منبع پایان نامه ارشد درمورد
سلسله مراتب، عزت نفس، رفتار انسان

منبع پایان نامه ارشد درمورد سلسله مراتب، عزت نفس، رفتار انسان

ش را به دو دسته محتوایی و فراگردی تفکیک می کنند. نظریه های محتوایی،
چیستی رفتارهای برانگیخته را شرح می دهند و اغلب با آنچه در درون فرد یا محیطش می گذرد و به رفتار او نیرو بخشیده و آن را تداوم می بخشد، سر و کار دارند. به عبارت دیگر، این نظریه ها مدیران را نسبت به نیازهای کارکنان آگاه ساخته و به آنان کمک می کنند که بدانند کارکنان به چه چیزهایی به عنوان پاداش کار یا ارضاکننده نیاز اهمیت می دهند.نظریه های فراگردی چگونگی و چرایی برانگیختگی افراد را توصیف می کنند و بیان میدارند چرا و چگونه مسئله نیاز به ایمنی، با پاداش های خاص ارتباط پیدا می کند یا کارکنان چه اعمال خاصی را باید انجام دهند تا مستحق دریافت پاداش شوند. نظریه های محتوایی بیشتر از دیگر موارد با رضایت شغلی مرتبط اند، درحالی که نظریه های فراگردی با تلاش های کاری و مفاهیم ضمنی عملکردی آن سر و کار دارند(رضاییان،1379 ).
نظریه های محتوایی را نظریه های نیازها نیز مینامند، زیرا نیازهای روانشناختی را که موجب رفتار برانگیخته می شود، در بر دارند. در بیشتر نظریه های محتوایی، پنج نظریه اصلی ارائه شده است که به طور خلاصه به قرار زیرند:
2- 4-2- نظریه های محتوایی
2- 4-2- 1- نظریه مراحل مختلف زندگی
بر پایه این نظریه، آدمیان در مراحل مختلف حیات قرار دارند و کسی که در یک مرحله از حیات قرار دارد، نمی تواند افراد واقع در سطوح بالاتر را درک کند. رفتن از یک مرحله حیات به مرحله دیگر، به تحول درونی- بیرونی نیاز دارد. این نظریه با نظریه سلسله مراتب نیازها همخوانی زیادی دارد.
2- 4-2- 2- نظریه سلسله مراتب نیازها
آبراهام مزلو روانشناس برجسته آمریکایی، در زمینه شرایط خودشکوفایی و رشد انسان معتقد است نیازهای انسانی از سلسله مراتبی تبعیت میکند. نیازهای زیستی، نیازهای اساسی انسان برای حفظ بقای او هستند و تا زمانی که نیازهای اساسی برای فعالیت به اندازه کافی ارضا نشوند، دیگر نیازهای درونی، برای فعالیت، کمتر انگیزه ایجاد خواهند کرد و وقتی این نیازها ارضا می شوند، نیاز ایمنی در رأس قرار میگیرد و به همین ترتیب این سلسله مراتب برای بقیه نیازها مطرح است.

