منبع پایان نامه ارشد درمورد نویسندگان

منبع پایان نامه ارشد درمورد نویسندگان

دانلود پایان نامه

 

و مرحوم علامه امینی پنج کتاب دیگر بر اینها می‌افزاید ولی آنچه مدرک موضوع بحث ماست دو کتاب حقایق التنزیل و مجازات النبویه است، زیرا اگر درباره استناد نهج‌البلاغه تشکیکی شده است، نسبت به آن دو کتاب از هیچ کس تردید و تشکیکی نقل نشده است که استناد آنها را به سید رضی خدشه دار کند و از علماء سنت اسماعیل پاشا از این دو کتاب نام می‌برد و بغدادی درباره حقایق التنزیل گوید سید رضی کتابی نوشته است در معانی قرآن که نوشتن مانند آن متعذر است، از طرفی دیگر خود سید رضی در این دو کتاب از کتاب نهج‌البلاغه خود یاد می‌کند باین ترتیب:
الف: در پنج مورد از ‹‹کتاب المجازات النبویه›› به نهج‌البلاغه اشاره می‌کند:
در حدیث ‹‹ اغبط الناس عندی مؤمن خفیفت الحاد…..›› می‌گوید: بیان این سخن در کلام امیرالمؤمین است که می‌فرماید: ‹‹ تخففوا تلحقوا›› که ما آن را در کتاب نهج‌البلاغه خود ذکر نموده‌ایم.
در حدیث ‹‹ اسرعکن لحاقابی اطولکن یداً ›› سید این جمله را نظیر جمله علی (ع) ‹‹من یعط بالید القصیره یعط بالید الطویله›› می‌داند که در نهج‌البلاغه نقل کرده است.
در حدیث ‹‹الا وان الدنیا قد ارتحلت›› می‌گوید این معنی از امیرالمؤمنین علیه‌السلام هم نقل شده و نهج‌البلاغه را نام می‌برد.
در حدیث مانزل من‌القرآن آیه…. کلام ‹‹ القرآن حمال ذووجوه›› علی علیه‌السلام را در نهج‌البلاغه یاد می‌کند.
حدیث ‹‹ القلوب اوعیه بعضها اوعی من بعض ››رابا اختلاف لفظ از علی(ع) در نهج‌البلاغه نقل می‌کند.
ب: در کتاب حقایق التاویل که متأسفانه تنها جلد پنجم آن موجود است و از بقیه مجلداتش خبری نداریم در صفحه 167 همین جلد که در نجف چاپ شده است می‌گوید: اگر کسی بخواهد دلیل سخن ما را پیدا کند،‌ باید در کتابی که آن را تألیف کرده‌ایم و نهج‌البلاغه نامیده‌ایم با دقت نظر کند.
بعلاوه چنان که گفتیم نهج‌البلاغه بخشی از کتاب خصائص‌الائمه سیدرضی است و کتاب خصائص که نسخه‌ای از آن را مرحوم محدث نوری در کتابخانه شیخ هادی آل کاشف الغطاء دیده و نسخه دیگری از آن در کتابخانه رامبور هند موجود است و انتسابش به سیدرضی قطعی و مسلم می‌باشد، در سال 1369 در نجف بطبع رسید.
3-1-4- شروح نهج‌البلاغه
تا آن جا که اطلاع داریم، بعد از قرآن کریم، کتابی در روی زمین پیدا نمی‌شود که مانند نهج‌البلاغه نظر دانشمندان اسلامی را به خود جلب کرده باشد و درباره آن شرح و تعلیق و ترجمه به زبانهای مختلف فارسی و انگلیسی و اردو، و غیره نوشته شده باشد و نیز شرح وتوضیح برخی از قسمتهای آن و نظم آن و استدراک بر آن و حل لغات و منتخبی از آن و کاشف کلمات وبیان مصادر آن مورد توجه دانشمندانی دیگر بوده و در همه این زمینه‌ها قلم فرسائی کرد‌ه‌اند و هنوز هم مشغولند، این است معنی زنده بودن، همواره درخشیدن و نظر دانشمندان را جلب کردن.
