منبع پایان نامه درمورد تعلیم و تربیت

منبع پایان نامه درمورد تعلیم و تربیت

دانلود پایان نامه

از نظر اسلام اگر دزدی در حضور صاحب خانه باشد و مخفیانه نباشد ، دست دزد قطع نمی شود.  

اگر به شروط ذکر شده دقت کنیم ، خواهیم دریافت که اسلام برای دزدی هایی که بر اساس یک وسوسه یا تحریک و یا از روی نادانی باشد و یا از روی اشتباه یا سو برداشت ، انجام شود ، مجازات سخت بریدن دست را اعمال نمی کند ، از نظر اسلام کسی مستحق بریدن دست است که دزد است ، کار و درامدش دزدی است ، به اموال دیگران چشم طمع دارد ، با علم و اگاهی می دزد ، نقشه میکشد ، رشوه می دهد ، زد و بند می کند ، اختلاس می کند و …
ثانیا ـ مدعیانی که ادعا می کنند این حکم خشونت آمیز است به خاطر آن است که احکام اسلامی را به صورت جداگانه مورد بررسى قرار مى دهند، یعنى به عبارت دیگر آن حکم را در یک جامعه صددرصد غیر اسلامى فرض مى کنند، ولى اگر توجه داشته باشیم که اسلام تنها این یک حکم نیست بلکه مجموعه احکامى است که پیاده شدن آنها در یک اجتماع سبب اجراى عدالت اجتماعى، و مبارزه با فقر، و تعلیم و تربیت صحیح، و آموزش و پرورش کافى، آگاهى و بیدارى و تقوا مى گردد، روشن مى شود که مشمولان این حکم چه اندازه کم خواهند بود. منظور این نیست که در جوامع امروز این حکم نباید اجراء شود بلکه منظور این است که هنگام داورى و قضاوت باید تمام این جوانب را در نظر گرفت. خلاصه حکومت اسلامى موظف است که براى تمام افراد ملت خود نیازمندیهاى اولیه زندگى را فراهم سازد، و به آنها آموزش لازم دهد، و از نظر اخلاقى نیز تربیت کند، بدیهى است در چنان محیطى افراد متخلف بسیار کم خواهند شد .
ثالثا ـ اگر ملاحظه مى کنیم امروز دزدى فراوان است به خاطر آن است که چنین حکمى اجراء نمى شود و لذا در محیطهائى که این حکم اسلامى اجراء مى گردد (مانند محیط عربستان سعودى که تا سالهاى اخیر این حکم در آن اجراء مى شد) امنیت فوق العاده از نظر مالى در همه جا حکمفرما بود. بسیارى از زائران خانه خدا با چشم خود چمدانها یا کیفهاى پول را در کوچه و خیابانهاى حجاز دیده اند که هیچکس جرئت دست زدن به آن را ندارد تا اینکه مامورین «اداره جمع آورى گمشده ها» بیایند و آن را به اداره مزبور ببرند و صاحبش بیاید و نشانه دهد و بگیرد. غالب مغازه ها در شبها در و پیکرى ندارند و در عین حال کسى هم دست به سرقت نمى زند .
رابعا- دزدی ضرر به امانت اسـت, ضرر به ناموس اجتماع است. دزدی در برخی موارد مـنـجـر بـه کـشتنها و کشته شدنها و دست و پـاشـکـستنها و ناقص الخلقه شدنها می شود. باید دید چه مجازاتی قـادر اسـت نقش آخرین دوا را بازی کند. تجربه نشان داده است در جاهایی که این مجازات, اجرا نمی شود صدها و هزارها دزدی می شود و خـانـمـانهایی سقوط می کنند و آدمهایی کشته می شوند و آدمهای دیـگـری نـاقص العضو می گردند. اما آن جا که این قانون اجرا می شـود, با بریدن انگشتان یک دزد به کلی باب دزدی با همه تبعات و آثـار قـهـریـش از بـین می رود. بریدن انگشتان یک خائن, سد باب خـشـونـت اسـت, جـلـوگیری از یک سلسله خشونتهای صد درجه سخت تر است.
اگـر مـجـازات دزد در جای خود صورت گیرد، این حکم هر سرقتی را در بـر نـمی گیرد، بلکه تنها گروهی از دزدان خطرناک را شامل می شود که امنیت مردم و جامعه را بر هم زده اند. امروز دزدی زیاد رخ می دهد, به خاطر این است که این قانون اجرا نمی شود.
