخ کرد. در این ماجرا یک تن از موالی به نام فیروز چنان شور و حرارتی بر ضد دستگاه حجاج نشان داده بود که حجاج ده هزار درهم جایزه برای سر او تعیین کرد.
به هر حال موالی در بیشتر شورشهایی که بر ضد حکومت خونین حجاج طرح میشد مداخله میکردند حجاج هم که پیوسته نسبت به آنها سوءظن داشت دایم بهانههایی برای شکایت و نارضایی به دست آنها میداد. چنانکه سعید بن جُبیر از موالی و از مشاهیر تابعین کوفه، که مردی دانشمند و مفسر و زاهد بود، و از شاگردان عبدالله بن عبّاس (محدث و مفسر بزرگ صدر اسلام و شاگرد حضرت علی(ع)) در فتنهی ابن اشعث، بر ضد حجاج قیام کرد و با ابن اشعث همکاری و همگامی نمود؛ سرانجام با فجیعترین وصفی، به دستور حجاج کشته شد. معروف است که حجاج، پس از کشتن او زود بمرد و او، آخرین کشته شدگان حجاج بود. به هر حال این قیام نیز مانند حرکتهای دیگر ظاهراً سرکوب شد. اما عوامل و علل نارضایتیها بهویژه نارضایتی موالی از بین نرفت.
2-3-4- قیام زید بن علی(ع)
خلفا و حکام اموی خلافت اسلامی را به وضعی درآوردند که جز حکومت عربی اسم دیگری بر آن نمی شد گذاشت و نتیجه آن که قیام یک دسته ناراضی تحت عنوان حمایت از خاندان پیغمبر(ص) برای ساقط کردن این حکومت عربی، کافی بود و ماجرای قیام زید بن علی و سپس خروج یحیی بن زید که هر دو از جانب حکام و عمال اموی به شدت منکوب شد؛ این ناراضیها را که اکثر تمایلات شیعی داشتند، برای تدارک اسباب یک قیام مجدد به فعالیت زیرزمینی واداشت.
زید بن علی از نوادگان امام حسین(ع) و از مخالفان شدید بنی امیه بود و وقتی خشونت و قساوت یوسف بن عمر ثقفی ادامه دهنده سیاست خشن و خونین حجاج در عراق او را در کوفه در راس جماعتی از شیعه وادار به قیام بر ضد امویها کرد باز هسته اصلی یارانش موالی بودند. اما به دلیل تردید و تزلزل خود زید و عدم تجانس یارانش موفق نشدند. از حرکتهای شیعی که موالی در آن حضور داشتند قیام زید بن علی(ع) در سال (122هجری، 737م) میباشد.
قیام زید بن علی در زمان حکمرانی یوسف بن عمر ثقفی، در کوفه صورت گرفت. ابن قتیبه زمان قیام را در دوره حکمرانی ابن هبیره میداند. امام صادق(ع) نیز درباره هدف زید از قیام میفرماید: خدا عمویم زید را رحمت کند، هرگاه پیروز میشد به قرار خود وفا میکرد. عمویم زید مردم را به رهبری شخصی برگزیده از «آل محمد» دعوت میکرد و آن شخص منم.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه درباره مفاهیم و اصطلاحات

بستن منو