2- 4-2- 3- نظریه زیستی تعلق رشد
براساس این نظریه، نیازها، به سه دسته تقسیم می شوند:
نیازهای زیستی که به رفاه مادی فرد مربوط میشوند؛
نیازهای تعلق که بیانگر میل به ارضای روابط میان فردی است؛
نیازهای رشد که بیانگر میل به رشد و توسعه مستمر فردی است.
براساس این نظریه و برخلاف نظریه مزلو، اگر نیاز سطح بالا در فردی سرکوب شود، نیاز در سطح پایین تر در وی فعال خواهد شد.این نظریه دید مهمی به مدیر می دهد، به این شکل که اگر مدیری متوجه شود نیازهای رشد کارمندی با مانع مواجه شده است، باید بکوشد او را به سمت ارضای نیازهای تعلق و زیستی هدایت کند.
2- 4-3- نظریه نیازهای اکتسابی
به عقیده دیوید مک کله لند76 عوامل انگیزشی، ریشه در فرهنگ دارد..وی معتقد است همه انسان ها سه نیاز مهم دارند که عبارتند از:
نیاز به کسب موفقیت:77 توفیق طلبی، میل به انجام دادن کاری بهتر با کارایی بیشتر برای حل مسئله وبر تسلط بر کارهای پیچیده؛
؛ نیاز به تعلق:78 میل به ایجاد روابط دوستانه و صمیمی با دیگران .
نیاز به قدرت:79 تمایل به نفوذ در رفتار دیگران و کنترل رفتار آنان.
وی معتقد است انسان به واسطه این نیازها برانگیخته می شود.این نظریه زمانی مفید واقع میشود که هر نیازی به مجموعه ای از ترجیحات فردی ربط داده شود. در صورت اکتسابی بودن واقعی این نیازها، مدیران میتوانند افراد را با این نیازها آشنا سازند تا در انواع مشاغل موفق شوند.
2- 4-4- نظریه های ریزمدل
یکی از نظریه های ریز مدل مربوط به نظریه سلسله مراتب نیازهای مزلو است.این نظریه، بین سال های (1940) در صدر مباحث روانشناسی بالینی بود و مزلو بیشتر کارهای پیشرفته خود را در آن زمینه به انجام رسانید.در آغاز دهه 1960-1950 ، این نظریه به عنوان الگوی مطلوب رفتار انسانی در سازمان مطرح شد. ابراهام مزلو، از روانشناسان بالینی و فردی انسان گرا بود و به طور واقعی بزرگی و ارزش افراد را مورد توجه قرار می داد. او زندگی انسانی را به صورت یک کل مورد توجه قرار می داد و معتقد بود طبیعت بشر به طور کلی دارای ظرفیتی ذاتی برای خود یابی است و انسان اساسا قابل اعتماد، عقلایی و منحصر به فرد و به طور فطری، خوب و نیکوسرشت است،بنابراین باید نقش واقعی خود را بشناسد و از آن به بهترین شیوه ممکن بهره گیرد. تنها در این صورت است که انسان از سلامت فکر و تعادل روانی برخوردار خواهد بود. البته او آثار محیطی را نادیده نگرفت و بیان داشت تجلی این خصوصیات و خصلت ها، به شرایط خاصی نیاز دارد که اجتماع امروزی قادر نیست به آسانی آن را فراهم کند. برای مثال، عدم ارضای نیازهای مراتب پایین به سبب محدودیت های اجتماعی و سیاسی گوناگون، مانعی در راه تجلی نیاز به خودیابی و رشد قلمداد می شود.
در آغاز، نظر مزلو فراهم آوردن الگویی بود که به طور کلی رابطه میان انگیزش و شخصیت را توضیح دهد، ولی وی بعدها توجه خود را به طور مشخص به مسائل انگیزشی کارمندان در تشکیلات کاری معطوف کرد با به کار بستن مفهوم سلسله مراتب نیازها، مدیران مسئولیت ایجاد محیطی مناسب را که کارکنان در آن بتوانند همه استعداد خود را پرورش و بروز دهند، بر عهده خواهند داشت. این محیط مناسب ممکن است به افزایش فرصت هایی برای استقلال بیشتر، گوناگونی و تنوع در کار و مسئولی
ت پذیری و مواردی از این دست نیاز داشته باشد. کوتاهی در فراهم آوردن چنین محیطی از دیدگاه عملی، به افزایش ناکامی کارمند خواهد انجامید و نتیجه آن کارکرد ضعیف تر، رضایت شغلی کمتر و خروج بیشتر کارکنان از سازمان خواهد بود. به عقیده مزلو، نیازهای انسانی به صورت سلسله مراتب پنجگانه ای از سطح پایین، یعنی نیاز های کاستی، تا سطح بالا یعنی نیازهای کمال ادامه می یابند و فرد در ابتدا به رفتاری دست می یابد که بتواند نیاز یا نیازهایی را که در یک زمان، ویژه و برجسته اند، ارضا کند.او بر این باور بود که این سلسله مراتب الگویی نمونه است که در بیشتر مواقع صادق است؛
ضمن اینکه می توان استثناهای متعددی بر این گرایش عنوان کرد.وی نیازهای بشری را به گروه های زیر تقسیم کرده است:
نیازهای فیزیولوژیک؛
نیازهای تعلق داشتن؛
نیازهای احترام؛
نیازهای خودشکوفایی؛
زیبایی شناسی؛
معرفت شناسی (ستیرز و پورتر، 1372)