پس این نوع رافتها و دل سوختنها و ترحمها, ترحمهایی غیر منطقی اسـت. یـعـنـی قساوتهایی است به صورت ترحم. به عبارت دیگر، این نوع ترحم، ترحم در یک مورد و قساوت در موارد دیگر است.
در این گونه موردها، عاطفه و احساس، در برابر عقل و مصلحت قرار مـی گیرد. بی شک، مصلحت جامعه بر عاطفه ها و احساسها مقدم است.
امروز اگر شاهد اختلاس های میلیاردی هستیم ، اگر شاهد رشوه های کلان و حساب سازی ها و جابه جایی پول ها و سو استفاده از نظام پولی و بانکی هستیم ، اگر شاهد دزدی های کوچک و بزرگ هستیم ، اگر هر کسی اجازه دست درازی به مال دیگران را به خود می دهد ، اگر امروز افرادی به بیت المال و مال و سرمایه ملت اسلامی دستبرد می زند ، اگر امروز ، هر سود جویی به راحتی به فکر دزدی و کلاه برداری می افتاد ، فقط و فقط به این علت است که از احکام و دستورات اسلام دور شده ایم و بی شک تنها راه نجات، بازگشت به اسلام و حقیقت اسلام است.
کیفرارتداد
ارتداد در لغت یعنی بازگشتن و رجوع. ارْتَدَّ ارْتِدَاداً [ردّ] الشی‏ءَ: آن چیز را برگردانید، از او خواست که آن چیز را برگرداند،- عَن هِبَته: آنچه را که بخشیده بود پس گرفت،- الى الصّواب: به کار خوب و درست بازگشت. «ارتدَّ على عَقِبَیْهِ» به عقب باز گشت و «ارتدّوا على اعْقابِهم»: به روش پیشینیان خود بازگشت یا بازگشتند،- عن دینِهِ: از دین خود بازگشت و مرتد شد . ابن منظور می گوید: گاهی این کلمه به معنای تحول و دگرگونی استعمال شده: و قد ارتدَّ و ارتدَّ عنه: ایّ تَحَوَّل. و در قرآن آمده: (مَنْ یَرْتَدِدْ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ) یعنی از دین خود برگردد. از مرتد در لغت گاهی به: الرِّدّه، هم تعبیر شده و منظور رجوع از إِسلام بوده است. وقتی گفته می شده: ارتدَّ فلان عن دینه، یعنی: إِذا کفر بعد إِسلامه. و ردَّ علیه الشی‏ء، یعنی چیزی را قبول نکرد. این که گفته شده: إِنهم لم یزالوا مُرْتَدِّین على أَعقابهم، یعنی متخلفین از بعضی واجبات. قال: و لم یُرِدْ رِدَّهَ الکفر و لهذا قیده بأَعقابهم؛ لأَنه لم یَرْتَدَّ أَحد من الصحابه بعده، إِنما ارتد قوم من جُفاه الأَعراب. و استَرَدَّ الشی‏ءَ و ارْتَدَّه: طلب رَدَّه، علیه.
ارتداد در قرآن
کلمه رد و ارتداد بارها در قرآن بکار رفته و معمولاً در باره برگشت از دین آمده است.
1 – ( إِنَّ الَّذِینَ ارْتَدُّوا عَلى‏ أَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّیْطانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَ أَمْلى‏ لَهُمْ)؛ « کسانى که بعد از روشن شدن حق پشت کردند شیطان اعمال زشتشان را در نظرشان زینت داده، و آنها را با آرزوهاى طولانى فریفته است.»
در این آیه تصریح شده که بازگشت از دین در مورد کسانى است که حق براى آنها تبین و آشکار شده و شیطان آنان را فریب داده است. از این رو به این دلیل که عمل آنان آگاهانه بوده، هیچ حجت و عذرى براى نشناختن و ندانستن حق و ایجاد شبهه نداشته اند، بلکه عامل انحراف آنان منافع، امیال و آرزوها بوده و عامل بازگشت و تن دادن آنها به راه شیطانى شده است.
2 – نمونه دیگر در بکارگیری این کلمه و نوعی ارتداد اطاعت از اهل کتاب در جهت مقاصد ستیزه جویانه آنان است: (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تُطِیعُوا فَرِیقاً مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ یَرُدُّوکُمْ بَعْدَ إِیمانِکُمْ کافِرِین) .
(یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تُطِیعُوا الَّذِینَ کَفَرُوا یَرُدُّوکُمْ عَلى‏ أَعْقابِکُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرِین) . اى کسانى که ایمان آورده‏اید اگر از کسانى که کافر شده‏اند اطاعت کنید شما را به عقب باز مى‏گردانند و سرانجام زیانکار خواهید شد. در این آیه مسئله، برگشتن به وضعیت گذشته جاهلی و اطاعت از کفار است.
3 – نمونه اى دیگر از توضیحات قرآن مربوط به مواردى است که هدف از این بازگشتن تضعیف روحیه مسلمانان و خالى کردن دل آنها، با روشهای جنگ روانی بوده است. مانند این آیه که مى فرماید: (وَدَّ کَثِیرٌ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ لَوْ یَرُدُّونَکُمْ مِنْ بَعْدِ إِیمانِکُمْ کُفَّاراً حَسَداً مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُوا وَ اصْفَحُوا حَتَّى یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیر)؛ «بسیارى از اهل کتاب از روى حسد که در وجود آنها ریشه دوانده دوست مى‏داشتند شما را بعد از اسلام و ایمان به حال کفر باز گردانند، با اینکه حق براى آنها کاملا روشن شده است، شما آنها را عفو کنید و گذشت نمائید تا خداوند فرمان خودش (فرمان جهاد) را بفرستد، خداوند بر هر چیزى توانا است.»
برخی جمله: « فَاعْفُوا وَ اصْفَحُوا» را این گونه معنی کرده: هم اکنون [از ستیز و جدال با آنان‏] درگذرید، و [از آنان‏] روى برگردانید . اما به هر حال دلالت دارد که موضوع بازگرداندن مسلمانان به حالت کفر در بخشی مربوط به تلاش اهل کتاب و پس از تبین حق بوده است.
4 – یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّهٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّهٍ عَلَى الْکافِرِینَ. « اى کسانى که ایمان آورده‏اید هر کس از شما از آئین خود باز گردد (به خدا زیانى نمى‏رساند) خداوند در آینده جمعیتى را مى‏آورد، که آنها را دوست دارد و آنها (نیز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع و در برابر کافران نیرومندند.»
این آیه در سیاق مذمت ارتداد به این نکته اشاره مى کند که ارتداد این دسته هیچ ضررى به خدا نمى زند . در چه مواردى این شبهه مطرح است که تغییر عقیده موجب ضرر زدن است، در جایى که ارتداد از روى توطئه است و خداوند با این بیان مى خواهد روشن کند ناسپاسى مرتدان با جایگزینى مؤمنانى پاک سرشت قابل جبران است. آیه شریفه مى‏خواهد از قدرت خداى سبحان بر پرستیده شدنش در زمین خبر دهد و بفرماید خدا مى‏تواند وضعى و مردمى پیش بیاورد که همواره در زمین پرستش شود، اگر مردم موجود، او را پرستیدند که هیچ و اگر نپرستیدند اقوامى دیگر پدید مى‏آورد که ملازم دین او باشند و از دین او مرتد نشوند.
5 – (وَ قالَتْ طائِفَهٌ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ آمِنُوا بِالَّذِی أُنْزِلَ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهارِ وَ اکْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ)؛ « و جمعى از اهل کتاب (از یهود) گفتند: (بروید در ظاهر) به آنچه بر مؤمنان نازل شده، در آغاز روز ایمان بیاورید، و در پایان روز، کافر شوید (و باز گردید)! شاید آنها (از آیین خود) باز گردند! (زیرا شما را، اهل کتاب و آگاه از بشارات آسمانى پیشین مى‏دانند، و این توطئه کافى است که آنها را متزلزل سازد).»

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ مقاله مدیریت استراتژیک

بستن منو