منبع پایان نامه ارشد درمورد فعل اخلاقی

منبع پایان نامه ارشد درمورد فعل اخلاقی

دانلود پایان نامه

ایشان در تشریح اساس حسن و قبح مسأله وجدان را مطرح می‏نمایند و در خصوص اهمیت و ارزش وجدان چنین می‏گویند:  

«شما کلمه وجدان را شنیده‏اید، (بجای اینکه بحث را روی حسن و قبح بیاوریم روی کلمه وجدان می‏آوریم)…هر کسی در خودش یک احساس دارد و آن احساس این است که قهوه‏ای در وجود اوست که می‏تواند حتی علیه خود او قضاوت بکند.این قوه همان وجدان است…
همه افراد یک وجدان انسانی دارند…اگر بنا بشود که حسن و قبح مطلقا امر نسبی باشد، مطلقا امر متغیر باشد، باید وجدان بشر هم مطلقا امر متغیر باشد یعنی هر زمانی وجدان بشر یکجور حکم بکند… در اسلام چیزهائی پیدا می‏کنیم که دلالت می‏کند بر اینکه اسلام برای وجدان انسان اصالت قائل شده است…پس وجدان در وجود انسان حقیقی است، واقعیتی است…اینجا دو مطلب است که باید عرض کنم:در اینکه وجدان انسان فی‏الجمله تغییر می‏کند بحثی نیست اما اینکه تغییر می‏کند یعنی چه؟آیا خودش فی حد ذاته تغییر می‏کند یا نه؟مثل هر قوه‏ای از قوا تغییر می‏کند، احیانا فاسد می‏شود و خوب کار نمی‏کند مثل همه دستگاهها…قرآن قبول می‏کند که انسان گاهی کار بدش را خوب می‏بیند اما(این سخن را)روی این حساب نمی‏گوید که وجدان ذاتا متغیر است می‏خواهد بگوید که وجدان مانند هر چیز دیگری در هنگام سلامت خوب کار می‏کند و در هنگام انحراف عوضی».
مرحوم مطهری در خصوص خوب و بد می‏نویسند: «اموری که ما آنها را خوب می‏دانیم بر دو قسم است:بعضی با لذات خوب هستند و برخی از جهت اینکه وسیله خوبیها هستند خوبند همچنانکه در امور بد، بعضی با لذات بد هستند و برخی از جهت اینکه مقدمه بدها می‏باشند بدند.
گاهی ما چیزی را می‏گوئیم خوب چون مقدمه یک خوب است و چیزی را می‏گوئیم بد چون مقدمه یک بد است.آنچه که افکار مردم درباره‏اش در محیطها و زمانهای مختلف فرق می‏کند و عوض می‏شود خود خوبها و بدها نیست بلکه مقدمه آنهاست.
یعنی ممکن است قضاوت مردم در یک زمان این باشد که فلان چیز وسیله خوبی است برای فلان امر خوب و در زمان دیگر عقیده مردم عوض بشود که نه این وسیله، وسیله بدی است.
ولی قضاوت مردم درباره خود آن خوب یا بد عوض نمی‏شود.البته ممکن است بشر اشتباه بکند اما این غیر از این است که وجدانش تغییر کرده باشد.» مرحوم مطهری در جای دیگری می‏نویسند: «در باب اخلاق بالخصوص تکیه روی این مطلب است که اخلاق را بر پایه حسن و قبح که حکم عقل است مبتنی می‏کند و می‏گویند:خلق خوب آنست که عقلا زیبا باشد و در نزد عقل نیک شمرده شود و خلق بد آن است که در نزد عقل زشت شمرده شود، و با دلائل و شواهد زیاد ثابت می‏کنند که این حکمهای عقل که«فلان خلق نیک است و فلان خلق زشت»یک حکم ثابت و یکنواخت متساوی در همه‏جا نیست.
…بدیهی است که وقتی معیار اخلاق«حسن و قبح»باشد، وقتی خود حسن و قبح یعنی-افکار و تشخیصها-از این نظر اختلاف دارد و تغییر می‏کند، طبعا باید بگوئیم اخلاق هم تفییر می‏کند».
