منبع پایان نامه درباره 
بی سازمانی اجتماعی

منبع پایان نامه درباره بی سازمانی اجتماعی

دانلود پایان نامه

مک کی

1- پایگاه اقتصادی – اجتماعی پایین ساکنین محله .
2- تحرک ساکنین یا عدم ثبات ساکنین محله .
3- ناهمگونی نژادی و قومی .
4- از هم پاشیدگی خانواده .
5- شهر نشینی.
شاو و مک کی معتقدند که پایگاه اقتصادی – اجتماعی یک همبستگی اکولوژیکی قوی با جرم و بزهکاری دارد و می گویند که محله هایی با پایگاه اقتصادی پایین فقدان پول و منابع کافی هستند . همچنین می توان گفت که پایگاه اقتصادی – اجتماعی رابطه مستقیم با مشارکت در سازمانهای داوطلبانه و رسمی را دارد و نشان داده است که اجتماعات با پایگاه اقتصادی – اجتماعی پایین نسبت به اجتماعات با پایگاه اقتصادی – اجتماعی بالاتر از پایه سازمانی ضعیفتر رنج می برند . آنها بر این عقیده هستند که تأثیرات پایگاه اقتصادی- اجتماعی بر بزهکاری به صورت مقدماتی از طریق کنترل های رسمی به عنوان بازتابی از مشارکت سازمانی و نظارت اجتماع بر نوجوانان محله عمل کرده است . منبع دوم بی سازمانی اجتماعی شاو و مک کی فرض شده است که عدم ثبات و تحرک ساکنین شبکه روابط اجتماعی محله را تخریب می نماید . در یک طرح مشابه کاساردا و جان ویتز استدلال می کند که همگون سازی تازه واردها در ساختار اجتماعی محله یک فرآیند موقتی و گذار بوده است و عدم ثبات ساکنین به عنوان مانعی برای توسعه شبکه های وسیع و گسترده دوستانه ، گروه های خویشاوندی و پیوندهای معاشرتی محلی بوده است .
منبع سوم بی سازمانی اجتماعی در مدل شاو و مک کی ناهمگونی نژادی و قومی است که معتقدند توانایی ساکنین محلات فقیر نشین را برای رسیدن به وفاق خنثی می سازد . از نظر سوتل ، بی اعتمادی همراه با ناهمگونی ، ساکنین محله را از شرکت در انجمن ها باز می دارد اگر چه گروه های قومی متعدد ممکن است ارزشهای قراردادی مشترکی داشته باشند ؛ اما ناهمگونی از ارتباطات و الگوهای تعاملی جلوگیری می کند .
منبع چهارم بی سازمانی اجتماعی از هم پاشیدگی خانوادگی است . سامپسون استدلال کرده است که از هم پاشیدگی خانواده و زندگی زناشویی ممکن است کنترل اجتماعی غیر رسمی را در سطح اجتماعی کاهش دهد . عقیده کلی بر آن است که خانواده های دو والدینی نظارت و سرپرستی لازم را نه فقط بر فرزندان و اموال خانواده شان فراهم می کنند ، بلکه بر فعالیتهای عمومی اجتماع نیز اعمال خواهند کرد . از این دیدگاه نظارت بر گروه همالان و فعالیت باندها به سادگی به خانواده ، بچه ها وابسته نیست ، بلکه یک شبکه کنترل جمعی خانواده وابسته است ، در تأیید این امر سامپسون نشان داده است که از هم پاشیدگی خانواده در سطح کلان تأثیرات مستقیم زیادی بر میزان جرم جوانان داد که این امر هم برای سفید پوستان و هم برای سیاه پوستان صادق بوده است . پنجمین متغیر بیرونی بی سازمانی اجتماعی ، شهر نشینی است . اگر چه شاو و مک کی به صورت مقدماتی بر الگوهای درون شهری بزهکاری توجه کرده اند ؛ اما چارچوب آنها با این ایده منطبق است که اجتماعات شهری در مقایسه با حوزه های روستایی و شهرهای کوچک توانایی اندکی برای کنترل اجتماعی دارند . به طور کلی شهرنشینی ممکن است شبکه های خویشاوندی و دوستانه را تضعیف نماید و از مشارکت اجتماعی در امور محلی جلوگیری کند .
مدل علی نسخه گسترش یافته تئوری بی سازمانی شاو و مک کی برای تبیین میزان جرم و بزهکاری