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه ارشد دربارهکسی، zan، خُو

سلسله مراتب نیازها
2- 4-4-1- نیازهای فیزیولوژیک
این مجموعه از نیازها، نقطه شروع نظریه انگیزشی است. نیازهای فیزیولوژیک، اساسی ترین نیازها هستند و ارضای آن برای زنده ماندن شخص ضروری است. شخصی که فاقد غذا، مسکن، آب و غذا، غریزه جنسی و… باشد، موارد دیگر را منکر خواهد شد. قدرت غلبه این نیازها بیشتر است.فردی که فاقد غذا، ایمنی، محبت و احترام است، بی گمان نسبت به غذا بیشترین تمایل را از خود نشان می دهد. البته ویژگی ارگانیسم انسانی چنین است که هرگاه نیازی خاص برآن چیره شود، تمام فلسفه مربوط به آینده نیز تغییر مییابد. برای فردی که از گرسنگی رنج می برد، مدینه فاضله او را می توان به مکانی تشبیه کرد که در آن غذا به حد زیادی یافت شود.او میل دارد چنین تصور کند که اگر فقط تأمین غذا برای بقیه دوران زندگی تضمین شود، کاملا خوشبخت خواهد بود و هرگز، بیشتر نخواهد خواست..در جای دیگری مزلو بیان می دارد، به ظاهر روشی مناسب برای محو انگیزه های عالی و نگرش جامع و استعدا دها و فطرت انسانی این است که ارگانیسم را به حد مفرط گرسنه و تشنه نگه داریم.
2- 4-4-2- نیازهای ایمنی
بعد از ارضای نیازهای فیزیولوژیک، نیازهای دیگری همچون امنیت، ثبات، وابستگی، حمایت، نگرانی،
آشفتگی، نیاز به قانون، آزادی و مطرح می شود که به این نوع نیازها، نیازهای ایمنی گفته می شود. این نیازها می توانند به عنوان سازمان دهندگان انحصاری رفتار، ارگانیسم را به طور کامل تحت تسلط خود درآورند، بنابراین بیشتر استعدادهای ارگانیسم را در اختیار می گیرند و تنها در پی ایمنی هستند. به عبارت دیگر، گیرنده ها، عوامل مؤثر، عقل و دیگر استعداد ها فقط ابزاری می شوند در جست وجوی ایمنی، بنابراین هدف غالب و مدینه فاضله و ارزش های حاکم فرد تحت تأثیر گرایش به ایمنی قرار می گیرد.در چنین حالتی همه موارد به جز ایمنی و حمایت، کم اهمیت می شوند. چنین فردی را اینگونه می توان توصیف کرد که با تمام وجود برای رسیدن به ایمنی زندگی می کند.
به اعتقاد مزلو، سائق های عینی تر ایمنی را میتوان در کودکان ملاحظه کرد؛ زمانی که کودکی به طور
ناگهانی آغوش مادر را از دست میدهد، گویی همه چیز به آخر رسیده است، او دچار ترس و کابوس میشود و جهان را فقط در وجود مادر می پندارد.مزلو نتیجه می گیرد که بزرگسالان نیز دنیایی امن، منظم و قابل پیش بینی را بیشتر می پسندند و از دنیایی که نتوان به آن حساب کرد یا وقایع غیر منتظره در آن روی دهد، گریزان اند. در چنین شرایطی، آنها حامیان نیرومندی را می خواهند که در مقابل آسیب ها و خطرها از آنها محافظت کند. در زندگی اجتماعی امروزی، مزلو جلو ههای نیاز به ایمنی را به صورت های زیر معرفی می کند:تمایل دائمی به شغل دائم، حمایت، حساب پس انداز و انواع بیمه. مزلو می گوید: گرایش به دین و فلسفه جهانی که بتواند جهان و مردم آن را به شکل کلیتی معنی دار، منسجم و رضایت بخش سامان دهد، تا حد زیادی به نیاز ایمنی انسانی مربوط می شود، حتی گاهی گرایش به علم و فلسفه را تا حدی ناشی از انگیزه مذکور معرفی می کند. به عقیده او، هرگاه تهدیدی در صحنه اجتماع نسبت به قانون، نظم و حاکمیت جامعه پدید آید، ممکن است نیازهای ایمنی جنبه فوریت به خود بگیرند.
