نظام اداری

نظام اداری

دانلود پایان نامه

اگر در یک نظام اداری، مسئولین خود را جای مردم بگذارند و حقوق آنان‌را مانند حقوق خود بدانند، همان چیزی را که برای خود می‌خواهند برای مردم بخواهند و انصاف را رعایت کنند، از قدرت و شکوه خاصّی برخوردار می‌شوند.  

امام علی (×) در نامۀ ارزشمندی که به فرزندش امام حسن (×) نوشته است، می‌فرماید:
«یَا بُنَیَّ اجْعَلْ نَفْسَکَ مِیزَاناً فِیمَا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ غَیْرِکَ فَأَحْبِبْ لِغَیْرِکَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِکَ وَ اکْرَهْ لَهُ مَا تَکْرَهُ لَهَا وَ لَا تَظْلِمْ کَمَا لَا تُحِبُّ أَنْ تُظْلَمَ وَ أَحْسِنْ کَمَا تُحِبُّ أَنْ یُحْسَنَ إِلَیْکَ وَ اسْتَقْبِحْ مِنْ نَفْسِکَ مَا تَسْتَقْبِحُهُ مِنْ غَیْرِکَ وَ ارْضَ مِنَ النَّاسِ بِمَا تَرْضَاهُ لَهُمْ مِنْ نَفْسِک‏.»
پسرکم! خود را میان خویش و دیگرى میزانى بشمار، پس آن‌چه براى خود دوست مى‏دارى براى جز خود دوست بدار. و آن‌چه تو را خوش نیاید براى او ناخوش بشمار. و ستم مکن چنان‌که دوست ندارى بر تو ستم رود، و نیکى کن چنان‌که دوست مى‏دارى به تو نیکى کنند. و آن‌چه از جز خود زشت مى‏دارى براى خود زشت بدان، و از مردم براى خود آن‌را بپسند که از خود مى‏پسندى در حق آنان، و مگوى به‌دیگران آن‌چه خوش ندارى شنیدن آن‏.
برای رسیدن به یک نظام ایده‌آل و نظامی به دور از ظلم و بی‌عدالتی، باید انصاف را با همۀ شئون آن، در مدیریّت کشور، اجرایی کرد. سفارش‌ها و توصیه‌های حضرت به کارگزارانش از همین روست. دست یافتن به نیکی‌ها و خوبی‌ها در یک نظام اداری مطلوب، از مسیر انصاف می‌گذرد. در عهدنامۀ مالک اشتر حضرت می‌فرمایند:
«أَنْصِفِ اللَّهَ وَ أَنْصِفِ النَّاسَ مِنْ نَفْسِکَ وَ مِنْ خَاصَّهِ أَهْلِکَ وَ مَنْ لَکَ فِیهِ هَوًى مِنْ رَعِیَّتِکَ فَإِنَّکَ إِلَّا تَفْعَلْ تَظْلِمْ.»
نسبت به خداوند و نسبت به مردمان از جانب خود، و از سوی خویشاوندان نزدیکت و از سوی رعایای مورد علاقه‌ات، انصاف به خرج ده! که اگر به انصاف عمل نکنی ستم نموده‌ای.
امیرالمؤمنین (×)، سیرۀ حکومتی خویش را بر این اصل بنیان نهاد و در طول تاریخ به ثبت رسانید که انصاف، تنها مسیر موفّقیّت حکومت‌ها و رسیدن به یک جامعۀ بالنده است.
6. 2. 3. پاسداشت آزادی‌های عمومی
در جوامع رشد یافته و بالنده، آزادی به‌عنوان یک حقّ طبیعی است و هر اندازه این آزادی در چهارچوب مشخّص خودش نمود بیشتری داشته باشد، آن جامعه موفّق‌تر خواهد بود، امّا اگر این حقّ همگانی، سرکوب شود یا مختصّ عدّه‌ای خاص گردد، اعتراض و درگیری را در پی خواهد داشت. حضرت علی (×) دربارۀ آزاد بودن انسان‌ها می‌فرمایند:
«أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ آدَمَ لَمْ یَلِدْ عَبْداً وَ لَا أَمَهً وَ إِنَّ النَّاسَ کُلَّهُمْ أَحْرَار.»
ای مردم! آدم، عبد وکنیز آفریده نشد و همه مردم آزادند.