شروح نهج‌البلاغه را مرحوم محدث نوری و سید محسن امین و مرحوم شیخ عبدالحسین امینی و مرحوم حاج شیخ آغا بزرگ تهرانی (رازی) و سید عبدالزهراء خطیب حسینی دامت برکاته به تفصیل نوشته‌اند، و طبعاً شروحی را نوشته‌اند که بنظر آنها رسیده و تا زمان آنها نوشته شده.
مرحوم شیخ تهرانی 147 ترجمه و شرح را نام می‌برد، ولی او تنها مؤلفات شیعه را می‌نویسد و برخی از شروحی را که به نامهای مخصوص در سایر مجلدات الذریعه نوشته است بحساب نمی‌آورد. مرحوم امینی 81 شرح را نام می‌برد و سید عبدالزهراء خطیب 143 شرح و ترجمه و متعلقات را ذکر می‌کند. اینها علاوه بر تعلیقاتی است که بر بعضی از شروح نهج‌البلاغه نوشته شده است مانند پنج تعلیقه که بر شرح ابن‌ابی ‌الحدید نوشته شده است، اگر کسی تمام این مجموعه‌ها را جمع و تلفیق کند، قطعاً از عدد 250 تجاوز می‌کند، با وجود آن که برخی از آنها قریب به 20 جلد است، مانند شرح خوئی و ابن‌ابی‌الحدید.
در هر حال شیخ نوری، بیهقی را اولین شارح نهج‌البلاغه دانسته‌ و محدث قمی هم در ‹‹الکنی والالقاب›› از او تبعیت کرده و خود بیهقی هم گفته است ‹‹کسی از فضلاء سابقین پیش از من نهج‌البلاغه را شرح نکرده است›› و ابن‌ابی الحدید قطب راوندی را نخستین شارح دانسته.
مانند صاحب ریاض‌العلماء ولی ظاهراً شکی نیست که کتاب‹‹اعلام نهج‌لبلاغه››‌علی‌بن ناصر که معاصر سیدرضی بوده است نخستین کتابی است که درباره نهج‌البلاغه نوشته شده است و سید محسن امین کتابی به نام‹‹ المعارج فی‌شرح نهج‌البلاغه›› باو نسبت می‌دهد.
در این جا مناسب می‌بینم که نام برخی از شارحین نهج‌البلاغه را که بظاهر از علماء سنت وجماعت بوده‌اندـ و خدا از قلب ایشان بهتر آگاه است ـ یاد کنم.
محمدبن‌عمر، مشهور به ‹‹فخررازی›› متوفی ( 606) چنان که قفطی در تاریخ الحکما گوید، شرحش ناتمام است.
عبدالحمید بن محمد معروف به ‹‹ابن‌ابی‌الحدید›› معتزلی مدائنی، متوفی (656) که شرح خود را مدت 4 سال و 8 ماه نوشته و شرحی جامع و کامل و بلکه بهترین شروح موجود بشمار آمده است و حتی برخی از علماء شیعه بر کتاب اوخلاصه ورد نوشته‌اند. به نام ‹‹ العقدالنضید››‌و ‹‹سلاسل الحدید›› و ‹‹الردعلی‌بن‌ابی‌الحدید.››
کتابی است به نام ‹‹النفائس فی‌شرح نهج‌البلاغه›› در کتابخانه آستانه که مؤلفش را فقط بعنوان‹‹ بعضی از علماء اهل سنت›› نوشته‌اند.
ملاسعدالدین تفتازانی شافعی، متوفی بسال ( 792) مؤلف مطول و ارشاد و تهذیب المنطق می‌باشد.
قوام‌الدین، یوسف‌بن حسن، قاضی بغداد، متوفی حدود سال (922) چنانچه در کشف‌الظنون است،
تمام این نویسندگان دانشمند اعم از خاصه و اهل سنت در انتساب نهج‌البلاغه به سیدرضی و ا زاو به علی‌بن‌ابیطالب چنانکه خودش در مقدمه گفته است شک ندارند، حتی شیخ‌ محمدعبده به مفردات الفاظ نهج‌البلاغه، استناد می‌جوید وعلیه اهل لغت استدلال می‌کند، در خطبه 195 در ذیل جمله‹‹ ولقدواسیته بنفسی›› می‌گوید:اهل ادب گفته‌اند فصیح آنست که گفته شود: ‹‹آسیته›› ولی نطق امام حجت است.

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد رایگان درباره عملیات انتحاری

بستن منو