منبع پایان نامه ارشد درمورد تعلیم و تربیت

منبع پایان نامه ارشد درمورد تعلیم و تربیت

دانلود پایان نامه

سؤال: اگر احکام اخلاقی مطلق است، چرا در برخی موارد استثنا وجود دارد، همانند دروغ مصلحت‌آمیز؟ استثنا دلیل آن است که اخلاق مطلق نیست، بلکه با توجه به شرایط و موقعیت دگرگون می‌شود، و این یعنی نسبی بودن اخلاق؟  

پاسخ: اگر موضوع اخلاق را رفتار بدانیم، در این صورت می‌گوییم: اخلاق نسبی است و چهره‌های کارهای اخلاقی با موقعیت‌ها دگرگون می‌شود (لیکن این نسبیت غیر از نسبیتی است که معنایش بیان شد). اما اگر موضوع اخلاق را رفتار آدمی ندانیم، بلکه ملکات نفسانی انسان در درون یا یک یا چند عنوان انتزاعی و کلی مانند عدل،‌احسان و ظلم را موضوع اخلاق دانستیم، در این صورت اخلاق مطلق است و عنوان‌های اخلاقی همیشه بار اخلاقی مثبت یا منفی خویش را حفظ می‌کنند و دگرگون نمی‌گردند.
توضیح: در مورد نسبی بودن اخلاق دو معنا وجود دارد:
اصل ارزشی و ضد ارزشی ثابتی وجود ندارد؛ خوبی و بدی به پسند و عدم پسند فرد یا جامعه وابسته است.
رفتارها و کارهای اخلاقی با توجه به موقعیت‌ها و تغییر عناوین دگرگون می‌‌شود.
نسبیت به معنای اوّل نادرست است؛ یعنی نمی‌توان پذیرفت که ارزش‌های اخلاقی از اصولی ثابت و کلی محروم است. اما نسبیت به معنای دوم درست و قابل قبول است. چون کارهای اخلاقی همیشه به یک منوال نیست. گاهی راست گفتن ارزش اخلاقی دارد و گاهی دروغ (دروغ مصلحت‌آمیز). با توجه به این بیان آن چه در کلام حضرت در باب صفات یاد شده آمده از باب نسبیت به معنای صحیح آن است و نه نسبیت در برابر مطلق که در اخلاق دینی وغیر دینی مطرح است .
2-12- تأثیر تربیت خانوادگی و وراثت در اخلاق
همه می‏دانیم که اولین مدرسه برای تعلیم و تربیت کودک محیط خانواده است، و بسیاری از زمینه‏های اخلاقی در آنجا رشد و نمو می‏کند؛ محیط سالم یا ناسالم خانواده تأثیر بسیار عمیقی در پرورش فضائل اخلاقی، یا رشد رذائل دارد؛ و در واقع باید سنگ زیربنای اخلاق انسان در آنجا نهاده شود.
اهمیت این موضوع، زمانی آشکار می‏شود که توجه داشته باشیم که اولا کودک، بسیار اثر پذیر است، و ثانیا آثاری که در آن سن و سال در روح او نفوذ می‏کند، ماندنی و پا برجا است !
این حدیث را غالبا شنیده‏ایم که امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: «العلم (فی) الص ـ غر کالنقش فی‏الحجر؛ تعلیم در کودکی همانند نقشی است که روی سنگ کنده می‏شود!» (که سالیان دراز باقی و برقرار می‏ماند).
کودک بسیاری از سجایای اخلاقی را از پدر و مادر و برادران بزرگ و خواهران خویش می‏گیرد؛ شجاعت، سخاوت، صداقت و امانت، و مانند آنها، اموری هستند که به راحتی کودکان از بزرگترهای خانواده کسب می‏کنند؛ و رذائلی مانند دروغ و خیانت و بی‏عفتی و ناپاکی و مانند آن را نیز از آنها کسب می‏نمایند.
افزون بر این، صفات اخلاقی پدر و مادر از طریق دیگری نیز کم و بیش به فرزندان منتقل می‏شود، و آن از طریق عامل وراثت و ژنها است؛ ژنها تنها حامل صفات جسمانی نیستند، بلکه صفات اخلاقی و روحانی نیز از این طریق به فرزندان، منتقل می‏شود، هرچند بعدا قابل تغییر و دگرگونی است، و جنبه جبری ندارد تا مسؤولیت را از فرزندان بطور کلی سلب کند.
در کودکی همانند نقشی است که روی سنگ کنده می‏شود!
به تعبیر دیگر، پدر و مادر از دو راه در وضع اخلاقی فرزند اثر می‏گذارند، از طریق تکوین و تشریع، منظور از تکوین در اینجا صفاتی است که در درون نطفه ثبت است و از طریق ناآگاه منتقل به فرزند می‏شود، و منظور از تشریع، تعلیم و تربیتی است که آگاهانه انجام می‏گیرد، و منشأ پرورش صفات خوب و بد می‏شود.
درست است که هیچ کدام از این دو جبری نیست ولی بدون شک زمینه‏ساز صفات و روحیات انسانها است، و بسیار با چشم خود دیده‏ایم که فرزندان افراد پاک و صالح و شجاع و مهربان، افرادی مانند خودشان بوده‏اند و بعکس، آلوده زادگان را در موارد زیادی آلوده دیده‏ایم. بی‏شک این مسأله در هر دو طرف استثنائاتی دارد که نشان می‏دهد تأثیر این دو عامل (وراثت و تربیت) تأثیر جبری غیر قابل تغییر نیست. با این اشاره به قرآن مجید باز می‏گردیم و مواردی را که قرآن به آن اشاره کرده است، مورد بررسی قرار می‏دهیم.
إِنَّکَ إِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبادَکَ وَ لا یَلِدُوا إِلاَّ فاجِراً کَفَّاراً (سوره نوح، آیه‏27)
فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَ أَنْبَتَها نَباتاً حَسَناً وَ کَفَّلَها زَکَرِیَّا (سوره آل عمران، آیه‏37)
إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمینَ – ذُرِّیَّهً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ (سوره آل عمران، آیه‏33 و 34)
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلیکُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَهُ (سوره تحریم، آیه‏6)
یا أُخْتَ هارُونَ ما کانَ أَبُوکِ امْرَأَ سَوْءٍ وَ ما کانَتْ أُمُّکِ بَغِیًّا (سوره مریم، آیه‏28)
ترجمه:
چرا که اگر آنها را باقی بگذاری، بندگانت را گمراه می‏کنند و جز نسلی فاجر و کافر به وجود نمی‏آورند!

مطلب مرتبط :   دانلود مقاله با موضوع اوقات فراغت و تفریح

Close Menu