منبع پایان نامه ارشد درمورد اهداف آموزش کارآفرینی

منبع پایان نامه ارشد درمورد اهداف آموزش کارآفرینی

دانلود پایان نامه

ارزیابی آموزش کارآفرینی منحصر به زمان و دورۀ خاصی نیست بلکه یک فرایند مستمر و طولانی در دوره‌های زمانی مختلف است. بیشتر محققان و صاحب‌نظران از جمله گیب(1989) و بلاک(1987) در زمینه کارآفرینی بر این عقیده‌اند که به منظور سنجش اثربخشی و موفقیت برنامه‌های آموزش کارآفرینی، این برنامه‌‌ها باید در طی مراحل زمانی مختلف (اعم از دوره آموزش و پس از آن) ارزیابی شوند. به طور نسبی سنجش و ارزشیابی برنامه‌های آموزش کارآفرینی با توجه به هزینه‌هایی که برای کسب‌وکار و ایجاد شغل داشته‌اند و بر اساس درصد مشارکت‌کنندگانی انجام می‌شود که کسب‌وکار راه‌اندازی کرده‌اند و در آن ماندگار بوده‌اند. اما اگر برنامه‌‌ها برای افرادی که توفیق‌طلبی سطح بالایی داشته باشند، ارائه شود، در آن صورت نرخ سنجش اثربخشی برنامه‌‌ها می‌تواند بیشتر باشد. لذا به منظور سنجش اثربخشی و موفقیت برنامه‌های آموزش کارآفرینی، این برنامه‌‌ها باید در طی مراحل زمانی مختلف (اعم از دوره آموزش و بعد از آن) ارزیابی شوند (جدول 2-2).  

جدول 2-2. مدل ارزیابی آموزش کارآفرینی
دوره ارزیابی متغیر‌های مورد ارزیابی
سنجش در زمان حال و موقعیت فعلی ثبت نام فراگیران، تعداد، تنوع دوره، علاقه‌مندی به کارآفرینی و میزان آگاهی
سنجش قبل و بعد از دوره/برنامه علاقه‌مندی به راه‌اندازی کسب‌و‌کار، دانش کسب‌شده و برداشت و تصور از خود در زمینۀ یادگیری و توانایی
0-5 سال بعد از دوره/برنامه تعداد و نوع کسب‌وکارها، مستحکم کردن جای پا در بازار، موقعیت‌های کارآفرینی کسب‌شده و موقعیت‌های کارآفرینی جست‌وجو‌شده
6-10 سال بعد از دوره/برنامه ماندگاری و شهرت شرکت‌های جدید و راه‌اندازی‌شده و تغییر در شهرت و سطح نوآوری شرکت‌های راه‌اندازی‌شده
10 سال به بالا بعد از دوره/برنامه سهم در رشد اقتصاد و توسعۀ جامعه، عملکرد شرکت، رضایت از مسیر شغلی و خودشکوفایی شخص و موقعیت‌های روانی
منبع: هنری ( 2005). کارآفرینی و آموزش و پرورش؛ کارآفرینی چگونه آموزش داده میشود، مجله مدیریت و اقتصاد
2-10-6. سازماندهی آموزش کارآفرینی (ساختاری)
به طور کلی، میتوان برنامههای آموزش کارآفرینی دانشگاه‌های مختلف دنیا از لحاظ سازماندهی در دو گروه یا مدل اصلی طبقه‌بندی کرد. اگر کانون برگزاری آموزش کارآفرینی و تمامی عناصر و اجزای آموزشی آن در دانشکده مدیریت و شاخه‌های مرتبط با آن یا در دانشکده‌های فنی یا ترکیبی از هر دو دانشکده مستقر شده باشند، آن گاه این شیوه سازماندهی آموزش کارآفرینی را (مدل سازماندهی متمرکز) مینامند. برنامههای آموزش کارآفرینی دانشگاههای (کلمبیا، ماریلند و هاروارد ). در نقطه مقابل، مدل سازماندهی متمرکز (مدل سازماندهی گسترده) قرار دارد. در تمامی آنها همۀ دانشجویان رشتههای مختلف دانشکدههای گوناگون تحت آموزشهای کارآفرینی قرار میگیرند. مثلاً در بسیاری از دانشگاه‌ها رشتههای علومانسانی، هنر، علومپایه و کشاورزی نیز تحت آموزش‌های کارآفرینی قرار می‌گیرند. از جمله مثال‌های آموزشهای کارآفرینی گسترده میتوان به برنامههای آموزشی دانشگاههای (استنفورد، بابسون و کرنل ) در آمریکا اشاره کرد ( استریتر، 2003).
در هنگام طراحی برنامههای آموزش کارآفرینی باید به این نکته مهم توجه کرد که افراد طی چه فرایند و چگونه تصمیم میگیرند که کارآفرین شوند؟ چرا فرد گزینه شغلی دیگری را انتخاب نمیکند؟ از آنجا که تصمیمگیری یک فرایند ذهنی است. لذا منحصر به فرد است، اما با این حال می‌توان خصوصیات مشترکی برای این فرایند پیدا کرد. مثلاً مانند هر فرایند تصمیمگیری دیگر، حرکت از یک موقعیت به سوی موقعیتی دیگر است یا حرکت از وضعیت جاری زندگی به سوی موقعیتی است که فرد تصور می‌کند مطلوبتر است. قطعاً چنین تصمیمگیری در جهت ترک وضعیت حاضر و حرکت به سوی یک موقعیت جدید دیگر که ناشناخته است، کارآسانی نیست. تغییر وضعیت حاضر زندگی و ایجاد یک موقعیت جدیدتر (که فرد انتظار دارد مطلوبتر از وضع موجود باشد)، نیازمند تلاش فراوان است. به طور کلی، تصمیمگیری در جهت ایجاد و راه‌اندازی یک کسب‌و‌کار مستقل، زمانی اتفاق میافتد که فرد تصور میکند که ایجاد آن هم امکانپذیر است و هم مطلوب. عواملی که باعث میشود تا فرد احساس کند تصمیم در جهت ایجاد یک کسب‌وکار مطلوب است عبارت‌اند از: فرهنگ فرد و جامعهای که فرد در آن زندگی میکند، خرده فرهنگی که فرد مستقیماً با آن برخورد دارد، خانواده، نظام آموزشی، الگوهای نقش. از سوی دیگر، برای آن که فرد بتواند یک کسب‌و‌کار مستقل و کارآفرینانه را راه‌اندازی کرده و به درستی مدیریت کند باید یک فرایند منطقی را طی کند. این فرایند دارای چهار مرحله مشخص به شرح زیر است 1- شناسایی و ارزیابی فرصت از لحاظ امکانپذیری و مطلوبیت 2- تبدیل فرصت موجود به شکل یک برنامه کسب‌و‌کار 3- شناسایی منابع مالی وغیر‌مالی مورد نیاز برای راهاندازی برنامه کسب‌و‌کار مورد نظر 4- راه‌اندازی کسب‌و‌کار در جهت عملی کردن برنامه کسب‌و‌کار در نظر گرفته شده و مدیریت کسب وکار راه‌اندازی شده (هیسریچ، 1992).