جُرج جُرداق می‌نویسد:
«کلمۀ آزادی در آن عصر و زمان، به مفهوم وسیع و جامع‌الاطرافش، فقط در قاموس و روش امام علی (×) یافت می‌شد؛ زیرا آزادی و مشتقّات آن، به‌طور کلّی در عصر امام جز در برابر کلمۀ برده، به کار نمی‌رفت. با این حساب آزادی ضدّ بردگی و آزاد، عکس بنده و برده است.»
امام علی (×) هیچ‌گاه آزادی را از یاران خویش سلب نکرد و آنان‌را وادار به کاری نساخت، همان‌طور که در نامه به قَرَظَه بن کَعب‏ انصاری سفارش فرمود:
«وَ لَستُ أَرَى أَن أُجبِرَ أَحَداً عَلَى عَمَلٍ یَکرَهُهُ‏.»
من این را صحیح نمی‌دانم که کسی را مجبور به کاری کنم که از آن کار کراهت دارد.
دست بشر از محدود کردن آزادی‌های انسان کوتاه است. «آزادی از جمله حقوق فطری انسان هاست و هیچ‌کس جز خداوند حقّ محدود ساختن آن‌را ندارد. اوامر و نواهی خداوند نیز بر اساس مصالح و مفاسدی است که با توجّه به حکمت الهی، انشا می‌شود.»
امیرالمؤمنین (×)، حاکم و سرپرستی بود که تلاش می‌کرد مردمان را از زنجیرهای خواری برهاند و همه را در چهار چوب آزادی هدایت نماید. امام دربارۀ این سلوک خود می‌فرمایند:
«وَ لَقَدْ أَحْسَنْتُ جِوَارَکُمْ وَ أَحَطْتُ بِجُهْدِی مِنْ وَرَائِکُمْ وَ أَعْتَقْتُکُمْ مِنْ رِبَقِ الذُّلِّ وَ حَلَقِ الضَّیْم‏.»
با شما به نیکویى به سر بردم، و به قدر طاقت از هر سو نگهبانى‏تان کردم، و از بندهاى خواری آزادتان کردم، و از حلقه‏هاى ستم رهایتان نمودم.
«از وجوه بارز حکومت امیرمؤمنان علی (×) که نشانگر میزان موفّقیّت حکومت امام است، آزادی و آزادی‌گرایی در حکومت آن حضرت است، به‌‌طوری‌که حکومت امام علی (×) با آزادترین شکل تحقّق یافت و امام از همان ابتدا آزادی مخالفان خود را تضمین نمود و اجازۀ تحدید آزادی‌ها را به هیچ‌کس نداد.»
امام علی (×) فضای حکومت را طوری کرده بودند که هرکسی بتواند بدون هیچ نگرانی و ترسی، انتقاد و اعتراض خود را نسبت به هرکس بیان کند. نمونه‌ای برای این مدّعا می‌آوریم. شکایت عدّه‌ای از مردمانی که کافر و مشرک محسوب می‌شدند، از کارگزار امام درمنطقۀ خود، و نامه‌ای که امام به آن کارگزار و سفارش به رفتاری معتدل نسبت به آنان و پرهیز از ستم ایشان، بیانگر آزادی در حکومت و انتقاد و اعتراض به آن می‌باشد:
«أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ دَهَاقِینَ أَهْلِ بَلَدِکَ شَکَوْا مِنْکَ غِلْظَهً وَ قَسْوَهً وَ احْتِقَاراً وَ جَفْوَهً وَ نَظَرْتُ فَلَمْ أَرَهُمْ أَهْلًا لِأَنْ یُدْنَوْا لِشِرْکِهِمْ وَ لَا أَنْ یُقْصَوْا وَ یُجْفَوْا لِعَهْدِهِمْ‏ فَالْبَسْ لَهُمْ جِلْبَاباً مِنَ اللِّینِ تَشُوبُهُ بِطَرَفٍ مِنَ الشِّدَّهِ وَ دَاوّل لَهُمْ بَیْنَ الْقَسْوَهِ وَ الرَّأْفَهِ وَ امْزُجْ لَهُمْ بَیْنَ التَّقْرِیبِ وَ الْإِدْنَاءِ وَ الْإِبْعَادِ وَ الْإِقْصَاءِ إِنْ شَاءَ اللَّه‏.»

مطلب مرتبط :   همبستگی اجتماعی

Close Menu