تئوری بی سازمانی اجتماعی توسط افراد مختلفی مورد آزمون تجربی قرار گرفته است . سامپسون و همکارانش ( 1997 ) در یک مطالعه بر روی 343 محله شیکاگو نشان داده اند که چگونه همبستگی محله و کارایی جمعی در میان افراد محله یک بخش اساسی از تأثیرات محرومیت تمرکز یافته ( شامل درآمد پایین ، بیکاری ، از هم پاشیدگی خانوادگی یا از هم گسیختگی خانواده ها و درصد بالای غیر سفید پوستان ) و عدم ثبات ، ساکنین را بر جرایم خشونت آمیز تعدیل می کند .
یافته های پیمایشی جرم بریتانیا برای سالهای 1984 ، 1988 و 1992 هم نشان داده است که جرم و بی نظمی از قبیل تخریب کردن ، آشغال ریختن ، شعار روی دیوار نوشتن و عدم نظارت بر جوانان منجر به ترس می شود ترس هم همبستگی محله را کاهش می دهد و ضعیف شدن همبستگی دوباره جرم و بی نظمی را بیشتری را به همراه دارد .
مدل بی سازمانی اجتماعی برای تبیین جرم

مطلب مرتبط :   مقاله درمورد تاریخ سیاسی معاصر

اسمیت و جارجورا ، ( 1998 ) هم داده های پیمایشی جرم و ملی را برای آزمون تأثیرات اصلی و مشروط فقر ، ثبات ساکنین و ناهمگونی بر میزان قربانی شدن در 57 محله مورد استفاده قرار داده اند . یافته های آنها نشان داد که بی سازمانی اجتماعی ، قربانی شدن و سرقت در محله ها پیش بینی می کند . اما برای جرایم خشونت آمیز دریافتند که تأثیر عدم ثبات ساکنین با سطح فقر در یک محله وابسته است . بنابراین اسمیت و جارجورا به این نکته پی بردند که توانایی برای کنترل اجتماعی باید در رابطه با دیگر ویژگی های محله شناخته شود که می توانند انجام فعالیتهای مجرمانه را تسهیل نمایند . ( Bursik , 1988 , 541 ) .
دیدگاه مارکو ویتز
مارکو ویتز برای مشخص کردن رابطه بین محرومیت اقتصادی و خشونت دو تئوری بی سازمانی اجتماعی و فرهنگی را با هم ترکیب کرد . تئوری فرهنگی نشان داد که بخش بزرگی از رابطه بین محرومیت اقتصادی و خشونت از طریق نگرشهای مثبت راجع به خشونت از قبیل تأکید بر شجاعت مجازات تمایل به تشدید نمودن وقایع منفی در مشاجرات و به کار بردن نیروی فیزیکی یا زور برای حل مشکلات توضیح داده می شود . او می گوید : که خشونت به عنوان شکلی از سازگاری با شرایط اقتصادی به وجود می آید .
محرومیت و کمبودهای اقتصادی منجر به یک حساسیت یا نگرانی از موقعیت به ویژه در میان همالان و هم محلی ها می گردد . این کمبود بر دستیابی به کالاهای مادی و تأکید دارد و چون فرد نمی تواند به شیوه های قانونی به این کالا دست یابد ، از خشونت به عنوان شیوه ای برای دست یابی به کالاهای مادی استفاده می کند . در همین زمان اگر ساکنان محله های فقیر و محروم همبستگی ضعیفی با هم داشته باشند و توانایی کافی برای کنترل رفتار ساکنان محله ، به ویژه جوانان نداشته باشد ، میزان جرم و خشونت در محله افزایش می یابد . بنابراین می توان گفت که بخشی از رابطه بین پایگاه اقتصادی – اجتماعی پایین خشونت به خاطر همبستگی ضعیف محله و کاهش کنترل اجتماعی غیر رسمی در محله است ( Markowitz ,2001,152 ).
تئوری محرومیت نسبی
مفهوم محرومیت نسبی در ابتدا به وسیله دو تن از جامعه شناسان به نامهای جیودیس بلاو و پیتر بلاو مطرح شد که در آن مفاهیم تئوری آنومی را با مدلهای بی سازمانی اجتماعی ترکیب کرده اند بر اساس نظریه بلاو افراد طبقه پایین ممکن است هم احساس محرومیت نسبی کنند و هم این احساس را تشدید کنند وقتی که آنها شیوه زندگیشان را به آنهایی که در ناز و نعمت و رفاه هستند مقایسه می کنند . افرادی که به دلیل طبقه اقتصادی یا نژادی شان احساس محرومیت کنند . سر انجام احساس بی عدالتی و نارضایتی را گسترش می دهند . رفاه و خوشبختی اندک طبقات پایین شروع به تخریب جامعه ای می کند که نابرابری اجتماع را پرورش داده و شانس افراد را برای ترقی و پیشرفت با بهره گرفتن از ابزارها و شیوه های مشروع مسدود کرده است . ناکامی مداوم و زیاد که منتج از این احساس نابرابری است ، پرخاشگری و دشمنی سرکوب شده را به وجود می آورد که در نهایت به خشونت و جرم منجر می شود . تأثیر نابرابری ممکن است زمانی به حداکثر خود برسد که افراد فقیر باور داشته باشند توانایی اندکی برای رقابت در جامعه داشته یا جایی که تعادل قدرت اقتصادی و اجتماعی بیشتر به نفع ثروتمندان تغییر می یابد . تحت این شرایط فقر نسبی احتمال انتخاب فعالیتها و اعمال غیر قانونی را افزایش می دهد .
براساس دیدگاه محرومیت نسبی احساس بی عدالتی اجتماعی مستقیماً با نابرابری درآمد رابطه دارد و این احساس در جوامعی بیشتر است که در آن فقیر و ثروتمند در کنار هم زندگی می کنند . نوجوانان محله های فقیر نشین هنگامی که محله شان را با محلات مرفه و ثروتمند نشین همان شهر مقایسه می کنند احساس ناکامی و بی عدالتی کرده و در نتیجه آنها هم سعی می کنند تا به این امکانات اقتصادی ارزشمند دست یابند . حتی اگر از طریق روش های غیر قانونی باشد ، این شرایط خود میزان جرم و خشونت را در این محلات افزایش می دهد . ( صفری شالی ، 1386 : 103 ) .