2- 4-4-3- نیازهای اجتماعی
هرگاه نیازهای فیزیولوژیک و ایمنی ارضا شود، نیازهای عشق و امنیت و تعلق پدیدار می شود. در این حالت، فرد عشق به همسر، دوستان و فرزندان را مدینه فاضله زندگی خود می داند، تشنه روابط عاطفی با مردم، دوستان و خانواده است و بیشترین تلاش او برای رسیدن به این هدف است. به اعتقاد مزلو، دگرگونی های اجتماعی، زاییده جامعه صنعتی، بی ریشه بودن یا انزجار از اصل و ریشه خود، جدا شدن ناگهانی از خانه، خانواده، دوستان و همسایگان، از مهم ترین منابع این نیاز انسانی است. البته عشق فقط به معنای میل جنسی نیست.میل جنسی را تنها باید به عنوان نیازی فیزیولوژیک بررسی کرد، درحالی که نیاز به محبت و تعلق شامل دوست داشتن و دوست شدن است.
2- 4-4-4- نیاز به احترام
نیاز به احترام و عزت نفس بعد از نیازهای فیزیولوژیک، ایمنی و اجتماعی، مطرح می شود. همه افراد جامعه به ارزشیابی ثابت و عالی از خودشان نیاز دارند.احترام به خود و عزت نفس و احترام به دیگران از این جمله است. هنگامی که جنبه داخلی مد نظر قرار میگیرد ، مواردی چون عزت نفس، تمایل به قدرت، موفقیت، کفایت، استقلال و آزادی مطرح میشود. این گونه نیازها را می توان به دو دسته تقسیم کرد: نیازهای داخلی و ن
یازهای خارجی. و هنگامی که صحبت از شهرت، مقام، اعتبار، سربلندی، حرمت و تحسین پیش می آید، جنبه خارجی مورد نظراست.به اعتقاد مزلو، عدم ارضای نیازهای یادشده، موجب پیدایش احساساتی چون ضعف، حقارت و درماندگی می شود. این احساسات، موجب دلسردی و یأس می شود.اهمیت این مجموعه را می توان با مطالعه بیماران روحی و روانی که با ضربه شدید روحی مواجه میشوند، درک کرد. به واسطه بحث های دین شناسان در مورد غرور و تکبر و دیدگاه مردم درباره خود آگاهی و عدم صداقت نسبت به فطرت خود، نیز می توان نسبت به خطر وابستگی حرمت نفس به عقاید دیگران(به جای وابسته بودن به لیاقت، شایستگی و کفایت واقعی)، آگاه شد.بهترین روش ارضای این نیاز این است که فرد استحقاق احترام را داشته باشد، ولی انتظار تمجید ظاهری را نداشته باشد.
2- 4-4-5- نیاز به خود شکوفایی
از بحث های بیهمتای مزلو در نظریه انگیزشی، توصیف وی از خودشکوفایی است. خودشکوفایی به توسعه استعدادها و تکمیل زمینه های فردی و افزایش مهارت ها اشاره دارد. برای مثال اگر

مطلب مرتبط :   منابع پایان نامه درموردسبک زندگی، شناختی رفتاری، درمان شناختی رفتاری، بیماران مبتلا

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu