منبع پایان نامه درباره 
هنجارهای اجتماعی-فایل تمام متن

منبع پایان نامه درباره هنجارهای اجتماعی-فایل تمام متن

دانلود پایان نامه

بزهکاری سوق می دهند . به عبارت دیگر ساترلند معتقد است که رفتار انحرافی از طریق داشتن روابط اجتماعی با انواع خاص از مردم آموخته می شود . بنابراین برای اینکه فردی بزهکار شود ابتدا باید بیاموزد که چگونه می توان مرتکب انحراف شد و تعریف هایی را فرا گیرد که توسل به رفتارهای کجروانه را نوعی ارزش و نیاز عمومی اعضای جامعه محسوب کند . وی این تعریف را در فرآیند همنشینی با بزهکاران فرا می گیرد . « به عبارت روشن تر ساترلند معتقد است که افراد مستعد کجروی در همنشینی های خویش با افراد جامعه تعریف هایی را فرا می گیرد که گاه موافق و زمانی مخالف رفتارهای کجروانه است . اگر تعاریفی که رفتار کجروانه را قابل قبول و ارزش نشان می دهد قوی تر از تعاریف مخالف رفتار کجروانه با فرد القا شود و دفعات تکرار این تعاریف بیشتر باشد ، احتمال ارتکاب کجروی در فرد بیشتر است . (Defiure,1966:11 ) .

علاوه بر این ساترلند معتقد است که قالب رفتار تبهکارانه در درون گروه های نخستین به ویژه گروه های همالان فرا گرفته می شود و تأثیر گروه های همالان در دوره بلوغ به اوج خود می رسد . تمایل به گرایش نسبت به کجروی در همه افراد و در همه همنشینی ها نیست . این تمایل بر حسب ملاکهایی همانند فراوانی معاشرت ، شدن ارتباط و دوام ارتباط فرد با کجروان یا غیر کجروان و سن افراد سنجیده می شود . به عبارت دیگر هر چه تماس فرد با همالان بزهکار و یا اعضای خانواده کجرو بیشتر باشد احتمال کجروی افراد بیشتر از زمانی است که وی با فرد خویشاوند کجرو دور خویش تماس داشته باشد ( شدت تماس ) . به علامه هر چه معاشرت با بزهکاران بیشتر از معاشرت با همنوایان باشد احتمال کجروی وی بیشتر خواهد بود ( میزان تماس ) در مورد سن فرد در زمان تماس بیشترین تأثیر در سنین بلوغ مشاهده می شود .
ساترلند عنوان می کند که رفتار مجرمانه بواسطه تبادل فرد به فرد منتقل می شود . افراد بزهکار به شیوه های متنوعی در اجرای اعمال خلاف قانون دست پیدا کرده ، نگرش و طرز فکر جدید پیدا می کنند و رفتار خود را عقلایی نموده و فعالیت بیشتری انجام می دهند ( گسن ، 1385 : 93 ) .
ساترلند تلاش می کند از طریق ارائه 9 قضیه علل وقوع انحراف را تبیین کند :
1- کجرفتاری آموخته می شود . این جمله بدین معنی است که کجرفتاری پدیده ای است اکتسابی و اگر کسی در این زمینه آموزش ندیده باشد مجرم نخواهد شد .
2- این آموزش در جریان کنش متقابل با دیگران حاصل می آید .
3- قسمت اعظم رفتار کجروانه در گروه های نخستین آموخته می شود و شکل می گیرد .
4- یادگیری رفتار کجروانه شامل یادگیری تکنیک ارتکاب جرم و یادگیری نگرشها ، انگیزه ها و توجیه رفتار می باشد .
5- جهت یادگیری انگیزه ها و تمایل به ارتکاب کجروی از طریق آموختن تعاریفی که هنجارها را ناهنجار و ناهنجارها را هنجار جلوه می دهد شکل می گیرد .
6- هرگاه میزان تعریف موافق قانون شکنی بر تعاریف مخالف قانون شکنی فزونی یابد فرد مرتکب انحراف می شود . این اصل مهم نظریه فراوانی معاشرت است .
7- فراوانی معاشرت از نظر ابعادی مانند تکرار معاشرت ، مدت معاشرت ، اولویت و شدت معاشرت متفاوت می باشد .
8- یادگیری رفتار کجروانه از طریق همه مکانیسم های یادگیری انجام می پذیرد .
9- با وجودی که کجرفتاری بیان ارزشها و نیازهای کلی می باشد اما بر اساس آن قابل توجیه نیست . زیرا رفتارهای بهنجار نیز دارای همان ارزشها و نیازها است . ( داوری و سلیمی ، 1386 : 400 ) .
نقد و بررسی نظریه ساترلند
نظریه فراوانی معاشرت ابتدا در سال 1939 در کتاب « اصول جرم شناسی » معرفی شد و در چاپ های بعدی این کتاب ، مورد تجدید نظر قرار گرفت . در دهه 1970 این نظریه بخصوص در آمریکا دارای محبوبیت خاصی بود و مجلات و گزارشهای تحقیقی به آزمایش و تحلیل این نظریه پرداختند . از جمله می توان به مقاله « صورتبندی مجدد نظریه فراوانی معاشرت ساترلند و راهکارهای تأیید اعتبار تجربی آن » اشاره کرد که توسط کویینی و دفلور نوشته شده است و در مجله جنایت و بزهکاری در سال 1966 به چاپ رسید .
در واقع ساترلند با مفهوم کجرفتاری فردی مخالف بود . وی معتقد بود که جامعه دارای سازمانهای مختلفی است که بر رفتار افراد تأثیر می گذارند ، بنابراین به جای استفاده از اصطلاح بی سازمانی اجتماعی بهتر است از مفهوم سازمانهای گوناگون اجتماعی استفاده کنیم . در واقع این نظریه جانشینی برای تئوری بی سازمانی اجتماعی بود که مکتب شیکاگو در آغاز تحقیقات خود مطرح ساخت . ساترلند و کرسی به این نتیجه رسیدند که در جوامع پیچیده صنعتی هنجارهای متضاد و ناهمگون پدید می آیند که هر یک به شکل خاصی سازمان می یابند . مفهوم سازمانهای اجتماعی گوناگون ، وجود هنجارهای کجرو را تبیین می کند و نظریه فراوانی معاشرت ، نحوه انتقال این هنجارها را توضیح می دهد . در اینجا هم مسئله تنوع ارقام جنایت در جامعه مد نظر قرار می گیرد و هم مسئله گرایش به انحراف در میان افراد بررسی می شود . ( ممتاز ، 1385 : 93 ) .
با توجه به مطالب فوق انتقادات زیر را به نظریه وارد دانست :
1- این نظریه انسان را موجودی منفعل در نظر می گیرد که دخل و تصرفی در محیط ندارد و هر آنچه که محیط به او می دهد وی پذیرد . به عبارت دیگر در این نظریه به نظر می رسد که انسان انتخاب و اراده ای نداشته باشد و کاملاً اسیر محیط است .
2- انگیزه ارتکاب جرم در این نظریه مبهم است و نابرابریهای اجتماعی ، ساختار سیاسی – اقتصادی که از جمله علل مهم کجروی است ، در این نظریه مورد توجه قرار نگرفته است .
3- این نظریه و پیش فرضهای آن با وجود مهم بودن جامع نیستند . چرا که برخی بررسی ها نشان داده است که نظارت و حمایت خانواده و وابستگی مثبت کودک و نوجوان به والدین ، تأثیر منفی بزهکارانه همالان و اطرافیان را که خارج از خانه به نوجوانان منتقل می شود خنثی می کند . از جمله در این زمینه به بررسی « جنس » در سال 1972 می توان اشاره کرد که دو اصل « انکار آسیب رسانی » و « محکوم کردن محکوم کنندگان » را مطرح می کند که مراد از آنها توجیه بی ضرر و بی خطر بودن بزهکاری و پذیرفته نشدن قضاوتهای دیگران درباره بزهکاری در میان بزهکاران است .
4- این نظریه تنها به تبیین چگونگی یادگیری انحراف می پردازد و به چگونگی پیدایش آن در یک فرهنگ و یا به چگونگی تعریف آن به عنوان رفتار انحرافی توجه نمی کند .
5- برخی اشکال رفتار انحراف عملاً در تماس با شهروندان همنوا آموخته می شود مثلاً اختلاس در خلال آموزش بانکداری یاد گرفته می شود . این نظریه به این نکته توجه نکرده است که برخی از افراد بدون داشتن تماس با منحرفین ، منحرف می شوند .
6- بسیاری از افراد علیرغم معاشرت با منحرفین ، خود منحرف نمی شوند . در این زمینه می توان به پلیس ها اشاره کرد . علاوه بر این اکثر کودکان یکه در محله هایی که بزهکاری زیاد است بزرگ می شوند ، بزهکار نمی باشند .
7- این نظریه مفهوم هدف و معنی انسانی را مورد غفلت قرار می دهد . شخصیت مردم صرفاً از طریق جایی که آنها زندگی می کنند یا کسانی که با آنها در تعامل هستند شکل نمی گیرد . انسانها همچنین دارای غایات ، برنامه ها و نیات نیز می باشند .
8- ساترلند مکانیسمهای این یادگیری را روشن نکرده است . یعنی نگفته است که چگونه یک دله دزد به دزد حرفه ای تبدیل می شود با این همه پدیده معاشرت و یادگیری از جمله عوامل مهم در کجرویها هستند و تحقیقات فراوانی که بر اساس این نظریه انجام شده است و اهمیت نقش گروه همالان در دوران جوانی را نشان می دهد .
2-3-7-2- نظریه فشار ساختاری

این نظریه رفتارهای انحرافی را نتیجه فشارهای اجتماع می داند . تعبیر ساده آن وجود فراوان فقر در یک ساختار اجتماعی ، فشارهایی را برای بروز انواع خاصی از کژرفتاری ها فراهم می سازد .

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

برخی از جامعه شناسان ، تمام مشکلات و کجرویها را از ساخت جامعه می دانند . مرتون معتقد است که ساخت اجتماعی در مرحله های خاصی ، شرایطی را فراهم می کند که شکستن قواعد حقوقی پاسخی نرمال محسوب می شود . او چنین وضعیتی را بی هنجاری ( بی هنجاری ؛ به وضعیتی آشفته ای در جامعه گفته می شود که هنجارهای از بین رفته یا در تضاد قرار گرفته باشد ) می خواند و می گوید : انحراف برای این پیش می آید که جامعه دستیابی به برخی هدفها را تشویق می کند ؛ ولی وسایل ضروری برای رسیدن به این هدفها را در اختیار همۀ اعضای جامعه قرار نمی دهد در نتیجه ، برخی افراد یا باید هدفهای خاصی را برای خود برگزینند و یا برای رسیدن به هدفهایی که فرهنگ جامعه شان تجویز کرده ، وسایل نامشروعی را به کار ببرند . ( ستوده و بهاری ، 1386 : 36 و 37 ) .
تئوری فشار مدعی است ، جرم تابعی از تضاد بین اهداف مردم و ابزارهایی است که آنها می توانند به شیوه ای مشروع برای رسیدن به آن اهداف از آنها استفاده کنند نظریه پردازن فشار استدلال می کنند که اگر چه اهداف اقتصادی و اجتماعی برای مردم در همه قشرهای جامعه مشترک هستند ، ولی توانایی دستیابی به این اهداف به طبقه افراد وابسته است . بیشتر مردم خواهان ثروت ، داشتن همسر ، قدرت احترام و دیگر وسایل راحتی زندگی هستند . اعضای طبقه پایین قادر نیستند این نمادهای موفقیت را از طریق ابزارهای قراردادی و مشروع به دست آورند . در نتیجه آنها احساس خشم ، ناکامی و ناخشنودی می کنند . افراد طبقه پایین می توانند این شرایط را بپذیرند و به عنوان یک فرد مسئولیت پذیر زندگی کنند یا می توانند شیوه های دیگری برای موفقیت بر گزینند که این شیوه ه شامل سرقت ، خشونت یا استعمال مواد مخدر است .
بر اساس این نظریه احساس ناکامی ، از خود بیگانگی ، فقدان حمایت مثبت خانواده احتمال ارتکاب جرم فرد را افزایش می دهد و یک امر مطلوب برای انتقام ، کینه توزی و گسست قید و بندهای اجتماعی را به وجود می آورد که این احساسات را به شکل رفتارهایی از قبیل خشونت نشان می دهد . اگر ناکامی و فشار متوجه درون فرد گردد تلاش برای خود کشی افزایش می یابد .
سؤال اصلی در نظریه فشار این است که چرا مردم کجرفتاری می کنند ؟ پاسخ کلی این نظریه به این سؤال این است که عواملی در جامعه وجود دارند که برخی مردم را تحت فشار قرار می دهند و آن را مجبور به کجرفتاری می کنند . الگینو معتقد است که فشار بیشتر از ناتوانی افراد در دستیابی به کالا و خدمات مطلوب است . رابرت مرتون این فشار را ناشی از عدم توانایی شخصی در دستیابی به اهداف مقبول اجتماعی می داند ، البرت کوهن ناکامی را در رسیدن به جایگاه بالا در جامعه را عامل فشار می داند . کلووارد و اوهلین عدم برخورداری اشخاص از فرصتهای مشروع برای نیل به اهداف را وارد کننده فشار و راندن آنان به کجرفتاری می دانند . ( همان منبع ، 1386 : 38 ) .
نظریه آنومی امیل دورکیم
از نظر دورکیم ، کجروی عملی است که بعضی از احساسات جمعی را جریحه دار می کند . بنابراین از نظر وی کجرفتاری پدیده ای نسبی و اجتماعی است . وی با توجه به دو بعد متفاوت کجروی را امری اجتماعی معرفی کرده است :
الف ) نقض احساسات جمعی : دورکیم معتقد است که کجروی بر اساس هنجارهای مبتنی بر احساسات جمعی در هر جامعه شناخته می شود . او با این تعبیر ، این پدیده را دارای ماهیتی فرهنگی می داند و آن را نقض مسلمات موجود در احساسات قومی و وجدان جمعی جامعه تلقی می کند .
