منبع پایان نامه ارشد درمورد تعلیم و تربیت

منبع پایان نامه ارشد درمورد تعلیم و تربیت

دانلود پایان نامه

مفاهیم اخلاقی ناشی از روابط عینی و حقیقی بین افعال اختیاری انسان و نتایج حاصل از آنهاست. (ضرورت بالقیاس) در واقع از رابطه علی و معلولی بین آن دو انتزاع می شوند این رابطه حقیقی و مستقل از علم و جهل و اراده فاعل و وضعیت حاکم بر جامعه است خوبی و بدی و باید و نباید اخلاقی، ناشی از چنین نسبیت واقعی و تکوینی است که عبارت است از نوع تأثیر فعل اختیاری انسان بر کمال نفسانی او و چون این رابطه عینی و تکوینی و از نوع رابطه علیت است در نتیجه دچار تغییر و تحول نمی گرددو در پی ثبات و جاودانگی این نسبت به دلیل ثبات طرفین آن، مفاهیم اخلاقی نیز جاودانه و جهانی اند زیرا روح و حقیقت انسان یک طرف رابطه است، دچار تحول نمی گردد و فعل و رفتار مشخص هم که موضوع حکم اخلاقی است و طرف دیگر رابطه است، فرض بر ثبات آن است. (ر.ک: طباطبائی، 1368،140).  

نتیجه آن که نسبیت گرایی مبنای محکم و مستدلی ندارد، و از طرفی، نسبیت گرایان در پذیرش این دیدگاه دچار تناقض می شوند زیرا یکی از نتایج اعتقاد به نسبیت در اخلاق پذیرفتن اصل تساهل می باشد، بدین معنا که نسبیت گرایان به لحاظ اخلاقی نمی توانند کسی را که از فرهنگ آنها بیرون است مورد انتقاد قرار دهند (پویمن لوئیس، 1376،ص330) و روشن است که پذیرفتن اصل مطلق تساهل با مبنای آن ها یعنی نسبیت اخلاق در تناقص است.
2-11-9- دلائل رویکرد مردم به نسبیت گرایی
عوامل مختلفی سبب گرایش به نسبیت گرایی می شود که اهم آنها عبارتند از:
عدم شناخت درست کمال حقیقی و نقص در جهان بینی: بعضی کمال را در لذت و برخی دیگر در سودجمعی و قدرت … و وصول قرب الهی می دانند.
عدم درک صحیح از رابطه افعال اختیاری و کمال مطلوب: بعضی علی رغم شناخت کمال مطلوب به درستی، مصادیق اعمال نیک که او را در رسیدن به کمال مطلوبش یاری کند نمی شناسد و همچنین اعمالی که او را از کمال مطلوب دور می کند را تشخیص نمی دهد. (ر.ک: مصباح یزدی، 1381،ص82).
افول دین در جوامع غربی: افول دین در جوامع غربی سبب گرایش به نسبیت گرایی و پوچ گرایی شده است، اگر خدایی وجود نداشته باشد که نظام اخلاقی را ضمانت کند، نباید نظام اخلاقی کلی وجود داشته باشد، بلکه تنها تفاوت ریشه ای فرهنگی وجود خواهد داشت و در پایان مرگ. (پویمن، لوئیس،1376،ص337).
نسبیت گرایی در اخلاق به منزله انکار اخلاق و هر گونه ارزش و زیبایی اخلاقی است. لازم است با شناخت صحیح از ابعاد وجودی انسان و غایت و هدف اصلی خلقت و تصحیح درک انسان‌ها از کمال نهایی در مسیر صحیح قرار گیریم اگرچه عقل، به عنوان پیامبر، مسئول باطنی انسان در تعالیم اسلامی شناخته می شود و سفارش به تقویت و پرورش آن شده است لکن با صرف پرورش و تقویت عقل نمی‌توان شناخت صحیحی از کمال نهایی انسان بدست آورد. عقل انسان به تنهایی قادر به تشخیص تمام آثار و عواقب دنیوی و اخروی افعال اختیاری انسان نیست و بسیاری از اعمال نیک و شایسته را نمی‌تواند تشخیص دهد و عواقب بسیاری از افعال خارج از دامنه تشخیص عقل است.
بنابراین رسیدن به کمال نهایی مستلزم پناه بردن به دامان دین و کلام الهی است. چرا که خالق انسان و سازنده او تنها می‌تواند راه و مسیر آدمی را مشخص نماید.
باید و نبایدها را بشناساند و دست عقل را گرفته و در شناخت بد و خوب ارزش و ضد ارزش راهنما باشد.
آری، عقل به تنهایی و بدون یاری وحی قدرت شناخت روابط بین افعال اختیاری و کمال مطلوب انسان را ندارد. و این شرع مقدس است که با شناخت کامل از ابعاد وجودی انسان و کمال مطلوبش عقل را نور و روشنایی می‌بخشد و درکشف این روابط یاری می‌دهد و او را به سرمنزل مقصود می‌رساند. 
عیب و نقص نظام تعلیم و تربیت غربی و شرقی در این است که درمان تمام دردها و جراحات انسانی را منحصراً در فراورده‌های عقلی جستجو می‌کنند و عقل نارسا و ناتوان را هم‌چون بت و معبودی می‌پرستند. 
نسبیت
نسبیت صفتی است که از مقایسه دو امر با یکدیگر و یا یک امر در دو موقعیت مختلف بدست می‏آید و می‏توان از مقایسه زمانی و یا مکانی و یا قومی و ملی و یا ادیان و شرائع و امثال اینها آن را بدست آورد.
در مسأله نسبیت و اطلاق اخلاقی همان نسبیت عمومی مورد بحث بوده که عبارت است از اختلاف و تغییر آراء و معیارها وملاکهای اخلاقی و ارزشهای اخلاقی.
2-11-10- گرایش(حس)اخلاقی
در میان مجموعه مخلوقات تنها انسان است که توانائی تشخیص و تعیین و فهم نیک و بد را داراست و به این امتیاز از سایر موجودات متمایز می‏باشد.
حس اخلاقی مانند«حس دینی»، «حس حقیقت خواهی»، «حس اجتماعی»و امثال اینها از واقعیت مستمر الوجود حیات بشری است.هیچگاه روح و حیات انسان از«حس اخلاقی»تهی نبوده و نخواهد بود.انسان اجتماعی زندگی می‏کند و جامعه مستمرا اخلاق و ارزشهای اخلاقی را با خود همراه دارد.
قبول و الزام به اصولی که به صورت خوب و بد برای هر فرد و هر اجتماعی مطرح است، گویای این واقعیت مستمر الوجود است که هیچکس را توان انکار آن نیست، زیرا انکار آن به منزله انکار موجودیت انسان و جامعه انسانی است.
انسانی که فاقد اندیشه، عواطف، گرایش دینی و گرایش اخلاقی باشد، در عالم خارج از ذهن وجود ندارد«اینچنین شیری خداوند نافرید»بدین معنا «حس اخلاقی»مطلق است نه نسبی.
مرحوم مطهری در خصوص حسن و قبح معتقد است:
«آیا واقعا حسن و قبح یک امر نسبی است یا نه؟این حرف هم درست نیست که حسن و قبح یک امر نسبی است…آن چیزی که اساس حسن و قبح است امر نسبی نیست.»

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ تحقیق برنامهریزی استراتژیک

بستن منو