منبع پایان نامه ارشد درمورد عوامل اجتماعی

منبع پایان نامه ارشد درمورد عوامل اجتماعی

دانلود پایان نامه

نمی‏شود این امر برای یک نفر نسبی باشد و برای یک نفر دیگر مطلق.نه دوست داشتن انسانها و علاقمند بودن به سرنوشت آنها که منشأ خدمت به انسانها می‏شود خود امری مطلق است و برای همه کس در همه شرایط و در همه زمانها صادق است.ممکن است بگوئیم نه این هم کلیت ندارد، زیرا ممکن است یک انسان، انسانی باشد موذی، مثلا انسانی جانی، انسانی قاتل، انسانی مفسد، این انسان را هر مکتبی می‏گوید باید با او مبارزه کرد و او را از میان برد، پس این هم کلیت ندارد.  

جواب اینست که خیر کلیت دارد.(انسان دوستی با مبارزه با انسان مفسد)منافات ندارد و لازمه محبت انسانها(مبارزه نکردن با انسان مفسد)نیست.
اولا گفتیم انسان نه بالخصوص…ثانیا: آنکه می‏گوید علاقه به انسان، مقصودش انسان به عنوان یک حیوان به اصطلاح مستوی القامه…. نیست.انسان یعنی انسانیت یعنی فضائل انسانی، نه این گوشت و پوست.»
وی در تفاوت اخلاق با فعل اخلاقی می‏نویسد: «مطلق بودن اخلاق را با مطلق بودن فعل اخلاقی نباید اشتباه کرد، یعنی روی یک فعل نمی‏شود تکیه کرد و گفت همیشه این فعل اخلاقی است، همچنانکه نمی‏شود گفت همیشه این فعل ضد اخلاق است».
و«اینکه رفتار مطلق است یا نسبی غیر از این است که اخلاق مطلق است یا نسبی».
در خصوص اخلاق و فعل اخلاق آورده است: «گاهی می‏خواهیم روی فعل حساب کنیم و گاهی روی خصلت.اگر بخواهیم روی خصلت حساب کنیم در مبنای هگل یا در مبنای سارتر و اشخاصی که می‏گویند«معیاری برای اخلاق جز پسند و انتخاب انسان وجود ندارد، اخلاق و خوی امری نسبی می‏شود.ولی از این مسلکها که بگذریم اخلاق به عنوان یک خصلت و خوی را می‏توان امر ثابتی شمرد اما فعل اخلاقی را نه.» و«میان اخلاقی و خود اخلاق باید تفاوت قائل شد، اینکه فعل اخلاقی تغییر می‏کند با اسلام هم سازگار است، مثلا کسی می‏پرسد دزدی حرام است یا حلال؟می‏گوئیم حرام است.
می‏گوید آیا جائی هست که دزدی جائز باشد؟ می‏گوئیم بله، پیش می‏آید که حتی واجب می‏شود.»
وی پس از طرح نقص نظریه نسبیت می‏نویسد: «ما در بحث خودمان رسیدیم به اینجا که فرق است میان اخلاق و رفتار.اخلاق که عبارتست از یک سلسله خصلتها و سجایا و ملکات اکتسابی که بشر آنها را به عنوان اصول می‏پذیرد…ولی رفتار انسان که عبارت است از پیاده کردن همان روحیات در خارج در شرایط مختلف، مختلف می‏شود و باید هم مختلف بشود.
به عبارت دیگر مظاهر و مجالی اخلاقی انسانی در شرایط مختلف، مختلف است.در یک جا انسان باید یک جور عکس‏العمل نشان بدهد، در جای دیگر جور دیگر، نه اینکه انسان در یک جا باید یک جور باشد و در جای دیگر جور دیگر.»
2-11-11- آیا واقعا امام علی (ع) به نسبی بودن اخلاق معتقد بودند ؟
در ابتدا باید دید نسبیت در اخلاق به چه معنا است.
نسبی در برابر مطلق است. برخی می‌گویند: اخلاق و ارزش‌های اخلاقی مانند: «عدل خوب است»، «احسان به پدر و مادر خوب است»، «ظلم و ستم به دیگران بد است»، اصولی ثابت، عام و همگانی می‌باشند که از عوامل اجتماعی و روان شناختی به دست نمی‌آید و دگرگون نمی‌شود و از هر جهت اطلاق دارد. اخلاق با چنین شاخصه‌ای مطلق است.
برخی می‌گویند: اخلاق و ارزش‌های اخلاقی هیچ اعتبار کلی و واقعیت و ریشه ثابتی ندارد. اعتبار همه اصول اخلاقی به فرهنگ، گزینش فردی، زمان، مکان و … برمی‌گردد. اخلاق با چنین شاخصه‌ای نسبی است.
از آیات و روایات به خوبی به دست می‌آید که اخلاق از اصول ثابت، عام و فراگیر و همگانی بهره‌مند است. قران کریم می‌گوید:
«ولکنّ الله حبّب اِلیکم الایمان و زیّنه فی قلوبکم و کرّه إلیکم الکفر و الفسوق والعصیان؛( حجرات (49) آیه) خداوند ایمان را محبوب قلب‌های شما قرار داد و کفر و فسق و گناه را مورد کراهت و نفرت طبیعت شما ساخت».
از تعبیر «فی قلوبکم» به خوبی فهمیده می‌شود که اخلاق و ارزش‌های اخلاقی به صورت ثابت و همگانی در عمق جان آدمیان ریشه دارد. فطری بودن دین که در بعضی آیات آمده، بیانگر اصول ثابت در جان انسان‌ها است.
نیز فرمود: «خداوند به عدل و احسان و ادای حق خویشاوندان فرمان می‌دهد و از کارهای ناپسند و سرکشی باز می‌دارد».( نحل (16) آیه 90).
در این آیه از «عدل»، «احسان» و «ادای حق خویشاوندان» به عنوان امور ارزشی و اخلاقی و از «فحشا»، «منکر» و «بغی» به عنوان امور ضد ارزشی و زشت یاد شده است.
در جای دیگر فرمود: «قل لا یستوی الخبیث والطیب؛( مائده (5) آیه 100) ناپاک و پاک مساوی نیستند».
نیز فرمود: «و یحلّ لهم الطیّبات و یحرّم علیهم الخبائث؛( اعراف (7) طیبات را برای آنان حلال و خبائث را حرام می‌کند».
آدمی امور طیب و پاکیزه را می‌پسندد و این‌ها را خوب و ارزش می‌داند و اسلام این‌ها را حلال و یا واجب نموده است. در برابر آن امور ناپاک و خبیث را زشت می‌شمارد و اسلام آن‌ها را حرام نموده است.
امام صادق(ع) فرمود: «فبالعقل عرف العبادُ خالقهم … و عرفو به الحسن من القبیح؛( کلینی، کافی، ج 1، ص 29) بندگان در پرتو عقل، آفریدگار خویش را می‌شناسند … و توسط عقل، نیک را از زشت باز می‌شناسند». پس عقل خوبی‌ها و بدی‌ها را خوب درک می‌کند، مانند عدل خوب است و ظلم و ستم بد است. اینها اصولی ثابت، عام و همگانی هستند.

مطلب مرتبط :   رضایتمندی زناشویی

بستن منو