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه ارشد با موضوع قانون آیین دادرسی کیفری

نظریه برچسب زدن

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نظریه برچسب زدن ، انحراف را به عنوان فرآیندی تبیین می کند که توسط آن برخی مردم موفق می شوند بعضی دیگر را « منحرف » تعریف کنند . این نظریه ، بر نسبی بودن انحراف تأکید دارد و ادعا می کند که یک شخص یا عمل تنها زمانی « منحرف » تلقی می شود که « برچسب » انحراف توسط دیگران به آن زده شود . طرفداران این نظریه می گویند : « مجرم کسی است که برچسب خورده ، و جرم رفتاری است که دیگران به آن برچسب زده اند » . این رویکرد معتقد است که رفتارها به خودی خود به عنوان کژرفتاری یا جرم محسوب نمی شوند ؛ بلکه این افراد و گروه ها هستند که به این رفتارها به عنوان جرم می زنند (ستوده ، بهادری ، 1386 : 38 ).
3-3-7-2- تبیینهای خرده فرهنگی
تبیینهای خرده فرهنگی کجروی ، بر تمایز ارزشها و هنجارها تأکید دارند که گروه های متفاوت بر آن پایبندند و مدعی می شوند که علل تحقق جرم ، نوعی تعارض میان هنجارهاست . در این تبیینها این تعارض هنگامی پدید می آید که گروه های متفاوت قومی ، نژادی یا طبقاتی ، هنجارهای خرده فرهنگی خاصی را می پذیرند . و این هنجارها ، اعضای آنها را در جهت نادیده گرفتن ارزشها و تخطی از هنجارهای زیر بنایی نظام هنجارهای حاکم بر جامعه تحت فشار می گذارند .
الگوی دارو دسته نوجوانان بزهکار
نخستین اثر گذاری خرده فرهنگها بر کجروی را می توان در مطالعاتی دید که به بررسی نحوه تأثیر دارو دسته های نوجوانان بزهکار بر رفتار اعضای خود پرداخته اند . برخی تحقیقات ، حاکی از آنند که این دارو دسته ها ، هنجارهای رفتاری خاص خود را بر اعضا تحمیل می کنند . در این خصوص بسیاری از نوجوانان نیز وضعیت به گونه ای است که در قالب منبع اصلی وضع و اعمال هنجارها ، جانشین والدین می شوند و نفوذ خود را حتی آنگاه که آنان می کوشند ارزشهای خود را بر فرزندان تلقین کنند ، همچنان حفظ می کنند ( سلیمی و داوری ، 1386 : 344 ) . فیلیپ رابرت در تحقیق خود مدعی شده است که در بسیاری اوقات ، شکل گیری این دارو دسته ها ، در قالب تجمعهایی ناهمخوان از تعدادی جوان و نوجوان بزهکار آغاز می شود ؛ افرادی که در مواجهه با پیرامون خویش ، احساس مطرود بودنی ، غالباً نهفته ، دارند و همین احساس مشترک آنان را گرد هم می آورد . او بیان می کند وقوع کوچکترین حادثه ای سبب می شود که این تجمع ساختار خود را به عنوان یک باند سازمان یافته تبهکار بیابد ؛ باندی که پس از شکل گیری ، امکانات محسوسی را برای استفاده اعضا به ارمغان می آورد ؛ از جمله اینکه قادر به فراهم ساختن امنیت و احترام برای آنان است . در عین حال به نظر او ، این نوع باندها هر قدر مستحکمتر شکل گرفته باشند ، روحیه جدایی از محیط پیرامون را در اعضای خود بیشتر تقویت می کنند و زمینه مناسبتری را برای ایجاد و استمرار نوعی واکنش « برچسب زنی » در درون خود فر اهم می سازند . فرآیندی که به طور طبیعی ، احساس وفاداری اعضا و پایبندی آنان به هنجارهای این خرده نظام را تقویت می کند . ( Robert,1966:183-193 ) .
ویلیام فوت وایت معتقد است که دارو دسته های جوانان و نوجوانان بزهکار به تدریج به تجمع سلسله مراتبی تغییر شکل می دهند . در درون هر یک از آنها ، جانشینان رئیسی ، که افتخار خدمتگذاری او را هم دارند ، از منافع اقتداری بهره مند می شوند که وی به آنان تفویض می کند . افراد زیر دست هر یک در حد توان خویش ، در پی کسب عنایت و توجه این نظام سلسله مراتبی بر می آیند ؛ نظامی که می توانند از آن ، توقع حمایت داشته باشند . با شکل گیری و استقرار خرده فرهنگهای کجرو ، این امکان فراهم می آید که افراد ، نوعی منزلت و پایگاه اجتماعی را در درون آنان ، برای خود طلب کنند ، سپس کنشهای خود را در درجه اول با هدف جلب حمایت و توجه آن نظام ، به ویژه در جهت حفظ ارتباط خود با اعضایی که سمتهای سرپرستی را بر عهده دارند ، و پس از آن با انگیرۀ ارتقاء و کسب منزلتهای بالاتر در درون سلسله مراتب موجود صورت می دهند ( سلیمی و داوری ، 1386 : 345 و 346 ) .
نظریه علائق کانونی
والتر میلر ، مضمون تعارض فرهنگی را در نظریه علائق کانونی مطرح ساخته است . او فعالیتهای کجروانۀ دارو دسته نوجوانان بزهکار در طبقات فرودست را کوششی قلمداد می کند در جهت دستیابی به اهدافی که فرهنگ این طبقات آن را ارزشمند به حساب می آورد . او بیان می کند که این تلاش در قالب رفتارهایی جامه عمل به خود می پوشد که فرهنگ یاد شده ، آن را مناسب ترین شیوه دسترسی بدان اهداف معرفی می کند . او بر آن است که این جوانان و نوجوانان ، خود را مجبور به پایبند ماندن به سنتهای طبقات فرودست می یابند و رفتارهای کجروانۀ خود را با پایبندی به همین سنتها مرتکب می شوند. میلر ، به ویژگی های سنتی و خرده فرهنگی شایان توجه در رفتار این دارو دسته ها را در قالب شش ارزش اساسی حاکم بر خرده فرهنگهای فرودست تصور می کند :
1- دردسر ( زحمت ) .
2- زمختی و خشونت .
3- زرنگی و زبلی .
4- هیجان .
5- تقدیر گرایی .
6- خود مختاری ( استقلال ) .
این شش ارزش سهمی تعیین کننده در شکل دادن به رفتار اعضای دارو دسته ها دارند . او بیان می کند نوجوانان طبقات فرو دست ، عمداً دعوا راه م یاندازند ؛ تا زمختی و خشونت خود را نشان دهند ؛ یا اینکه مرتکب سرقت شوند؛ تا زبلی و شهامت خود را اثبات کنند و … و این کارها صرفاً با هدف اثبات وفاداری به این ارزشها است. ( Miller , 1958:5-19 ) .( سلیمی و داوری ، 1386 : 347 ) .
تئوری خرده فرهنگ خشونت
یکی از مهمترین تبیین های تئوریک در مطالعه خشونت های بین شخصی جوانان و بزرگسالان ، تئوری خرده فرهنگی خشونت ولفگانگ و فراکوتی است .
براساس نظر آنها خشونت نتیجه طرفداری از مجموعه ارزشهایی است که به کار گیری خشونت و پرخاشگری را تشویق و حمایت می کنند . این ارزشها مخالف ارزشهای فرهنگ مسلط جامعه هستند مثلاً در این خرده فرهنگها مواردی از قبیل دعوا کردن ، تنه زدن ، فحش و ناسزا گفتن ، تمسخر دیگران ، به کار گیری اسلحه و … به عنوان ارزش شناخته شوند . آنها

مطلب مرتبط :   مشکلات خانوادگی

دیدگاهتان را بنویسید

بستن منو