-ایشان چند معیار اخلاقی را طرح و سپس مورد نقد قرار می‏دهند:
هدف از فعل انسان، غیر خودش باشد.
فعل اخلاقی فعلی است که هدف از آن غیر باشد و در عین حال ناشی از یک خلق طبیعی هم نباشد.
فعل اخلاقی آن است که از وجدان الهام بگیرد. (انجام تکلیف).
آن سلسله اصولی که منافع افراد را بهتر از همه تأمین می‏کند.(هوشیاری و درک موقعیت)
ملکاتی که انسان باید خودش را بر اساس آن بسازد.(طرح انسان‏سازی بر اساس توازن و تعادل قوا) وی در خصوص آخرین معیار طرح شده می‏فرمایند:
«اگر ما پایه اخلاق را توازن بدانیم، می‏توانیم بگوئیم همین طور که صحت و سلامت بدن یک امر نسبی نیست بلکه به تعادل ترکیبات بدن برمی‏گردد، صحت خلق و روح انسان هم یک امر نسبی نیست و به تعادل و توازن عناصر روحی بر می‏گردد».
مرحوم مطهری در نوشته دیگری نیز به طرح مسأله نسبیت اخلاق پرداخته و می‏نویسند: «آیا اخلاق مطلق است یا نسبی؟یعنی اگر یک خوی با خصلت و یا یک فعل به عنوان اخلاق توصیه می‏شود آیا این امر مطلقی است؟یعنی یک خصلت که اخلاقی است برای همه وقت و برای همه‏کس و در همه شرائط اخلاقی است؟و یا یک فعل که آن را فعل اخلاقی می‏نامیم نسبت به همه افراد و در همه شرائط و در همه زمنها فعل اخلاقی است آنچنانکه مثلا می‏گوئیم عدد 4 دو برابر عدد 2 است؟یا اینکه نه نسبی است؟
اگر گفتیم نسبی است، یعنی هیچ خصلت و هیچ خویی را و همچنین هیچ فعلی را به عنوان فعل اخلاقی نمی‏توان به طور مطلق توصیه کرد و آن را در همه زمانها و در همه مکانها و در همه شرائط و برای همه افراد صادق دانست.»
مرحوم مطهری در خصوص فعل اخلاقی به دو مسأله اشاره می‏کنند: 1-میأله پسند:«برخی اساسا معتقدند که هیچ معیاری برای اخلاقی بودن(یک فعل) خارج از خود انسان وجود ندارد، یعنی خارج از پسند و انتخاب خود انسان معیاری برای اخلاقی بودن وجود ندارد.»
اساسا تکامل جامعه تعیین کننده خلق و خوی مورد پسند است، روح جامعه و روح زمان الهام کننده اخلاق خوب است.
سپس ایشان می‏گویند: «اگر این حرف را بزنیم مسلم باید اخلاق را نسبی بدانیم…اگر این سخن را بگوئیم قطعا دیگر هیچ اصول ثابت اخلاقی نخواهیم داشت.زیرا معیار پسند می‏شود.البته ما هم قبول داریم که معیار پسند است و پسندها تغییر می‏کنند، ولی ما معتقدیم که تغییر پسندها از نوع تغییر یک مزاج است، یک مزاج یک حالت تعادل دارد و یک حالات انحرافی.»
ایشان در خصوص تفاوت اخلاق با فعل اخلاقی می‏نویسند:
اخلاق به آن معنا که ما تعریف کردیم مطلق است، ولی فعل اخلاقی مانعی ندارد که بگوئیم نسبی است…برخی معیار اخلاقی بودن یک فعل را محبت دانسته‏اند اینکه هدف، غیر می‏باشد.اینجا ما دو چیز داریم:یکی خود اخلاق یعنی خلق و خوی و خصلت روحی انسانی که آن همین غیردوستی و انسان دوستی و علاقمند به سرنوشت انسانها بودن است، باید بگوئیم که این نسبی نمی‏شود و مطلق است.

مطلب مرتبط :   کرامت انسانی

Close Menu