2-10-7. محتوای آموزش کارآفرینی
برای اینکه افراد سهم خودشان را در اقتصاد و جامعه به عنوان کل درک کنند در وهله اول آنها نیاز دارند تا درباره کارآفرینی و همین طور درباره خودشان یاد بگیرند و این اولین گام برای کشف است.
لوزسکیو (2008) محتوا و مراحل آموزش کارآفرینی را به دو گام تقسیم میکند؛ گام اول: خصوصیات کارآفرینی و مهارتهای پروژه شامل مدیریت پروژه، کارآفرینی درونی، نوآوری، بازاریابی و ارتباطات. گام دوم: مهارتهای کسب‌و‌کار و کارآفرینی شامل رهبری، شبکهسازی، برنامهریزی اقتصادی و برنامهریزی استراتژیک بنگاه.
تیمونز و استونسون (1985)، در نتایج مطالعات خود دریافتند که اخلاق به عنوان یکی از مهارتها و نگرشهای مهم در آموزش کارآفرینی باید مورد توجه قرار گیرد. رفتار اخلاقی هسته اصلی موفقیت طولانی مدت در کسب‌و‌کار است. همچنین در مورد اینکه آیا کارآفرینی آموزش‌‌پذیر است به روشنی اذعان کردهاند؛ کارآفرینی یک تجربۀ دایم است که برخی میتوانند در مدارس فراگیرند و برخی نمیتوانند. همچنین تیمونز و دیگران معتقدند که انتخاب محتوای مناسب جهت آموزش کارآفرینی به چند عامل بستگی دارد:
1- چارچوب مفهومی آموزش کارآفرینی مؤسسه یا دانشگاه اگر رهیافت «وسیع» را برگزیده باشد، در آن صورت محتوای آموزش کارآفرینی معطوف ویژگی‌ها و رفتارهای کارآفرینانهای خواهد شد که فراتر از کسب‌و‌کار است. همان‌گونه که قبلاً نیز بیان شد، به جهت نبود توافق در میان محققان و صاحب‌نظران، درخصوص مفهوم کارآفرینی، محتوای آموزشی متنوعی توسط دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزشعالی مختلف انتخاب شده است.
2- طبقه‌بندی آموزش کارآفرینی در دانشگاه‌ مربوطه، محتوای آموزش کارآفرینی در مورد برنامه‌های آموزشی کارآفرینی یا آنچه که در برنامه‌های آموزشی درباره کارآفرینی گزینش می‌شود، قطعاً متفاوت است.
3- زمینۀ محیطی مورد نظر، کارآفرینی پدیدهای است وابسته به محیط و زمینه (ورتمن، 1996). لذا باید در هنگام طراحی برنامه‌های آموزش کارآفرینی برای یک رشته خاص، محیط کسب‌و‌کار در آن زمینه خاص را مطالعه کرد. در این ارتباط (گیب، 2002) معتقد است که کاملاً مشخص نیست چه باید آموزش داده شود اما واضح است که بستگی به محیط پیرامونی دارد. بنابراین در اجرای آموزش کارآفرینی این نکته حایز اهمیت است که باید دورههای آموزشی حاوی ویژگیهای خاص باشد.
هیسریچ و پیترز (2005)، به منظور دستیابی به اهداف آموزش کارآفرینی و با در نظر گرفتن دو اصل بسیار مهم آن یعنی تصمیم‌گیری کارآفرینانه و فرایند کارآفرینی، مهارت‌ها و توانایی‌های مورد‌نظر جهت کارآفرین شدن را در سه طبقه گروه بندی کرده‌اند:
توانایی‌های شخصی کارآفرینان، شامل انگیزه قوی، ریسک‌پذیری، استقلال‌طلبی، تغییر‌پذیری، نوآوری و آینده‌نگری، تلاشگری و سخت‌کوشی و مرکز کنترل درونی.
مهارتهای فنی، شامل ارتباط کتبی و شفاهی، مدیریت کسب وکار، کار تیمی، مهارت بینفردی، گوش دادن، توانایی سازماندهی، توانایی تشکیل شبکه‌های مورد نیاز، نظارت بر محیط پیرامون، سبک‌های مدیریتی و مربی‌‌گری
مهارتهای مورد نیاز جهت مدیریت کسب و کار، شامل: برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری، تصمیم‌گیری، مذاکره، بازار‌یابی، مالی، مدیریت، حسابداری، روابط انسانی در شرکت و سازمان، راه‌اندازی و مدیریت شرکت جهت رشد و توسعه.
در رهیافت پودمانی هیسریچ و پیترز، اهداف و مهارت‌های ذکر شده اساس و پایه برنامه آموزش کارآفرینی را تشکیل می‌دهند.

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ پایان نامه طراحی الگوی بازاریابی

بستن منو