ب ) غلبه خواسته های فردی در زمان ضعف اقتدار جمع : دورکیم معتقد است که کجروی در مواردی همانند بر هم خوردن نظم اجتماعی شکل می گیرد . مواردی که بر هم خوردن نظم باعث غلبه خواسته های فردی بر خواسته های جمعی می شود خواسته های فردی از کنترل جامعه می شود.( احمدی ، 1371 : 43 ). نظم اجتماعی خاصی در یک دوره تاریخی عملی را جرم یا جنایت محسوب می کند و احساسات جمعی نسبت به آن بر انگیخته می شود بنابراین کجرفتاری نوعی از رفتار است که در غالب یک ساخت اجتماعی واقع می شود و در درون همان ساخت هم هنجار شکنی به حساب می آید . بنابراین از نظر دورکیم باید بدون هیچگونه قضاوت اخلاقی و با بی طرفی و از طریق روش علمی به مطالعات کجروی که امری نسبی است پرداخت . حتی دورکیم تا آنجا پیش می رود که معتقد است کجروی امری عادی ، طبیعی و ضروری است .
بنابراین از نظر دورکیم :
1- کجروی پدیده ای اجتماعی است که جوامع مختلف همواره شاهد آن بوده اند .
2- کجروی پدیده ای نسبی است چرا که در همنواترین شخصیت ها می توان اندکی کجروی و در کجروترین شخصیتها نیز می توان اندکی همنوایی را تشخیص داد .
3- کارکرد و پیامدهای آن تنها منفی نیست بلکه توأماً دارای کارکردهای مثبت و منفی است .
4- همواره رفتاری عامدانه و دارای جنبه دیگر آزاری نیست . بلکه ممکن است یکی از موارد زیر باشد :
الف ) گاه می تواند ناشی از همنوایی با جمع و افراط در هضم کردن اهداف و ارزش ها باشد .
ب ) در مواردی محصول جامعه پذیری طبیعی است .
ج ) بیمار بودن مرتکبان آن و نداشتن تعادل زیستی و روانی .
د ) اضطرار شرایط محیطی .
دورکیم خصایص منفی انواع جرم و کجروی را اینگونه می شمارد :
1- تعارض یا اصول اخلاقی و ضرورتهای سیاست اجتماعی .
2- زیانباری و در پی داشتن خطرات تهدید کننده .
3- جریحه دار ساختن احساسات و عواطف عمومی .
4- ایجاد حساسیت ، انزجار آفرینی و. … ( Krohn , 1978 ) .
به عبارت دیگر به نظر دورکیم هر جامعه ای بر اساس مجموعه ای از ارزشهای مشترک و هنجارهای مسلط سازماندهی شده است . رفتارهایی که از چارچوب این ارزشها و هنجارها منحرف می شود به عنوان رفتار انحرافی شناخته شده و نیاز به یک نظام کنترل اجتماعی است که رفتارهای انحرافی را به رفتار عادی برگرداند . بنابراین ، رفتار انحرافی یک عمل بدکارکرد است . با این حال وی اذعان می دارد که رفتار انحرافی می تواند دارای کارکرد مثبت و مناسب برای جامعه باشد و میزان معینی از جرم و جنایت و بزهکاری برای جامعه دارای کارکرد مثبت و مناسب است و می تواند به سلامت جامعه کمک کند . زیرا :
اولاً : جرم و جنایت می تواند هنجارهای اجتماعی را تعریف کند و مرزهای بین رفتار قابل قبول هنجاری و رفتار مغایر با هنجارهای اجتماعی را تعیین کند .
ثانیاً : گاهی اوقات رفتار انحرافی از هنجارهای اجتماعی محافظت می کنند و موجب تقویت ارزشهای اخلاقی و رفتارهای همنوا می شوند .
ثالثاً : جرم و جنایت باعث تعدیل هنجارها می شود .
رابعاً : جرم و جنایت می تواند فشارها و تنش هایی را که به دنبال رعایت قوانین و مقررات بر فرد اعمال می شود را به عنوان ارزش مثبت توجیه کند تا این افراد فشارها و تنش ها را با رضایت کامل بپذیرد .
در عین حال دورکیم تأکید می کند که با وجود این ویژگیها از یک سو به دلیل فوایدی که این پدیده برای جوامع بشری در

مطلب مرتبط :   منبع مقاله درمورد کلانشهر تهران

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu